دانشگاه آزاد اسلامی
واحد علوم و تحقیقات کرمانشاه
پایان نامه
جهت اخذ درجه کارشناسی ارشد در رشته روانشناسی بالینی(M.A)
عنوان
بررسی رابطه بین نگرش مذهبی با سلامت روانی دانشآموزان دبیرستانهای دخترانه‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬استاد راهنما
دكتر حسن اميري
نگارش
هما پور آذر
تابستان 1393
تقدیم به
پدر و مادرم
دو گوهر بی بدیل
همواره از خداوند می خواهم آنان را مورد لطف و رحمت خویش قرار دهد همانگونه که آنان مرا در کودکی پرورش دادند.
سپاسگزاری
اما از آنجایی که تجلیل از استاد، سپاس از انسانی است که هدف و غایت آفرینش را تامین می کند و سلامت امانتهایی را که به دستش سپرده اند تضمین،و به مصداق آیه « من لم یشکر المخلوق لم یشکر الخالق» برخود لازم می دانم از استاد با کمالات و شایسته جناب آقای دکتر حسن امیری که زحمت راهنمایی این رساله را برعهده گرفتند تقدیر و تشکر نمایم.
باشد که این کمترین بخشی از زحمات آنان را سپاس گوید.
فهرست مطالب
عنوان صفحه
چکیده1
فصل یکم: کلیات پژوهش
1-1- مقدمه3
1-2- بیان مسئله ‬4
1-3- اهمیت و ضرورت پژوهش5
1-4- اهدف پژوهش6
1-4-1- هدف اصلی6
1-4-2- اهداف فرعی6
1-5- فرضیه های تحقیق7
1-6- تعاریف مفهومی و عملیاتی7
1-6-1- تعاریف مفهومی7
1-6-2- تعاریف عملیاتی7
فصل دوم: پیشینه پژوهش
مذهب از نظر لغوی9
تاریخچه ادیان و مذاهب9
اصول آثار نگرش مذهبی بر باورها10
1-اصل توحید10
2-اصل نبوت10
3-اصل معاد11
دیدگاه های روانشناسان غربی در مورد مذهب11
مذهب و نوجوانی17
مذهب به عنوان عامل پیشگیری19
ضرورت نگرش مذهبی19
مزایای نگرش مذهبی21
1-خوش بینی21
2-توکل21
3-تسلیم در برابر اراده الهی22
4-شادکامی23
سلامت روان25
مفهوم سلامت روان25
تاریخچه سلامت روان26
اهمیت سلامت روان27
جنبه های مختلف سلامت روان28
مولفه های مثبت در سلامت روانی30
سلامت روان از ديدگاه روان شناسان30
مدل های سلامت روان42
الگوی سلامت روانی کامل43
پيشينه ي پژوهشي53
الف) پیشینیه داخلی پژوهش53
ب) پیشینه خارجی پژوهش54
فصل سوم: روش پژوهش
3-1- طرح پژوهش57
3-2-معرفی متغیر ها57
3-3-جامعه ی آماری57
3-4-نمونه و روش نمونه گیری57
3-5-ابزار پژوهش57
1- پرسشنامه سلامت رواني (GHQ-28 ) گلدبرگ :57
اعتبار و پايايي پرسش نامه58
2- پرسشنامه نگرش مذهبی براهنی (گلریز و براهنی، 1353):59
3-6- شیوه اجرا60
فصل چهارم: تجزیه و تحلیل دادهها ‬‬‬‬‬‬‬‬‬4-1- روش تجزیه و تحلیل داده ها ‬‬‬‬‬‬62‬‬‬‬‬4-2- یافته های توصیفی62
4-3- یافته های استنباطی63
فصل پنجم: بحث و نتیجهگیری‬‬‬بحث و تفسیر نتایج68
محدودیت های پژوهش73
پیشنهادات پژوهشی73
منابع74
ضمائم80
فهرست جداول
عنوان صفحه
جدول 1- میانگین و انحراف معیار متغیرهای سلامت روان و مولفه های آن ( اختلال افسردگی، عملکرد اجتماعی، اضطراب و نشان های جسمانی) 62
جدول 2- میانگین و انحراف معیار متغیر نگرش مذهبی 63
جدول 3- ضریب همبستگی بین نگرش مذهبی و سلامت روان دانش آموزان 63
جدول 4- ضریب همبستگی بین نگرش مذهبی و نشانه های جسمانی دانش آموزان 64
جدول 5- ضریب همبستگی بین نگرش مذهبی و اختلال در عملکرد اجتماعی دانشآموزان‬‬‬‬‬‬‬‬ 65‬‬‬جدول 6- ضریب همبستگی بین نگرش مذهبی و اختلال در عملکرد اجتماعی دانشآموزان‬‬‬‬‬‬‬‬ 65‬‬‬جدول 7- ضریب همبستگی بین نگرش مذهبی و اختلال در عملکرد افسردگی دانشآموزان‬‬‬‬‬‬‬‬ 66‬‬‬
چکیده
نقش متغيرهاي شناختي، شخصيتي و اجتماعي در تبيين رابطه بين نگرش مذهبي و سلامت رواني از اهميت ويژهاي برخوردار است، اما كمتر به صورت تجربي مورد بررسي قرار گرفته است؛ بدين منظور در اين پژوهش به بررسي رابطه نگرش مذهبي و سلامت رواني پرداخته شده است. هدف مطالعه حاضر بررسي رابطه بين نگرش مذهبي و سلامت رواني دانش آموزان دختر دبيرستاني بوده و فرضيه اصلي تحقيق اين است كه بين نگرش مذهبي و سلامت رواني دانش آموزان دختر دبيرستاني رابطه وجود دارد. روش تحقيق در اين پژوهش، توصيفي از نوع همبستگي است. نمونه مورد بررسي 360 نفر از دانش آموزان دختر دبيرستاني كه در سال تحصيلي 93-92 مشغول به تحصيل بودند و به صورت نمونه گيري تصادفي خوشه ای انتخاب گرديدند. آزمون نگرش مذهبي براهنی و پرسشنامه سلامت عمومي (GHQ) براي سنجش ملاك هاي سلامت، شامل جسمي سازي، اضطراب و بي خوابي، اختلال در كاركرد اجتماعي و افسردگي به عنوان ابزار تحقيق استفاده شد و داده هاي به دست آمده با روش ضريب همبستگي پيرسون و رگرسیون چند متغیره مورد تجزيه و تحليل قرار گرفت. يافته ها نشان داد كه بين نگرش مذهبي و سلامت روان همچنين بين نگرش مذهبي و اضطراب و اختلال در كاركرد اجتماعي و افسردگی و نشانه های جسمانی در سطح معناداري (01/0 p<)رابطه وجود دارد؛ ضرايب همبستگي منفي بدين معني است كه هرچه نگرش مذهبي بالاتر باشد، علائم بيماري كمتر و درنتيجه سلامت روان بيشتر است. به طور خلاصه مي توان گفت يافته هاي اين پژوهش بيانگر آن است كه نگرش مذهبي با افزايش سلامت روان در رابطه است. پژوهش هاي آينده لازم است ميزان تعميم پذيري اين يافته ها را بررسي كنند.‬‬‬کليدواژگان:
نگرش مذهبي، سلامت رواني، دانش آموزان دختر دبيرستاني
فصل یکم
کلیات پژوهش
1-1- مقدمه
در مورد تأثير و اهميت اعتقادات ديني بر سلامت روان از گذشته تاکنون بحث هاي بسياري انجام گرفته است و در سالهاي اخير روان شناسان به نقش دين در تأمين سلامت روان و درمان بيماري هاي رواني توجه ويژه اي داشته اند. آنها معتقدند در ايمان به خدا و نگرش مذهبي نيروي خارق العاده اي وجود دارد که نوعي قدرت معنوي به انسان مي بخشد و در تحمل سختي هاي زندگي، او را کمک ميکند و از نگراني و اضطرابي که بسياري از مردم زمان ما در معرض ابتلا به آن هستند دور مي سازد. سازمان بهداشت جهاني در آخرين بيانيه هاي خود که در دهة گذشته منتشر کرده است و بخصوص در مقدمة پروژه ۲۰۰۰ که طي آن برنامه وسيع بهداشتي براي کشورهاي درحال توسعه در نظر گرفته شده ، سلامتي ر ا از چهار بعد اساسي يعني ابعاد جسماني، رواني، اجتماعي و معنوي 1 مورد بررسي قرار داده است.تأکيد بر بعد چهارم يعني معنويت نمايانگر آگاهي مسئولين و متخصصين سلامت روان و تأکيد بر اهميت مذهب و معنويت در زندگي افراد جامعه است (کجباف،1387). در ميان کساني که به اهميت مطالعات مذهبي اشاره کرده اند، مي توان از بنيامين راش1 (۱۷۴۵-۱۸۱۳) پدر روان پزشکي آمريکا ياد کرد؛ وي اظهار کرد «مذهب آن قدر براي پر ورش و سلامت روح آدمي اهميت دارد که هوا براي تنفس» (کجباف و رئیس پور، 1387)‬‬. ويليامز جيمز بنيانگذار روانشناسي در آمريکا و نويسندة مقاله انواع تجارب مذهبي در سال ۱۹۰۲ بيان مي کند: ايمان بدون شک مؤثرترين درمان اضطراب است . ايمان نيرويي است که بايد براي کمک به انسان در زندگي وجود داشته باشد و فقدان ايمان زنگ خطري است که شکست انسان را در برابر سختي هاي زندگي هشدار ميدهد.‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬ یکی دیگر از موضوعات مهمی که در زندگی نوجوانان اهمیت دارد بحث سلامت روان است، موضوع سلامتي از بدو پيدايش بشر و در قرون واعصار متمادي مطرح بوده است اما هر گاه از آن سخني به ميان آمده عموماً بعد جسماني آن مدنظر قرار گرفته و كمتر به ساير ابعاد به خصوص بعد رواني آن توجه شده است ( هاشمي و همكاران، 1387)سلامت روان به معني اجراي موفقيت آميز عملكرد دروني است كه منجر به فعاليت هاي سازنده، برقراري ارتباط با ساير افراد جامعه، توانايي تطبيق با تغييرات، يادگيري و اعتماد به نفس ميشود (احمدي ، 1390).‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬با توجه به اهمیت توجه به دین و معنویت این پژوهش در همین راستا و با هدف بررسی رابطه بین نگرش مذهبی با سلامت روانی دانشآموزان دبیرستانهای دخترانه انجام شده است. ‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬ 1-2- بیان مسئله ‬
يکي از هدف هاي بررسيهاي اسلامي در روانشناسي ميتواند دست يافتن به الگوهاي اسلامي در روان شناسي باشد که براساس آنها بتوان علت به وجود آمدن تداوم و پيشگيري از برخي اختلال هاي رواني را تبيين کرد و به راهکارها و معيارهاي سودمندي در راستاي پيشگيري و درمان اختلال هاي رواني و همچنين تأمين سلامت افراد جامعه دست يافت (کلانتري، ۱۳۷۸). يونگ ( 2000 ) دين را يکي از قديمي ترين و عموميترين تظاهرات روح انسان دانست و از اين رو، نميتوان دست کم اهميت دين را به عنوان يک پديدة اجتماعي و تاريخي ناديده گرفت(نقل از احمدی، 1390). پارگامنت2 ، نقش روان شناختي مذهبي را در کمک به مردم براي درک و کنا ر آمدن با رخدادهاي زندگي توصيف نموده است : مذهب مي تواند در ايجاد احساس اميد، احساس نزديک بودن به ديگران، آرامش هيجاني، فرصت خودشکوفايي، احساس راحتي، مهار تکانه، نزديکي به خدا وکمک به حل مشکل مؤثر باشد (نيومن3 وپارگامنت،۱۹۹۰) معتقد بود که مذهب به سلامت رواني بيماران رواني كمك مي كند و درنهايت اينکه او فساد اخلاقي را يكي از عوامل پيدايي مسئول بيماري هاي رواني ميدانست (ريچاردسون4 ۱۹۷۸ ، به نقل از پهلواني و دولتشاهي، ۱۳۷۵ ). هيروث5 اظهار کرد، فقدان باورهاي مذهبي علت اصلي بيمار ي هاي رواني است وبيمار رواني از طريق آموزش اصول مذهبي بهتر درمان مي شود به نقل از نيل من6 (2002).‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬پژوهشهاي انجام شده در چند دهة گذشته نشان ميدهد که ارتباط مثبتي بين مذهب و سلامت روان وجود دارد و روان شناسي مذهب حمايت هاي تجربي براي اين عقيده فراهم کرده است . در يک مطالعه رابطة بين مذهبي بودن و معناداري زندگي وسلامت رواني توسط چامبر بنياند7 و همکاران ( ۱۹۷۸ ) و برگين و همکارانش با فراتحليل ۲۴ مقاله پژوهشي به بررسي رابطة بين مذهب با بهداشت رواني پرداختند ؛ نتايج پژوهش ها نشان داد که در مجموع رابطة بين مذهب و بهداشت رواني مثبت است(خدارحيمي و جعفري،۱۳۷۷؛ نقل از احمدی 1390 ).‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬همچنين روي8 و پيترسون9 ( ۱۹۸۵) در مقالة پژوهشي خود با عنوان« جايگاه ايمان مذهبي در بهداشت رواني » نتيجه مي گيرند که ايمان به خداوند و باور مذهبي در دوره هاي دشوار و تحمل ناپذير ازجمله رويارويي با بيماريهاي سخت بدني به انسان آرامش مي بخشد. همچنين درمطالعه اي پرسمن10 و همکاران ارتباط بين باورهاي مذهبي، افسردگي و بهبودي بعد از جراحي لگن را در ۳۰ زن سالمند مورد بررسي قراردادند، اين افراد همگي به علت شکستگي استخوان لگن مورد جراحي قرار گرفته بودند، نتايج نشان داد بيماراني که باورهاي مذهبي قوي تر داشتند و اعمال مذهبي را انجام مي دادند نسبت به گروه ديگر کمتر افسردگي داشتند و راه طولاني تري را در هنگام ترخيص از بيمارستان پياده روي کردند، همچنين دانستن خداوند به عنوان منشأ قدرت ، آرامش و انجام فرايض ديني به صورت معني داري با درجة پايين افسردگي در هنگام ترخيص از بيمارستان ارتباط داشته است )پرسمن، ليونر، لارسون، استرين، ۱۹۹۰ ، به نقل از محمدی، ۱۳90 ( همچنين فرانسيس11 وهمكاران ( ۲۰۰۴ ) در پژوهش خود نشان دادند كه تفاوت در نگرش هاي مذهبي مهم تر از اعمال مذهبي مي تواند سلامت رواني افراد را پيش بيني كند. با توجه به پژوهش های کمی که درزمینه نگرش مذهبی و سلامت روان صورت گرفته است لذا این پژوهش بدنبال این است که آیا بین نگرش مذهبی با سلامت روانی دانش آموزان دبیرستان های دخترانه کرمانشاه رابطه معنی داری وجود دارد؟‬‬‬‬‬‬‬1-3- اهمیت و ضرورت پژوهش
سبك زندگی افراد و چگونگی وضعيت سلامت جسمانی و روانی برای افراد هر جامعه ای از اهمیت بالایی برخوردار است از طرفی رفتارهای مذهبی ارزش مثبتی در پرداختن به نكات معنی دار زندگی دارند. رفتارهايی از قبيل توكل به خداوند،زيارت و غيره …. می توانند از طريق ايجاد اميد و تشويق به نگرش های مثبت,موجب آرامش درونی فرد شوند. باور به اين كه خدايی هست كه موقعيت ها را كنترل می كند و ناظر بر عبادت كننده هاست,تا حد زيادی اضطراب مرتبط با موقعيت را كاهش می دهد. به طوری كه اغلب افراد مؤمن ارتباط خود را با خداوند مانند ارتباط با يك دوست بسيار صميمی توصيف می كنند و معتقدند كه می توان از طريق اتكاء و توسل به خداوند,اثر موقعيت های غير قابل كنترل را به طريقی كنترل نمود(محمدی، 1390).
به همين دليل گفته میشود كه مذهب می تواند به شيوه فعالی در فرآيند مقابله مؤثر باشد. به طور كلی مقابله مذهبی, متكی بر باورها و فعاليت های مذهبی است و از اين طريق در كنترل استرس های هيجانی و ناراحتی های جسمی به افراد كمك می كند. داشتن معنا و هدف در زندگی، احساس تعلق داشتن به منبعی والا، اميدواری به كمك و ياری خداوند در شرايط مشكل زای زندگی، برخورداری از حمايت های اجتماعی، حمايت روحانی و … همگی از جمله منابعی هستند كه افراد مذهبی با برخورداری از آنها میتوانند در مواجهه با حوادث فشارزای زندگی، آسيب كمتری را متحمل شوند(صالحی فر،1382) . نتایجی که از این پژوهش بدست میآید میتواند با ارائه پیشنهادها و راهکارهایی کاربردی مورد استفاده آموزش و پرورش، خانوادهها و کلیه مراکز آموزشی قرار گیرد. ‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬1-4- اهدف پژوهش
1-4-1- هدف اصلی
بررسی رابطه بین نگرش مذهبی با سلامت روانی دانش آموزان دبیرستان های دخترانه شهر کرمانشاه
1-4-2- اهداف فرعی
1. بررسی رابطه بین نگرش مذهبی با کارکردجسمانی دانش آموزان .
2. بررسی رابطه بین نگرش مذهبی با کارکرداجتماعی دانش آموزان .
3. بررسی رابطه بین نگرش مذهبی با علائم اضطرابی دانش آموزان .
4. بررسی رابطه بین نگرش مذهبی با علائم افسردگی دانش آموزان .
1-5- فرضیه های تحقیق
1. بین نگرش مذهبی با کارکردجسمانی دانش آموزان رابطه وجود دارد
2. بین نگرش مذهبی با کارکرداجتماعی دانش آموزان رابطه وجود دارد
3. بین نگرش مذهبی با علائم اضطرابی دانش آموزان رابطه وجود دارد
4. بین نگرش مذهبی با علائم افسردگی دانش آموزان رابطه وجود دارد
1-6- تعاریف مفهومی و عملیاتی
1-6-1- تعاریف مفهومی
نگرش مذهبی: نگرش مذهبی عبارتست از اعتقاد به اينکه يک نظام نامرئي در ميان اشيا اين جهان است و بهترين کار براي ما اين است که خود را با اين نظم هماهنگ کنيم (گنجی،1370)
سلامت روانی:توانایی سازش فرد با جهان اطرافش به حداکثر امکان به طوری که باعث شادی و برداشت مفید و موثر به طور کامل شود (احمدوند،1385)
1-6-2- تعاریف عملیاتی
نگرش مذهبی: نمره ای است که آزمودنی ها از پرسشنامه استاندارد نگرش سنج مذهبی-براهنی بدست آورده اند.
سلامت روانی نمره ای است که آزمودنی ها از آزمون استاندارد، سلامت روانی ( 12GHQ) بدست آورده اند.
فصل دوم
پیشینه پژوهش
مذهب13 از نظر لغوی
مذهب، اسم مکان از ریشه ذهب می باشد. و چون ذهب به معنی رفتن است پس مذهب یعنی « محلّ رفتن » ؛ و محلَ رفتن همان راه است. لذا مذهب یعنی راه. بر این اساس به هر کدام از مسیرهایی که افراد در یک دین پیش می گیرند مذهب گفته می شود14.
تاریخچه ادیان و مذاهب
نخستین دین بر اساس آنچه در قرآن، معجزه محمد امین (پیامبر اسلام) و همچنین تورات و انجیل آمده، یکتاپرستی بوده است که آدم نخستین پیامبر و انسان روی زمین، بر این دین بوده است. اما انواع بت پرستیهای مصنوعی و طبیعی بعد از او و به دلایل متفاوت بوجود آمده‌اند که برخی از آن‌ها نیز بت را نماینده خدا می‌دانستند. در این میان، بت‌های مصنوعی با سیمای بشری به مثابه آخرین و تکامل یافته‌ترین مذهب بت پرستی بوده‌است. پیوند دین و آدمی، پیوندی دیرین و پایدار، اما دستخوش تغییرات است. پس از ملت، مذهب، دومین عامل احساس هویت در جهان به شمار می‌رود. دین، همچنان به عنوان مؤلفه‌ای بنیادین به حیات خود در جوامع گوناگون بشری ادامه خواهد داد، اما در عین حال، با تاثیر پذیرفتن انسان از زمانه و محیطی که به سرعت دگرگون می‌شود، جایگاه، نقش و عملکرد دین نیز دگرگون خواهد شد. از بزرگترین دینهای جهان می‌توان از دینهای ابراهیمی نام برد که همه از یک ریشه و منطقهی خاورمیانه سرچشمه می‌گیرند و عبارتند از اسلام، مسیحیت و یهودیت. از دینهای بزرگ دیگر در جهان می‌توان از بوداگرایی، هندوگرایی و آیین کنفوسیوس نام برد. دینهای کهن فراوان دیگری نیز وجود دارد مانند زرتشتی‌گری، مانی‌گری، مهرپرستی و جز اینها(عباسی، 1381).‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬اصول آثار نگرش مذهبی بر باورها
1- اصل توحید
یکی از آثار روانی توحید این است که باورمندان به آن از قدرت تحمل زیادی در مصائب و مشکلات برخوردار می شوند. مصیبت و بلا نه تنها آنان را درهم نمی شکند و از پای نمی اندازد بلکه بر عمق و وسعت ایمان و باورشان می افزاید. آنان در سختیها، به خدا توکل می کنند و او را کافی می دانند.( سوره آل عمران، آیه 174) اینان در پناه توحید، هدف و سرْمنزل سعادت را می شناسند و راه آن را یاد می گیرند (هدایت).( سوره یونس، آیه 9)از دیگر آثار روانی و فردی توحید ثمربخشی است. مؤمن می داند که هر گامش او را یک قدم به هدف نزدیک می سازد،( سوره عنکبوت، آیه 69) تلاشش اثری مثبت و نیکو بر جای می گذارد(سوره انشقاق، آیه 6) و کمترین کوشش او ضایع نمی شود ( سوره کهف، آیه 30).
2- اصل نبوت
اصل اعتقاد به این امر که «خداوند برای ابلاغ پیام خویش و هدایت بشر و ارائه دستور و برنامه زندگی مطلوب به او، کسانی را به عنوان پیامبر می فرستد» دارای این اثر روانی است که انسان، خود را رها شده و به خود وانهاده شده و در نتیجه حیران و سرگردان نمی یابد ؛ بلکه اطمینان دارد که به آسان ترین وجه می تواند به بهترین برنامه زندگی که متضمّن سعادت دنیا و آخرت و تأمین کننده مصالح جسم و روح او باشد، دست یابد. ضمناً لازم نیست برای یافتن حقایق، این در و آن در بزند و شخصاً به تجربه بپردازد و با آزمایش و خطا (در مواردی که ممکن باشد) راه درست زندگی را بشناسد و در نهایت هم مطمئن نباشد که آیا به نتایج درستی دست یافته است یا خیر و آیا توانسته است حقیقت را همان طور که هست دریابد یا احیاناً سراب را آب پنداشته و از حقایق به مجازها و از اصل هر چیز به سایه و نمونه ای بدلی از آن رسیده است.احساس رهانندگی و به خود وانهادگی، احساسی مخرّب و ویرانگر است و تهدیدی جدی برای سلامت روانی فرد به حساب می آید و در مقابل احساس تعلّق و اینکه کسی به فکر اوست و نسبت به سرنوشتش علاقه مند است و می خواهد و می تواند او را کمک کند و در شناختن و پیمودن راه سعادت یاریگر او باشد، احساسی مطلوب، خوشایند، مثبت و سازنده است و در سلامت روانی فرد نقش اساسی ایفا می کند(عباسی، 1381).
3- اصل معاد
سومین اصل از اصول اعتقادی اسلام، اعتقاد به معاد است. معاد از ماده «عود» به معنای «بازگشت» است و در فرهنگ دینی به این معناست که همه انسانها پس از مرگ برای رسیدگی به اعمال و برخورداری از پاداش نیکیها و مکافات بدیها به سوی مبدأ (یعنی خداوند)، باز می گردند. اعتقاد به این اصل، دارای آثار متعدّد اجتماعی و فردی، روانی و رفتاری است. قرآن درباره معاد به چند نکته اساسی توجه دارد که عبارت اند از:
– این امر، قطعی است (.. و إنَّ الساعةَ آتیةٌ لا رَیبَ فیها)؛ (سوره حج، آیه 7)
– همگانی است (هذا یَومُ الفَصلِ جَمَعناکُم و الأولین) (سوره مرسلات، آیه 38)
– دقیق برگزار می شود (لا یُغادِر صَغیرةٌ و لا کَبیرةٌ إلّا إحصاها)؛( سوره کهف، آیه 49)
– عادلانه است (لایُظلمونَ فتیلاً).( سوره نساء، آیه 48)
از مهم ترین آثار باور به این اصل، می توان به امور زیر اشاره کرد:
بازدارندگی: آگاهی به این امر که پس از این زندگی، زندگی جاویدان دیگری وجود دارد و بر اساس باورها و اعمالی که فرد در این جهان کسب کرده سر از سعادت یا شقاوت، درمی آورد، هر انسانی را به فکر فرو می برد که اگر واقعاً چنین است پس نمی توان بی تفاوت بود و هر طور که خواست زندگی کرد، بلکه باید آن طور زندگی کرد که سرانجام برای پیمودن راه آخرت، آمادگیهای لازم را کسب نمود.یکی دیگر از آثار آگاهی و باور به معاد، وسعت افق دید است. انسان باورمند به معاد، زندگی را محدود به زندگی دنیوی نمی داند. اسلام به او چنین می آموزد که زندگی دنیا به منزله مقدمه ای برای حیات اخروی است. (عباسی،مجله حدیث زندگی،ص53،13،1381).
دیدگاه های روانشناسان غربی در مورد مذهب
ویلیام‌ جیمز15 (1902) در کتاب‌ گونه‌های‌ تجربة‌ دینی‌ خود که‌ شامل‌ بیست‌ سخنرانی‌ وی‌ است‌ به‌ بررسی‌ انواع‌ تجربیات‌ دینی‌ پرداخته‌ است. وی‌ ضمن‌ استناد به‌ تجربیات‌ شخصی‌ افراد در حالات‌ جذبه، خلسه‌ و احساس‌ حضور نزد پروردگار به‌ مسئله‌ وحدت‌ وجود که‌ از مباحث‌ اساسی‌ در فلسفه‌ و عرفان‌ است‌ توجه‌ می‌کند. دامنة‌ مطالعات‌ ویلیام‌ جیمز در زمینة‌ تجربیات‌ دینی‌ از کشور آمریکا فراتر رفته‌ و فرهنگ‌ شرق‌ را نیز در بر می‌گیرد. این‌ بررسی‌ها شامل‌ سرگذشت‌ غزالی‌ و اشاره‌ به‌ اشعار شبستری‌ در گلشن‌ راز نیز می‌شود. حاصل‌ این‌ مطالعات‌ منجر به‌ ارائه‌ یک‌ فرضیة‌ اساسی‌ در زمینه‌ روان‌شناسی‌ دین‌ می‌شود(ویلیام‌ جیمز(1970) ترجمه قائنی، 1385). طبق‌ این‌ فرضیه،محتوای ناهشیار صرفاً‌ شامل‌ خاطرات‌ ناقص، تداعی‌ معانی‌ عجیب‌ و غریب‌ و مانند آن‌ نیست. بلکه‌ قسمت‌ ناهشیار شخصیت‌ انسان‌ می‌تواند منبع‌ و سرچشمه‌ بسیاری‌ از شاهکارها و آثار نبوغ‌ باشد. جیمز می‌گوید:
«به‌ هنگامی‌ که‌ مسئله‌ تصوف، عرفان، دعا و نیایش‌ را مورد مطالعه‌ قرار داده‌ بودیم‌ ملاحظه‌ کردیم‌ که‌ در زندگی‌ مذهبی‌ نقش‌ عمده‌ را فیض‌نهایی‌ که‌ از قسمت‌ ناهشیار ما می‌رسد بازی‌ می‌کنند. بنابراین‌ من‌ فرضیه‌ خود را اینطور قرار می‌دهم: این‌ حقیقت‌ برتر که‌ ما در تجربیات‌ دینی‌ با آن‌ ارتباط‌ پیدا می‌کنیم، بیرون‌ از حدود وجود فردی‌ ما هرچه‌ می‌خواهد باشد، درون‌ حدود وجود ما، دنبالة‌ ضمیر ناهشیار ما از اوست. وقتی‌ که‌ ما به‌ این‌ نحو پایة‌ فرضیة‌ خود را بر روی‌ امری‌ که‌ مورد قبول‌ دانشمندان‌ روان‌شناس‌ است‌ قرار می‌دهیم، با علوم‌ امروزی‌ تماس‌ خود را حفظ‌ کرده‌ایم؛ حال‌ آنکه‌ علمای‌ علم‌ کلام‌ چنین‌ تماسی‌ را ندارند» (ویلیام‌ جیمز(1970) ترجمه قائنی، 1385).
استانلی‌ هال‌ به‌ عنوان‌ اولین‌ رئیس‌ انجمن‌ روان‌شناسی‌ آمریکا(APA) نیز به‌ عنوان‌ یکی‌ از پیشکسوتان‌ روان‌شناسی‌ در آمریکا به‌ بررسی‌ دین‌ علاقمند بود و نشریه‌ای‌ را در زمینة‌ روان‌شناسی‌ دین‌ تاسیس‌ کرد که‌ تا سال‌ 1915 چاپ‌ می‌شد. مقالات‌ چاپ‌ شده‌ در این‌ نشریه‌ عمدتاً‌ به‌ آموزش‌های‌ اخلاقی‌ و مذهبی‌ کودکان‌ و نوجوانان‌ مربوط‌ می‌شد (استانلی‌ هال‌ 1891 به‌ نقل‌ از ریچارد.اِل‌ . گورساچ16 1988). همانطور که‌ در ابتدای‌ مقاله‌ ذکر شد روان‌شناسان‌ موضع‌گیری‌های‌ متفاوتی‌ نسبت‌ به‌ بررسی‌ دین‌ در حوزة‌ علم روان‌شناسی‌ داشته‌اند. آنچه‌ که‌ در این‌ مقاله‌ بیشتر به‌ آن‌ توجه‌ می‌شود ذکر نظریاتی‌ است‌ که‌ مذهب‌ را به‌ عنوان‌ یک‌ موضوع‌ مستقل‌ و حائز اهمیت‌ مورد توجه‌ قرار داده‌ و دربارة‌ آن‌ نظریه‌پردازی‌ کرده‌اند. و نه‌ کسانی‌ که‌ دربارة‌ انسان‌ نظریه‌پردازی‌ کرده‌اند و دین‌ را نیز مانند سایر موضوعات‌ مشمول‌ همان‌ نظریه‌ کلی‌ خود دانسته‌اند. همانطور که‌ در ابتدای‌ مقاله‌ اشاره‌ شد روان‌شناسان‌ موضع‌گیرهای‌ متفاوتی‌ نسبت‌ به‌ بررسی‌ دین‌ در حوزة‌ علم‌ روان‌شناسی‌ داشته‌اند. از میان‌ بینانگذاران‌ مکاتب‌ مختلف‌ در روان‌شناسی‌ زیگموند فروید با پدیدة‌ دینی، برخوردی‌ کاملاً‌ منفی‌ داشته‌ و به‌ صورت‌های‌ مختلف‌ کوشیده‌ است‌ تا اصالت‌ دین‌ را نادیده‌ بگیرد. از سوی‌ دیگر بنیانگذار رفتاری‌ نگری‌ جان‌ واتسن‌ (1925) نیز با توجه‌ به‌ اینکه‌ موضوع‌ علم‌ روان‌شناسی‌ را «رفتار» قابل‌ مشاهده‌ و اندازه‌گیری‌ اعلام‌ می‌کند و با هرگونه‌ روش‌های‌ بررسی‌ درون‌ نگرانه‌ مخالفت‌ می‌کند و برای‌ بررسی‌ اعتقادات‌ مذهبی‌ مجالی‌ باقی‌ نمی‌گذارد (ال.بی.براون17،‌1987).
ریچارد گورساچ‌ (1988) که‌ به‌ بررسی‌ تاریخچة‌ روان‌شناسی‌ دین‌ پرداخته‌ است‌ معتقد است‌ که‌ از دهة‌ 1930 تا 1960 در زمینه‌ روان‌شناسی‌ دین‌ مطالعه‌ مهمی‌ انجام‌ نشده‌ است. البته‌ گوردون‌ آلپورت‌ از سال‌ 1950 در زمینة‌ روان‌شناسی‌ دین‌ کتاب‌ فرد و دینش‌ را تالیف‌ کرد که‌ بایستی‌ حرکت‌ او را در این‌ زمینه‌ حائز اهمیت‌ دانست. هنر آلپورت‌ این‌ بود که‌ به‌ عنوان‌ یک‌ روان‌شناس‌ اجتماعی‌ با ارائه‌ نظریة‌ جهت‌گیری‌ درونی‌ و بیرونی‌ نسبت‌ به‌ دین‌ در انسان‌ توانست‌ مطالعات‌ روان‌شناسی‌ اجتماعی‌ در زمینة‌ تعصبات‌ نژادی‌ را با در نظر گرفتن‌ جهت‌گیری‌ مذهبی‌ فرد مورد مطالعه‌ قرار دهد (اِل.بی، براون1987). تقسیم‌بندی‌ آلپورت‌ در خصوص‌ جهت‌گیری‌ مذهبی‌ فرد توانسته‌ است‌ توجه‌ زیادی‌ را طی‌ سالیان‌ اخیر به‌ خود معطوف‌ دارد و در مطالعاتی‌ که‌ عامل‌ مذهب‌ مورد توجه‌ روان‌شناسان‌ باشد به‌ عنوان‌ یک‌ نظریه‌ کارآمد مورد استفاده‌ قرار گیرد. آلپورت‌ بر حسب‌ جهت‌گیری‌ دینی‌ افراد، آنها را با دو جهت‌گیری‌ دینی‌ درونی‌ و بیرونی‌ تقسیم‌بندی‌ کرد. از نظر آلپورت‌ افراد مذهبی‌ با جهت‌گیری‌ درونی‌ ضمن‌ درونی‌ سازی‌ ارزشهای‌ دینی، مذهب‌ را به‌ مثابه‌ هدف‌ در نظر می‌گیرند. در حالیکه‌ افراد با جهت‌گیری‌ بیرونی، دین‌ را صرفاً‌ وسیله‌ای‌ برای‌ نیل‌ به‌ اهداف‌ دیگر در نظر می‌گیرند (آلپورت‌ و راس‌ 1967 به‌ نقل‌ از اِ‌ ی‌ فولتون18، 1997). اخیراً‌ نظریه‌ آلپورت‌ در زمینه‌ جهت‌گیری‌ دینی بیرونی‌ به‌ دو مقولة‌ اجتماعی‌ و شخصی‌ بسط‌ یافته‌ است. طبق‌ این‌ تقسیم‌بندی‌ افراد دارای‌ جهت‌گیری‌ دینی‌ بیرونی‌ اجتماعی‌ از مذهب‌ جهت‌ نیل‌ به‌ اهدف‌ اجتماعی‌ سود می‌جویند، در حالیکه‌ در جهت‌گیری‌ مذهبی‌ بیرونی‌ شخصی‌ افراد از مذهب‌ جهت‌ کسب‌ امنیت‌ فردی‌ استفاده‌ می‌کنند (گورساچ‌ و مک‌ فرسون‌ 1989، کرک‌ پاتریک‌ 1989 به‌ نقل‌ از اِ‌ ی‌ فولتون، 1997).
یکی‌ دیگر از روان‌شناسانی‌ که‌ در زمینة‌ روان‌شناسی‌ دین‌ نظریه‌ای‌ راهگشا مطرح‌ کرده‌ است‌ اریک‌ اریکسن‌ است. اریکسن‌ که‌ یک‌ نو فرویدی‌ است‌ نسبت‌ به‌ دین‌ موضع‌گیری‌ مثبتی‌ دارد. وی‌ معتقد است‌ بین‌ نهادهای‌ اجتماعی‌ به‌ وجود آمده‌ در طول‌ تاریخ‌ زندگی‌ انسان‌ و نیازهای‌ روان‌شناختی‌ او ارتباط‌ وجود دارد. به‌ نظر اریکسن‌ دین‌ به‌ عنوان‌ یک‌ نهاد اجتماعی‌ در طول‌ تاریخ‌ در خدمت‌ ارضأ «اعتماد اساسی» بشر بوده‌ است. اریکسن‌ بر خلاف‌ فروید دین‌ را به‌ عنوان‌ بازگشت‌ به‌ دورة‌ کودکی‌ ندانسته‌ و آن‌ را برای‌ تامین‌ نیاز اعتماد اساسی‌ بشر ضروری‌ می‌داند (اریک. اریکسن19، 1968).اریکسن‌ اولین‌ مرحلة‌ تحول‌ «من» را به‌ عنوان‌ «اعتماد» در برابر «عدم‌ اعتماد» نامیده‌ و معتقد است‌ که‌ کودک‌ در اولین‌ مرحله‌ از تحول‌ شخصیت‌ خود به‌ تدریج‌ جهان‌ خارج‌ و مادر را به‌ عنوان‌ پدیده‌ای‌ قابل‌ اعتماد درک‌ می‌کند. وی‌ معتقد است‌ «اعتماد» در دوران‌ کودکی‌ پایه‌ ظرفیت‌ «ایمان» در بزرگسالی‌ را فراهم‌ می‌کند. ایمان‌ به‌ عنوان‌ یک‌ نیاز حیاتی، انسان‌ را به‌ سوی‌ پذیرش‌ دین‌ سوق‌ می‌دهد (اریک. اریکسن، 1968).
مفهوم‌ دیگری‌ توسط‌ اریک‌ اریکسن‌ مطرح‌ شده‌ است‌ که‌ با دین‌ ارتباط‌ پیدا می‌کند. این‌ مفهوم‌ عبارتست‌ از «هویت» و «بحران‌ هویت». مفهوم‌ هویت‌ که‌ توسط‌ اریکسن‌ مطرح‌ شد از سوی‌ جیمزمارشیا در یک‌ الگوی‌ چهار وضیعتی‌ هویت‌ توسعه‌ یافت. این‌ چهار وضعیت‌ عبارتند از: هویت‌ یافتگی، بحران‌ زدگی، دنباله‌روی‌ و آشفتگی. هریک‌ از چهار وضعیت‌ هویتی‌ تعریف‌ شده‌ از سوی‌ مارشیا در تجدید نظرهای‌ بعدی‌ با توجه‌ به‌ دو بعد عقیدتی‌ و بین‌ شخصی‌ تفکیک‌ شد (گرو توند و همکاران‌ 1982 و آدامز و همکاران‌ 1982 به‌ نقل‌ از اِ‌ی. فولتن، 1997). براساس‌ این‌ تقسیم‌بندی‌ آدامز و همکارانش‌ به‌ ارائه‌ یک‌ پرسشنامه‌ جهت‌ سنجش‌ وضعیت‌ هویت‌ فرد تحت‌ عنوان‌ «سنجش‌ عینی‌ وضعیت‌ هویت‌ من‌ توسعه‌ یافته» که‌ به‌ صورت‌ مخفف‌ باEOM – EIS مشخص‌ شده‌ است‌ اقدام‌ کردند (آدامز، بنیان و کیزان،20‌ 1989). البته‌ هنوز پژوهش‌های‌ انجام‌ شده‌ در زمینة‌ رابطة‌ دین‌ و هویت‌ بسیار اندک‌ است‌ و بدون‌ پژوهش‌های‌ کافی‌ نمی‌توان‌ به‌ دقت‌ ارتباط‌ این‌ دو مقوله‌ را با یکدیگر دقیقاً‌ مشخص‌ نمود (اِ‌ی. فولتن 1997). علیرغم‌ پژوهش‌های‌ اندک‌ در این‌ زمینه‌ با توجه‌ به‌ اینکه‌ آدامز 1989 دین‌ را در کنار شغل، سیاست‌ و فلسفة‌ زندگی‌ به‌ عنوان‌ یک‌ عنصر عقیدتی‌ در پرسشنامه‌EOM-EIS وارد کرده‌ است، خود نشان‌ دهندة‌ ورود دین‌ به‌ عنوان‌ یک‌ سازة‌ روان‌شناختی‌ در حیطة‌ روان‌شناسی‌ تحول‌ شخصیت‌ حائز اهمیت‌ است.
پیشرفت‌های‌ بدست‌ آمده‌ در حوزة‌ تحول‌ قضاوت‌ اخلاقی‌ و نیز مسلح‌ شدن‌ روان‌شناسی‌ به‌ روش‌ بررسی‌ تحولی‌ مفاهیم‌ و سازه‌های‌ روان‌شناختی‌ به‌ مطالعات‌ روان‌شناسی‌ دین‌ نیز کمک‌ شایانی‌ کرده‌ است. فولر و لوین‌ 1980 (به‌ نقل‌ از وایتزمن‌ لورنس211994) در زمینة‌ بررسی‌ ایمان‌ به‌ ارائه‌ نظریه‌ای‌ تحولی‌ شامل‌ شش‌ مرحله‌ پرداخته‌اند. این‌ نظریه‌ که‌ از برخی‌ جهات‌ به‌ نظریة‌ قضاوت‌ اخلاقی‌ کلبرگ‌ شباهت‌ دارد، می‌تواند در مطالعة‌ ارتباط‌ دین‌ با متغیرهای‌ دیگر با توجه‌ به‌ مراحل‌ مختلف‌ ایمان‌ و سطح‌بندی‌ افراد در مراحل‌ مختلف‌ آن‌ کمک‌ شایانی‌ نماید. از نظر فولر ولوین‌ (1980) (به‌ نقل‌ از وایتزمن‌ و لورنس1994) ایمان‌ مذهبی‌ برای‌ افراد در سنین‌ مختلف‌ دارای‌ ساختار متفاوتی‌ است. این‌ دو نظریه‌پرداز ساختار ایمان‌ را مجموعه‌ای‌ از باورها می‌دانند که‌ در هر مرحله‌ تعیین‌ کنندة‌ چگونگی‌ عملیات‌ ذهنی‌ در استدلال‌ یا قضاوت‌ دربارة‌ موضوعات‌ مورد توجه‌ در حیطة‌ دین‌ است.
به‌ طور خلاصه‌ شش‌ مرحلة‌ ایمان‌ از نظر فولر ولوین‌ (1980) به‌ ترتیب‌ زیر است:
مرحله‌ اول‌ – ایمان‌ شهودی‌ – فرافکنی:
در این‌ مرحله‌ ایمان‌ بیانگر ابراز آرزوهای‌ کودک‌ است. کودکان‌ در سن‌ 3 تا 7 سالگی‌ دارای‌ جهت‌گیری‌ خیالبافانه‌ و تقلیدی‌ هستند، ولی‌ محتوای‌ فکر آنها دارای‌ الگوهای‌ نسبتاً‌ سیال‌ است. در مرحلة‌ اول‌ فولر همانند مرحلة‌ اول‌ قضاوت‌ اخلاقی‌ کلبرگ‌ کودک‌ کاملاً‌ خود میان‌ بین‌ بوده‌ و در عین‌ حال‌ در خصوص‌ تابوهای‌ موجود در جامعه‌ نسبت‌ به‌ برخی‌ از اعمال‌ کاملاً‌ آگاهی‌ دارد.
مرحله‌ دوم‌ – ایمان‌ اسطوره‌ای‌ – سطحی:
کودک‌ در این‌ مرحله‌ به‌ درونی‌ کردن‌ داستانها، اعتقادات‌ و جنبه‌های‌ مختلف‌ مربوط‌ به‌ فرهنگ‌ جامعه‌ می‌پردازد. اعتقادات‌ و قواعد اخلاقی‌ در این‌ مرحله‌ کاملاً‌ عینی‌ و سطحی‌ هستند. این‌ مرحله‌ با گسترش‌ و تصریح‌ شکل‌گیری‌ شخصیت‌ کودک‌ تحت‌ تأثیر ویژگی‌های‌ شخصیتی‌ دیگران‌ همراه‌ است.
مرحله‌ سوم‌ – ایمان‌ ترکیبی‌ – قراردادی:
در مرحلة‌ سوم‌ نوجوان‌ نسبت‌ به‌ دیدگاهها و باورهای‌ موجود در خارج‌ از خانواده‌ آگاهی‌ می‌یابد. بنابراین‌ در این‌ مقطع‌ ایمان‌ مذهبی‌ در خدمت‌ تدارک‌ جهت‌ یابی‌ منسجم‌ از دنیای‌ متنوع‌ و پیچیده‌ بوده، دیدگاههای‌ معارض‌ با یکدیگر را در یک‌ چارچوب‌ کلی‌ با یکدیگر ترکیب‌ کرده‌ وحدت‌ می‌بخشد. مرحله‌ سوم‌ اصولاً‌ در نوجوانی‌ آغاز می‌شود و به‌ اوج‌ خود می‌رسد و در عین‌ حال‌ برای‌ بسیاری‌ از بزرگسالان‌ به‌ عنوان‌ یک‌ تعادل‌ جویی‌ دائمی‌ تلقی‌ شده‌ از این‌ مرحله‌ فراتر نمی‌روند. در مرحلة‌ سوم‌ اگر چه‌ شخص‌ دارای‌ یک‌ «ایدئولوژی» است‌ که‌ شامل‌ مجموعه‌ای‌ از باورها و ارزشهای‌ بیش‌ و کم‌ باثبات‌ است، اما این‌ ایدئولوژی‌ را به‌ عنوان‌ یک‌ واقعیت‌ مستقل‌ مورد بررسی‌ و آزمایش‌ قرار نمی‌دهد.
‌‌مرحله‌ چهارم‌ – ایمان‌ وابسته‌ به‌ طرز تفکر فردیت‌ یافته:
مرحلة‌ چهارم‌ شامل‌ درونی‌ کردن‌ باورهای‌ فرد است. انتقال‌ از مرحلة‌ سوم‌ به‌ چهارم‌ بسیار حائز اهمیت‌ است. چون‌ با این‌ انتقال‌ نوجوان‌ و یا بزرگسال‌ باید مسئولیت‌ پذیرش‌ هرگونه‌ سبک‌ زندگی، ارزشها و تعهدات‌ عملی‌ نسبت‌ به‌ آنها را به‌ عهده‌ گیرد.
مرحله‌ پنجم‌ – بازنگری‌ در ایمان‌ تثبیت‌ شده:
در مرحله‌ پنجم‌ علیرغم‌ تثبیت‌ اعتقادات‌ فرد که‌ طی‌ مراحل‌ قبل‌ شکل‌ گرفته‌ است، شاهد بروز یک‌ بحران‌ در اعتقادات‌ شخص‌ هستیم. این‌ تردید و بازنگری‌ نسبت‌ به‌ اعتقادات‌ در فواصل‌ نیمه‌ عمر انسان‌ رخ‌ می‌دهد. فولر و لوین‌ با استفاده‌ از مفاهیم‌ روان‌ تحلیل‌گری‌ مرحلة‌ پنجم‌ را مورد تجربه‌ و تحلیل‌ قرار می‌دهند. بنابر نظر آنها در این‌ مرحله‌ اطمینان‌ نسبت‌ به‌ ارزشها توسط‌ فشارهای‌ حاصل‌ از سرکوبی‌ بخش‌ هشیار شخصیت‌ در دوران‌ اولیه‌ زندگی‌ زیر سؤ‌ال‌ و یا مورد بی‌توجهی‌ قرار می‌گیرد. این‌ نظریه‌پردازان‌ از به‌ گوش‌ رسیدن‌ پیامهای‌ مربوط‌ به‌ جنبه‌های‌ عمیق‌ «خود» سخن‌ می‌گویند. این‌ پیامها شامل‌ بازشناسی‌ انتقادی‌ بخش‌ ناهشیار اجتماعی‌ انسان‌ است. محتوای‌ دینی‌ پیامها عبارتند از: اسطوره‌ها، تصاویر آرمانی‌ و تعصب‌هایی‌ که‌ با توجه‌ به‌ تربیت‌ ناشی‌ از طبقات‌ اجتماعی‌ خاص، سنت‌های‌ مذهبی‌ و گروههای‌ قومی‌ بخصوص‌ عمیقاً‌ در «سیستم‌ خود» فرد رسوخ‌ کرده‌ است.
‌‌مرحله‌ ششم‌ – ایمان‌ جهانی:
همانطور که‌ در مرحله‌ ششم‌ قضاوت‌ اخلاقی‌ کلبرگ‌ مطرح‌ شده‌ است، مرحله‌ ششم‌ از تحول‌ ایمان‌ نیز از جهت‌ وقوع‌ بسیار اندک‌ است. کسانی‌ که‌ مرحلة‌ ششم‌ ایمانی‌ جهانی‌ را تجربه‌ کرده‌اند، احساس‌ رابطة‌ نزدیک‌ و صمیمانه‌ بین‌ خود و جهان‌ پیرامون‌ خود را گزارش‌ کرده‌اند. تجارب‌ مطرح‌ شده‌ در مرحلة‌ ششم‌ تحول‌ ایمان‌ مبنی‌ بر احساس‌ رابطة‌ نزدیک‌ بین‌ فرد و جهان‌ پیرامون‌ را در نظریة‌ فولر تحت‌ عنوان‌ تجربة‌ اوج‌ در افراد خود شکوفا و نیز در توصیفات‌ تجارب‌ دینی‌ مطرح‌ شده‌ توسط‌ ویلیام‌ جیمز (1901) در کتاب‌ گونه‌های‌ تجارب‌ دینی‌ وجه‌ تشابه‌ بسیار زیادی‌ دیده‌ می‌شود. اگر چه‌ نظریه‌ فولر و لوین‌ به‌ عنوان‌ پایه‌ و مبنایی‌ نظری‌ امکان‌ پژوهش‌های‌ سازمان‌ یافته‌تری‌ را فراهم‌ می‌کند ولی‌ هنوز جمع‌بندی‌های‌ روشن‌ در زمینة‌ روان‌شناسی‌ دین‌ نیازمند پژوهش‌های‌ متعددی‌ است. پیشرفت‌های‌ بدست‌ آمده‌ در حوزة‌ روان‌شناسی‌ دین‌ ضرورت‌ انجام‌ پژوهش‌های‌ طولی‌ و استفاده‌ از روش‌های‌ تجربی‌ را از نظر برخی‌ از روان‌شناسان‌ مانند گورساچ‌ (1988) ( به‌ نقل‌ از راتیزمن‌ و لاورنس1994) محرز کرده‌ است.
ممکن‌ است‌ نظریات‌ روان‌شناسان‌ دیگری‌ را نیز بتوان‌ به‌ این‌ مجموعه‌ اضافه‌ کرد. چون‌ بررسی‌ کامل‌ دیدگاه‌ همة‌ روان‌شناسان‌ در زمینة‌ روان‌شناسی‌ دین‌ نیازمند نقد و بررسی‌ مبانی‌ جهان‌بینی‌ و اعتقادات‌ هریک‌ از روان‌شناسان‌ نسبت‌ به‌ دین‌ است، بنابراین‌ ضروری‌ به‌ نظر می‌رسد تا دیدگاه‌ روان‌شناسانی‌ که‌ با استفاده‌ از روان‌شناسی، دین‌ را به‌ عنوان‌ یک‌ متغیر خنثی‌ مانند سایر متغیرها در نظر می‌گیرند و یا حتی‌ آن‌ را به‌ عنوان‌ یک‌ ارزش‌ منفی‌ در نظر می‌گیرند جداگانه‌ مورد بحث‌ و بررسی‌ قرار گیرد.
مذهب و نوجوانی
در دوران نوجوانی رشد فکری و عقلی نوجوان افزایش یافته و آگاهی و جهان بینی او نسبتا وسیع تر می شود. اصولا توجه نوجوان به مسائل ماوراء طبیعی بیشتر جلب شده و علاقه مند می شود که از مسائل آن سوی پرده طبیعت آگاهی پیدا کرده و از دنیای معنویات، جهان آخرت و ایده آل های اخلاقی باخبر شود.از نظر قبلی و احساس نیز، تمایل او متوجه زیبایی های معنوی می شود.پیامبر اکرم (ص) در این رابطه می فرماید: «به شما درباره نوجوانان به نیکی سفارش می کنم که آنها دلی رقیق تر و قلبی فضیلت پذیرتر دارند.». فضیلت دوستی و خیرخواهی نوجوانان گاه دامنه گسترده تری پیدا می کند و میل به اصلاح جهان در آنان افزایش می یابد. در این هنگام ایده آل های اخلاقی تمام وجود نوجوانان را مسخر می کند.اگر این اراده و تمایل اخلاقی در جهت مطلوب هدایت شود زمینه ساز رشد و حرکت نوجوان می گردد.موریس دبس22 (1990) روان شناس و مربی معروف فرانسوی می گوید: در حدود 15 تا 17 سالگی جوانان با ندای تقدیس به لرزه در می آیند و آرزو دارند که جهان را از نو تشکیل داده و عدالت مطلق را حکمفرما نمایند.به نظر وی سن 16 سالگی سنی است که معمولا آدمی در آن یا ایمان خود را از دست می دهد و یا آن را نگاه می دارد.در همین زمینه تحقیقات کوهن23 و آرنولد24 نشان داد که میزان اعتقادات مذهب در سنین 12 تا 15 سالگی بیشتر است و در سن 18 سالگی کاهش می یابد. به عقیده این محققان خانواده و اجتماع در تثبیت اعتقادات مذهبی نقش بسیار مهمی به عهده دارند و نوجوانان به شدت تحت تاثیر خصوصیات اخلاقی خانواده، محیط و گروه همسالان قرار می گیرند. بیابانگرد در این رابطه پس از بررسی 623 خانواده تهرانی نتیجه ای مانند تحقیقات کوهن و آرنولد به دست آورد. از نتایج این پژوهش استنباط می شود که نوجوانان بیش از جوانان به مذهب علاقه دارند و هرچه طبقه اقتصادی اجتماعی بالاتر می رود عقیده مذهبی سست تر می شود(رازفر،1379)اگر متخصصان بخواهند در بهداشت روانی انسان و سرانجام در کمک به آسایش ،آرامش و خوشبختی وی قدمی مثبت بردارند راهی جز یاری گرفتن از دین، در پیش رو ندارند. رشد و پیشرفت علم و تکنولوژی بر وحشت، اضطراب و نگرانی های انسان خواهد افزود و بی اعتمادی و بدبینی و ضعف روحی و شخصیت همواره او را در عذاب و شکنجه های روانی قرار خواهد داد و بشر روی آرامش و خوشبختی را نخواهد دید.از آن رو که اساسی ترین مسئله در شخصیت انسان سالم تعهد دینی و مذهبی است، کوئینگ25 معتقد است: دینداری درونی (قلبی) در هنگام اضطراب و افسردگی به کمک وی می شتابد.داشتن معنا و هدف در زندگی، احساس تعلق داشتن به منبعی والا،امیدواری به کمک به یاری خداوند در شرایط مشکل زای زندگی، برخورداری از حمایت های اجتماعی و حمایت روحانی همگی از جمله منابعی هستند که افراد مذهبی با برخورداری از آنها می توانند در مواجهه با حوادث فشارزای زندگی آسیب کمتری را متحمل شوند.به طور کلی، مذهب در تمام عواملی که می توانند نقش موثری در استرس داشته باشند از قبیل: ارزیابی موقعیت،ارزیابی شناختی خود فرد، فعالیت های مقابله و منابع حمایتی نقش کاهش دهنده دارد(جمالی،1386).
مذهب به عنوان عامل پیشگیری
مذهب نقش پيشگيري داشته و منبع مهمي براي پيشگيري از وقوع بيماري‌ها است. در اين رابطه مي‌توان نقش مذهب را به عنوان عامل پيشگيري به موارد زير خلاصه كرد:
1- ارزش‌هاي مذهبي و قومي رابطه و همبستگي مثبتي با بهداشت رواني دارند؛ زيرا هر دو رفتارهاي اجتماعي مطلوب در فرهنگ را تشويق مي‌كنند؛
2- ارزش‌هاي مذهبي و ارزش‌هاي بهداشت رواني با هم همپوشي دارند؛
3- بسياري از اَشكال مذهب با رشد فرد هماهنگ مي‌باشد. از جمله پيشرفت، پايداري و ثبات، اجتناب از شيوه‌هاي زندگي مضر و پيوستگي استحكام خانواده و خود شكوفايي؛
4- مذهب الگوهاي رشدي را تشويق مي‌كند كه اساساً به نفع اجتماع بوده و در طول زندگي گسترده‌اند؛
5- تداوم ايمان و مذهب در زندگي مؤيد سودمند بودن، مفيد بودن و سازگارانه بودن آن مي‌باشد؛
6- جهت‌دار بودن زندگي و هدفمند بودن آن در ايجاد ثبات، استحكام و هدايت انسان مؤثر است.(رابرت26،1990).
تأثير نقش معنويت و مذهب پزشكان دردرمان بيماران و تأثير آن در شكل گيري روابط پزشك و بيمار در پاره اي گزارشات به طور برجسته اي نشان داده شده است(آسترو و سولماسی،2004). پاره اي از مطالعات به نقش ايمان در تصميم گيري هاي درماني اشاره كرده وذكر مي كنند اگر ايمان نقش مهم در درمان داشته باشد وپزشكان به آن توجه نكنندفرايندتصميم گيري در مورد طرح درمان مي تواندنامناسب باشد(کاینوهمکاران،2000) آگاهي از تأثير معنويت بر درمان بيماران مي تواند بر طول عمر بيشتر آنها اثر بگذارد(پاول و همکاران،2003)
ضرورت نگرش مذهبی27
“دين” براي آدمي موهبتي است كه او را به يك فلسفه حيات مسلح كرده و به عقل وي روشنگري مي بخشد، بر اراده تأكيددارد و آن را مي پرورد، به آدمي كمك مي كند تا به فرمان هاي عقل گردن نهد، نيازهاي اساسي روح به ويژه نياز به عشق وجاودانگي را تحقق م يبخشد و از اين روست كه تار و پود.( زندگي انسان با باورهاي ديني تنيده شده است (خدایاری فرد،2000).دور ماندن از باورهاي اصيل مذهبي راه را براي ابتلاي فرد به كشمكشهاي دروني و رواني، احساس پوچي وبي هدفي و يأس و نااميدي در برابر محروميت ها، ناملايمات و.( فشارهاي رواني( هموار مي كند(توکلی و ظهور،2002). مذهب به عنوان یک نیروی موثر در کاهش فشارهای روانی ،گرایش به فساد وهمچنین افزایش رضایت مندی از زندگی شناخنه شده است.همچنین مذهب و دین می تواند نقش توانمندی را در گروه خاصی از افراد میانسال ایفاه نموده و به طور موثری بر ترس و فشارهای روانی غلبه کند (ذکاوی،حسینی،آزادبخت،محمدپور،2006-2007).ایمان مذهبی مکانیزم های سازگاری را افزایش می دهد(لارسون و شریل،1978-1989). رفتارها و باورهاي مذهبی، تأثیر مشخصی در معنادار کردن زندگی افراد دارند، رفتارهایی مانند عبادت، زیارت و توکل به خداوند می توانند از طریق ایجاد امید و تشویق به نگرش هاي مثبت، موجب آرامش درونی افراد گردند. داشتن معنا در زندگی، امیدواري به یاري خداوند در شرایط مشکل زا، بهره مندي از حمایت هاي اجتماعی و معنوي،احساس تعلق داشتن به منبعی والا همگی از جمله روش هایی هستند که افراد مذهبی با دارا بودن آنها می توانند در مواجهه با حوادث آسیب رسان، فشار کمتري را متحمل شوند(یانگ و مائو،2007). براي پيشگيري از بروز حالات عدم تعادل رواني و خارج شدن انسان از خط صراط مستقيم، بايد بازگشت به فطرت پاک الهي را توصيه كرد، تا انسان به دور از عوامل تحريکي خارج‌کننده از صراط مستقيم، به اين راه راست پاي‌نهد و منحرف نگردد. اينجا نقطة عطف ارتباط بين دين و بهداشت رواني است؛ زيرا بهداشت رواني نياز به شناخت کامل روان انسان دارد؛ دين نشئت گرفته از علم الهي است و خالق، از روان مخلوق خود شناخت كامل دارد. بنابراين، دين مي‌تواند اطلاعات جامعي دربارة روان انسان ارائه کند و آموزه‌هاي آن مي‌تواند راهنماي کاملي براي رعايت بهداشت رواني باشد(یانگ و مائو28،2007).
مزایای نگرش مذهبی
1- خوش بینی
در فضای بدگمانی، رفتارها و گفتارها به گونه ای خاص تفسیر می شوند: احترام گذاردن به دیگران به چاپلوسی و تملّق، سکوت به مخفی کاری، حرف زدن ملایم به بی اعتنایی و سردی، قاطعیت به استبداد، صراحت به پُررویی، صداقت به ساده لوحی و صمیمیت به خودشیرینی تفسیر می شود؛ ولی در فضای حسن ظن به دیگران همه چیز تفسیر خوب می یابند و روابط، انسانی و صمیمانه می شود. بر فضای روابط انسانی و صمیمانه، آرامش، لطافت، محبت و زیبایی حاکم است و همه این امور، لازمه تفکیک ناپذیری زندگی سالم هستند.قرآن به باورمندان توصیه می کند که از بدگمانی نسبت به دیگران اجتناب کنند؛ چرا که بعضی از گمانها به گناه منجر می شوند.( سوره حجرات، آیه 12) گمانهایی که به گناه منجر می شوند گمانهایی هستند که فرد، دنبال آنها را می گیرد و بر آنها اثر، مترتب می کند.بدگمانی، زمینه ساز بسیاری از مفاسد و گناهان است که هر یک از آنها به نوبه خود، سلامت روانی فرد را به خطر می اندازند. بدگمانی، زمینه را برای غیبت کردن، تهمت زدن، حسدورزی، اهانت و استهزاء و… فراهم می کند. این امور نیز تأثیر آشکاری در ایجاد تنش و درگیری و به هم خوردن روابط صمیمانه و محبت آمیز بین فردی دارند.برای موجود اجتماعی محروم ماندن از روابط سالم و صمیمانه و محبت آمیز با دیگران آشفته ساز است و سلامت و آرامش روانی را تهدید می کند(عباسی،1381).
2- توکل
یکی دیگر از مفاهیم اخلاقی در فرهنگ اسلامی که در تأمین سلامت روانی و جلوگیری از آشفتگی فرد، نقش دارد، مفهوم «توکل» است. توکل عبارت است از: «اعتماد کردن و مطمئن بودن دل بنده در تمامی امور خود به خدا و حواله کردن همه کارها به پروردگار و بیراز شدن از همه قوای دیگر و تکیه بر قدرت و قوت الهی«.این مفهوم، بر این باور اساسی استوار است که در جهان هستی غیر از خدای یگانه، مؤثر دیگری وجود ندارد و همه قدرتها و گردشها به خدا منتهی می شود (لا حَولَ و لا قُوَّةَ إلّا بِاللَّه العَلی العَظیم)اگر انسان معتقد باشد که سرچشمه همه قدرتها خداست و بدون اذن و خواست او کمترین تغییری در عالم به وجود نمی آید و خواست و مشیت الهی در همه جهان هستی جریان دارد و خداوند برای کفایت امور بندگان و رعایت مصالح و مفاسد آنان قدرت کافی و دانش لازم را دارد و نسبت به هر فرد از بندگان خود بی نهایت عطوف و مهربان است و بالاتر از علم او علمی و بالاتر از قدرت او قدرتی نیست و تمام خیر و خوبی نزد او و در دست اوست،( سوره آل عمران، آیه 26) به این باور می رسد که پس باید به چنین قدرتی اعتماد کرد و تکیه زد و امیدوار بود. باید در همه امور و کارها از او مدد خواست و پس از اینکه همه تلاش خود را در چارچوبهای مجاز و مشروع در مورد آن به کار گرفت، در باب حصول نتیجه، چشم امید به خدا داشته باشد و از او بخواهد که ثمرات و آثار تلاش را بر آن مترتب کند(عباسی،1381).
توکّل دارای آثاری است. برخی از این آثار عبارت اند از:
– رهایی از اضطراب و دلشوره و کم شدن تشویش و نگرانی،
– احساس برخورداری از پشتوانه ای محکم و حمایت حامی قدرتمند که موجب دلگرمی است،
– عدم یأس و دلسردی در صورت عدم حصول نتیجه دلخواه.
قرآن بعد از تذکر به این امر که معبودی جز خدای یگانه نیست، توکل بر او را به عنوان یک امر لازم بر می شمرد((عباسی،1381).) و بندگان را به داشتن این صفت، تشویق می کند. این تشویق از طریق برشمردن آثار معنوی و اخروی و دنیوی توکل صورت می گیرد. در یکجا می فرماید: خداوند توکل کنندگان را دوست دارد.( سوره آل عمران، آیه 159) محبت خداوند برای مؤمنان ارزشمند و با معناست و اثر تشویقی زیادی بر آنان دارد و در جای دیگری می فرماید: هر کس به خدا توکل کند خداوند برای او کافی است (سوره طلاق، آیه 3).
3- تسلیم در برابر اراده الهی
مفهوم دیگری که در فرهنگ اسلام بسیار مورد توجه قرار گرفته است عبارت است از: تسلیم در برابر مشیت الهی و راضی بودن به سرنوشت. با این باور، کدام مصیبت می تواند انسان را درهم بشکند و او را به مرز فروپاشی روانی و اختلال و آشفتگی نزدیک کند. مصیبت و بلا بر ایمان مؤمنان می افزاید و توجه آنان را به اصولی جلب می کند که التفات بدانها به تصحیح مسیر زندگی آنان می انجامد.( سوره بقره، آیه 156).
4- شادکامی
افراد شادكام افكار و رفتارهايي دارند كه سازگار و كمك كننده مي‌باشد. اين‌گونه افراد با ديدگاهي روشن به امور مي‌نگرند. دعا و نيايش دارند. به طور مستقيم براي حل مسائل از خود تلاش نشان مي‌دهند و به موقع از ديگران كمك مي‌طلبند. از سوي ديگر، افراد غيرشادكام،



قیمت: تومان

دسته بندی : پایان نامه ارشد

پاسخ دهید