دانشگاه آزاد اسلامی واحد علوم وتحقیقات کرمانشاه
گروه مشاوره و راهنمایی
پایان نامه برای دریافت درجه کارشناسی ارشد رشته مشاوره و راهنمایی(MA)

عنوان:
بررسی رابطه هوش هیجانی و هوش معنوی با رضایت از زندگی در زوج های جوان شاغل

استاد راهنما:
دکترمختار عارفی
دانشجو:
مهتاب محمدیان
پاییز 1393
سپاس گزاری
اکنون بیش از هر زمان دیگری لطف و عنایت خداوند را در خود احساس می کنم .پس بر من واجب است تا خدای بزرگوار را که سلطنت ملک هستی به دست قدرت اوست و درهمه عالم بر همه چیز تواناست را ستایش کنم و در اجرای این پژوهش اساتید و دوستان فراوانی من را یاری دادند،سپاس و تشکر ویژه دارم از :
استاد گرانقدر و همیشه همراهم جناب آقای دکتر مختار عارفی که راهنمایی های صبورانه ایشان در کنار دقت و ظرافت علمی راه گشای من در انجام این پژوهش بودند.
تقدیم به
تقديم به روح پاك پدرم
كه افتخار زندگي من است
تقديم به مادرم
سنگ صبوري كه الفباي زندگي به من آموخت
و تقدیم به تمام پژوهشگرانی که در راه علم و ساختن دستاوردهای علمی تلاش می کنند.
فهرست مطالب
فصل یکم: مقدمه پژوهش14
چکیده ………………………………………………………………………………………………………………………………………………………………….1
مقدمه15
بیان مسئله16
اهمیت و ضرورت پژوهش20
اهداف پژوهش21
هدف اصلی21
اهداف فرعی21
فرضیه های پژوهش22
تعاریف متغیر ها22
تعاریف مفهومی متغیر ها22
هوش هیجانی22
هوش معنوی22
رضایت از زندگی23
تعاریف عملیاتی متغیرها23
هوش هیجانی23
هوش معنوی23
رضایت از زندگی23
فصل دوم : پیشینه پژوهش……………………………………………………………………………………………..10
الف) پیشینه نظری25
2-1 رضایت از زندگی25
تعاریف رضایت از زندگی26
عوامل موثر بر رضایت از زندگی27
ژن ها27
شخصیت28
ویژگی های جسمانی29
عوامل شغلی30
تندرستی و تحصیلات31
مذهب32
روابط32
آزادی و دموکراسی33
ابعاد رضایت از زندگی34
الگوهای رضایت از زندگی36
الف) الگوی کارکردی انطباقی36
ب) الگوی رضایت از زندگی37
نظریه های پیرامون رضایت از زندگی39
نظریه ونتگوت ، مریک و اندرسون39
نظریه رضایت از زندگی ژان40
نظریه ادارکی فرانس41
نظریه سیستمی42
رابطه رضایت از زندگی با هوش هیجانی44
تعریف هوش45
انواع هوش47
2-3 هوش هیجانی49
تعاریف هوش هیجانی50
ابعاد هوش هیجانی از نظر مایر و سالووی52
دیدگاه هوش هیجانی54
دیدگاه توانمندی (پردازش اطلاعات)55
دیدگاه مختلط55
مدل های هوش هیجانی56
مدل توانایی هوش هیجانی سالووی و مایر56
مدل ترکیبی هوش هیجانی59
اهمیت هوش هیجانی در زندگی61
2-4 هوش معنوی62
معنویت63
دیدگاه های مختلف در زمینه معنویت65
دیدگاه الکینز 65
دیدگاه فریدمن و مک دونالد65
دیدگاه گاردنر66
دیدگاه گروم66
تعاریف هوش معنوی66
ابعاد هوش معنوی68
مولفه های هوش معنوی از دیدگاه های مختلف70
دیدگاه ایمونز71
دیدگاه فریدمن و مک دونالد72
دیدگاه نوبل و وگان73
دیدگاه مک مولن73
دیدگاههای اسلامی در خصوص هوش معنوی73
مدل های هوش معنوی74
مدل چهار گانه مؤلفه ای کینگ75
مدل زهر و مارشال75
مدل پنج مولفه ایمونز76
مدل پنج مؤلفه سیسک77
مدل امرم77
مدل نوبل79
مدل سه مولفه وگان80
اجزای هوش معنوی80
هوش معنوی و سلامتی روان81
تمایز بین هوش های مختلف82
ب) پیشینه پژوهشی84
پژوهش های انجام شده در داخل کشور84
پژوهش های انجام شده در خارج کشور87
خلاصه فصل90
فصل سوم: روش پژوهش91
طرح پژوهش92
متغیرها92
جامعه آماری پژوهش92
نمونه آماری پژوهش و روش نمونه گیری92
ابزار پژوهش93
پرسش نامه هوش هیجانی93
پرسش نامه هوش معنوی93
پرسش نامه رضایت زندگی94
روش اجرا95
روش های آماری تجزیه و تحلیل داده ها95
فصل چهارم: یافته های پژوهش96
4-1 یافته های توصیفی97
4-2 یافته استنباطی……………………………………………………………………………………………………………..82
فصل پنجم: بحث و نتیجه گیری105
بحث و نتیجه گیری105
محدودیت ها109
پیشنهادات110
پیشنهاد پژوهشی110
پیشنهاد کاربردی110
منابع فارسی111
منابع لاتین116
Abstract……………………………………………………………………………………………………………………..103
فهرست جداول
جدول 2-1:مدل مختلط هوش هیجانی بار – ان58
جدول شماره 2-2 : مدل هوش هیجانی بار – ان و پارکر(2002)58
جدول 2-3 : مدل هوش هیجانی گلمن(2001)60
4-1 جدول شاخص هاي توصیفی خرده مقیاسها و کل پرسشنامه هوش هیجانی97
جدول 4-2)جدول شاخصهاي توصیفی خرده مقیاسها و کل پرسشنامه رضایت از زندگی97
جدول 4-3 جدول شاخص هاي توصیفی خرده مقیاس ها و کل پرسشنامه هوش معنوی98
جدول 4-5): ضرایب همبستگی بین خرده مقیاس هاي هوش معنوی و رضایت از زندگی99
جدول 4-4 ) ضرایب همبستگی بین خرده مقیاس هاي هوش هیجانی و رضایت از زندگی100
جدول 4-6) متغیرهاي وارد شده در مدل تحلیل رگرسیون گام به گام101
جدول 4-7)خلاصه تحلیل رگرسیون رضایت از زندگی بر حسب خرده مقیاسهاي هوش معنوي و هیجانی103
جدول 4-7) نتایج تجزیه واریانس رضایت از زندگی بر حسب خرده مقیاسهاي هوش معنوي و هیجانی103
فهرست اشکال
شکل شماره 2-2 :عوامل موثر بر رضایت از زندگی از دیدگاه فرانس43
شکل شماره 2-3: نظریه سیستم ها (هاگرتی و همکاران ، 2001)44
شکل شماره 2-4 : هرم هوش های چند گانه48
شکل 2-5 ابعاد هوش هیجانی در محیط کار (جردن و هارتل، 2008)54
شکل 2-6 : نقش هوش هیجانی در زندگی62
شکل 2-7: مدل هوش معنوی زهر و مارشال76
چکیده
هدف اصلی این پژوهش بررسی رابطه هوش هیجانی و هوش معنوی با رضایت از زندگی در زوج های جوان شاغل شهر کرمانشاه بود. به این منظور از بین زوج های جوان شاغل دانشگاه آزاد اسلامی شهر کرمانشاه تعداد 120 زوج با استفاده از روش نمونه گیری تصادفی ساده و در دسترس انتخاب گردیدند. جهت گردآوری اطلاعات از پرسش نامه هوش هیجانی شوت (1998)، پرسش‌نامه هوش معنوی علی بدیع و سواری وباقری دشت و لطیفی(1389) و مقیاس رضایت از زندگی پاوت، دینروسو (1998) استفاده شد. برای تجزیه و تحلیل داده ها از آزمون همبستگی و رگرسیون چندگانه استفاده گردید. نتایج نشان داد که بین هوش معنوی و رضایت از زندگی زوجین شاغل رابطه معنی داری وجود دارد، همچنین بین هوش هیجانی و رضایت از زندگی زوجین شاغل رابطه معنی داري وجود دارد و نیز نتایج نشان داد که هوش معنوی و هوش هیجانی رضایت از زندگی را در زوج‌های جوان شاغل را پیش‌بینی‌ می کنند.‬‬‬‬
واژگان کلیدی: هوش معنوی، رضایت از زندگی، زوج های جوان شاغل.
1- Spiritual intelliqence
2- Satisfaction of life
3- Young couples who practitioner
فصل یکم
مقدمه پژوهش
مقدمه
در سالهای گذشته جنبشی به نام روانشناسی مثبت ایجاد شد و در این زمینه مباحثی مثل شادی، سرزندگی و خوشبینی بررسی می شود. یکی از مقوله های روانشناسی مثبت رضایت از زندگی و شادی است که تاریخچه رضایت از زندگی به اواخر دهه 50 بر می گردد(دینر، اویشی و لوکاس1، 2003). رضایت از زندگی به عنوان یکی از مقوله های مهم روانشناسی مثبت، امروزه توجه زیادی را به خود جلب کرده است و معنای گسترده ای را در بر می گیرد(کامینز2،2006).
اگر زندگی بستر تکامل است، رضایت مندی از زندگی نیز شرط موفقیت در زندگی بوده است و کسانی می توانند به تکامل بیاندیشند که با زندگی خود مشکلی نداشته باشند. همه انسانها در زندگی با ناکامی های بسیاری مواجه می شوندف اما انسان موفق کسی است که در تمام این مشغله ها و ناکامی ها امیدش را حفظ کند، و این مفهوم رضایت از زندگی است(عبدالله زاده، باقرپور و لطفی، 1388).
عومل زیادی به سازگاری انسان با محیط اطرافش و دست یافتن به احساس رضایت از زندگی کمک می کند. یکی از این عوامل مفهوم هوش است(بنانو3، 2014). هوش دارای انواع مختلفی از جمله هوش هیجانی، هوش معنوی و .. است (دینر4، 2003). هوش هیجانی در واقع یک توانایی غیر شناختی است که از نظر تاریخی ریشه در مفهوم هوش اجتماعی دارد و برای اولین بار توسط ثرندایک ( 1920) مطرح شد. به عقیده ثرندایک هوش هیجانی توانایی مدیریت انسنانها برای عمل به شیوه های خردمندانه چه در روابط انسانی و چه در روابط کاری است (ثرندایک، 1920، به نقل از عبدالله زاده و باقرپور و لطفی
، 1388).
هوش دیگری به غیر از هوش هیجانی وجود دارد، به نام هوش معنوی که این هوش فقط برای انسان مطرح است. با استفاده از هوش معنوی می توان میل و قابلیت فرد را برای رسیدن به مقصود و ارزش رشد داد. هوش معنوی به دلیل پیوندش با معنا می تواند به فرد توان تغییر و تحول بدهد، همچنین می تواند به فرد کمک کند تا هیجانات موجود در زندگی و اشتغال خود، احساس رضایت و شادکامی داشته باشد(ابراهیمی، 1386). از این رو پژوهش حاضر در پی بررسی رابطه هوش هیجانی و هوش معنوی با رضایت از زندگی در زوج های جوان شاغل شهر کرمانشاه است.
بیان مسئله
خانواده نخستین و منحصر به فردترین نهاد اجتماعی است که سلامت و موفقیت یک جامعه را مرهون سلامتی و رضامندی اعضای ان دانسته اند، چراکه هیچ نهادی بر افراد جامعه تا این حد عمیق و بادوام نیست. زوج های جوان برای داشتن یک خانواده سالم تحت تاثیر عوامل بسیاری قرار دارند، از جمله شاغل بودن یک یا هر دوی آنهاست(امان الهی، 1384).
شاغل بودن تعریف کار، در بر گیرنده تمام افرادی است که حداقل یک ساعت در هفته کار کرده و یا بنا به دلایلی به طور موقت کار را ترک کرده باشند. یکی دیگر از عواملی که بر احساس موفقیت یا عدم موفقیت نظام زناشویی زوج های جوان تاثیر گذار است. احساس رضایت از زندگی است(حق شناس، 1388).
شواهد نشان میدهد انسانهایی که شادمان هستند بنظر خلاق تر و مطلوب تر بوده و حتی بنظر می رسد که عمر طولانی تری دارند اما اغلب نیل به شادکامی یا رضایت از زندگی ساده بنظر می رسد و هیچ انسان موفقی نیست که از هنر “رضایت از زندگی” برخوردار نباشد (خویشتن دار، 1385). در بررسی های انجام شده در دو دهه گذشته پیرامون سازه روانشناختی احساس خوشبختی ذهنی، مدل سه بعدی احساس خوشبختی ذهنی که عبارت است از احساس مثبت، منفی ورضایت از زندگی مورد توجه بوده است . تصور ذهنی دو بعد رضایت از زندگی بیشتر مقوله ای شناختی است در حالیکه احساس منفی و مثبت مقوله ای احساسی و عاطفی به شمار میروند و جزیی از هوش هیجانی می باشند . مفهومی پایدار و فراگیر است که احساس و نظرکلی مردم جامعه را نسبت به جهانی که در ان زندگی می کنند، منعکس میکند(دینر5، 2003.
احساس بهزیستی و رضایت از زندگی ،از مولفه های نگرش مثبت اقراد نسبت به جهانی است که در آن زندگی می کنند . رضایت از زندگی با ارزش ها ارتباط نزدیک اما پیچیده ای دارد و با معیارهایی که افراد بر پایه آن درک ذهنی خود را از خوشبختی ارزیابی میکنند متفاوت است . رضایت از زندگی در کل بازتاب توازن میان آرزوهای و وضغیت فعلی او می باشد به بیان دیگر هرچه شکاف میان آرزوهای فرد و وضغیت عینی او بیشتر باشد رضایت مندی او کاهش می یابد (اینگهارت،1373)بر اساس برخی مطالعات مولفه های مفهوم رضایت از زندگی می تواند بر اساس مولفه هایی مانند هوش و به خصوص هوش هیجانی پیش بینی شود(اکسترمرا و فرنادز6، 2011). مسئله هوش به عنوان یک ویژگی اساسی است که تفاوت فردی را بین انسانها موجب می شود و از ابتدای تاریخ مکتوب زندگی انسان مورد توجه بوده است. اما از آغاز مطالعه هوش غالبا بر جنبه های شناختی هوش یعنی توانایی عاطفی، هیجانی، شخصی و اجتماعی مورد توجه قرار می گیرد. بلکه در پیش بینی توانایی فرد برای موفقیت و سازگاری در زندگی نیز مورد اهمیت واقع شده است (ونگ و لاو7، 2003). هوش معنوی به عنوان یکی مفاهیم جدید هوش، دربردارنده نوع سازگاری و رفتار حل مساله است که بالاترین سطوح رشد را در حیطه های شناختی، اخلاقی، هیجانی، بین فردی و .. شامل می شود و فرد را در جهت هماهنگی با پدیده های اطراف و دست یابی به یکپارچگی درونی و بیرونی یاری می نماید. این هوش به فرد دیدی کلی در مورد زندگی و همه تجارب و رویدادها می دهد و او را قادر می سازد به ارچوب بندی و تفسیر مجدد تجارب خود پر داخته، شناخت و معرفت خویش را عمق بخشد ( غباری بناب ، سلیمی، سلیمانی و مقدم، 1387). ولمن هوش معنوی را به عنوان طرفیت انسان برای پرسیدن سئوالات غایی درباره زندگی و تجارب همزمان و ارتباط هر یک از ما با دنیایی که در آن زندگی می کنیم، تعریف می کند (ولمن8، 2010). هوش معنوی یا SQ همان توانایی است که به ما قدرت میدهد تا برای بدست آوردن رویاها تلاش و کوشش کنیم . این هوش تمام آن چیزهایی است که ما به آنها معتقدیم و در بر دارنده نقش باورها، هنجارها، عقاید و ارزش ها در فعالیت هایی است که بر عهده میگیریم . در واقع به واسطه هوش معنوی است که ما به سوال سازی در ارتباط با مسایل اساسی و مهم پرداخته و به وسیله آن در زندگی خویش تغییراتی ایجاد میکنیم(ابراهیمی،1386) .
علاوه بر هوش معنوی یکی دیگر از مفاهیم هوش که به عنوان جدیدترین تحول در زمینه فهم رابطه تعقل و هیجان است و از آن به عنوان ماشه چکان یک انقلاب بزرگ در زمینه ارتقای بهداشت روانی یاد می شود، مفهوم هوش هیجانی است. ساولووی و مایر در پاسخ به این سئوال که چرا دو فرد با هوش بهر مساوی می توانند به سطوح کاملا متفاوتی از پیشرفت و خوشبختی برسند، برای اولین بار اصطلاح هوش هیجانی را مطرح نمودند . هوش هیجانی را می توان به عنوان یک متغییر که قابلیت یادگیری و آموزش دارد در نظر گرفت . هوش هیجانی از مولفه های گوناگونی تشکیل شده است که هر کدام نقشی را در نظم دادن به احساسات و هیجانات بازی میکنند . با توجه به اینکه هوش هیجانی متغیری درون فردی است که هر فردی آنرا داراست ، می توان با یافتن راه و روشهایی باعث افزایش هوش هیجانی افراد تا از این طریق شاید بتوان بهزیستی افراد را افزایش داد از مولفه های هوش هیجانی میتوان به کنترل تکانه، تحمل فشار ،خود آگاهی هیجانی و … اشاره کرد (خویشتن دار ،1385)
فابریکاتور9(2012) در مطالعه خود دریافت که معنویت بر رضایتمندی کلی زندگی تاثیر می گذارد. معنویت شخصی به طور موثقی رضایت مندی بیشتر از زندگی را پیش بینی می کند . همچنین به عنوان یک مکانیسم سازگاری ارزیابی می شود که به آنها کمک می کند که نسبت به کسانی که سطح پایین تری از معنویت شخصی را دارا هستند، بهتر و آسان تر عوامل تنش زا را کنترل کنند.
در پژوهشی دیگر نزل (2004) نیز نشان داد که ابعاد مذهبی بودن با رضایت زندگی بالاتر مرتبط است و افراد مذهبی در اقوام مذهبی شادترند. همچنین احدی ، نریمانی و آسیایی ( 1386) در پژوهشی به تعیین ارتباط هوش هیجانی ، سبک های اسنادات و خودکارآمدی با رضایت از زندگی در زنان شاغل شهرستان بجنورد پرداختند. نتایج نشان داد که بین هوش هیجانی و خودکارآمدی با رضایت از زندگی رابطه مثبت معنادار وجود دارد. اما بین سبک های اسنادات و رضایت از زندگی رابطه معنی داری دیده نشد. بنظر می رسد که هوش هیجانی و هوش معنوی زمینه ساز دست یابی انسان به معنای زندگی هستند معنای زندگی از سه جنبه هدف داری ، ارزشمندی و کارکرد زندگی یکی از مهمترین پرسش های بشر و به گفته برخی فیلسوفان مهمترین پرسش بشر است (احمدی،1388). بنابراین هدف پژوهش حاضر پاسخ گویی به این سئوال است که آیا بین هوش هیجانی و هوش معنوی با رضایت از زندگی رابطه وجود دارد؟
اهمیت و ضرورت پژوهش
در دهه های اخیر مفهوم معنویت و کاربردهای آن در دنیا و بخصوص در جوامع غرب اهمیت زیادی یافته است، به طوری که مفاهیمی همچون خدا، مذهب، معنویت و … که موضوعاتی خصوصی قلمداد می‌شدند، وارد تحقیقات علمی و مباحث آکادمیک در حوزه علوم انسانی شده‌اند. هوشی که انسانها از طریق آن مسائل مربوط به معنا و ارزشها را حل کرده، زندگی و فعالیت‌های خود را در زمینه‌ای وسیع‌تر، غنی‌تر و معنا دارتر می‌دهند و به کمک آن تشخیص می‌دهند که کدام اقدامات یا کدام مسیرها معنادارتر از دیگری باشند.
بنابراین اهمیت و ضرورت طرح معنویت و به ویژه هوش معنوی از جهات مختلف در عصر جدید احساس می‌شود. یکی از این ضرورت‌ها در عرصه‌ی انسان شناسی توجه به بعد معنوی انسان از دیدگاه دانشمندان، به ویژه کارشناسان سازمان جهانی بهداشت است که اخیراً انسان را موجودی زیستی، روانی، اجتماعی و معنوی تعریف می‌کند. ضرورت دیگر طرح این موضوع ظهور دوباره کشش معنوی و نیز جست و جوی درک روش‌تری از ایمان و کابرد آن در زندگی روزانه است. پژوهش دربارۀ معنویت امروزه در رشته‌های متنوع از قبیل پزشکی، روان‌شناسی، عصب‌شناسی و علوم شناختی در حال پیشرفت است. برخلاف هوش معنوی، هوش هیجانی موضوعی پر طرفدار در پژوهش‌های مربوط به تفاوت‌های فردی در روانشناسی امروزی بوده و حجم وسیعی از پژوهش‌ها را به خود اختصاص داده است به گونه‌ای که نتایج بدست آمده از این پژوهش‌ها حاکی از آن است که هوش هیجانی عامل مؤثر و تعیین کننده در بر آینده های زندگی واقعی افراد است . اصطلاح هوش هیجانی را می‌توان برای بیان کیفیت و درک احساسات افراد، همسوی با احساسات دیگران و توانایی اداره و مطلوب خلق و خو بکاربردو در حقیقت این هوش مشتمل بر شناخت احساسات خویش و دیگران و استفاده از آنها برای اتخاذ تصمیمات مناسب در زندگی است. هوش هیجانی یا توانایی هدایت هیجان‌های شخصی در تعاملات فردی، پیش‌بینی کننده موفقیت افراد در زندگی و نحوه برخورد مناسب با استرس‌هاست و نحوه استفاده از هیجانات به بهترین شکل برای داشتن زندگی ایده آل که موجب رضایت فرد از زندگی شود. با توجه به اینکه رضایت از زندگی به عنوان یکی از مؤلفه‌های شناختی در بهزیستی ذهنی و همچنین به عنوان یک متغیر روان شناختی مهم متأثر از عواملی هم چون هوش هیجانی و هوش معنوی است، ضرورت دارد که محققان بیش از گذشته نسبت به شناسایی پیش‌بینی کننده‌های رضایت از زندگی که می‌توانند دربهره‌مندی ازدواج‌های یک کشور از نشاط و سلامت مؤثر باشند اقدام نموده و زمینه پرورش آنها را فراهم سازند.
اهداف پژوهش
هدف اصلی
هدف اصلی پژوهش حاضر بررسی رابطه هوش هیجانی و هوش معنوی با رضایت از زندگی در زوج‌های جوان شاغل شهر کرمانشاه در سال 1393 است.
اهداف فرعی
1- تعیین رابطه بین هوش هیجانی با رضایت از زندگی در زوج‌های جوان شاغل .
2- تعیین رابطه بین هوش معنوی با رضایت از زندگی در زوج‌های جوان مشاغل
فرضیه های پژوهش
1- بین هوش معنوی و رضایت از زندگی رابطه وجود دارد .
2- بین هوش هیجانی و رضایت از زندگی رابطه وجود دارد .
3- هوش معنوی و هوش هیجانی رضایت از زندگی را در زوج‌های جوان شاغل را پیش‌بینی‌ می کنند.
تعاریف متغیر ها
تعاریف مفهومی متغیر ها
هوش هیجانی
هوش هیجانی شامل توانایی دریافت دقیق ارزیابی و بیان هیجانات، توانایی دستیابی به احساساتی که فکر را تحمیل کند و توانایی شناسایی هیجان و تنظیم هیجانات به منظور رشد عقلانی (مایر و سالووی10، 2003،به نقل از اکرامی، 1392).
هوش معنوی
مجموعه‌ای قابلیت‌های سازگارانه ذهنی است که مبنای آنها جنبه‌های غیرمادی و متعالی واقعیت می‌باشد، به خصوص جنبه‌هایی که مرتبط با طبیعت وجودی فرد، معنی سازی فردی، تعالی و حالات مبسوط هوشیاری است. این فرایندها در تسهیل معنی سازی فردی، حل مسأله، استدلال انتزاعی و مقابله نقشی سازگارانه دارند( احدی و نریمانی و آسیایی، 1386).
رضایت از زندگی
مفهومی چند وجهی، نسبی و متأثر از زمان، مکان و ارزشهای فردی و اجتماعی است. در مجموع رضایت از زندگی بازتاب توازن میان آرزوهای شخص و وضعیت فعلی او در زندگی می‌باشد (اینگهارت11، 1998؛ ترجمه وتر، 1377).
تعاریف عملیاتی متغیرها
هوش هیجانی
نمره‌ای است که شرکت کننده ها از پرسش نامه هوش هیجانی(شوت و همکاران12،1998) به دست آورده اند.
هوش معنوی
نمره‌ای است که شرکت کننده ها از پرسش‌نامه هوش معنوی (بدیع و سواری و باقری دشت و لطیفی،1389) به دست آورده اند.
رضایت از زندگی
نمره‌ای است که شرکت کننده ها از پرسش‌نامه رضایت از زندگی پاوت و دینروسو13(1998) به دست آورده اند.
فصل دوم
پیشینه پژوهش
الف) پیشینه نظری
2-1 رضایت از زندگی
تکامل معنوی، تقرب به خدا و حیات وصف ناپذیر و جاویدان اخروی، عالی ترین هدف انسان در حیات خویش است که البته باید آن را به دست آورد. مهم است که دنیا تنها بستر تحقق این هدف است و جز آن هیچ راهی برای رسیدن به آن هدف عالی وجود ندارد و در این میان ، «زندگی» ، همه آن چیزی است که ما از دنیا در اختیار داریم و اساساً حیات ، جز با کنش ها و واکنش های ما در پهنه پرپیچ و خم و پرراز و رمز زندگی شکل نمی گیرد . از این رو دنیا و زندگی در آن، بسی مهمتر از آن است که در اذهان عمومی وجود دارد. انسان و زندگی مفاهیمی هستند که هرگز از یکدیگر جدا نمی شوند. زندگی، جزء جدایی ناپذیر انسان است و هیچ راه فراری از آن نیست . پس انسان تا هست ، باید زندگی کند . اما می توان پرسید: زندگی گوارا و لذت بخش، کدام است؟ بشر درجستجوی خوش بختی است و در پی آن است که به زندگی رضایتمندانه دست یابد . هیچ کس نیست که بخواهد زندگی همراه با نارضایتی داشته باشد . رضایت خواهی ، ویژگی فراگیر تمامی انسان هاست و انسان، گم شده ای به نام رضایت (احساس خوشبختی) دارد(ابراهیمی ، 1387).
احساس خرسندی و رضایت از جنبه های مختلف زندگی ، از مولفه های نگرش مثبت افراد نسبت به جهانی است که در آن زندگی می کنند. رضایت از زندگی با ارزش ها ارتباط نزدیک اما پیچیده ای دارد و معیارهای که افراد براساس آن درک ذهنی خود را از سعادت ارزیابی می کنند، متفاوت است. رضایت از زندگی در انسان ها نه تنها بازتاب ترکیب کوتاه مدت ، میان مدت و بلند مدت فرایندهایی در سطح فردی است، بلکه علاوه بر آن حاصل تعامل عوامل فردی و فرهنگی است (عظیمی، 1383). اهمیت احساس رضایت، محققان را در این زمینه هدایت می نماید که چرا و چگونه زندگی را به شیوه مثبت تجربه می کند. در پذیرفتن مدل مفهومی ، احساس سعادت در دو بعد احساسی (احساسات مثبت و منفی) و شناختی که رضایت از زندگی نامیده می شود ، مفهوم سازی شده است (داینر14 ، 1994 ؛ به نقل از لاقلاین15، 2001).
تعاریف رضایت از زندگی
رضایت از زندگی از نظر لغوی به معنی چگونگی زندگی بوده و در اصطلاح مفهومی چند وجهی ، نسبی، و متأثر از زمان و مکان دو ارزش های فردی و اجتماعی است و همچنین دارای ابعاد عینی و بیرونی ، ذهنی و درونی است که نمی توان برای آن تعریف جامع و مانع ارائه داد (خوارزمی ، 1383).
رضایت از زندگی بازتاب توازن میان آرزوهای شخصی و وضعیت فعلی او می باشد . به عبارتی هر چه شکاف بین سطح آرزوها فرد و وضعیت عینی وی بیشتر گردد ، رضایتمندی او کاهش می یابد، اما سطوح آرزوهای فردی به تدریج با وضعیت وی تطبیق خواهد یافت (کمبل16 و دیگران، 1976؛ به نقل از اینگلهارت17 ، 1373 ، ص 244). فلس و پری 18 (1996، به نقل از شوکت آبادی، 1385) رضایت از زندگی را به عنوان یک احساس نیک تعریف می کنند، که شامل ارزیابی قابل مشاهده و درونی از احساسات نیک مادی ، جسمانی ، و اجتماعی می باشد که به وسیله مجموعه ای منحصر به فرد از ارزش ها اندازه گیری می شود. مایکالس19 (2012) رضایت از زندگی را تفاوت ادراک فرد از این که اشیا چگونه هستند و چگونه می توانند باشند ، تعریف کرده است . سوزا و سانجا20 ( 2001) رضایت از زندگی را به عنوان تفاوت بین آنچه که شخص می خواهد و آچه که هست بیان می کنند. این دو در حقیقت یک تفاوت بین واقعیت و آیده آل را مطرح کرده اند.
رضایتمندی از زندگی بیانگر میزان ارضای تمایلات و نیاز های اساسی انسان است . رضایتمندی را می توان به عنوان ارضای نیازهای اساسی و تلقی مثبت و احساس خوشایند افراد به قلمروهای مختلف زندگی بیان کرد (عظیمی، 1383). از نظر اسلامی(1384) رضایت از زندگی مجموعه ای از رفاه جسمی، روانی و اجتماعی است که به وسیله شخص یا گروهی از افراد درک می شود، مثل شادی ، رضایت ، افتخار،سلامتی و موقعیت اقتصادی .
عوامل موثر بر رضایت از زندگی
ژن ها
نتایج به دست آمده از تأثیر ژن ها بر روی رضایت از زندگی نشان می دهد که بیش از 80 درصد تفاوت های موجود در شادمانی توسط ترکیب ژنتیکی افراد قابل توجیه است . همچنین سطح سرتونین21 و دوپامین22 در مغز با شادمانی افراد همبستگی دارد (دوناوان و هالپرن23، 2002) . نقش ژن ها از مطالعه دوقلوها حاصل شده است . مطالعه و بررسی دوقلوها نشان داده است که دوقلوهای یک تخمکی، سطح بهزیستی24 مشابهی دارند. همبستگی بهزیستی به دست آمده در بین دوقلوهای یک تخمکی در حدود 46% و برای دوقلوهای غیرهمسان در حدود 80% می باشد . این نتایج همچنین هنگامی که دوقلوها جدا از هم پرورش یافته اند. برای دوقلوهای غیرهمسان در حدود 02%- به دست آمده است. تفسیر محققان از این یافته ها این است که 40 تا 50 درصد بهزیستی افراد ارثی است (ذیفر25 و سو26 ، 2000 ؛ به نقل از دوناوان و هالپر، 2002) .
شخصیت
از جمله عوامل شخصیتی که در رضایت از زندگی افراد نقش دارند، عبارتند از «خوش بین بودن»27، برون گرایی28و اعتماد به نفس. به نظر می رسد که برخی از افراد بیشتر از دیگران شاد هستند و شخصیت آن ها یا ترکیب استعدادهای آنها شادمانی را نشان می دهد. یک مطالعه نشان داده است که عوامل شخصیتی بیشتر از عوامل موقعیتی تأثیر نیرومندی بر روی هیجانات مثبت و منفی و همچنین بر روی رضایت از زندگی دارند (دینر و لارسون29، 2001). عوامل شخصیتی که با رضایت از زندگی پیوند خورده اند، عبارتند از: خوش بینی، عزت نفس ، برون گرایی، اجتماعی پذیری ، توانایی برای سازماندهی ، برنامه ریزی کردن و روان رنجو خویی30 ضعیف (آرجیل31 ، 1999) .
ویژگی های جسمانی
ویژگی های جسمانی تأثیر کمی بر بهزیستی ما دارند. اگر چه این موضوع ناشی از فرهنگ تعدیل یافته است، در غرب جذابیت جسمانی در بین زنان با رضایت از زندگی بالا پیوند خورده است. این در حالی است که قد بلند بودن در میان مردان با سطح بالای رضایتمندی از زندگی ارتباط دارد (آرجیل ، 1999).
سن
رابطه بین سن و بهزیستی وسیع است. محققین با بررسی نمونه های مختلف افراد دریافته اند که سطح رضایت از زندگی در میان افراد زیر 25 سال بالاست و به تدریج در میانسالان 45 تا 55 ساله کاهش می یابد و دوباره در آخرین سالهای عمر افزایش می یابد (دینر ، سان، لوکاس و اسمیت32، 1999).
جنسیت
به طور کلی به نظر می رسد که سطح رضایت از زندگی به طور حاشیه ای در بین زنان بیشتر از مردان باشد. برای مثال در یک بررسی انجام شده در 16 کشور در طی 6 سال، محققان به این نتیجه رسیدند که 24 درصد از زنان در مقایسه با 21 درصد از مردان خیلی شادترند (اینگلهارت ، 1990 ، به نقل از دوناوان و هالپرن ، 2002) .
عوامل شغلی
الف) درآمد شخصی : در بررسی رابطه رضایت از زندگی و شادمانی ، نتایج نشان داده اند که رابطه بین درآمد و رضایت از زندگی مثبت و از نظر آماری معنادار است. تحلیل های آماری دیگر درباره این روابط نشان می دهد که این روابط اتفاقی است، مثلاً اینکه درآمد باعث شادمانی است و عکس این موضوع صحیح نیست (اوسوالد و گاردنر33، 2001). کنترل عامل های دیگر از قبیل تحصیلات و بیکاری باعث ضعیف شدن رابطه بین درآمد و رضایت از زندگی می شود. برخی از محققین دریافته اند که ارتباط مثبت بین شادکامی و درآمد تنها در قشرهای پایین جوامع قابل مشاهده است، مثلاً در ملت های ثروتمند و کشورهایی که از درآمد بالاتری نسبت به کشورهای فقیرتر برخوردارند، چنین ارتباطی وجود ندارد (آرجیل ، 1999) . مرتضوی (1383) در پژوهشی که در ایران انجام داد، اظهار داشته است که دانش آموزانی که سطح اقتصادی خانواده خود را بالا توصیف کرده اند، نسبت به آنهایی که سطح اقتصادی خانواده خود را پایین ذکر کرده اند، از زندگی خود رضایت بیشتری دارند .
ب) شغل : نقش حقوق ماهانه در رضایت از زندگی در دو زمینه بررسی شده است . محققین تأثیر رضایت شغلی را بر روی رضایت از زندگی به طور کلی بررسی کرده اند و این انتظار وجود دارد که احتمالاً رابطه ای بین شغل و رضایت از زندگی در حالت کلی وجود داشته باشد. در ضمن همبستگی این دو در حدود 35%+ به دست آمده است . همچنین بررسی های انجام شده، نشان داده اند که حداقل 8 مشخصه از محیط کار باعث افزایش تفاوت در رضایت شغلی می شود که عبارتند از: 1. فرصت برای کنترل شخصی 2. فرصت برای استفاده از مهارت 3. اهداف تولید شده بیرونی 4. موقعیت اجتماعی معتبر 5. امنیت شغلی ، 6. دسترسی به پول 7. ناظر حمایت کننده 8. فرصت برای برقراری ارتباط بین فردی (کانمن34 ، دینر و اسچوارز35 ، 2001) . در حالی که شغل می تواند باعث رضایت فرد از زندگی شود، در مقابل بیکاری باعث استرس و نارضایتی از زندگی شخصی می شود . بیکار بودن تأثیر نیرومندی بر روی عدم رضایت از زندگی دارد . افراد بیکار بیشتر از افراد دیگر از زندگی خودشان ناراضی هستند . بیکاری ، رضایت از زندگی همه اقشار جامعه را می کاهد . این امر ممکن است به خاطر این موضوع باشد که سطح بالای بیکاری باعث افزایش احساس عدم امنیت شغلی می شود (تلا36 ، کولچ37 و اوسوالد38 ، 2001 ؛ به نقل از حیدری ، 1385).
تندرستی و تحصیلات
تندرستی39 : در بسیاری از بررسی ها تندرستی یکی از عوامل قوی در رضایت از زندگی است. اثرات رضایت در حالت تندرستی بسیار زیادتر از تغییراتی که در بحران های ناشی از جنگ یا در موقعیت های استخدامی رخ می دهد. محققان در بررسی تأثیر ارزش های جسمانی نتیجه گرفتند که به طور کلی 1% افزایش در میانگین وضعیت تندرستی، منجر به 1% افزایش بهزیستی افراد می شود (دوناوان و هالپرن ، 2002). پژوهشگران در تحقیقی بر روی مصدومین تصادفات دریافته اند که سطح رضایت از زندگی آنها به طور معناداری کاهش پیدا کرده است . به هر حال تأثیر وقایع کوتاه مدت بیشتر از نتایج بلند مدت می باشد، زیرا مردم نسبت به وضعیت تندرستی جدید خود سازگار می شوند و گروه همسالان جدیدی پیدا می کنند(دوناوان و هالپرن ، 2002). تحصیلات : در بررسی های گوناگون ، همبستگی کمی بین تحصیلات و رضایت از زندگی به دست آمده است. به هر حال به نظر می رسد، این روابط به وسیله این حقیقت قابل توجیه باشد که بیشتر افراد تحصیل کرده، درآمد بالاتری دارند و این امر باعث تندرستی و سرمایه اجتماعی بیشتر می شود (دنیر و همکاران ، 1999) . تحقیقات در این زمینه نشان داده که افراد با تحصیالات بالا نشانه های روان تنی کمتری نسبت به افرادی با تحصیلات متوسط دارند، اما تغییرات تدریجی برای ایشان استرس زا خواهد بود. به هر حال نمره رضایت از زندگی و رضایت شغلی در کل برای بیشتر افراد تحصیل کرده پایین است. با این که تحصیلات موجب افزایش سود اقتصادی می شود ولی با سطح پایین رضایت از زندگی پیوند خورده است . ظاهراً تحصیلات، سبب افزایش حقوق پایه شده و این به نوبه خود رضایت شغلی بالاتر را سبب می شود، اما همین عامل در دراز مدت رضایتمندی را کاهش می دهد (گاردنر و اوسوالد40 ، 2001).
مذهب
میزان رضایت از زندگی در افراد مذهبی، در سطح بالایی قرار دارد. تحقیقات انجام شده در خصوص پیروان مذهب مسیحیت ، همبستگی بالایی را بین میزان رضایت از زندگی و باورهای مذهبی نشان می دهد. همچنین روابط قوی مذهبی و خداگرایی 41افراد ، نیایش42 و مفاهیمی از این قبیل نشانگر باورهای عمیق مذهبی بوده و تأثیر قابل توجهی در میان رضایت از زندگی دارند (دنیر و همکاران ، 1999 ).
روابط
به نظر می رسد که فعالیت های انجام شده در اوقات فراغت43 باعث افزایش بهزیستی می شوند. زیرا این گونه فعالیت ها به مردم اجازه می دهند که از نظر ذهنی استراحت کنند . دلیل دیگری که می توان یافت ، مفهوم اجتماعی ورزش کردن ، تمرین ، مشارکت مدنی و مذهب است . در حقیقت ، موضوع اساسی در زمینه رضایت از زندگی این است که روابط اجتماعی حائز اهمیت فراوانی هستند . داشتن دوستان ، روابط حمایتی و همکاران همگی با رضایتمندی ارتباط مستقیم و موثری دارند (ارجیل، 2005؛ به نقل از دانوان و هالپرن ، 2002).
آزادی و دموکراسی
آزادی44 : بین شاخص آزادی سیاسی و رضایت از زندگی همبستگی نیرومندی وجود دارد . اکثر تحقیقاتی که بر روی روابط بین آزادی های سیاسی و اقتصادی صورت گرفته این امر را تصدیق می کند، که در کل آزادی سیاسی نقش مهمی در ایجاد رضایت از زندگی دارد. به هر حال در کشورهای ثروتمند همبستگی بالایی بین رضایت از زندگی و آزادی های سیاسی وجود دارد . ظاهراً آزادی های اقتصادی، نقش بسزایی در رضایت از زندگی در کشورهای فقیرحتی پس از کنترل کردن سلامتی مردم دارد. اما چنین روابطی برای کشورهای ثروتمند وجود ندارد. آزادی های اقتصادی برای کشورهای کمتر توسعه یافته بیشتر از سایر کشورهای توسعه یافته سبب رضایت از زندگی می شود (وینهون45 ، 1999؛ به نقل از حیدری ، 1385).
دموکراسی46: تجزیه و تحلیل شاخص های رضایت از زندگی در کشورهای پیشرفته نشان دهنده اهمیت دموکراسی و آزادی های سیاسی است . این یافته ها در موارد دیگر نیز با جزئیات بیشتر به کار رفته اند . تحقیقات انجام شده در بین شهروندان سوئیسی حاکی از این است که مردم سوئیس دارای سطح بالایی از رضایت از زندگی می باشند و به بیان دیگر در کشور سوئیس درجه بالایی از دموکراسی وجود دارد (دوناوان و هالپرن ، 2002 ؛ به نقل از خویشتن دار ، 1385). قطع نظر از جنسیت ، تحصیلات و موقعیت استخدامی ؛ مزایای دموکراسی توسط تمام گروه ها احساس شده است. شرکت در رفراندوم نمونه ای از دموکراسی است . مردم از دو طریق مستقیماً از دموکراسی سود می برند که عبارتند از : تصمیم گیری از طریق شرکت در رفراندوم و نیز اخذ تصمیماتی که به آمال و آرزوهای آنان نزدیک است (خویشتن دار ، 1385).
ابعاد رضایت از زندگی
بنا بر تعریف ، رضایت از زندگی سه اصل رضایت از زندگی مربوط به سلامتی جسمی ، روانی و اجتماعی می باشد .
بعد جسمی : درک فرد از توانایی هایش در انجام فعالیت ها و وظایف روزانه که نیاز به صرف انرژی دارد و شامل مواردی مانند تحریک ، انرژی ، درد و ناراحتی ، خواب و استراحت می باشد .
بعد روانی : این بعد جنبه های روحی مانند عصبانیت ، شادی ، افسردگی ، ترس و آرامش و نیز مواردی نظیر تصویر از خود ، احساس مثبت و منفی ، باورهای مذهبی ، حافظه و تمرکز حواس را شامل می شود .
بعد اجتماعی : این بعد شامل توانایی های فرد در برقراری ارتباط مابین اعضای خانواده، دوستان ، همسایگان و سایر افراد اجتماع و نیز وضعیت شغلی فرد می شود (شوکت آبادی ، 1385)
سالیوان (1992 ؛ به نقل از اسلامی ، 1384) ابعاد اصلی رضایت از زندگی را این گونه بیان کرده است :
1. شکایات و ناخوشی های جسمی
2. فشار روانی
3. وضعیبت عملکردی
4. عملکرد نقش
5. عملکرد جسمانی
6. سلامتی
فتوکیان (1383 ؛ به نقل از اسلامی ، 1384) از بعد معنوی یا روحی یاد می کند که شامل پرداختن به کارهای مذهبی از قبیل رفتن به اماکن مقدس ، دعا، راز و نیاز با خداست و از این بعد به این مفهوم اشاره می کند که زندگی هر کس هدف و معنایی دارد .
هورنکویست47 (1385 ؛ به نقل از نظیری ، 1380) پنج بعد را برای رضایت از زندگی در نظر گرفته که عبارتند از :
1. قلمرو فیزیکی
2. قلمرو روانی
3. قلمرو اجتماعی
4. قلمرو رفتاری
5. قلمرو مادی
2) اصل ذهنی بودن : رضایت از زندگی یک ارزش ذهنی است و افراد خود بهترین قضاوت کنندگان راجع به رضایت از زندگی شان هستند . عامل اصلی تعیین کننده رضایت از زندگی عبارتند از تفاوت درک شده بین آنچه که هست و آنچه که باید باشد . در این مورد دو معیار وجود دارد : معیاز ذهنی و معیار عینی. شرایط عینی همان شرایط محیطی موثر بر متغیرهای رضایت از زندگی است و مشتمل بر وضعیت رفاهی، اقتصادی ، جنبه های سیاسی و عوامل محیطی و فرهنگی ، جایگاه اجتماعی و اقتصادی، سن ، جنس ، ارتباط اجتماعی ، درآمد ، مسکن ، اشتغال ، قابلیت های رفتاری ، مهارت های اجتماعی ، توانایی های عملکردی و روانی افراد می باشد و شاخص ذهنی همان احساس رفاه و رضامندی و یا احساس خشنودی است که حاصل برداشت ذهنی و ارزشیابی فرد از زندگی اش می باشد و اگر چه در این احساس جنبه های شناختی نیز مطرح است، ولی جنبه های عاطفی آن در سنجش رضایت از زندگی بیشتر مورد نظر قرار می گیرد . اجرای عینی رفاه یا بهزیستی با آنچه به طور معمول به عنوان استاندارد در زندگی یا سطح زندگی نامیده می شود ، ارتباط دارد. اجزای ذهنی رضایت از زندگی در برگیرنده اعتماد به نفس ، استقلال و ویژگی های درون گرایی فرد است. به عبارتی رضایت از زندگیرا با سنجش احساس ذهنی از خشنودی در برابر مطالب گوناگون می توان ارزیابی کرد (رستمی، 1380 ؛ به نقل از اسلامی ، 1384).
3) اصل پویا بودن : رضایت از زندگی یک ماهست پویا و دینامیک است نه ماهیت ایستا ، بدین معنا که یک فرایند وابسته به زمان بوده و تغییرات درونی و بیرونی در آن دخیل می باشد . با توجه به مطالب فوق رضایت از زندگی یک مفهوم ذهنی است که ابعاد جسمی ، روحی ، روانی و اجتماعی فرد را در بر می گیرد و متأثر از اعتقادات ، اقتصاد و خصوصیات فرد است (احدی، نریمانی و آسیایی، 1388).
الگوهای رضایت از زندگی
به طور کلی رضایت از زندگی با توجه به دو الگوی کارکرد انطباقی و رضایت از زندگی قابل بررسی است (غلامرضایی ، 1388).
الف) الگوی کارکردی انطباقی
رضایت از زندگی بر حسب کارکرد انطباقی و یا از طریق تسلطی که فرد بر محیط دارد، نیز تعریف می شود، یعنی هر چه تسلط فرد بر زندگی اش بیشتر باشد ، احساس رضایت از زندگی در وی بیشتر خواهد بود . رضایت از زندگی با توانایی شخص جهت تسلط بر محیط همبستگی مثبت دارد و این الگو براساس فرضیه خودشکوفایی مطرح می شود ، البته باید توجه داشت که محیط در این جا نقش حایز اهمیتی دارد(احدی و همکاران، 1388).
ب) الگوی رضایت از زندگی
در الگوی رضایت از زندگی ، ارزیابی مفهوم رضایت از زندگی بر مبنای مقایسه شرایط عینی با برداشت ذهنی از این شرایط است. محققین به سه منبع نظری و مطالعاتی (به شرح ذیل) جهت توصیف افتراق بین آنچه که هست و آنچه که باید باشد تکیه کرده اند :
1) الگوی سطح انطباق48 : گویای فرایندی است که به واسطه آن ارزیابی درونی شخص در واکنش به تغییرات در شرایط محیطی ، تغییر می یابد .
2) الگوی تناسب شخص با محیط49 : مدعی است که رضایت از زندگی بر تناسب بین ویژگی های شخصی و ویژگی های محیطی مبتنی است .
3) الگوی قضاوت اجتماعی50 : بر این فرض استوار است که فرد برای ارزیابی موقعیت خود از استانداردهای مبتنی بر فرم دورنی شده استفاده می کند. این تئوری شاید توجیه کننده سطح بالای رضایت روانی از برنامه های توانبخشی مبتنی بر جامعه علی رغم شرایط عینی نامناسب باشد . در هر حال رضایت از زندگی یک جریان فعال و چند وجهی از دریافت ها ، نگرش ها و تغییرات رفتاری است که در مجموع از تجربیات گوناگونی که در طول زندگی اتفاق می افتد حاصل می شود. سازمان بهداشت جهانی رضایت از زندگی را دریافت هر فرد از وضعیت زندگی اش با توجه به فرهنگ و نظام ارزشی که در آن زندگی می کند و ارتباط این دریافت ها با اهداف و انتظارات، استانداردها و اولویت های مورد نظر فرد می دانند (کوهپایه زاده ، 1380). ریف51 (2002 ؛ به نقل از همتیان ، 1385) رضایت از زندگی را شامل شش مؤلفه پذیرش خود، هدف داشتن در زندگی، رشد شخصی، تسلط بر محیط، خودمختاری و روابط مثبت با دیگران می داند (غلامعلیان، احمدی و باغبان، 1387) و در زیر تعاریفی از شش مؤلفه فوق ارایه شده است:
1. پذیرش خود : آگاهی از نقاط مثبی و منفی خود و احترام گذاشتن به خویش با توجه به آن .
2. هدف داشتن در زندگی : با داشتن هدف در زندگی ، افراد می توانند در مقابل سختی ها و رنج ها پایدار و مقاومت کنند .
3. رشد شخصیتی : شکوفاسازی تمام استعدادها و توانایی های فرد .
4. تسلط بر محیط : منظور این است که فرد محیط پیرامون خود را تحت کنترل داشته باشد .
5. خود مختاری : فرد براساس معیارها و عقاید و آرمان های خود عمل و زندگی می کند، اگر چه بر خلاف عقاید مرسوم در جامعه باشد .
6. روابط مثبت با دیگران : توانایی برقراری ارتباط نزدیک فرد با دیگران و عشق ورزیدن به افراد بر طبق( فرانکل521992 ؛ به نقل از غلامعلیان ، 1387).
غلامعلیان (1387) بر مفهوم ادارک خویشتن تأکید کرده و رضایت از زندگی را به عنوان درجاتی که در آن فرد دارای شرایطی از قبیل حداکثر ارتباط خوب و مناسب با سایرین ، احترام به خویشتن و برخورداری از یک خلق و خوی مناسب است، تعریف می نماید . روانشناسان به جنبه های رشد و توسعه و نیز جنبه های احساسی و عاطفی رضایت از زندگی تأکید می نماید.
نظریه های پیرامون رضایت از زندگی
نظریه ونتگوت ، مریک و اندرسون53
ونتگوت ، مریک و اندرسون (2003) بیان می کنند که عقیده افراد در خصوص زندگی خوب می تواند به صورتی ذهنی تا عینی مشاهده شود که این طیف شماری از نظریه های جذاب رضایت از زندگی را به وجود می آورد . به طیف مزبور ، نظریه کلی رضایت از زندگی می گویند . مطابق نظریه ونتگوت و همکاران (2003) نظریه کلی رضایت از زندگی نظریه جامعی است که شامل هشت نظریه حقیقی دیگر در طیف ذهنی – وجودی – عینی است. و رضایت از زندگی یعنی اینکه شخص تا چه میزان احساس می کند دارای زندگی خوبی است. هر فرد مشخصاً چگونگی دید خود از اشیاء، احساسات و عقایدش را مورد ارزیابی قرار می دهد این که آیا شخص از زندگی خود راضی و خشنود است ، جنبه هایی هست که کیفیت ذهنی را منعکس می کند . رضایت وجودی از زندگی54 : یعنی زندگی یک شخص در سطح عمیق تر تا چه اندازه خوب است . در ایجا فرض شده است که شخص طبیعت عمیق تری دارد و شایسته احترام است . ممکن است شخص فکر کند که شماری از نیازهای طبیعت بیولوژیکی وی می بایستی برآورده شوند . این عوامل مانند شرایط رشد باید بهینه سازی شوند یا اینکه همه اشخاص باشد. بر طبق ایده آل های روحانی و مذهبی مشخصی که با طبیعت زندگی آنها عجین شده اند زندگی کنند( ونتوگ و همکاران، 2003). رضایت عینی از زندگی55 : یعنی اینکه زندگی یک شخص چگونه توسط جهان خارج درک می شود . این دیدگاه تحت تأثیر فرهنگی که مردم در آن زندگی می کنند قرار دارد( ونتوگ و همکاران، 2003). طیف ذهنی تا عینی رضایت از زندگی با در نظر گرفتن عمق وجودی زندگی ، مرکب از تعدادی از نظریه های رضایت از زندگی هستند و از این رو این طیف را نظریه کلی رضایت از زندگی می نامند . مقوله های مختلف نظریه کلی شامل کیفیت ذهنی و عینی زندگی براساس نظر ونتگون و همکاران(2003) بدین قرار است :
بهزیستی : طبیعی ترین جنبه رضایت از زندگی بهزیستی است. رضایت از زندگی در اینجا بر حسب ارزشیابی رضایت فرد از زندگی مد نظر قرار می گیرد. رضایت از زندگی : رضایت داشتن از زندگی به معنای آن است که تا احساس کنیم زندگی مان در همان جریانی است که باید باشد، رضایت داشتن یک حالت ذهنی است. شادی : این یک احساس خاص است که ارزشمند و بسیار مطلوب است اما به سختی به دست می آید . شادی حالتی عمیق در فرد است که مشتمل بر یک تعادل و تقارن خاص است . شادی یک سرخوشی و میزان شیرینی زندگی است. معنادار بودن زندگی : مفهومی مهم است که به ندرت استفاده می شود



قیمت: تومان

دسته بندی : پایان نامه ارشد

پاسخ دهید