دانشگاه آزاد اسلامی واحدکرمانشاه
گروه:
روانشناسی بالینی
عنوان:
مقایسه سبک های فرزندپروری و سلامت روان والدین افراد معتاد و افرد عادی
استاد راهنما:
دکتر فرشاد محسن زاده
استاد مشاور:
دکتر مختار عارفی
پژوهشگر:
سمیه جعفری
تابستان 1393
با تشکر از جناب آقای دکتر فرشاد محسن زاده که من را در تأمین این پایان نامه یاری نمودند
و
با تشکر ازجناب آقای دکتر مختار عارفی که با مشاوره عالمانه خود من را در تهیه این پایان نامه یاری نمودند.
تقدیم به
روح پاک پدرم
و
به مادر عزیزم
فهرست مطالب:
عنوان: صفحه
فصل یکم: مقدمه پژوهش1
مقدمه2
بیان مسئله5
اهمیت و ضرورت پژوهش7
اهداف پژوهش9
فرضیه های پژوهش 10
تعاریف مفهومی و عملیاتی 10
فصل دوم: پیشینه پژوهش 12
مقدمه 13
تاریخچه اعتیاد 14
تعاریف اعتیاد 15
اختلالات همایند 19
ارزیابی های روانشناختی 21
سبب شناسی 22
دیدگاه روان تحلیل گری 26
دیدگاه شناختی 31
علل اعتیاد 33
دیدگاه جامعه شناختی 47
تاریخچه بهداشت روانی 48
تعاریف سلامت روان 52
الگوی پزشکی و روانپزشکی 55
الگوی روانکاوی 57
سبک های فرزندپروری61
شیوه های فرزندپروری65
نگرش های فرزندپروری72
جنسیت و فرزندپروی78
روابط خواهر و برادران82
اشتغال مادر84
کاربرد تقویت و تنبیه از سوی والدین85
پیشینه پژوهش87
فصل سوم: روش پژوهش90
روش تحقیق 91
متغییرهای پژوهش 91
جامعه آماری91
نمونه و شیوه نمونه گیری91
ابزارهای گردآوری داده ها91
روش ها و ابزار تجزیه و تحلیل داده ها94
فصل چهارم: یافته های پژوهش 95
تجزیه و تحلیل داده ها 96
شاخص های توصیفی متغیرهای پژوهش 96
داده های استنباطی 97
فصل پنجم: بحث و نتیجه گیری100
بحث و نتیجه گیری 101
محدودیت های پژوهش104
پیشنهادات کاربردی104
پیشنهادات پژوهشی105
منابع106
چكيده
هدف از این پژوهش بررسی مقایسه سلامت روان و سبک های فرزند پروری والدین افراد معتاد و عادی به منزله پیشگیری اولیه از اعتیاد است جامعه آماری تحقیق شامل کلیه افراد معتاد در شهرستان صحنه که در زمان اجرای تحقیق در مراکز ترک اعتیاد آن شهرستان تحت پوشش بوده اند و افراد عادی ساکن در آن شهرستانمی باشد. روش تحقيق در اين پژوهش توصيفي از نوع علي – مقايسه اي مي باشد و ابزار گردآوري داده ها به وسیله توزیع پرسشنامه های سلامت عمومی GHQ و پرسشنامه سبک های فرزندپروری بامریند بین والدین افراد معتاد و غیرمعتاد که به صورت نمونه گیری تصادفی گزینش شده و حجم نمونه تحقیق را تشکیل می دهند می باشد. متغیر های مورد بررسی در این پژوهش :
– سلامت روان و سبک های فرزند پروری به عنوان متغیر های پیش بین
-اعتیاد افراد به عنوان متغیر های ملاک می باشد
برای تجزیه و تحلیل داده ها و از روش های معتبر آماری مانند ضریب همبستگی پیرسون، آزمون T دو گروه مستقل و رگرسیون خطی به بررسی فرضیه های تحقیق پیش رو پرداخته شد نتايج تحقيق نشان داد که بین سلامت روان و سبک های فرزند پروری والدین افراد معتاد و افراد عادی تفاوت معنادار می باشد.
فصل یکم
مقدمه پژوهش
مقدمه
واژه اعتیاد در ذهن همه ما فروپاشی خانواده، فقر و فلاکت را تداعی می کند. یک فرد معتاد نه فقط سلامت جسمی و روحی خود را تباه می کند بلکه جامعه را نیز از حضور خود و عارضه ای که به آن مبتلا شده است، متاثر می کند. واقعیت این است که اعتیاد به عنوان پدیده ای چند بعدی و معلولی چند علتی شناخته شده است از این رو چه در ریشه یابی گرایش به آن، چه در فرآیند درمان و چه در پیامدها و عوارض آن باید تمامی ابعاد و پس زمینه ها را بررسی کرد. نکته این جاست که اعتیاد مرد خانواده که رکن اصلی خانواده محسوب می شود امری بسیار تهدیدآمیز است. زنان و کودکانی که با یک فرد معتاد زندگی می کنند بدون تردید بیشترین آسیب ها را می بینند و ممکن است تحت خشونت فیزیکی یا روانی فرد معتاد قرار بگیرند. (ستوده، 1380)
بر اساس يافته هاي پژوهشهاي بدست آمده بين خانواده و بهداشت رواني حاكم بر آن رابطه وجود دارد، يعني بين سبكهاي فرزند پروري و بهداشت رواني افراد ارتباط مي باشد. در صورتيكه والدين مستبد بيش از ساير والدين، اضطراب1 فرزندان را فراهم مي آورند، بعد از اين سبك والدين بي اعتنا قرار دارند.(هواسی، 1380)
ميزان افسردگی2 و اضطراب دختران خانواده هاي گسسته بيشتر از پسران مي باشد هر قدر وابستگي3 نوجوان به خانواده قوي تر باشد، از شدت عمل خلاف او كاسته مي شود. بين عملكرد خانواده و سلامت رواني نوجوانان رابطه معنا داري وجود دارد والدين بي اعتنا و مستبد زمينه افسردگي را براي فرزندان خود فراهم مي كنند بين شيوه هاي فرزند پروري و روابط درون خانواده با ابتلاء به اعتياد رابطه وجود دارد، تحقيقات نشان مي دهد كه طرد شدگي و فقدان رابطه گرم و عاطفي در بين خانواده هاي معتادين بسيار بالاست. روشهاي انضباطي والدين با سوء مصرف مواد در فرزندان ارتباط دارد. والدين نوجوانان معتاد، بيشتر از سبك والديني استبدادي و طرد کنندگي استفاده مي كنند.( هواسي، 1380 )
در بين معتادين اختلالات شخصيت ضد اجتماعی افسردگي و اضطراب شايعترين اختلالات روانپزشكي است خصوصيات شخصيتي مرزي4 و ضد اجتماعي5، پارانوئيد6 ،اسكيزو تايپال7، پرخاشگر- منفعل8 وابسته، اجتنابي9 و اسكيزوئيدي10 در مردان معتاد شيوع دارد ، در بين معتادين خياباني اختلالات دو قطبي11 و اسكيزوفرني12 ديده مي شود ؛ افسردگي بيشتر از اختلالات رواني ديگر در بين معتادين رواج دارد. در بين اختلالات خلقي و اضطراب ، افسردگي اساسي و اختلال اضطراب منتشر شايع مي باشد، خود پنداره ضعيف و اعتماد به نفس پائين يكي از علل گرايش به اعتياد است. شخصيت مرزي، خودشيفته13 و ضد اجتماعي، و وضعيتهاي رواني مثل سطح تحمل پائين، نااميدي، رفتارهاي ضد اجتماعي، احساس حقارت14، وابستگي15 و اضطرابهاي شديد در بين معتادين رواج دارد. كساني كه در كودكي اختلال كم توجهي و بيش فعالي دارند، در صورت عدم درمان در آينده به مواد مخدر، الكل و سيگار پناه مي برند،گرايش به اعتياد مشكلات اجتماعي و روانشناختي فرد را افزايش مي دهد. كشيدن سيگار و مصرف الكل اختلالاتي مثل اسكيزوفرني، اسكيزوافكتيو16 را وخيم تر مي كند استفاده از الكل و حشيش، حافظه و توانايي عملكرد افرادي را كه داراي اختلالات خلقي يا روان پريشي هستند، پائين مي آورد مصرف مداوم الكل باعث دلشوره، فوبياهاي17 شديد و حمله هراسي مي شود.)انیسی، رئیسی، یزدی، زمانی و رشیدی، 1387).
افرادي كه سوء مصرف ترياك و هروئين دارند سطح هيجان طلبي بالاتري نسبت به افراد عادي دارند در نتيجه تحقيقات ذكر شده مي توان نتيجه گرفت بين شيوه هاي فرزند پروري، بهداشت رواني و گرايش به اعتياد روابطي وجود دارد از جمله تحقيقات گذشته نشان مي دهند كه تربيت والدين بر روي ميزان رفتارهاي ناسازگارانه مانند ابتلاء به اعتياد تاثير دارد. در صورت فقدان پدر و كاذب بودن وجود وي باعث پائين آمدن اعتماد به نفس در پسرها مي شود كه مي تواند از جمله علل خانوادگي اعتياد باشد. ارتباط معناداري بين استعمال سيگار و ساير مواد در والدين و فرزندان سايكوپات وجود دارد. كودكان پدران دچار اعتياد، اختلالات رفتاري – هيجاني بيشتري نسبت به كودكان پدران غير معتاد دارند. تفاوت معنا داري در وضعيت تحصيلي، اختلال در روابط متقابل و ميزان اضطراب نوجوانان پدر معتاد ديده شده است. بين اختلالات رواني از جمله افسردگي و ابتلاء به اعتياد در خانواده هاي معتاد روابط معناداري وجود دارد. شيوه هاي فرزند پروري نقش مهمي در كاركرد خانواده و كاركرد خانواده نقش موثري در سلامت رواني كودكان دارد بين افت تحصيلي، اضطراب، اختلال در روابط متقابل و ابتلا به اعتياد رابطه معنا داري وجود دارد شخصيتهاي بيمار گونه در بين معتادين عبارت است از ضد اجتماعي بودن، دچار خود شيفته شدن و وابسته بودن، كه اغلب در پدران اين گروه بيشتر مشهود مي باشد. (جمشيدي منش، سليماني فر و حسيني ، 1383)
بيان مسأله :
موضوع دستیابی به سلامت، کسب آرامش و اطمینان در زندگی و نیز دوری و مقابله با عوامل تهدید کننده سلامتی از دیرباز مورد توجه آدمی بوده است و از اساسی ترین نیازهای فطری انسان ها به شمار می رود؛ اما هر گاه از سلامتی سخن به میان آمده، عموماً بعد جسمانی آن مد نظر قرار گرفته و کمتربه بعد روانی آن توجه شده است و این در حالی است که بهداشت و سلامت روان18به عنوان یکی از ارکان سلامتی، لازمه یک زندگی مفید، مؤثرو رضایت بخش فردی است.سازمان بهداشت جهانی (2004)سلامت روانی را به عنوان حالتی از بهزیستی که در آن فرد توانمندی خود را شناخته، از آنها به نحو مؤثر و مولد استفاده کرده و برای اجتماع خویش مفید است تعریف می کند. به طور کلی بهداشت روانی ایجاد سلامت روان به وسیله پیشگیری از ابتلاء به بیماری های روانی، کنترل عوامل مؤثر بر بروز آن، تشخیص زودرس، پیشگیری از عوامل ناشی از برگشت بیماری های روانی و ایجاد محیط سالم در برقراری روابط صحیح انسانی است (میلانی فر، 1386).
سلامت روانی به عنوان یکی از نیازهای اجتماعی نیز مطرح می شود و از اساسی ترین محورهای ارزیابی سلامت جوامع مختلف به شمار می رود چراکه عملکرد مطلوب جامعه مستلزم برخورداری از افرادی است که از حیث سلامتی و بهداشت روانی در وضعیت مطلوبی قرار داشته باشند. در این میان تأمین سلامت روانی والدین و نیز شناسایی و حذف عوامل منفی مؤثر بر سلامت روان آنان که از اقشار مستعد، مؤثر، کارآمد و برگزیده ی جامعه میباشندو نیز توجه به نقش برجسته آنان به عنوان راهنما و آموزش ده زندگی به فرزندان از اهمیت ویژه ای در پویایی، بالندگی و اعتلای جامعه برخوردار است (حسینی،1387).
از میان عوامل تأثیرگذار بر سلامت روانی، سازه ای که طی سال های اخیر توجه بسیاری از محققان را به خود جلب کرده است، سبک های فرزندپروریاستکه یکی ازمفاهیم و سازه های بهنجار مورد توجه روان شناسی می باشد.شواهد پژوهشي حاكي از وجود رابطه بين سبكهاي فرزندپروري19 و شايستگي هاي اجتماعي كودكان و نوجوانان است. به همين دليل، برخي از پژوهشگران به منظور توان پيش بيني احساس تنهايي در نوجوانان بر مطالعه سبكهاي فرزندپروري (اقتدار منش، ديكتاتوري و سهل گيرانه و بی اعتنا)، تاكيد مي كنند. خانواده تاثیر عمیقی در کودک می‌گذارد و شخصیت او را پی‌ریزی می‌کند. اگر محیط خانواده سالم باشد کودک دارای اعتماد به‌ نفس، مهر و محبت و احساس مسئولیت می‌شود. بررسیهای متعدد نشان داده است که اگر کودک مورد توجه خانواده واقع نشود و یا از خانواده طرد شود و یا برعکس اگر بیش از حد مورد توجه و حمایت واقع شود آماده کجروی، ناسازگاری و تجاوز به حقوق دیگران خواهد شد. کودکانی که در محیط خانه پذیرفته نشده‌اند و با محرومیت عاطفی و فقدان مهر مادری روبرو بوده‌اند، محبت و عواطف دیگران را احساس نمی‌کنند و باترک خانه ومدرسه و ناسازگاری رفتارخصمانه بروز می‌دهند. این افراد فاقد قدرت سازش می‌شوند.(گودرزی، 1383)
امروزه مسأله اعتياد علاوه بر مشكلات فردي و اجتماعي يك مشكل خانوادگي هم محسوب مي‌شود.معضل اعتياد بر روي بهداشت رواني فرد معتاد و خانواده وي نيز اثر بدي مي‌گذارد. انضباط‌هاي خشن و ناپايدار يكي از عوامل موثر در بزهكاري جوانان است. تنبيه‌هاي سخت بدني هم، عوارض افت رواني ايجاد مي‌كند و كودكي كه تنبيه بدني مي‌شود عزت نفس خود را به شدت از دست مي‌دهد و دچار هراس‌هاي گوناگون مي‌شوند (شاملو، 1376) .هر یک از شیوه های فرزند پروری تأثیرات متفاوتی بر سلامت روانی فرزندان دارد (انیسی، رئیس، یزدی، رشیدی و زمانی،1387) در پژوهشیبا عنوان “مقايسه سلامت روان و شيوه هاي فرزندپروري در بين افراد معتاد و غير معتاد”به بررسی رابطه بین متغیر های مذکوردرگروه نمونه ای متشکل از دو گروه افراد معتاد و غير معتاد از نظر وضعيت فرزند پروري در گذشته و وضعيت سلامت رواني در حال حاضر مورد مقايسه قرار گرفته اند. نتایج نشان داد هر يك از شيوه هاي فرزند پروري تاثيرات متفاوتي بر سلامت رواني فرزندان دارد. لازم است والدين از تاثير هر يك از اين الگوهاي فرزندپروري بر وضعيت رواني و رفتاريفرزندانشان آگاهي‌ داشته باشند تا بتوانيد از آسيبهاي اجتماعي از جمله اعتياد فرزند پيش گيري نمايند.
(خواجه پور،1386) در پژوهش خود با عنوان “اثر اعتیاد بر سلامت روانی فرزندان”به این نتیجه دست یافت که خانواده یک واحد اجتماعی کوچک ولی حساس است. والدین اولین کسانی هستند که شخصیت فرزندان را شکل می دهند. محیط خوب باعث رشد افکار فرزندان می شود و محیط بد نیز می تواند عمیق ترین تباهی ها را در فرزندان شکل دهد. در چنین حالتی در صورتی که والدین دچار آلودگی (به خصوص مواد مخدر)‌ باشند، فرزندان آنها نیز از هر لحاظ آسیب پذیر می شوند. خانواده دارای فرد معتاد محصولی همانند کسالت و بیماریهای روانی برای فرزندان به بار می آورد، روان رنجوری و پریشانحالی فرزندان در این خانواده ها بیشتر است، هم چنانکه آنها نسبتاً اضطراب و نا امیدی بیشتری را احساس می کنند. این افراد برای ابتلا به بزهکاری مستعد تر هستند و آینده مناسبی برای خود نمی بینند، بنابراین نسبت به آینده نا امید هستند و یأس و سرخوردگی در آنها نمایان است.
لازم است والدین از تأثیر هر یک از این الگوهای فرزند پروری بر وضعیت روانی و رفتاری فرزندانشان آگاهی‌ داشته باشند تا بتوانید از آسیبهای اجتماعی از جمله اعتیاد فرزند پیش گیری نمایند.بر اين اساس پژوهش حاضر مي‌كوشد تا وضعيت كيفيت فرزندپروري و سلامت رواني افرادمعتاد را با افرادغيرمعتاد مورد مقايسه قرار ‌دهد .
اهمیت و ضرورت انجام پژوهش:
بدون شک تأمین سلامتی و بهداشت اقشار جامعه یکی از مسائل اساسی هر کشوری است که می بایست آن را از ابعاد مختلف جسمی، روانی و اجتماعی مورد توجه قرار داد، لیکن بعد روانی سلامتی در بسیاری ازکشور های جهان به ویژه کشورهای در حال توسعه به دلیل توجه اصلی به سایر اولویت های بهداشتی از جمله بیماری های عفونی واگیردار و مشکلات تغذیه ای در گذشته و نیز بیماری های واگیردار نوپدید و مزمن عصر حاضر کمتر مورد توجه قرار گرفته است و این در حالی است که بر اساس برآوردهای سازمان بهداشت جهانی در دهه های اخیر در نتیجه پیشرفت تکنولوژی و گسترش روزافزون جوامع شهری و پیچیدگی بیشتر ارتباطات،میزان شیوع اختلالات روانی در کشورهای صنعتی ودر حال توسعه رو به افزایش است به طوری که بر اساس آمارهای این سازمان مشکلات سلامت روانی جهان از 5/11 درصد درسال 1991 به 15 درصد درسال 2020 خواهد رسید و این در حالی است که در برنامه ریزی های توسعه اجتماعی و اقتصادی پائین ترین اولویت به موضوع سلامت روانی افراد داده می شود.
بدیهی است وجود انسان های معتاد برای جامعه آسیب رسان خواهد بودچرا که وجود یک فردمعتاد به کار و اقتصاد خانواده لطمه وارد می کند، درآمد سرانه را کاهش می دهد، رفاه و نشاط فردی را از اعضای خانواده سلب کرده و با تخریب و ضایع کردن نیروی انسانی، در اقتصاد و اجتماع تأثیر نامطلوب وعمیق برجای می -گذارد.بنابراین در صورتی که بعد روانی سلامت به اندازه کافی مورد توجه قرار نگیرد، فراوانی مشکلات روانی و رفتاری رو به فزونی خواهد گذاشت تا حدی که عوارض ناشی از بی توجهی به آن در ابعاد فردی، اجتماعی، خانوادگی، سیاسی، اقتصادی و فرهنگی اثرات سوء غیر قابل جبران در پی خواهد داشت.
بنابر آنچه که ذکر شد دلیل عمده ای که ضرورت تحقیق حاضر را نشان می دهد اهمیت پیشگیری اولیه از اعتیاد است چرا که در پیشگیری سطح اول جمعیت سالم در جامعه مورد نظر می باشد و تمام اقداماتی که در این حیطه صورت می گیرد در جهت آماده سازی افراد و فراهم نمودن شرایط مناسب برای زندگی سالم از تمام جنبه های جسمانی ، روانی و اجتماعی می باشد.
اگرچه به لحاظ اهمیت موضوع تا کنون پژوهش های متعددی در ارتباط با اعتیاد و عوامل به وجودآورنده آن از جمله سلامت روان تیپ های شخصیتی و… به منظور پیشگیری از بروز و شیوع اعتیاد و مشکلات رفتاری در بین افراد جامعه و به ویژه جوانان به عنوان نیرو های جوان ومولد جامعه انجام شده است، لیکن در اکثر این مطالعات به سلامت روان فرد معتاد توجه شده،اما در مقابل کمتر به نقش سلامت روان والدین این افراد و سبک های فرزند پروری اجرا شده توسط آنها به منظور پیشگیری از اعتیاد فرزندان پرداخته شده است. بنابراین علیرغم اهمیّت سلامت روان والدین و سبک های فرزندپروری به کارگرفته شده توسط آنها که به نظر می رسد در روی نیاوردن به اعتیاد فرزندان مؤثر باشد، پژوهش های معدودی در این زمینه انجام شده و یافته ها اندک می باشد ودرکل خلاء تحقیقاتی مشهود بود، از این رو ضرورت بررسی نقش سلامت روان و سبک های فرزندپروری والدین در روی آوردن به اعتیاد فرزندان احساس می شد.
چنین مطالعه ای علاوه بر اینکه به عنوان پژوهشی اکتشافی در حوزه روان شناسی خانواده، نوع رابطه بین این متغیرها به ویژه رابطه سبک های فرزندپروری و سلامت روان والدین در مورد افراد معتاد و غیرمعتاددر نمونه های ایرانی مشخص می کند، اقدامی در جهت توجه به کارکردهای خانوادگی ودر صورت وجود رابطه مثبت ومعنادار بین متغیرهای تحقیق، تقویت این کارکردها در پیشگیری از اعتیاد افراد خواهد شد.
یافته های این پژوهش می تواند اطلاعات مفیدی را در اختیار والدین، مربیان، روان شناسان، مشاوران و درمان گران خانواده قرار دهد تا با ارائه سبک های فرزندپرری صحیح و تقویت فرآیند ها و تعاملات مثبت بین اعضاء خانواده، بتوانند توان مندی فرزندان را در رویارویی با عوامل استرس آور ارتقاء داده و در نهایت سلامت روان و روی نیاوردن به اعتیاد آنان را تضمین نمایند.
اهداف پژوهش
هدف اصلی:
بررسی مقایسه سلامت روان و سبک های فرزند پروری والدین افراد معتاد و افراد عادی شهرستان صحنه در سال1393 است.
اهداف اختصاصی :
تعیین تفاوت سلامت روان والدین افراد معتاد و افراد عادی.
تعیین تفاوت سبک های فرزندپروری والدین افراد معتاد وافراد عادی.
فرضيه‏هاي تحقیق:
میزان سلامت روان والدین افراد معتاد و افراد عادی متفاوت است.
سبک های فرزند پروری والدین افراد معتادو افراد عادی با هم تفاوت دارد.
بین سلامت روان و سبک های فرزند پروری والدین افراد معتاد و افراد عادی رابطه وجود دارد.
تعاريف مفهومی و عملیاتی:
– تعريف مفهومي سبک های فرزندپروری:
“سبكهاي فرزند پروري به دو عامل بستگي دارد: پاسخدهی و توقع. پاسخدهي عبارت است از ابراز محبت، ملاحظه نيازهاي كودك و استفاده از استدلال در تربيت بچه ها. توقع نيز، ميزان سفت و سخت بودن قواعد و توقع والدين از فرزندشان است(كاپلان،1990. فيروزبخت، 1384).”
– تعریف عملیاتی سبک های فرزندپروری :
در این پژوهش سبک های فرزندپروری والدین، میزان نمره ای است که فرد از پرسشنامه شیوه های فرزندپروری بامریند، (1972)کسب می نماید.
– تعريف مفهومي سلامت روانی :
از نظرسازمان بهداشت جهانی(2010) سلامت روانی عبارت است از: قابلیت فرد در برقراری ارتباط موزون و هماهنگ با دیگران، توانایی در تغییر و اصلاح محیط اجتماعی خویش و حل مناسب و منطقی تعارض های هیجانی و تمایلات شخصی خود.
– تعریف عملیاتی سلامت روانی :
در این پژوهش سلامت روان، نمره ای است که آزمودنی ها از پرسشنامه 28 سؤالی سلامت عمومی (28-GHQ) گلدبرگ و هیلیر20(1979) کسب می نمایند.
– تعريف مفهومي فرد معتاد:
DSM-IV-TR2013 در تعریف اعتیادبیان می دارد، فردی که در یک دوره یکساله حداقل 3 علامت از  7 علامت زیر را داشته باشد:
1 – مصرف مداوم مواد بدون آنکه بتواند آن را متوقف کند( توضیح: مصرف مواد مخدر حالت تکانشی و ناخواسته است21
2 – تحمل22
3 – علائم ترک
4- تلف کردن وقت جهت تهیه ، مصرف و ریکاوری
5- ادامه مصرف علیرغم محدودیتها
6- افت دائمی و پایدار شخصیت اجتماعی، شغلی و خانوادگی
7- کاهش دیگر فعالیتهای
8- تداوم مصرف به نحوی که منجر به اختلال در انجام وظایف اصلی فرد شده است
9- تداوم مصرف به شکلی که سبب رفتارهای خطرناک او شده است( مثلا در حین رانندگی)
10- تداوم مصرف علی رغم مشکلات اجتماعی حاصله
11- وسوسه مصرف
– تعریف عملیاتی فرد معتاد :
در این پژوهش معتاد فردی است که مواد مخدر یا محرک استفاده میکند و به آن وابستگی دارد.
فصل دوم
پیشینه پژوهش
تاریخچه اعتیاد
در نخستین ویرایش راهنماي تشخيصي و آماري اختلالات رواني (DSM 1952) اعتياد به الکل و مواد را واكنشهاي ضد اجتماعي كه (بعدا اختلال شخصیت ضد اجتماعی شناخته شد) به عنوان یک طبقه تشخیص مجزا که در کل اختلال شخصیت سایکوپاتی نامیده شد قرار گرفت.بنابراین اعتیاد به الکل و مواد مخدر درنخستین ویرایش DSM در طبقه اختلالهای شخصیت و مسائل جنسی قرار گرفت به دلیل این وجهه تشابه که در هر سه این رفتارها قوانین اجتمایی نقض می شد. تهیه کنندگانDSM-II (APA,1968) نیز به خاطر همین دلیل مشابه این سه اختلال را در یک طبقه قرار دادند.وقتی که یکسری پژوهش های جدید ی به نقش عوامل ژنیتیکی و محیطی در سبب شناسی بسیاری از اختلالات روانشناختی تاکید کردندتهیه کنندگان(APA1980)DSM-III و متن بازنگری شده آنDSM-III-R (1987) از بنیانهای روان درمانی پیشینیان خود در سالهای 1952 و1968 فاصله گرفتند و به سمت اطلاعات سبب شناسی وتشخیص تجربی حرکت کردند. راهنمای تشخیصی 1980 و1987 برخلاف گذشتگان خود تاثیر رفتارهای اعتیاد به الکل و مواد مخدر را از اثرات سیستم عصبی مرکزی جدا کردند.آنها همچنین نشانه ها و علائم اعتیاد به الکل و مواد مخدر را به صورت واضح از بقیه جدا کردند. هر چند در حالی که تشخیص در DSM-III نیازمند حضورنشانه های تحمل و ترک بود DSM-III-R بر روی نشانه های تحمل و ترک برای تشخیص تاکید نکرد و تاکید آن بر روی مجموعه ای از رفتار ها بود که ناشی ازدست دادن کنترل خود هنگام نوشیدن می باشدکه ادوارد و گراس23 ( 1976 ) آن را سندرم اعتیاد به مواد نامیدند. سندرم وابستگی به الکل ادوارد وگراس شدیدا تشخیص وابستگی را در DSM-III-R  و به میزان کمتری در DSM-IV  تحت تاثیر قرار داد بنابرین در DSM-IV  علاوه بر عدم کنترل بر استفاده نشانه تحمل وترک نیز برای تشخیص ضروری می باشد درنهایت در DSM-IV-TR نیز علاوه بر این علائم، وابستگی روانی نیز در نظر گرفته می شد.(برگلند24،2003)
تعریف اعتیاد : اولين تعريف از اعتياد توسط سازمان بهداشت جهاني يا WHOدر سال 1950 ارائه شد بر اساس اين تعريف يك داروي اعتيادآور بايد سه ويژگي داشته باشد .
1- وابستگي رواني ايجاد كند.
2- تحمل ايجاد كند (براي رسيدن به اثر اوليه بايد مرتبا مقدار مصرف را افزايش داد).
3- وابستگي فيزيكي ايجاد كند ( فرد زماني ميتواند به شكل طبيعي فعال باشد كه مواد در بدون وجود داشته باشد و در غير اينصورت علائم فيزيكي ترك مشاهده ميشود).
تعریف اعتیاد از نظر  DSM-IV-TR
فردی که در یک دوره یکساله حداقل 3 علامت از  7 علامت  زیر را داشته باشد:
1 – مصرف مداوم مواد بدون آنکه بتواند آن را متوقف کند( توضیح: مصرف مواد مخدر حالت تکانشی و ناخواسته25 است).
2 – تحمل 
3 – علائم ترک
4- تلف کردن وقت جهت تهیه، مصرف و ریکاوری
5- ادامه مصرف علیرغم محدودیتها
6- افت دائمی و پایدار شخصیت اجتماعی، شغلی و خانوادگی
7- کاهش دیگر فعالیتهای
تعریف سوء مصرف از نظر DSM-IV-TR
کسی که یک یا بیش از یکی از معیارهای زیر را داشته باشد را سوء مصرف کننده26می نامند:
-مصرف مواد در حد خطرناک
-اختلال در روابط اجتماعی و فردی با دیگران
– غفلت از انجام وظایف اصلی
– وقوع مشکلات قانونی
تعریف اعتیاد و سوء مصرف از نظر DSM-5
در طبقه بندی DSM-5هیچ نشانی از دو واژه اعتیاد و سوء مصرف وجود ندارد و این دو در هم ادغام شده اند و به جای آن واژهاختلالات سوء مصرف مواد27آمده است. در این طبقه بندیکه در سال 2013 منتشر شد جمعا یازده معیار وجود دارد که هفت معیارآن در بالا ذکرشد و 4 معیار دیگر آن عبارتند از:
1- تداوم مصرف به نحوی که منجر به اختلال در انجام وظایف اصلی فرد شده است
2- تداوم مصرف به شکلی که سبب رفتارهای خطرناک او شده است( مثلا در حین رانندگی)
3- تداوم مصرف علی رغم مشکلات اجتماعی حاصله
4- وسوسه مصرف
کسیکه دو یا بیش از دو فقره از این معیارها را داشته باشد مبتلا به سوء مصرف مواد شناخته می شود. سپس مصرف ماده بر اساس راهنمای زیر به سه دسته ضعیف، متوسط و شدید طبقه بندی شده است تعاریف و سوتفاهم های زیادی در باره اعتیاد هم در متخصصین و مردم عامه وجود دارد، امروزه اعتیاد بیشتر به شکل یک بیماری مطرح میگردد و متخصصین در برخورد با این مشکل بیشتر سعی میکنند از اصطلاحات علمی تری استفاده کنند. مثلا ناتوانی در قطع مصرف مواد که در آن فرد مصرف کننده حتی زمانی که تمایل به قطع مصرف مواد دارد توانایی انجام اینکار را ندارد. خیلی اوقات اصطلاحاتی مثل وابستگی شیمایی، سو استفاده از مواد، وابستگی فیزیولوژیکی، استعمال مواد یا دارو با اعتیاد یکی گرفته میشود. برای حل این مشکل راهنمای تشخیص و آماری اختلال های روانی ( DSM ) مشکل دارویی اين مشكل را حل کردو مشکل دارویی یا در واقع مصرف مواد را به دو گروه اصلی تقسیم کرد و یکسری ملاک هایی را برای تشخیص یک فردی که اعتیاد دارد ذکر کرد این دو گروه اصلی عبارتند از:
 1) سواستفاده یا استفاده غلط از دارو      2)وابستگی دارویی
1- سو استفاده یا استفاده غلط از دارو: دارو به شکل اجباری مصرف میشود ولی به گونه ایی خطرناک و غیر قانونی و در مواقع و مکانهای نامناسب و یا در مواردیکه مصرف غلط دارو برای مصرف کننده و دیگران خطرناک است.
ملاکهای تشخیصی DSM-IV-TR برای سوء مصرف مواد :(کاپلان28 ،2007)
الگوی غیر انطباقی مصرف مواد که موجب ناراحتی یا تخریب قابل ملاحظه ی بالینی شده و با یک یا چند تا از علائم زیر در طول یک دوره ی 12 ماهه روی می دهد تظاهر می کند.
الف) مصرف مکرر مواد که منجر به ناتوانی در برآوردن تعهدات عمده مربوط به نقش فرد در کار، مدرسه یا خانه می شود (مثلا غیبت، تعلیق، و اخراج از مدرسه به دلیل سوء مصرف مواد)
ب) مصرف مکرر مواد در موقعیت هایی که در آنها مصرف ماده از نظر فیزیکی خطرناک است (مثلا رانندگی یا کار با ماشین آلات)
ج) مشکلات قانونی تکراری مربوط به مواد (دستگیری به دلیل رفتارهای نادرست مربوط به مواد)
د) مصرف مداوم مواد علی رغم مشکلات پایدار یا عود کننده اجتماعی بین فردی که ناشی از اثر ماده بوده.
2- وابستگی دارویی: مترادف با اصطلاح اعتیاد به مواد است و یعنی فقدان کنترل در استفاده از مواد و ناتوانی آشکار فرد در تغییر موثر استفاده از دارو با وجود تبعات زیاده از حد آن بنابراین اعتیاد به مواد یک بیماری پیچیده است که میتوانید آن را به شکل استفاده وسواس گونه جستجو و مصرف غیر قابل کنترل دارو بدانید که با وجود تبعات منفی و بسیار خطرناک آن ادامه پیدا میکند و احتمال عود یا بازگشت آن حتی بعد از پرهیز دراز مدت از مصرف دارو بسیار زیاد است .
ملاکهای تشخیصی DSM-IV-TR برای وابستگی به مواد
الف) یک الگوی غیرانطباقی مصرف مواد که منجر به تخریب چشم گیر بالینی یا ناراحتی می شود با سه مورد از موارد زیر تظاهر می کند که زمانی در یک دوره 12 ماهه بروز می کند.
1- تحمل29
2- ترک30
3- ماده غالبا با مقادیر بیشتر و برای دوره های طولانی تر از آنچه که مورد نظر است مصرف می شود
4- میل دائمی برای کاهش یا کنترل ماده وجود دارد یا تلاش های ناموفقی در این زمینه صورت می گیرد
5- زمان زیادی از فعالیت های لازم برای بدست آوردن ماده یا رهایی از آثار آن ماده مصرف می شود
6- فعالیت های مهم اجتماعی، شغلی و تفریحی به خاطر مصرف ماده کنار گذاشته می شود
7- ادامه مصرف مواد، علی رغم آگاهی از مشکلات جسمانی و روانشناختی ناشی از آن
اختلالات همایند:
تشخیص همزمان اختلال مصرف مواد و اختلالات روانی در مطالعات کلینیکی ( مرتنس، پاتاسارتی، ویسنر31، 2003) و نمونه های جامعه (گرنت و همکاران32، 2004؛ کسلر و همکاران33 ، 1996؛ ریجروهمکاران34،1990) امری مرسوم و متداول است. در مطالعات کلينيکي نيمي از افرادي که داراي اختلال مصرف مواد يا الکل بودند حداقل يک اختلال رواني ديگر در طول زندگي تجربه کرده اند مطالعات کلينيکال در نمونه ها نشان دهنده آن است که بين 50 تا 90 درصد همايندي بين اختلال سوءمصرف مواد و ساير اختلالات روان پزشکي وجود دارد بنابراين در موارد کلينيکي همايندي يک قاعده است و يک مسئله باليني فراگير است نه يک استثنا
به طور کلي در اختلالات سوءمصرف موادبه ويژه در بزرگسالان اختلال شخصيت ضد اجتماعي35 اختلال دو قطبي نوع 1 اختلال افسردگي اساسي،اسکيزوفرني وهمچنين اختلالات اضطرابي متداول مي باشد(ريجر و همکاران 1990).و درکودکان و نوجوانان اختلال ADHD واختلال سلوک رايج مي باشد. همایندی متعدد یا چندگانه یک پیشبینی کننده قویي از مصرف مواد است و اشخاص با 3 یا بیشتر از 3 اختلال روانپزشکی به طور محتمل چهار برابر بیشتر از افراد جمعیت عادی مبتلا به سوء مصرف مواد والکل مي شوند.
-اختلال شخصیت ضد اجتماعی:
رابطه بین اختلال شخصیت ضد اجتمایی و اختلالات مرتبط با الکل فراوان گزارش شده است برخی مطالعات حاکی است که اختلال شخصیت ضد اجتمایی بخصوص در مردهای مبتلا به اختلالت مرتبط با الکل شایع است و ممکن است مقدم بر پیدایش اختلالات مرتبط با الکل باشد. ومطالعات دیگر حاکی از این است که اختلال شخصیت ضد اجتماعی و اختلالات مرتبط با الکل کاملا از هم جدا هستند و رابطه سببی با هم ندارند (کاپلان،2007).
– اختلالات خلقي:
الف:اختلال دو قطبی نوع1 :این اختلال در مصرف کننده های مواد شایع تر از افسردگی اساسی می باشد .بیماران مبتلا به این اختلال در معرض خطر ابتلا به اختلالات الکل قرار دارند چون ممکن است در دوره مانیا اقدام به خود درمانی بکنند .
ب:اختلال افسردگی اساسی :حدود 30 تا40 درصد افراد مبتلا به  اختلالات مرتبط با الکل زمانی در طول عمر خود واجد ملاک های تشخیصی اختلال افسردگی اساسی می شوند. افسردگی در زنهای مبتلا به این اختلال شایع تر از مرد های مبتلا به این اختلال می باشد. 
– اسکیزوفرنیا:
بررسی های همه گیرشناسی مکررا در یافته اند که افراد مبتلا به اختلال اسکیزوفرنیا به طور فزاینده ای برای استفاده از الکل و مواد مخدر افراد پر خطری هستند(میلر36،1997) .افراد مبتلا به اسکیزو فرنی چهار برابر بیشتر از کل افراد جمعیت احتمال ابتلا به سوء مصرف الکل و مواد دارند(ريجر و همکاران 1990) .
– اختلالات اضطرابی:
بسیاری از افراد الکل را به منظور رفع اضطراب استفاده می کنند.25 تا 35 درصد همه افراد مبتلا به اختلالات الکل واجد ملاک های تشخیصی یک اختلال اضطرابی هستند. فوبی ها وپنیک تشخیص های توام شایع در این بیماران هستند. 
– اختلالات سلوک وبیش فعالی همراه با نقص توجه:
این دواختلال در 32 تا 52 درصد نوجوانان و کودکان مصرف کننده مواد و دیده شده است (ویس کوفه وفیشر37،2001.به نقل از میکلویتز38، 2008)
– خودکشی:
اکثر تخمین ها در مورد شیوع خودکشی در بین بیماران مبتلا به اختلالات مرتبط با الکل بین10 تا 15 درصد می باشد عواملی که به خود کشی بیماران مبتلا به اختلالات مرتبط با الکل ربط داده شده اند عبارتند از؛ وجود یک دوره افسردگی اساسی، سیستم حمایت روانی اجتمایی ضعیف ، وجود یک اختلال طبی همزمان،بیکاری و تنها زندگی کردن.
ارزیابی های روان شناختی:
 1:مصاحبه های بالینی ساختار یافته39بر مبنای DSM –IV (فريست و ويليامز40،1995)که در مقایسه با مصاحبه های غیر ساختار یافته شکل يافته ترو پایاتری می باشد در مصاحبه های بدون ساختار ارزیابی های بسیاری از اختلالات همایند و مشکلات و مسائلی که در رابطه با اهمیت پیش آگاهی در افرادی که سوءمصرف مواد دارند فراموش می شوند.(به نقل از آلن کار، 2006)
2:مصاحبه نیمه ساختار گذشته نگر زمان دار41 :BTLFیک مصاحبه واپس نگر برای ارزیابی الگو های مصرف الکل و مواد و مفاهیم مربوط به آن است که از اعتبارکافی نیز برخوردار است.
اين مصاحبه از زمان های کلیدی (مثل جشن تولد ،وقایع شخصی،دیدار از اعضای فامیل ) و دیگر موقعیت ها (بیکاری،بیماری،روز تعطیل) و همچنین دیگر سرنخ های حافظه که یادآوری را تسهیل کند استفاده می کند. روش، TLFBدر مقایسه با سایر روشها سنجش به ارزیابی الگوهای مصرف (مثل نوع دارو، کیفیتو کمیت) در جزئیات زیادی می پردازد. هنگامی که فرد بتواد خودش TLFBرا پر کند پایایی آن را در مقایسه با زمانی که توسط درمانگر دستورالعمل داده شود بیشتر است .TLFB اطلاعات مفید را در مورد پیشامد ها و پیامدهای مصرف سنگین الکل و مصرف داروها ی غیر قانونی و همچنین موقعيت هایی که خطر هایی را برای لغزش در فرد به وجود می آورند فراهم می کندکه این اطلاعات را برای پی ریزی یک طرح درمانی



قیمت: تومان

دسته بندی : پایان نامه ارشد

پاسخ دهید