فصل یکم
مقدمه پژوهش

مقدمه
جمعیت جهان به سرعت رو به سالمندی میرود و نسبت سالمندان در هر سرشماری نسبت به سرشماری قبلی افزایش مییابد. افزایش نسبت سالمندان در اجتماعات، مسایل جدیدی را مطرح ساخته و مسئولان و دستاندرکاران و برنامهریزان در تمام جوامع، واقعیت روزافزون تعداد سالمندان را از جهات مختلف پزشکی، بهداشتی، روانی، اقتصادی و اجتماعی مورد توجه خاص قرار دادهاند. میتوان گفت که تعداد جمعیت افراد سالمند افزایش روزافزونی را نشان میدهد و در حال حاضر هم افراد بیشتری شانس رسیدن به سنین هفتاد و هشتاد را به مراتب بیش از گذشته دارند و همین گروههای سنی در عین حال سریعترین رشد و افزایش را به تمام گروههای سنی دیگر نمودار میسازد(شاملو، 1364). بیماریها و اختلالاتی در این سنین رخ میدهد که چنانچه مداخلهای جهت کاهش آن صورت نگیرد، هزینهها و پیامدهای زیادی برای فرد و جامعه در پی دارد. یکی از این مداخلات روش مشاوره شناختی است که مطالعات زیادی به اثربخشی این تکنیک درمانی در کاهش میزان افسردگی و اضطراب اشاره کردهاند. اکثر مطالعات نشان دادهاند که شناخت درمانی از نظر تأثیر برابر با دارو درمانی بوده و اثرات جانبی کمتری نسبت به دارو درمانی دارد و پیگیری با آن نیز بهتر انجام میگیرد، لذا این پژوهش جهت بررسی تأثیر شناخت درمانی گروهی بر کاهش افسردگی و اضطراب زنان سالمند شهر کرمانشاه انجام شد.
بیان مسئله
سالمندی پدیدهای جهانی است که در آینده نزدیک به عنوان یکی از مهمترین چالشهای اجتماعی و رفاهی کشورهای در حال توسعه مطرح خواهد گردید. در حال حاضر سالمندان(جمعیت 60 سال و بالاتر) بیشترین نرخ رشد جمعیتی را در دنیا در مقایسه با سایر گروهها دارند. انتظار میرود بر اساس روند حاضر، جمعیت سالمندان دنیا تا سال 2050 به سه برابر سال 2000افزایش پیدا کند و به دو میلیارد سالمند برسد. ایران به عنوان یک کشور در حال توسعه به واسطه بمب جمعیتی مربوط به دهه 1360 با جمعیت بیش از حد انتظار سالمندان درآینده روبرو است و جمعیت سالمندان ایران از 8% کنونی به 22% در سال 1425 افزایش پیدا خواهد کرد. این بحران جمعیتی پدیده سونامی سالمندان ایران را ایجاد خواهد نمود(سازمان جهانی بهداشت1، 2011). مشکلات روانی در دوره سالمندی به فراوانی قابل مشاهده است و اثراتی بر وضعیت روانی، عاطفی و رفتاری سالمندان بر جای میگذارد. حدود 15 تا 25% افراد مسن، مسائل روانی مهمی دارند(اینگرسول2 و سیلورمن3، 1978). مهمترين بيماريهاي رواني سالمندان به ترتيب عبارتند از 1- اختلالات افسردگي 2- اختلالات شناختي3-حالت ترس 4- اعتياد 5-خودکشی(هاومنیز4 و دیگروت5، 2003). به طور کلي بسياري از مطالعات نشان دادهاند که افسردگي، پرخاشگري، اضطراب و استرس، تأثير منفي بسزايي روي عملکرد سيستم ايمني افراد دارند(ساین6، 2001). از اختلالات شايع روانپزشكي در دوران سالمندي، اختلالات خلقي به ويژه افسردگي و دمانس ميباشد(تابان، قاسمی، فرزانه وکاظمی، 1381). شايعترين علايم افسردگي در سالمندان به شكل بيحالي، خستگي، عدم تمركز، بيحوصلگي، دل و دماغ نداشتن، بيدار شدن مكرر از خواب، كاهش اشتها و دردهاي جسمي بروز ميكند(کاپلان7 و سادوک8،2007). اين بيماري شايع سالمندان، كيفيت زندگي آنان را مختل كرده، خطر خودكشي و هزينههاي مراقبتهاي بهداشتي را افزايش ميدهد.
اضطراب نیز، یک مسئله شایع در دوران سالمندی است، زیرا این دوره مملو از انواع احساس کمبودها و ناتواناییها میباشد. به عبارتی سالمندان بهویژه آنهایی که در موسسات سالمندی زندگی میکنند، به علت کاهش اعتماد به نفس، نقصان فعالیت و حرکت، از دست دادن دوستان و نزدیکان، کاهش استقلال مادی و جسمانی و ابتلا به بیماریهای مزمن، در معرض استرس و اضطراب بیشتری قرار دارند(چاپ9، 2001، لانگ10 و استین11، 2001). شيوع اضطراب در سالمندان از 4% تا 6% در نوسان است(فونتس12 و کاکس13، 1997). از سویی زمانی که افراد خصوصاً سالمندان در معرض سطوح بالایی از استرس قرار میگیرند، بروز بیماریهای مختلفی از جمله تنفسی و قلبی افزایش مییابد، عملکردهای ایمنی سرکوب میشود(سارا14، رزمیر15، مارتین16 و روحزنو17 ، 2008). زندگی با استرس زیاد میتواند روی خلق و خوی اشخاص اثر بگذارد و آنها را به سمت اضطراب، افسردگی و غمگینی نزدیک کند، اما خلق و خوی شاد به طرز قابل ملاحظهای سطح امید را در افراد بالا ببرد(ویلیامز18، 2000).
از آنجایی که افسردگی و اضطراب در سالمندان میتواند تأثیرات زیادی بر سبک زندگی آنها داشته باشد، لذا کاهش افسردگی و اضطراب میتواند در میزان سلامت و ارتباط سالمندان با اطرافیان تأثیرات مثبتی داشته باشد. امروزه عموماً شیوهای که برای درمان افسردگی سالمندان بکار برده میشود، عمدتاً دارودرمانی است، هرچند که پژوهشگران میپذیرند که این درمان میتواند نشانههای خاص افسردگی را کاهش دهد، اما متخصصان برای بسنده نبودن آن دلائلی ارائه میکنند. داروهای ضد افسردگی واکنشهای نامناسب قلبی-عروقی، عصبی و هاضمهای ایجاد میکنند. علاوه بر این کسانی که منحصراً تحت درمان دارویی قرار گرفتهاند مهارتهای سازشی را که در مداخلات رواندرمانی برای محافظت فرد در مقابل عود و وقوع دوباره افسردگی ارائه میشوند را یاد نمیگیرند(وات19 و کیپلیز20، 2000)، بنابراین ضروری است از روشها و تکنیکهای درمانی دیگری در کاهش افسردگی و اضطراب استفاده شود تا عوارض ناشی از داروها را کاهش داد. زالاکویت21 و استینس22(2006) چهار نوع درمان روانشناختی در درمان افسردگی و اضطراب سالمندان را مطرح کردهاند، این درمانها شامل: درمان شناختی-رفتاری23، درمان بین فردی24، درمان پویایی مختصر25 و درمان خاطرهپردازی26 است. با توجه به اینکه نتایج مداخلات روانشناختی، بخصوص درمانهای شناختی- رفتاری، در پژوهشهای متعدد چهارچوب نویدبخشی را فراهم کرده است(استارک27، رینولد28 و کاسلو29، 1987؛ رودلف30، هامن31 و برگ32،1997، استارک، کندال33، مککارتی34، استافورد35، بارون36 و تومیر37، 1996)، و با عنایت به اینکه سالمندان در این دوره زندگی به شناختهای غلط و تفکرات غیر واقعی خیلی وابسته میشوند، لذا به نظر میرسد، شناخت درمانی میتواند از جمله روشهای درمانی سودمند برای این گروه باشد. در واقع درمان شناختي، با ايجاد تغيير و دگرگوني در نظام شناختي فرد، موجب ميشود كه واكنشهاي او به وسيلهی كيفيات شناختي تغيير يافته و شخص بتواند به طور صحيح واقعيتها را درك و تفسير كند(هولون 38و بك39، 1995 ؛ روث40 و فوناگي41،2005 ؛ رينك42، ريان43 و دابويس44، 1997). روش مشاوره شناختی بک در برگیرنده آمیزهای از فنون شناختی است که در درمان مشکلات عاطفی و روانی مورد استقبال قرار گرفته و اثربخشی آن تأیید شده است. بک نظریهای تدوین کرده که براساس آن افسردگی بر پایه یک مثلث شناختی منفی(متشکل از سه عامل) استوار است. موضوع اصلی این مثلث به دور تصوراتی سازمان می یابد که انسان، 1) از خود، 2) دنیای خارج 3) آینده دارد و فرد افسرده تمام وقت در حال نجوای جنبههای منفی آن است. این تصورات منفی از تحریفهای منطقی ناشی میشود که فرد را به عنوان بازندهای که همیشه خواهد باخت معرفی میکند(فری45، 1999؛ ترجمهی صاحبی، حمیدپور و اندوز، 1382). از سویی دیگر، شناختدرماني سنتي تنها باورهاي عقلاني فرد را تغيير ميدهد در حالي كه باورهاي هيجاني آنها را كمتر دستكاري ميكند و گروهي كردن اين مداخلات، باعث موثرتر شدن آن ميشود(فري، 1999، ترجمه محمدی و فرنام، 1384) و اینکه فرد در گروه، از حمايت ساير اعضاي گروه برخوردار شده و ميتواند مهارتهاي اجتماعي خود را گسترش دهد(مونت گومري46،2002)، و این امر باعث رشد بینش و بصیرت او میشود(کوپلیز47، 2000). به خصوص اينكه گروهدرماني براي بهبود عملكردهاي عالي بزرگسالان، مؤثرتر از درمانهاي فردي است(لورنتزن48، بوگوالد49 و هوگلند50،2002). علاوه بر اين، مقرون به صرفه بودن اقتصادي و زماني يكي ديگر از نقاط قوت گروهدرماني میباشد به ويژه در موقعيتهايي كه محدوديت زماني مطرح است(فيرس51 و ترال52، 2002؛ ترجمه فیروزبخت، 1390). حال با در نظر گرفتن روند صعودي جمعیت سالمندان و تبعاتی که این افزایش بر ابعاد مختلف اجتماعی و اقتصادي و سلامتی جامعه دارد و همچنین موضوع افسردگی و اضطراب سالمندان که میتواند نحوهی ادراک آنها از مسائل را تحت تأثیر قرار دهد و موجب افزایش اختلالات و مشکلات ارتباطی، سلامتی و اجتماعی برای آنها شود، موضوع توجه به افسردگی و اضطراب سالمندان را حائز اهمیت میسازد. از سویی کاربرد شناخت درمانی گروهی در کاهش افسردگی و اضطراب در بین گروهها و جمعیتهای دیگر صورت گرفته است، اما پژوهشهایی که در زمینه اثربخشی شناختدرمانی گروهی بر کاهش افسردگی و اضطراب زنان سالمند باشد، بسیار اندک است و یا تنها بر یک بُعد مثلاً افسردگی متمرکز شدهاند، لذا پژوهش حاضر در صدد بررسی این مسئله است که آیا شناخت درمانی گروهی بر کاهش افسردگی و اضطراب زنان سالمند اثربخش است؟
اهمیت و ضرورت پژوهش
جمعیت جهان درحال پیر شدن است، برآورد میشود در سال2025 جمعیت جهان به هفت میلیارد و هشتصد و بیست و سه میلیون نفر و تعداد افراد بالای 65 سال به 4/10 درصد برسد(ژاو53، هی54، جاو55، یوآن56، فنگ57 و ژانگ58، 2012). طبق سرشماری جمعیت عمومی ایران در سال 1375، حدود 32/4 درصد کل جمعیت 60 میلیون نفری کشور را سالمندان 65 سال تشکیل میدادند. به عبارت دیگر 6/2 میلبون نفر از جمعیت ایران را شامل میشد. جمعیت سالخوردگان ایران در سال2050 به بیش از 26 میلیون نفر و نسبت آن به کل جمعیت به حدود 23% خواهد رسید(زحمتکشان، باقرزاده، اکابریان، یزدانخواه فرد، میرزایی، یزدانپناه و همکاران، 1391). حال با در نظر گرفتن روند شتابان رشد جمعیت سالمندی و اینکه سالمندان به دلیل کهولت و کاهش تواناییهایشان دچار کاهش تواناییهای جسمی و روانی میشوند و انواع مشکلات و بیماریهای روانی آنها را تهدید میکند، توجه به سلامت سالمندان از اهمیت خاصی برخوردار است. یکی از حوزههای مهم در خصوص سالمندان افسردگی و اضطراب است که افراد کهنسال در این سن بیشتر از هر دوره سنی با آن مواجهه میشوند. با توجه به آمارهای موجود در زمینه شیوع اختلالات در سالمندان میتوان به اهمیت پرداختن به موضوع افسردگی و اضطراب و اثرات و بازتابهای آن پی برد. نتايج پژوهش فروغان، فراهانی و کامرانی(1382) حاکی از آن است که يك سوم از مراجعان سرپايي سالمند از اختلال رواني رنج ميبرند و در همين چارچوب فراوانترين اختلالات رواني به ترتيب شامل اختلالات افسردگي(58 %)، شناختي(29 %) و اضطرابي(12%) ميباشد. گروهي ديگر اوج افسردگي را در سنين 60 الي 69 سال گزارش نمودهاند(ابراهیمی، 1382). افزون بر اين تعدادي از پژوهشها، خاطر نشان ساختهاند، سرعت افسردگي، بعد از 65 سالگي به طور مداوم با سن افزايش مييابد. در مطالعهاي گسترده، حدود17/8% زنان و 9/4% مردانی که بالای 60 سال سن داشتند بر اساس معیارهای راهنمای تشخیصی و آماری اختلالات روانی مبتلا به افسردگی تشخیص داده شدند(جونز59 و بکلیتتل60، 2002). و از آنجایی که افسردگی کیفیت زندگی سالمندان را کاهش داده و وابستگی آنها به دیگران را افزایش میدهد(شرینا61، رامپل62 و موستاکیم63 ، 2004) و همچنین منجر به افزایش مصرف دارو، افزایش هزینه بیمار جهت داروهاي تجویزي و فاقد نسخه، خطر بالاتر مصرف الکل، افزایش مدت بستري و هزینههاي مراقبتی میشود(یونوتزر64، پاتریک65، سیمون66، گرمبوسکی67، والکر68 و راتر69 و همکاران، 1997). لذا توجه به این بعد حائز اهمیت میباشد.
اضطراب نیز مانند افسردگی دامنه بسیار گستردهای دارد. میزان خودکشی در بین سالمندان بیش از سنین دیگر گزارش شده است(سازمان جهانی بهداشت، 2004). بر اساس آمار 15% زنان و 5% مردان سالمند مبتلا به اضطراب هستند(سمیعی،1372). برخی مطالعات نیز حکایت از آن دارند که 85% کسالتها و بیماریها در سالمندان جنبه اضطرابی دارند(موقری و نیکبخت نصرآبادی، 1381). استرس نیز از جمله عوامل مؤثر بر سلامت جسماني و رواني سالمندان است. به نظر كارشناسان مسائل اجتماعي، پس از جوانان، سالمندان آسيبپذيرترين قشر در برابر انواع استرس هستند(حسینی، 1387). مطالعة نوپرت70، آلمدیا71، ترکچارلز72 (2007) نشان داد كه سن و باورهاي كنترلي فرد، نقش مهمي در ميزان واكنشپذيري فرد از عوامل استرسزا دارد؛ به ويژه، افراد سالمند كمتر واكنش عاطفي و جسمي در برابر عوامل استرسزاي ميان فردي دارند. نظریهپردازان شناختی معتقدند که عواطف، واکنشهای در حال نوسانی میباشند که به طور مداوم تحت تأثیر طرز تفکر و شناخت فرد قرار میگیرند(علیلو و عشایری، 1373)، حال با توجه به این که بسیاری از مشکلات سالمندان وابسته به تفکر و نحوه برداشت آنها از مسائل است و از سویی با توجه به اثرات و پیامدهای استرس، اضطراب و افسردگی برای افراد سالمند، به نظر میرسد که پرداختن به این مشکلات از ضروریات آتی نظامهای سلامت باشد و مسلماً در کاهش هزینههای مراقبت و درمان مفید میباشد.
پژوهشگران تأثیر مداخلات گروهی را در ایجاد بینش، شناخت و تغییر نگرش بیماران در طی زمان مداخله مورد مشاهده قرار دادند و از آنجا که افسردگی و اضطراب احساسهای نامطلوبی هستند که بیماران آن را تجربه کردهاند و نیز با توجه به اینکه منشأ احساس در فرد، تفکرات اوست، پژوهشگران با هدایت بیماران در جهت شناخت افکار اتوماتیک و ایجاد بحث و تعامل گروهی آنان را تشویق نمودند تا در جهت تغییر افکار در نهایت احساس خود تلاش کنند(خدایی، دستجردی، حقیقی، سعادتجو و کرامتی،1390). از آنجایی که پدیده سالمندی در کلیه جنبههای زندگی جوامع بشری، از جمله در طیف گستردهای از ساختارهای سنتی، ارزشها، هنجارها و ایجاد سازمانهای اجتماعی تحولات قابل ملاحظهای به وجود میآورد. لذا مقابله با چالشهای فرا روی این پدیده و استفاده از تدابیر مناسب در جهت ارتقاء وضعیت جسمی و روانی و اجتماعی سالمندان از اهمیت زیادی برخوردار است و در دستور کار تمام جوامع بینالملل قرار گرفته است.
اهداف پژوهش
هدف اصلی:
تعیین تأثیر شناختدرمانی گروهی بر کاهش افسردگی و اضطراب زنان سالمند
اهداف اختصاصی:
1- تعیین تأثیر شناختدرمانی گروهی بر کاهش افسردگی زنان سالمند
2- تعیین تأثیر شناختدرمانی گروهی بر کاهش اضطراب آشکار زنان سالمند
3- تعیین تأثیر شناختدرمانی گروهی بر کاهش اضطراب پنهان زنان سالمند
فرضيه‏هاي پژوهش
1-شناختدرمانی گروهی باعث کاهش افسردگی زنان سالمند میشود.
2-شناختدرمانی گروهی باعث کاهش اضطراب آشکار زنان سالمند میشود.
3-شناختدرمانی گروهی باعث کاهش اضطراب پنهان زنان سالمند میشود.
تعریف مفهومی متغیرها
-افسردگی: حالتی خلقی است که دارای ویژگیهای احساس عدم کفایت، احساس اندوهگینی، کاهش در فعالیت و واکنش، بدبینی، غمگینی و نشانههای مرتبط است(روبر73 و روبر، 2001). افسردگی هم میتواند یک علامت باشد(مانند حالات غمگینی) یا یک سندرم که شامل مجموعهای از علائم میشود، یا یک طبقهبندی مستقل از اختلالات و آسیبهای روانی(هالان، کندال و لومری74، 1986).
-اضطراب: اضطراب، حالتي فراگير، ناخوشايند، مبهم و همراه با برانگيختگي دستگاه عصبي خودكار، سردرد، تعرق، تپش قلب، گرفتگي ماهيچههاي سينه، ناراحتي گوارش و بيقراري است(سادوک و سادوک، 2002، ترجمه پورافکاری، 1386).
-شناختدرمانی: هدف تكنيكهاي شناختي، شناسايي و چالش با تفكرات منفي، جستجوي كمك براي يافتن روشهاي جايگزين تفكر و تسهيل شناسايي علل و روشهايي براي حفظ اين تكنيكها است. درمان شناختي، با ايجاد تغيير و دگرگوني در نظام شناختي فرد، موجب ميشود كه واكنشهاي او به وسيلهی كيفيات شناختي وي تغيير يافته و شخص بتواند به طور صحيح واقعيتها را درك و تفسير كند(هولون و بك، 1995 ؛ روث و فوناگي، 2005؛ رينك، ريان و دابويس، 1997).
-سالمندی: تغییرات فیزیولوژیکی طبیعی و پیشروندهی غیر قابل برگشت که در طول زندگی هر فردی رخ میدهد، اگرچه این فرایند در همهی افراد اتفاق میافتد ولی اغلب با تغییرات مشخص در سلامت و نیازهای تغذیهای همراه است(محمدزاده، دولتشاهی و محمدخانی، 1390). در واقع پير شدن عبارت از يك فرايند تحول تدريجي و درك زندگي است كه به تدريج به كمك تجربه به دست ميآيد(احدی و جمهری، 1382).
تعریف عملیاتی متغیرها
-افسردگی: نمرهای که فرد سالمند از پرسشنامه افسردگی سالمندان به دست میآورد و در این پژوهش نمره 8 به عنوان نقطه برش در نظر گرفته شده است.
-اضطراب: نمرهای که فرد سالمند از پرسشنامه اضطراب آشکار و پنهان75 اشپیلبرگر76(1970) به دست میآورد و شامل دو بخش اضطراب آشکار و پنهان است و افرادی که در هر دو بخش نمرات 43 و بالاتر(متوسط به بالا) دریافت کنند به عنوان افرادی مضطرب به پژوهش وارد میشوند.
-شناختدرمانی: بسته آموزشی شناختدرمانی گروهی مایکل فری که به مدت 10جلسه 120 دقیقهای به صورت هفتهای دو جلسه در فاصله زمانی دوماه و نیم اجرا میشود.
-سالمند: افراد بالای 65 سال در این پژوهش به عنوان سالمند در نظر گرفته شده است.
فصل دوم
ادبیات و پیشینه پژوهش
تعاریف سالمندی
-پیری عبارت است از اضمحلال تدریجی در ساختمان و ارگانیسم بدن که بر اثر دخالت عامل زمان پیش میآید و تغییراتی را در ساختمان و عمل اعضای مختلف بدن به وجود میآورد که سفید شدن مو، چین و چروک پوست، ریزش مو،کاهش قدرت دید، نقصان شنوایی، خمیدگی، کندی در تحرک،کاهش قدرت عضلانی، اختلال و آشفتگی در حافظه و ادراک، اختلال در جهتیابی،کاهش ظرفیت و کارایی ریهها و سیستم قلبی و عروقی از آن جملهاند(سازمان جهانی بهداشت، 2009 ؛ پورجعفری و آبایی، 1381). پیری بیشتر به صورت مجموعهای از تغییراتی که در افراد با گذشت زمان اتفاق میافتد، نیز توصیف میشود(استنهوپ77 و لنکاستر78، 2000). در تعریفی دیگر سالمندی فرایندی زیستی و پدیدهای حیاتی بوده است که همهی انسانها را شامل میشود، این دوره حاصل تعامل پیچیده عوامل فیزیولوژیکی، روانشناختی، اجتماعی و محیطی است که بر عملکرد سلولها، بافتها و دستگاههای بدن تأثیر دارند و در نهایت پیری و سالمندی را در پی خواهد داشت(ستاری، 1385). احدی و جمهری(1382) پیر شدن را عبارت از یک فرایند تحول تدریجی و درک زندگی میدانند که به تدریج و به کمک تجربه به دست میآید.
-سالمندی فرآیند طبیعی و اجتنابناپذیری است. هر کسی که زنده است عاقبت پیر و سالخورده میشود. سالمندی همراه با تغییرات روانی و بدنی است. از نظر جسمی، کاهش قدرت بینایی و شنوایی، چشایی، بویایی، کاهش قدرت بدنی، سست شدن دندانها، کم شدن استحکام لثهها، کاهش هماهنگی حرکتی و سرعت واکنش در مقابل محرکها است(لطفآبادی، 1378). سالمندی به تعریف انجمن تغذیه آمریکا، به تغییرات فیزیولوژیکی طبیعی و پیشرونده و غیرقابل برگشت اطلاق میشود(شجری،1373). در تعریفی دیگر سازمان ملل متحد، کشورها را به سه نوع ساخت جمعیتی جوان، بزرگسال و سالمند تقسیم میکند که مشخصه آنها میزان نسبت جمعیت سالمند در این کشورها است. طبق این تعریف،کشورهای دارای جمعیت سالمند،کشورهایی هستند که نسبت جمعیت سالمندان آن بیش از 7% میباشد(سامآرا، 1370). سنين پيري يا اواخر بزرگسالي، معمولاً به مرحلهاي از دوره زندگي كه از 65 سالگي شروع ميشود اطلاق ميگردد(سازمان جهانی بهداشت، 2001). سالمندي را معمولاً سن بالاي 65 سال برميشمارند(سازمان جهاني بهداشت، 2010).
-سالمندی را سنی میدانند که در آن اکثر مردم از کار بازنشسته میشوند و از انواع خاصی از مزایای رفاهی مانند حقوق بازنشستگی برخوردار میگردند(گیدنز79، 1376؛ به نقل از احمدی و بهشتی، 1386). و سازمان جهاني بهداشت(2001) سالمند را به دو سالمند جوان 65 + (بعضي اوقات 60+) و سالمند کهنسال 80 + تقسيم كرده است.
سالمندی را میتوان از چهار جنبه مورد مطالعه قرار داد:
1.سن زمانی: سالمندی عبارت است از تعداد سالهایی که از بدو تولد طی شده است. در ایران سن 60 سالگی را به طور قراردادی آغاز سالمندی تعیین کردهاند.
2. سن جسمی و زیستی: سالمندی جسمی تدریجی حاصل میشود، تعیین لحظهای که شخص از نظر جسمی سالخورده میشود، غالباً قراردادی است.
3. سن روانی و عاطفی: این دگرگونیها در دو بعد زیر قابل مطالعه است:
الف)دگرگونیهای شناختی: تغییراتی که شیوهی تفکر و همچنین تواناییهای فرد سالمند را تحت تأثیر قرار میدهد.
ب)دگرگونیهایی که عاطفه و شخصیت را شامل میشود: شخصیت و کنشهای شناختی تحت تأثیر رویدادهایی همچون بازنشستگی و مرگ همسر قرار میگیرد.
4. سن اجتماعی: نقشهایی را تعیین میکند که انسان میتواند، میخواهد و بایستی در اجتماع بر عهده گیرد یا آرزوی بر عهده گرفتن آنها را دارد( میشارا80 و رایدل81، 1917؛ ترجمه گنجی، داودیان و حبیبی، 1367).
تقسیمبندی پیری
پیری به دو بخش تقسیم میشود: سالخوردگی و از کار افتادگی، اکثریت پیران را سالخوردگانی تشکیل میدهند که سرزنده و روی پا هستند و سایر پیران کسانی هستند که از پا افتاده و ناتوانند، پیری فقط مسئله جسمی نیست بلکه یک عارضه روانی-اجتماعی هم هست،آدمی به همان اندازه پیر است که احساس پیری میکند. افرادی که سلامت روانی طبیعی دارند، معمولاً در نوجوانی خود را جوان میپندارند و در دوره پیری احساس پختگی و بزرگسالی میکنند. رسیدن به سنین بالای زندگی نتیجه عوامل پیچیدهای است که مهمترین آنها عبارتند از وضعیت ژنتیک فرد، وضع تغذیه، بهداشت و عوامل محیطی دیگر(لطفآبادی،1378). اما در کل مشخص کردن پیری به دو دلیل بسیار مشکل است: نخست حادثه و جریان فعل و انفعال پیری در میان افراد کاملاً متفاوت است و دوم در بعضی از جوامع ممکن است سن و سالی را پیر در نظر بگیرند، در صورتی که امکان دارد همان سن را در جوامع دیگر جوان به حساب بیاورند(عشقپور،1370).
جمعیت سالمندی
تعداد افرادی که به واپسین سالهای زندگی خود رسیدهاند، بخش قابل توجهی از جمعیت کل جهان را تشکیل میدهند. در سال 2000 تعداد افرادی که 60 ساله یا بیشتر بودهاند بالغ بر 600 میلیون نفر بود. پیشبینیها حاکی از آن است که این تعداد در سال 2025 به2/1 میلیارد و در سال 2050 به 2 میلیارد برسد(سازمان جهانی بهداشت،2009). از سویی پیشبینی شده است که بین سالهای 1950 تا 2025 جمعیت جهان به سه برابر افزایش یابد. و طبق برآوردهای به عملآمده در سال 2025 از هر 7 تن جمعیت دنیا، یک تن بیش از 60 سال عمر خواهد کرد و حال آنکه در سال 1950 از هر 12 تن، یک تن بیش از 60 سال زندگی میکرد. بنابراین در سال 2025 تعداد افراد بیش از 60 سال به حدود یک میلیارد تن خواهد رسید(مرکز آمار ایران، سالنامهی آماری سازمان ملل متحد، 1368). طبق تخمین ژاو، هی، جاو، یوآن، فنگ وژانگ(2012) و کوئینگ82، مککالوف83 و لارسون84(2001) در سال2025 جمعیت جهان به هفت میلیارد و هشتصد و بیست و سه میلیون نفر و تعداد افراد بالای 65 سال به 4/10 درصد خواهد رسید.
بر طبق آمار سازمان جهانی بهداشت، پیرترین کشور تا سال 2020 میلادی ژاپن خواهد بود(31 درصد جمعیت آن را سالمندان تشکیل خواهد داد) و بعد از آن ایتالیا، یونان، و سوئیس قرار دارند(28 درصد)، تا سال 2020 نسبت جمعیت 60 سال و بالاتر در آمریکای شمالی 23 درصد، آسیای شرقی 17 درصد، آمریکای لاتین 12 درصد و در جنوب آسیا 10 درصد خواهد شد(پورجعفری و آبایی، 1381).
طبق آمار سازمان بهداشت جهانی، تعداد سالمندان در کشورهای آسیای جنوب غربی(از جمله ایران) در سال 2000 حدود 7% کل جمعیت بوده و این رقم تا سال 2030 به 15% خواهد رسید(نمدیان و قبادی،1385). اما طبق سرشماری جمعیت عمومی ایران در سال 1375، حدود 32/4 درصد کل جمعیت 60 میلیون نفری کشور را سالمندان 65 سال تشکیل میدادند. به عبارت دیگر 6/2 میلبون نفر از جمعیت ایران را شامل میشد. جمعیت سالخوردگان ایران در سال2050 به بیش از 26 میلیون نفر و نسبت آن به کل جمعیت به حدود 23% خواهد رسید(زحمتکشان، باقرزاده، اکابریان، یزدانخواه فرد، میرزایی، یزدانپناه و همکاران، 1391؛ زنجانی، 1379؛ توکلی، 1384). براساس سرشماري مركز آمار ايران و مطالعات انجام شده، جمعيت بالاي 60 سال ايران در سال 2021 بيش از 10% برآورد مىشود(راسل و اردلان، 1386). آمار سال 1375 نشان می دهد که تعداد سالمندان 60 سال و بالاتر کشور 3978127 نفر بوده است که از این تعداد 1842177 نفر را زنان تشکیل دادهاند(پورجعفری و آبایی، 1381). اکثریت افراد سالمند را زنان تشکیل میدهند. در سراسر جهان به ازای هر 81 نفر مرد سالمند با سن 60 سال و بالاتر، 100 زن سالمند وجود دارد. در بین افراد بسیار پیر(سن 80 سال بالاتر) 53 نفر مرد سالمند به ازای 100 نفر زن سالمند وجود دارند(قائمی، 1369). و هر ماه به جمعیت سالمندان بالای 65 سال در جهان حدود 800 هزار نفر افزوده میشود(سیام،1380).
جدول2-1: جدول کشور و جمعیت سالمندی در طی شش سال سرشماری عمومی از سال 1335 الی سال 1385(به نقل از مثنوی و همکاران، 1386)
جمعیت بالای 60سال
(درصد)جمعیت بالای 60 سال
(نفر)جمعیت کل
(نفر)سال سرشماری24/6
33/6
25/5
43/5
62/6
27/71183989
1588042
1770614
2673115
3978127
511900018954704
25078923
33708744
49445010
60055488
704728461335
1345
1355
1365
1375
1385
جدول2-2: آمار جمعیت سالمندی ایران به تفکیک گروه سنی در سال1385(به نقل از مثنوی و همکاران، 1386)
درصدنفرسن08/2
70/1
59/1
98/0
92/0
27/71464000
1197000
1119000
694000
645000
511900064-60
69-65
74-70
79-75
80 و بالاتر
جمعجدول 2-3: نسبت سهم زنان در جمعيت سالمندان 60 ساله و بيشتر و 80 ساله و بيشتر ايران و جهان و برخي از كشورها در سال 1999 (مرکز آمار ایران، دفتر آمارهای جمعیت، نیروی کار و سرشماری، 1385).
منطقهنسبت جنسيسهم زنان60 ساله و بيشتر80 ساله و بيشتر60 ساله و بيشتر80 ساله و بيشتركل جهان81535565قاره آسیا89615362چين92545265ژاپن79495667هند92825255ايران116944651پاكستان1001055048عرا ق89775356تركيه89675360
نشانههای جسمانی پیری
بررسیهای سال 1978، سازمان بهداشت ملی در آمریکا، نشان میدهد که 86 درصد از افراد بالای 65 سال، به نوعی به اختلال جسمی مزمن مبتلا هستند. اختلالهایی چون، ضعف حواس پنجگانه، ناتوانی جسمی و یا زوال عقلی پیش رونده. علاوه بر این، 38 درصد از افراد مذکور به آرتروز، 20 درصد به فشار خون بالا و 20 درصد دیگر به بیماری قلبی مبتلا هستند(سلیگمن85 و شافر 86 ، 1995). اما پیری همانند بلوغ با تغییراتی در اندامها و نیز تغییراتی مربوط به تغذیه بافتها مشخص میشود.آشکارترین تغییرات در این سطح بیشک تغییراتی است که در زمینه اعضای برون از پوست یا مخاط به وقوع میپیوندند. با افزایش سن موهای بدن به سپیدی میگرایند. غالباً نیز از مقدار آنها نیز کاسته میشود، اما این کاهش معمولاً مربوط به موهای قسمتهایی نیست که در نوجوانی پدیدار شدهاند. موهای سر میریزند ولی موهای پشت لبها، روی چانه، زیر بغل و روی سینه و زهار پا برجا میمانند. با این وجود طاس شدن غالباً چنان زودرس است که نمیتوان آن را لااقل مستقیماً به عنوان علامت تنزل و پسرفت جنسی ناشی از پیری دانست، رنگ پوست معمولاً زایل میگردد. این رنگ پریدگی در هر حال حاکی از کندی گردش خون پیرامونی است. همچنین پوست پژمرده میشود و در قسمتهایی از آن چربی جمع میشود(منصور، 1385). در دوره سالمندی وضعیت عمومی بدن نیز نقصان مییابد که از نمونههای آن کاهش پیشرونده در کفایت فرآیند فیزیولوژِیک، تعادل ناپایدار، ناتوانی بدن در حفظ و ثابت نگهداشتن مواد درونی، کاهش ذخیرههای فیزیولوژیک، آسیبپذیری نسبت به عوامل استرسزای جسمی و روانی و افزایش دورههای استراحت است(معماریان، 1378). ظرفیت کاری قلب با افزایش سن کاهش مییابد. این کاهش خصوصاً هنگام فعالیت با استرس بیشتر میشود. دریچههای قلب سفت و غیرقابل انعطاف میشوند و منجر به ناتوانی در پر و تخلیه کردن قلب میشود. به علاوه عمل پمپ کردن قلب به دلیل تغییرات شریانهای کرونر کاسته میشود، همچنین به دلیل فقدان ارتجاعی عروق محیطی فشار خون سیستولیک و دیاستولیک افزایش مییابد. با افزایش سن اکسیژنرسانی رو به کاهش گذاشته و بر اثر نقاط فیبروزه، قلب بزرگتر و دریچههای آن ضخیم و سفت میشوند. همچنین در اثر بالا رفتن سن، غضروفهای دندهای سخت شده و ضعیف میشوند. مهرهها جمع شدگی پیدا کرده و دیافراگم مسطح میشود و قدرت آن از بین میرود. این تغییرات قابلیت انبساط قفسه سینه را کاهش داده و موجب کم شدن ظرفیت حیاتی میشود(براید87، 1986). با افزایش سن، حس بویایی و چشایی هم کاهش مییابد که منجر به اختلال در کیفیت تغذیه و رژیم غذایی میشود(گنجی، 1371).
با افزایش سن، قدرت تشخیص و فهم صدا کاهش مییابد که پیرگوشی نامیده میشود و در مورد صداهای پر طنین بیشتر است. با افزایش سن، در چشمها تغییراتی به وجود میآید، ترشحات ملتحمه کاهش یافته، عدسی چشمها تطابق خود را از دست میدهند. چشم افراد سالمند خیلی دیر با تغییرات نور سازگار میشود. بنابراین دید این افراد در تاریکی خوب نیست. وآب مروارید و نابینایی در افراد سالمند شایع میباشد(فیپس88، لانگ89 و وودز90 ، 1987). با از دست دادن دندانهای طبیعی و جانشین شدن دندانهای مصنوعی، کاهش در حس چشایی با کاهش آمیلاز بزاق، کاهش حالت ارتجاعی عضلات مری، معده و روده، کاهش اسید معده، کاهش بازتاب اسفنگتر خروجی روده، اشکال در بلع خصوصاً در حالت درازکش، عدم تحمل غذا، سوءتغذیه، یبوست و بیاختیاری مدفوع از مشکلات شایع سالمندان است(برونر91 و سودارت92، 1992). همچنین با افزایش سن دگرگونیهایی در استخوانها به وجود میآید. ضخامت استخوان کم شده، منافذ در غشاء استخوانها افزایش مییابد که منجر به اسفنجی شدن استخوان میشود و اندازه عضلات کاهش یافته و قدرت و انعطافپذیری و تحمل آنها نیز با بالا رفتن سن از بین میرود. از دست دادن املاح و پروتئینهای محافظت کننده محل پیدایش استخوانها باعث ایجاد پدیده پوکی استخوان میگردد(مورای93 و زنتنر94، 1985).
افزایش سن، سیستم عصبی را نیز تحت تأثیر قرار میدهد. حجم مغز و جریان خون کاهش یافته که منجر به کاهش فعالیت حرکتی میگردد. به دلیل کند شدن انتقال پیامهای عصبی، عکسالعمل و واکنش در تعامل محرکها با تأخیر صورت میگیرد(برونر و سودارت، 1992). تقریباً دوازده نوع زوال عقل مشخص شده است، مانند آلزایمر که شایعترین نوع زوال عقل است که نزدیک به 5 تا 7 درصد افراد بالای 65 سال و 15 درصد افراد بالای 80 سال به این بیماری مبتلا هستند(محمدی، 1382، به نقل از بشیری، 1387). پیران نمیتوانند از ساختهای فکری و عاطفی که برای خود فراهم آوردهاند، قطع نظرکنند. تمام اجزای دنیایی که برای آنان شکل گرفته به هم پیوستهاند. در این پیری تدریجی افکارِ فردی درجاتی هست. پارهای از نظامهای فکری و شناختها میتوانند باروری خود را تا حد برتر از مرز زندگی یک انسان یا یک نسل حفظ کنند، پارهای دیگر به سرعت عقیم میگردند و میتوانند پیش از وقت، فعالیت افرادی را که هوش خود را در معرض پرورش گزاردهاند عقیم سازند(منصور، 1385).
نظریات پیرامون سالمندی
بر اساس نظرات هایت95، اشمیت96 و برنساید97(2005)، پیری شناسی شامل سه حوزه مجزا میباشد: جامعهشناسی، زیستشناسی و روانشناسی. به تازگی این رشته گسترش یافته، پرستاران، مددکاران اجتماعی، پزشکان، مشاوران و سایر حرفههای یاریرسان را نیز در برگرفته است. لذا نظریات سالمندی متفاوت است و منعکس کننده باورها و فلسفههای هر یک از حوزههای مجزا از هم میباشد. نظریات سالمندی در طول نیم قرن اخیر دچار تحولات اساسی گشته و از تفکر دوگانه که به ندرت سن، نژاد، جنسیت، مذهب و منابع اقتصادی را در بر میگرفت به رویکردهای منطقی و فراگیرتر مبدل گشتهاند(اکنباوم98، 2009). در زیر به نمونهای از این نظریات اشاره میشود:
1-نظریه ایمنی99
این نظریه معتقد است که سیستم ایمنی، با خارج ساختن عوامل خارجی و یا تخریب آنها، بدن را محافظت میکند. عوامل خارجی شامل ویروسها، باکتریها، قارچها و احتمالاً سلولهای بدن خود فرد که تغییرات نئوپلاستیک100 پیدا کردهاند، میباشد. ارگانهای عمدهای که در سیستم ایمنی نقش دارند، عبارتند از: مغز استخوان، تیموس، طحال و غدد لنفاوی، بعد از سن جوانی بتدریج واکنشهای ایمنی کاهش یافته و وزن غده تیموس کاهش مییابد و توانایی آن، در تولید سلولهای T، تغییر میکند و تأثیر سالمندی بیشتر در سلولهای T مشاهده میشود. و با بالا رفتن سن، سلولهای مغز استخوان نیز توانایی خود را از دست میدهند و به دنبال این کاهش در اعمال طبیعی، میزان عفونت و سرطان افزایش مییابد(ماتسون101 و مککانل102، 1988). بر اساس این نظریه، دستگاه ایمنی بدن، بعضی از قسمتهای سالم بدن را از بین میبرد و به نظر میرسد که سیستم بدن بر علیه خود به پا خاسته و به قسمتهایی از بدن حمله میکند، گویی این قسمتها مهاجمان خارجی میباشند(میشارا و رایدل، 1917؛ ترجمه گنجی و همکاران، 1371). این عمل منجر به مصونیت خود بخود میگردد. هر چند که این مواد، به قصد ایجاد تطابق در بدن، تولید میشود ولی در جریان تولید آن، بدن به اجبار خود را از میان میبرد و بدینترتیب با افزایش سن از مصونیت فرد در مقابل بیماریها کاسته میشود(لوگان103 و داوکینز104، 1986).
2-نظریه پیرشدن سلولی
در این نظریه اعتقاد بر این است که دزوکسی ریبونئوکلئیک اسید105 و اسید ریبونوکلئیک106 از علل سالمندی هستند. به این صورت که تغییرات سلولها، موجب تغییراتی در عملکرد اعضاء میگردد(بیهانگز107 و استاک108، 1987). با توجه به این امر که دزوکسی ریبونوکلئیک اسید مسئول بعضی از فرایندهای متابولیسمی مثل سوخت و ساز سلولها است. لذا هر نوع فقدان اطلاعات، یا کدگذاری غلط سلولها که در نتیجه نقص در ملکول اسید دزوکسی ریبونوکلئیک پیش بیاید، موجب مرگ سلولها میشود. علاوه بر این، تجمع مواد زاید در سلول و کاهش میزان اکسیداسیون سلولی نیز، موجب از بین رفتن کنش سلول و مرگ آن میشود و هر چه مواد زائد در سلول بیشتر جمع میشوند، فرایند ضایعه سریعتر میگردد(میشارا و رایدل،1917؛ ترجمه گنجی و همکاران، 1371). با افزایش سن رشتههای بلند مولکولها شکسته شده و پیچ و تاب پیدا میکند و در نتیجه عمل فیزیولوژیک سلولها، مختل میگردد و در اثر این تغییرات، سلولها سخت میشود و بدین جهت است که در افراد سالمند سختی نسوج دیده میشود(شاملو، 1364).
3- نظریه رادیکال آزاد109
اجزاء سلولی به شدت فعال، از اتمها یا مولکولهایی حاصل میشوند که دارای یک زوج الکترون بودهاند که تبدیل به دو الکترون مجزا شده است و حرکات غیر وابسته به یکدیگر نشان میدهند(ماتسون و مککانل، 1988) و بر طبق این نظریه برخی از عوامل دخیل در سالخوردگی تعیین شده است. بر اساس نظریه کلاژن110، رشتههای کلاژن بافت همبند در دوران سالخوردگی تغییر شکل یافته و ترکیب مشخص سه حلقهای را از دست داده و بصورت رشتههای اِلاستیک در میآیند. به این ترتیب مقدار کلاژن، تغییرات حاصل در جدار شریان و ماده سلولها را توجیه میکند(شاملو، 1364).
4- نظریه عدم تعهد111 یا گسستگی
یکی از ابتداییترین و جنجال برانگیزترین نظریات پیریشناسی است. این نظریه بیان میدارد که افراد سالمند از جامعه کنار میکشند و این کنارهگیری باعث دوری فرد سالمند از فشارهای اجتماعی شده و تدریجاً تعداد اشخاصی که با سالمند در ارتباط هستند، کاهش مییابد. بنابر نظریه عدم تعهد، پیر شدن با عدم تعهد متقابل فرد و جامعه همراه است. فرد رفته رفته از مداخله در زندگی اجتماعی باز میایستد و اجتماع نیز کمتر از پیش انواع مختلف امتیازات را به او عرضه میکند(کوزیر112 و ارب113،1987). کامینگ114 و هنری115(1961) ثابت کردند که سالمندی یک نوع عقبنشینی یا گسستگی غیر قابل اجتناب و متقابل از اجتماع است و به تعامل کمتر بین فرد سالمند و سایر افراد در سیستم اجتماعی که او بدان تعلق دارد، برمیگردد. چهار فرض اصلی این نظریه که به صورت خلاصه توسط هایت و همکاران(2005) و همچنین اکنباوم و بنگستون116(1994) بیان شده است، در بردارنده عوامل زیر میباشد:
الف)گسستگی یک فرایند تدریجی است.
ب)گسستگی اجتنابناپذیر است.
ج)گسستگی یک هنجار است.
نظریه گسستگی نیز فرضها را به گونهای بیان میدارد که گویی آنها کاملاً طبیعی و جهانی است و شرایط تعدیل کننده یا گوناگونی نژادی یا فرهنگی نمیتواند هیچ تغییری در آن به وجود آورد(هکچیلد117، 1975). به همین دلیل این نظریه در میان سایر پژوهشگران این حوزه بحثهای زیادی پدید آورده است و بسیاری نظریهپردازان با این مسأله که گسستگی بخشی ذاتی و غیرقابل اجتناب از فرایند سالمندی است موافق نیستند(اکنباوم،2009، اکنباوم و بنگستون، 1994 ؛ هایت و همکاران، 2005).
5-نظریه فعالیت118
این نظریه رابطه مثبت میان فعالیت اجتماعی و رضایت از زندگی را بررسی مینماید و اینکه هر چه نقشهای اجتماعی فرد کاهش یابد، احساس عدم رضایت از زندگی افزایش مییابد. بنابر نظریه فعالیت اگر نقشهای جدید جانشین نقشهای قدیم نشود، این بینظمی دائمی خواهد بود و فرد نه تنها با موقعیت بلکه با خودش نیز ناسازگار و بیگانه خواهد بود. پیری موفقیتآمیز ایجاب میکند که نقشهای تازهای با توجه به توانمندیهای سالمند کشف شود یا برای حفظ نقشهای قدیم وسایل تازهای به وجود آید. برای آنکه این آرمان تحقق یابد لازم است که در آینده ارزش سالمند را بازشناخته و سالمندان را عهدهدار نقشهای جدید کرده، نقشهایی که از نظر اجتماعی ارزشمند میباشد(میشارا و رایدل،1917 ؛ ترجمهی گنجی و همکاران، 1371).
در مواردی نظریه فعالیت به نظریه جایگزینی119 استناد میکند، نظریهای که طرفدارانش اینگونه استدلال میکنند که فعالیت زندگی فرد در طول حیات، مدام در حال تغییر است، بنابراین، افراد سالمند هم مانند سایر کسانی که در مراحل ابتداییتر زندگی هستند، میبایستی این انتخاب را داشته باشند که فعالیتهای قبلی خود را با فعالیتهای جدیدی جایگزین سازند. نظریه فعالیت بر این موضوع تأکید دارد که به جای طرد کردن سالمندان از جامعه، آنان باید فعالیتهای دوران میانسالی را عهدهدار بوده و در جامعه عضویت کامل داشته باشند(علیخانی، 1381).
6- نظریه تداوم یا استمرار120
بر طبق این نظریه ارزشها، عادات و رفتار افراد در سن پیری تداوم مییابد. شخصی که عادت به زندگی جمعی و برقراری ارتباط با دیگران دارد به این کار ادامه میدهد و کسی که به ارتباط با دیگران علاقه نشان نمیدهد، بیشتر حالات کنارهگیری پیدا میکند(کوزیرو ارب، 1987). بنابر نظریه تداوم، عادت، سلیقهها و سبکهای شخصی که درجریان زندگی کسب و فراهم شده است تا زمان پیری باقی میمانند. بهترین نشانه برای پیشبینی رفتارهای فرد در یک موقعیت معین، همواره رفتار قبلی اوست. سازگاری اجتماعی با پیری یا بازنشستگی و یا رویدادهایی از همین نوع، اصولاً توسط گذشته تعیین میشود. رویدادهای اجتماعی که درجریان آخرین سالهای زندگی رخ میدهد، بیشک فشارهایی وارد میکند و پذیرش برخی رفتارها را به دنبال میآورد ولی این رفتارها مسیری را دنبال میکند که قبلاً در زندگی انتخاب شده است(محتشمی کاشانی، 1372).
7- نظریه مبادله121
نظریه مبادله اینگونه استدلال میکند که روابط و عمل متقابل اجتماعی میان افراد وقتی به گونهای کامل مطرح میشود، که تمامی شرکتکنندگان در آن احساس کنند که از روابط میان خود سود میبرند. افراد گروهها نه تنها از پاداشهای مادی سود میبرند، بلکه آنان از عشق و علاقه، تأیید، احترام و سایر پاداشهای معنوی نیز بهرهمند میشوند. نتیجهای که از پذیرش نظریهی مبادله حاصل میشود، این است آنهایی که نمیتوانند تبادل کلامی در این رابطه داشته باشند خویشتن را از نظر اقتصادی و اجتماعی در موقعیتی نارسا احساس میکنند(علیخانی،1381).
8-نظریه تعاملی122
تغییرات سنی نتیجه واکنش میان خصوصیات هر فرد، شرایط اجتماعی وی و نحوه واکنشهای فرد در برابر اجتماع میباشد. تأکید این نظریه بر وظایف و نقشهایی است که فرد در طول زندگی خود به عهده داشته است. معمولاً افراد سعی دارند که نقش و وظیفه خود را اصلاح و متعادل نموده و از نقشی به نقش دیگر بروند و الگویی مرکب از نقشهای متفاوت را به خود بگیرند. اما با افزایش سن وظایف مهم آنها خاتمه یافته و به انتخاب خود به وظایف جدیدی میپردازند(فروغ عامری، گواری، نظری، رشیدینژاد و افشارزاده، 1380).
9- نظریه تحولی
از میان نظریههای روانشناختی، معروفترین آنها نظریه تحولی اریکسون123 است که مراحل رشد را در تمامی دورههای زندگی توصیف مینماید. وی هشت مرحله را در زندگی انسان در نظر گرفته و سنین بالای 65 سال را، مرحله کمال در برابر یأس و انزوا یا انسجام من در برابر ناامیدی، نامگذاری کرده است. این مرحله به شخص امکان میدهد که جایگاه خود را در این دوره زندگی بپذیرد و قبول کند که زندگی هر کس مسئولیتی است که بر عهده خود او میباشد(سادوک و سادوک،1996؛ ترجمه پور افکاری، 1375). شخصی که به سن سالمندی میرسد، میبایستی تکالیف تکاملی این دوره را به انجام رسانده باشد.تکالیف تکاملی در مرحله کمالیافتگی در مقابل یأس و ناامیدی از نظر اریکسون عبارتند از:
1. قبول کاهش توانایی و محدودیتها
2. تطابق با بازنشستگی
3. تطابق با تغییر الگوهای زندگی
4. قبول مرگ و نیستی همراه با آرامش(کوزیر و ارب، 1987).
10-نظریه صفات
یکی از نظریات مطرح در رویکرد صفات، نظریه آلپورت124 است که رشد شخصیت را به عنوان یک فرآیند افتراقی مستمر در نظر گرفت و معتقد بود که شخصیت فرد مسن از طریق پیچیدگی یا افتراق بیشتری که نسبت به شخصیت فرد جوان دارد مشخص میشود. این افتراق رو به تزاید، به کمک تجربه زیاد سالمندان و تسلط بهتر بر سائقها125، تبیین میشود. وی شش صفات متمایز را برای این سنین تشخیص داده است. این صفات که به نظر میرسد شخصیت پخته را مشخص میکنند و آن را در مقابل شخصیت مسن قرار میدهند عبارتند از:
1. احساس خویشتن رشد یافته
2. توانایی حفظ روابط گرم با دیگران
3. امنیت عاطفی عمیق که به پذیرش نفس وابسته است
4. تمایل به درک، تفکر و اشتیاق عمل در مقابل واقعیت خارجی
5. خود عینیتیابی126، تعمق (بصیرت)127 و شوخ طبعی128
6. زندگی متناسب با فلسفهای که به زندگی وحدت میبخشد(آلپورت 1961، به نقل از گنجی، 1371).
مشکلات و اختلالات سالمندان
دادههای مربوط به شیوع اختلالات روانی در افراد مسن متغیر است اما بر اساس یک برآورد محافظهکارانه 25% این گروه سنی علائم روانپزشکی چشمگیری دارند. تعداد سالمندان دچار بیماری روانی در سال 2005 حدود 9 میلیون نفر برآورد شد. انتظار میرود این رقم تا اواسط این قرن به 20 میلیون نفر افزایش یابد. سالمندان با اختلالات روانی یا جسمانی و یا هردوی آنها دست به گریبانند و این اختلالات توانایی عملکردی و حتی بقای آنها را به خطر میاندازد. برنامه همهگیرشناسی منطقه تحت پوشش وابسته به موسسه ملی بهداشت روانی نشان داد که شایعترین اختلالات روانی در سالمندان عبارتند از: اختلالات افسردگی، اختلالات شناختی، انواع هراسها(از گروه اختلالات اضطرابی) و اختلالات مصرف الکل(سادوک و سادوک، 1933؛ ترجمهی رضاعی، 1390). حال با توجه به انواع اختلالاتی که سالمندان با آن درگیرند، این پژوهش به دنبال این است که دو مورد از این مشکلات و اختلالات(یعنی افسردگی و اضطراب) را بررسی کند و سپس یکی از درمانهای مرتبط با این مشکلات را مطرح سازد.
تعریف افسردگی
در حال حاضر افسردگی چهارمین بیماری شایع در جهان محسوب میشود و بر اساس آمار سازمان بهداشت جهانی 340 میلیون نفر در جهان از افسردگی رنج میبرند و طبق برآوردهای انجام شده پیشبینی میشود تا سال 2020 این بیماری به دومین بیماری شایع در جهان بدل شود(قایم محمدی، 1383). در چهارمین نسخه راهنمای تشخیصی و آماری اختلالات روانی129، انجمن روانپزشکی آمریکا(1994)، اختلال افسردگی اساسی، یکی از اختلالات خلقی شمرده میشود. در اختلال افسردگی در حالت خفیف آن فرد به تفکر درباره موضوعات فردی میپردازد. در بیشتر ساعات روز و بیشتر روزهای هفته، غمگین و ناراحت است. با عمق یافتن افسردگی، علائم بیشتری افزوده میگردد. این علائم شامل تغییرات هیجانی همانند احساسات غمگینی و ناامیدی مفرط، تغییرات شناختی مانند احترام به خود پایین، گناه و تقصیر، حافظه و مشکلات تمرکزی، تغییرات در رفتار و انگیزش مانند احساس بیقراری یا کندی، کاهش علاقه به فعالیتهای اجتماعی یا تفریحی و تغییرات جسمی مانند خواب، مسائل خوردن و جنسی و توانباختگی است. چنانچه افسردگی به اندازهای شدید باشد که پنج علامت یا بیشتر از این علائم را برای مدت بیش از دو هفته در برگیرد، افسردگی اساسی است. میزان خطر ابتلای فرد به افسردگی در طول زندگی، در مردان12% و در زنان 20% است. در هر مقطع زمانی، حدود 5% جامعه از افسردگی با این شدت در رنج هستند؛ 25% از برهههای افسردگی کمتر از یک ماه طول میکشد و 50% در کمتراز سه ماه بهبود مییابند(کلارک130 و بورن131، 1954؛ ترجمه کاویانی، 1380). البته تعاریف دیگری نیز از افسردگی وجود دارد از جمله:
– افسردگی به منزله یک بیماری خلق و خو یا اختلال کنش خلق و خو است(لو132 و لو ،1991). در سطح معمول بالینی، افسردگی نشانگانی است که تحت سلطه خلق افسرده است و بر اساس بیان لفظی یا غیرلفظی عواطف غمگین، اضطرابی و یا حالتهای برانگیختگی نشان داده میشود(بلاکبرن133 و کوترو134،1990).
-سقوط غیر قابل توجیه تنود حیاتی: این حالت در قلمرو بدنی با خستگی دائم آشکار میشود، در قلمرو شناختی به صورت پراکندگی دقت و مشکل کوشش فکری و در قلمرو عاطفی به شکل حالتی مالیخولیایی که با هشیاری فرد نسبت به ناتوانمندی واکنش همراه است، متجلی میشود(چاپلین135، 1975). از علائم افسردگی میتوان به اندوه و تشویش زیاد، احساس گناه و بیارزشی، دوری گزیدن از دیگران، کاهش اشتها و میل جنسی، بیخوابی، از دست دادن علاقه و کسب لذت از فعالیتهای روزمره اشاره کرد. افراد افسرده شکلهای متفاوتی از علائم مذکور را تجربه میکنند که از نظر شدت ممکن است از ملایم تا خیلی شدید در نوسان باشد(دیویسون136، کرینگ137 و نیل138 ، 2004).
جدول2-4: فهرست نشانههای بالینی افسردگی(هوبر139، 1993؛ به نقل از دادستان، 1383)
رفتار، حرکت و شکل ظاهریبدون نیرو، خمیده، بدون تنش، کندی حرکات، ناآرامی، اضطراب عصبی، مالیدن دستها به یکدیگر، غمگین،نگران، آویزان بودن گوشههای دهان، چینهای عمیق، به صورت آرام و یکنواخت حرف زدن، کاهش طیف عمل.جنبهی هیجانیاحساس کوفتگی، ناتوانی، غمگینی،



قیمت: تومان

دسته بندی : پایان نامه ارشد

پاسخ دهید