دانشگاه آزاد اسلامی
گروه : روانشناسی
پايان نامه جهت دریافت کارشناسي ارشد روانشناسی عمومی (M.A)
عنوان :
مقایسه میزان سلامت رواني فرزندان داراي والدین شاغل و غیر شاغل
” Comparison of mental health among children parents Employed and unemployed ”
استاد راهنما :
دكتر کریم افشاری نیا
نگارنده :
شیرین عزیزی
1393-1392
تشكر وقدرداني
با سپاس فراوان از استاد راهنماي فرهيخته ام جناب دكتر كريم افشاري نيا كه در طول مدت انجام اين پايان نامه از رهنمودهاي علمي واخلاقي ايشان بهره مند شدم ودرگاه خداوند بزرگ را شاكرم كه افتخار شاگردي ايشان را نصيبم نمود
تقديم به
همه كساني كه لحظه اي بعد انساني و وجداني خود را فراموش نمي كنند وبرآستان گران سنگ انسانيت سر فرود مي آورند وانسان را با همه تفاوت هايش ارج مي نهند
فهرست مطالب
عنوان صفحه
چكيده1
فصل يكم : مقدمه پژوهش
1-1- مقدمه3
1-2- بيان مسئله4
1-3-ضرورت و اهميت تحقيق…………………………………………………………………………………………………………………………..7.
1-4- اهداف پژوهش8
1-4-1- اهداف اصلی8
1-4-2- اهداف فرعی8
1-5- فرضیه های پژوهش9
1-6- تعریف متغیر ها9
1-6-1- تعاریف مفهومی9
1-6-2- تعریف عملیاتی9
فصل دوم : پيشينه پژوهش
2-1- تاریخچه بهداشت رواني12
2-3- كليد سلامت روان13
2-4- علایم سلامت روان14
2- 5- تعریف «سلامت روان15
2 -6- ملاك های سلامت روان16
2-7- سلامت روان از دیدگاههای مختلف18
2-7-1- از نظر آمار دانان18
2-7-2- از نظر پزشکان18
2-7-3- روانپزشکان18
2-7-4- نظرروانکاوان18
2-8- سلامت روانی از نظر مکاتب مختلف19
2-8 -1- مکتب زیست گرایی19
۲-8-2- مکتب رفتار گرایی20
2-8-3- مکتب روانکاوی20
2-8-4ـ مکتب انسانگرایی21
2-8-5-مکتب بوم شناسی21
2-9- اصول بهداشت رواني21
2-10- هدف ایجاد سلامت روان23
2-11- مکانیزم روانی و نقش آن در سلامت روان25
2-11-1- مکانیسم سرکوبی26
2-11-2-   مکانیسم برون فکنی26
2-11-3- مکانیسم جا به جایی26
2-11- 4- مکانیسم بازگشت26
2-11-5- مکانیسم واکنش سازی27
2-11-6- مکانیسم تصعید27
2-11-7- مکانیسم عذر تراشی (دلیل تراشی)27
2-11-8-  مکانیسم همانند سازی27
2- 11-9- مکانیسم جبران28
2-11-10 مکانیسم انکار28
2-12 – عوامل موثر بربهداشت روانی28
2-13- سلامت روان در پرتو پای بندی به آموزه های دینی28
2-14- دین باوری و سلامت روان29
2-15- ابعاد امنیت روانی و سلامت روان، در پرتو یاد خدا29
2-16- توکل و سلامت روان30
2-17- اشتغال زنان31
2-18- پژوهشهاي پيشين (داخلي – خارجي )32
2-18-1- تحقيقات انجام شده در داخل ايران35
2-18-2- تحقیقات انجام شده در خارج کشور44
فصل سوم : روش پژوهش
3-1- روش پژوهش55
3-2- متغیرهای تحقیق55
3-3- جامعه آماری55
3-4- نمونه آماری55
3-5- روش نمونه گیری وحجم نمونه55
3-6- ابزار مورد استفاده در اين پژوهش56
3-7-روش اجراي پژوهش59
3-8- روش تحليل داده ها5
فصل چهارم : يافته هاي پژوهش
4-1- شاخص های توصیفی متغیرهای پژوهش61
فصل پنجم : بحث ونتيجه گيري
5-1- بحث در مورد فرضيه ها و تبيين آن70
5-3-محدوديتها77
5-4-پيشنهادات پژوهشي………………………………………………………………77.
5-5-پيشنهاد كاربردي78
منابع79
الف) منابع فارسی79
ب) منابع لاتين ………………………………………………………………………………………………………………………………………. 84.
فهرست جداول
عنوان صفحه
جدول 4- 1- شاخص هاي توصيفي متغييرهاي اصلي به تفكيك گروه………………………………………………………..56
جدول 4-2- مقايسه ميانگين نمره كل سلامت روا ني دردو گروه دختران مادران شاغل و غير شاغل……..57.
جدول4- 3- بررسي همگني واريانس خرده مقياسهاي سلامت روان…………………………………………………………….58
جدول 4-4- تحليل واريانس يكراهه نه خرده مقياس سلامت روان دختران مادران شاغل وغير شاغل………59
چكيده
سلامت روان يكي از ملاك هاي اصلي ارزيابي يك جامعه است و بي شك نقش چشمگيري در كارآمدي وپيشرفت آن بازي مي كند هدف: از پژوهش حاضر مقايسه ميزان سلامت روان دانش آموزان دختر داراي مادران شاغل وغير شاغل مي باشد روش : روش انجام پژوهش ازنوع علي مقايسه اي.جامعه آماري شامل داش آموزان دختر مقطع متوسطه ناحيه يك شهركرمانشاه كه 240 نفر ( به تفكيك 120دانش آموز دختر مادران شاغل و120نفر دختران مادران غير شاغل‌) مي باشد كه به روش نمونه گيري تصادفي ساده انتخاب شدند ابزار پژوهش عبارتند از پرسشنامه دموگرافيك وپرسشنامه سلامت رواني scl90 يافته ها نتايج پژوهش نشان داد كه – اختلاف معناداري بين ميانگين نمره در فاكتور هاي شكايت جسماني – حساسيت بين فرد ي– افسردگي – اضطراب – پرخاشگري – فوبيا – پارانويا – وروانپريشي – بين دختران مادران شاغل و دختران مادران غير شاغل وجود دارد روش آماري بكار رفته شده آزمون t‌ گروه هاي مستقل وتحليل واريانس يك طرفه ANOVA استفاده شده است و با توجه به نتايج معلوم می شود که مقدار این میانگین برای دختران مادران شاغل بیشتر است. و دختران مادران غير شاغل از سلامت رواني بهتري برخوردار هستند
كليد واژه ها : سلامت رواني – مادران شاغل ومادران غير شاغل

فصل يكم
مقدمه پژوهش
1-1- مقدمه
سلامت روان از نيازهاي اساسي انسان است كه در توسعه پايدارنقش حياتي دارد مفهوم سلامت روان شامل احساس دروني خوب بودن و اطمينان ازكارآمدي خود، اتكاء به خود،ظرفيت رقابت، وابستگي بين نسلي و خودشكوفايي توانايي هاي بالقوه فكري و هيجاني و غيره مي باشد. البته با در نظر گرفتن تفاوت هاي بين فرهنگ ها، ارائه تعريف جامع از سلامت روان غيرممكن مي نمايد. با وجود اين، بر سر اين امر اتفاق نظر وجود دارد كه سلامت روان چيزي فراتر از نبود اختلالات رواني است شاملو (1378) درتعريف سلامت رواني آن را عبارت از مجموعه عواملي دانسته است كه در پيشگيري از ايجاد يا پيشرفت روند وخامت اختلالات شناختي – احساسي –و رفتاري در انسان نقش موثر دارند آنچه مسلم است اين است كه حفظ سلامت روان نيز مانند سلامت جسم حائز اهميت است. شخصي كه سلامت رواني دارد، مي تواند ضمن احساس رضايت از زندگي، با مشكلات، به طور منطقي برخورد نمايد.وفرد مفيدي براي جامعه باشد به عبارت ديگر، افراد داراي سلامت روان، قادرند در عين كسب فرديت، با محيط نيز انطباق يابند. با مشخص شدن اهمیت سلامت روان نیز هر لحظه بر میزان مطالعات و بررسی هایی که با هدف سبب شناسی و یا مشخص کردن میزان شیوع اختلالات روانی در سطح اجتماع انجام می پذیرد افزوده می شود. (داود شاه محمدي‌،1381).
بررسی هایی که در رابطه با سلامت روان انجام شده نشان می دهند که اولاً متغیرهای مختلفی همچون جنس، وضعیت اقتصادی، وضعیت جسمانی و … می توانند بر میزان سلامت روانی افراد تأثیر گذار باشند دوم اینکه هرگونه تغییری در میزان سلامت روان افراد  می توانند تأثیرات زیادی و حتی جبران ناپذیری از خود به جای  بگذارد و درمان و رفع چنین  اختلالاتی هزینه های بسیاری بر فرد در اجتماع تحمیل می‌کند‌. در جهت تامين سلامت روان جامعه دستيابي به اطلاعات صحيح وبراساس تحقيقات علمي يكي از مهمترين جنبه هاي توفيق دراين زمينه است آگاه شدن از وضعيت سلامت رواني افراد جامعه در جهت دست يافتن به الگوهاي مناسب براي برنامه ريزي در هر فرهنگ خاص از اهم موارد ويكي از راه هاي وصول به اهداف سازمان بهداشت جهاني درجامعه ايراني است توجه ويژه به جمعيت جوان به ويژه دانش آموزان به عنوان آينده سازان جامعه از عوامل اساسي توسعه پايدار وهمه جانبه است با توجه به اينكه ما شاهد اين مساله هستيم كه در سالهاي اخير مشكلات عاطفي ورواني درميان دانش آموزان روند صعودي نگران كننده اي داشته تا جائيكه پديده هاي نابهنجاري نظير خودكشي اعتياد بزهكاري ترك تحصيل وافت تحصيلي و….به صورت موانع جديد پيشرفت دانش آموزان را تحت تاثير قرار داده است به منظور مقابله با مشكلات مذكور شناخت علمي ودقيق مساله براساس يافته هاي مطالعات وپژوهشها اجتماب ناپذير است. یکی از تغییرات مهم در زندگی امروزی، افزایش تعداد مادران شاغل در بیرون از منزل است. از سال 1950 به بعد تعداد زنان شاغل در کشورهای صنعتی چون امریکا تا 70% افزایش یافته است )کلارک1، 1997)
بر طبق نظر برخی از نظریه پردازان از جمله نظریه نظام های بوم شناختی استخدام مادر یک عامل بوم شناختي است كه برخانواده رفتار کودکان و سبک تربیتی تاثیر مهم دارد. از سوی دیگر برنامه های کاری غیرمنعطف در.مقایسه مسئولیت ها و وظایف مادران شاغل و غیرشاغل به خوبی احتمال وجود تفاوت در سبک های فرزندپروری و وضعیت تحول عاطفی و رفتاری مادران شاغل و غیرشاغل را روشن می سازد الگوی زیست بومی برونروسی سای )نقل از دانیل2،2009 (‌چارچوب مناسبی را برای ارتباط بین اشتغال تمام وقت مادر و پیامد های بعدی آن بر کودک ارائه داده است. این نظریه مطرح می کند که تعامل محیط – فرد تاثیرات پیچیده ای بر تحول انسان دارد. بر اساس این مدل تنیدگی های روانی ناشی از فشار کار مضاعف بر مادر موجب کاهش سلامت جسمانی و هیجانی مادر شده که چنین مادری قادر نیست با فرزندش به شیوه گسترده و متناسب با تحول کودک تعامل داشته باشد )لیوکاس3،2010 (
ازآنجائيكه امروزه در ایران نیز روز به روز بر تعداد مادران شاغل تمام وقت که ساعات طولانی در روز جدا از فرزند خود به سر می برند افزوده می شود. بنابراین انجام پژوهش هایی در این زمینه برای جامعه در حال دگرگونی ما از اهمیت وافری برخورداراست
هدف پژوهش حاضر عبارت است از مقايسه وضعيت سلامت رواني فرزندان دختر داراي مادران شاغل و غيرشاغل مي باشد همچنين اين تحقيق مي تواند نقش بسزايي در تنوير نتايج قبلي ايفا نمايد و با توجه به اينكه بررسي همزمان اشتغال مادران برسلامت رواني فرزندان كمتر مورد توجه بوده نتايج تحقيق مي تواند زمينه ساز تحقيقات بيشتر در اين راستا باشد
1-2- بيان مسئله
بيماري هاي رواني از بدو پيدايش بشر وجود داشته و هيچ فردي در مقابل آن مصونيت ندارد، و اين خطري است كه بشر را تهديد مي كند. عدم سازش و وجود اختلالات رفتار در جوامع انساني بسيار مشهور و فراوان است. بر اساس اعلام سازمان جهانی بهداشت در سال 2010در دنیا بیش از 450میلیون نفر از مردم از یک اختلال روحی روانی رنج می برند، هر ساله حدود 20%از بزرگسالان یک مشکل بهداشت روانی را تجربه می کنند ، نزدیک به یک میلیون نفر مرتکب خودکشی می شوند و از هر 4 خانواده یک خانواده عضوی با اختلالات روانی دارند.سلامت روان برای مدت های زیادی در پشت پرده ای از انگ و تبعیض پنهان شده و اکنون پیشرفت علم بشر بستری برای بیان سلامت روان و پرداختن به آن را فراهم نموده است .از طرفی می دانیم که برای همه ی افراد سلامت روحی،جسمی و اجتماعی برای ساخت مسیر زندگی حیاتی است .همچنین ارتقاء آن در تمام دوران های زندگی لازم است.اما در برخی از دورانها نظیر بلوغ،نوجوانی، پس از زایمان،بارداری،دوران تحصیل و … ممکن است پرداختن به آن مهمتر باشد.در هر طبقه و صنفي و هر گروه و جمعي اشخاص نامتعادلي زندگي مي كنند. بنابراين در مورد همه افراد اعم از كارگر، دانش آموز، پزشك و مهندس دانشجو، استاد دانشگاه و … خطر ابتلا و ناراحتي هاي رواني وجود دارد. به عبارت ديگر هيچ انساني در مقابل اين امراض مصونيت ندارد. (شاملو 1380) منظور از سلامت رواني همان احساس رضايت و بهبود رواني و تطابق كافي اجتماعي با موازين مورد قبول هر جامعه مي باشد. (فرهنگ روانپزشكي كمپل – پورافكاري، 1373) بنابراین با توجه به شرایط زندگی در جامعه امروزی و با توجه به تمامی دگرگونی‌هایی که در آن صورت گرفته، مانند کاهش تعداد فرزندان، واگذار کردن قسمتی از جامعه‌پذیری کودکان به مدارس، عدم کفایت یک درآمد برای زندگی یک خانواده، وجود دختران تحصیل‌کرده که تنها نقش مادری و همسری به آنان واگذار شده است، مشکلات زندگی مادران شاغل، حاکمیت نگرش‌های مدرن در جامعه برای مردان و نگرش‌های سنتی در خانواده برای زنان، وضعیتی پیچیده را شکل داده است. ومسلما سلامت رواني فرزندان را نيز به مخاطره مي اندازد. نوع شغل مادر – ثبات شغلی ساعات کار مادر و میزان رضایتی را که از نقش خود دارد عامل مهمی در ایجاد اضطراب و استرس بر فرزندان می داند ( گاتفرید4، 1988‌). در واقع فردشاغل فردي است كه در بيرون از منزل به مدت 8 ساعت ويا بيشتر به كارهاي اجتماعي مشغول مي باشد اما اينكه اشتغال مادر در بيرون از منزل چه تاثيري بر سلامت رواني فرزندان دارد مي توان گفت نحوه ارتباط با والدين قوي ترين عامل موثر برالگوهاي تعاملي خانواده محسوب مي شود خصوصا در دورههايي از زندگي كودكان كه تحولات اساسي رشد رواني طي مي شود واز انجا كه مادر اولين كسي است كه نوزاد با او رابطه برقرار مي كند لذا مهمترين نقش را در پرورش ويژگي هاي رواني وعاطفي وسلامت رواني كودك به عهده دارد وكانون سلامتي يا بيماري محسوب مي شود چیزی که مسلم می باشد این است که مادران شاغل همانند مادران غیرشاغل نمی توانند به طور تمام و کمال به کودکان خود رسیدگی کنند چون مادر چندین ساعت از روز را خواه ناخواه جدای از فرزند بسر می برد  و وقتی که بعد از سپری شدن این ساعات به فرزند می رسد خستگی ناشی از دنیای ماشینی امروز و خستگی فکر و ذهنی به مادر اجازه نمی دهد که در آن ساعات باقی مانده روز به کودک رسیدگی کافی و لازم را نماید لذا با این اوصاف  مهمترین مسئله ای که در اشتغال زنان باید مورد توجه قرار گیرد وجود نقش های متعددی است که زنان باید به عنوان همسر و مادر و گرداننده خانواده به عهده گیرند. بدون شک در بسیاری از موارد مادر غیر شاغل بهتر میتواند به نیازهای عاطفی، اجتماعی و شخصیتی کودک خود پاسخ دهد. برعکس، مادری که به دنبال چندین ساعت کار و تلاش در خارج از منزل، با حالتی خسته به منزل برمیگردد، نمیتواند بر انجام دادن این مهم، آنطور که شایسته است اقدام کند. با توجه به اين كه كودكان در مراحل مختلف تحول رواني و رشد جسماني خصوصيات متفاوتي دارند، واكنشهاي آنها نسبت به حضور كمرنگ مادر متفاوت خواهد بود اهمیت مادر برای کودک تنها در رفع نیازهای او خلاصه نمیشود، بلکه همه احساس امنیت کودک وابسته به وجود مادر است. بحث درباره اشتغال مادر بر کودک با اختلاف نظرهای بسیار همراه می باشد دیدگاه های مخالف و موافق بسیاری در این‌ باره مطرح شده است و با گذشت زمان نظرات از تحقیقات جدید اثر پذیرفته اند. شكي نيست كه پيشرفت و توسعه وافزايش آگا هي باعث افزايش اشتغال زنان جامعه شده است كه اين امر موجب شده زنان دركسب درآمد خانواده نقش موثري داشته باشند واين موضوع علاوه برجنبه هاي مثبت كه باعث رفاه بيشتر خانوادهها شده است از نظرارتباط موثربين اعضاء خانواده به دليل حضور كمرنگ زنان درخانواده تاثيرات نامطلوب براعضاءخانواده به ويژه فرزندان گذاشته است بركسي پوشيده نيست كه حضور والدين در خانه رابطه مستقيم با امنيت رواني فرزندان دارد و هر چه والدين وقت بيشتري را با فرزندان سپري كنند مشكلات فرزندان نيز درموارد مختلف كاهش خواهد يافت واقعیت آن است که فرزندان، صرف نظر از دختر یا پسر بودن، حداقل تا دوره نوجوانی، به شدت نیازمند نگاه محبت آمیز والدین، مخصوصا مادر هستند.
بنابراین اهمیت مادربه دوران کودکی منحصر نمی شود و چه بسا که نقش مادر به مراتب مهمتراز نقش پدراست. اما تمام این مسائل بدین معنی نیست که اشتغال مادر برای فرزندان خطرناک بوده و یا فرزندان مادران شاغل در کودکی یا نوجوانی دچار مشکلات بیشتری نسبت به فرزندان مادران غیرشاغل می شوند زیرا اشتغال مادر در شرایطی مزایای فراوانی نیز برای خود مادر و فرزندان او دارد و تنها بی توجهی به پاره‌ای مسائل در این زمینه، سبب بروز اثرات منفی برکودک و نوجوان می شود..از این رو این مادران باید با مواردی آشنا شوند تا درصورت شاغل بودن، بتوانند میان محیط خانه و کار تعادل ایجاد کنند. بنابراین مادران تا آنجا که امکان دارد باید تعداد ساعات کارخود را محدود کنند وکاری را که متناسب با علاقه و توانمندی هایشان است انجام دهند. بهتر است باچنين وضعيتي مقامات دولتي سازمان هاي مانند آموزش وپرورش وديگر سازمانها مدیران ادارات و شرکت ها با مادران شاغل همکاری نمایند تا آنها بتوانند با تنظیم وقت و مسوولیت خود تغییراتی در ساعت ورود و خروج ایجاد کرده تا استرس کمتری داشته باشند وتوجه خاصي به وضعيت سلامت رواني دانش آموزان كه آينده سازان جامعه هستند نيز داشته باشند و با ارائه وتنظيم برنامه هاي جديدتر و ايجاد تغييراتي در ميزان شرايط كاري زنان شاغل در جهت بهبود سلامت رواني فرزندان گامهاي بهتر وموثرتري بردارند
در ارتباط با اين موضوع به صورت جداگانه پژوهشهاي مختلفي صورت گرفته اما تا كنون پژوهشي كه به بررسي ومقايسه سلامت روان دختران داراي مادران شاغل وغير شاغل مورد مطالعه قرارداده شده باشد مشاهده نشد لذا سوال اصلي اين است كه آيا بين سلامت رواني دختران مادران شاغل وغير شاعل تفاوت وجود دارد؟
1-3-ضرورت و اهميت تحقيق
این نکته بسیار واضح است که بیماریهای روانی از بدو پیدایش بشر وجود داشته اند و هیچ فردی در مقابل آن مصونیت ندارند و خطر ابتلاء به بیماریهای روانی همه افراد جامعه از هر طبقه و صنفی و از هرگروه و جمعی که باشند را تهدید می کند. تحقیقاتی که در گذشته توسط محققان بسیاری و در نقاط مختلفی ازدنیا انجام شده است همواره بر وجود بیماریهای روانی در همه جوامع تأکید داشته اند. بطور مثال ساترلوئیس5 (‌۱۹۹۳ ) در کنفرانس جهانی حقوق بشر تعداد بیماران روانی را در سرتاسر جهان بیش از نیم میلیارد نفر گزارش کرد که تقریباً نیمی از این بیماران از خدمات بهداشتی و درمانی لازم محروم بوده اند. سازمان بهداشت جهانی در سال ۱۹۹۳ شایعترین بیماریهای روانی را در سرتاسر جهان به ترتیب افسردگی اضطراب و بیماریهای روان تنی معرفی نموده است )فخریان،۱۳۷۵‌). در ایران نیز پژوهشی هایی در زمینه همه گیر شناسی بیماریهای روانی انجام شده است. بطور مثال در پژوهشی که توسط باش و همکاران در سال ۱۳۴۲ انجام گرفت شیوع این بیماری را در افراد بالای ۵ سال ۹/۱۱ درصد گزارش کرد و در پژوهشی که در مناطق شهری و روستایی کشور در سال ۱۳۷۸ انجام گرفت شیوع کلی بیماریهای روانی را 21 درصد نشان داده شیوع بیماریهای روانی در زنان بیشتر از مردان است. با دقت به نتایج تحقیقات گذشته که شیوع بیماریهای روانی در اجتماع را در سطح بالایی نشان می دهند و یکی از مهمترین مسائل و مشکلات اجتماعی امروز در جوامع گوناگون، هنجارها و مشکلات عاطفی – اجتماعی و روشهای مقابله با آنهاست. تردیدی نیست که مسئله بهداشت روانی، پیشگیری و درمان اختلالات عاطفی روز به روز اهمیت بیشتری می یابد. بنابراین شناخت تواناییها، نیازها و ویژگیهای رفتاری و عاطفی و خصوصیات روانی کودکان و نوجوانان از اهمیت ویژه ای برخوردار است . این شناخت نه تنها باعث درک عمیق تر از کودکان و نوجوانان می شود بلکه زمینه هایی فراهم می آورد تا در طرح و برنامه ریزی و به کاربردن امکانات پرورشی و آموزشی، ویژگیها و تفاوتهای آنان مورد توجه قرار گیرد ( نواب نژاد،1373 ) و با ذکر این نکته که دانش آموزان جمعیت کثیری از افراد جامعه را تشکیل می‌دهند این ضرورت احساس می شود که پژوهشی در زمینه مقايسه سلامت روانی دانش آموزان مقطع متوسطه و ارتباط آن با اشتغال مادران انجام پذیرد که ضمن پاسخگویی به سئوالان بتوانیم به شناسایی عوامل خطر زایی که سلامت روانی دانش آموزان را تهدید می کنند پرداخته و در جهت رفع موانع و مشکلات قدم برداریم و در کل اقدامات پیشگیرانه را در جهت کاهش میزان بروز بیماریهای روانی در سطح اجتماع و متقابلاً در سطح مدارس ومؤسسات آموزش عالی و دانشگاهها برداشته و سطح سلامت روان را در این قشر از جامعه افزایش داده و در جهت رشد و شکوفایی هر چه بیشتر اجتماع قدم بر داریم. لذا نتايجي كه از اين تحقيق بدست مي آيد مي تواند مورد استفاده خانواده ها، مدارس، پژوهشگران و دانشجويان قرار گيرد و همچنين زمينه ساز پژوهش هاي ديگر در اين راستا شود.
1-4- اهداف پژوهش
1-4-1- اهداف اصلی
هدف اصلی این پژوهش مقايسه میزان سلامت رواني دختران مادران شاغل و دختران مادران غير شاغل مقطع متوسطه شهركرمانشاه درسال تحصيلي 93-92 است
1-4-2- اهداف فرعی
1. تعیین تفاوت بین دختران مادران شاغل و غیز شاغل از لحاظ پرخاشگري
2. تعين تفاوت بين دختران مادران شاغل و غیز شاغل ازلحاظ ترس مرضي
3. تعیین تفاوت بین دختران مادران شاغل و غیز شاغل ازلحاظ اضطراب
4. تعيين تفاوت بين دختران مادران شاغل و غیز شاغل ازلحاظ افسردگي
5. تعيين تفاوت بين دختران مادران شاغل و غیز شاغل ازلحاظ افكار پارانوئيدي
6. تعيين تفاوت بين دختران مادران شاغل و غیز شاغل ازلحاظ وسواس
7. تعيين تفاوت بين دختران مادران شاغل و غیز شاغل ازلحاظ حساسيت درروابط بين فردي
8. تعيين تفاوت بين دختران مادران شاغل و غیز شاغل ازلحاظ روان پريشي
9. تعيين تفاوت بين دختران مادران شاغل و غیز شاغل: ازلحاظ شكايت جسماني
1-5- فرضیه های پژوهش
1. بین سلامت رواني دختران مادران شاغل بامادران غير شاغل تفاوت وجود دارد
2. بین علائم افسرگي دختران مادران شاغل با دختران مادران غير شاغل تفاوت وجود دارد
3. بین علائم اضطراب دختران مادران شاغل با دختران مادران غير شاغل تفاوت وجود دارد
4. بین علائم وسواس دختران مادران شاغل با دختران مادران غير شاغل تفاوت وجود دارد
5. بین علائم ا فكار پارانوئيدي دختران مادران شاغل با دختران مادران غير شاغل تفاوت وجود دارد
6. بین علائم حساسيت در روابط بين فردي دختران مادران شاغل با دختران مادران غير شاغل تفاوت وجود دارد
7. بین علائم پرخاشگري دختران مادران شاغل با دختران مادران غير شاغل تفاوت وجود دارد
8. بین علائم روانپريشي دختران مادران شاغل بادختران مادران غير شاغل تفاوت وجود دارد .
9. بین علائم شكايت جسماني دختران مادران شاغل با دختران مادران غير شاغل تفاوت وجود دارد .
10. بین علائم ترس مرضي دختران مادران شاغل با دختران مادران غير شاغل تفاوت وجود دارد
1-6- تعریف متغیر ها
1-6-1- تعاریف مفهومی
سلامت رواني : :به طور كلي براي اطلاق به كسي بكار ميرود كه در سطح بالايي از سازگاري وانطباق رفتاري وهيجاني قرار دارد نه صرفا كسي كه بيمار رواني نيست (فرهنگ توصيف روانشناسي آرتور اس ربر6، 2005)؛ سلامت رواني توانايي هاي افراد در بروز واكنش هاي مناسب ـ پيشگيرانه و سازگار در چهار چوب حوزة رفتار اجتماعي هيجاني، موضوعات مرتبط با سلامتي و موضوعات مرتبط با شغل مي‌باشد (رابرت7 1982 به نقل از منشي طوسي، 1374)
تعريفي از سلامت رواني who31(2004)
سلامت رواني حالتي از بهباشي رواني (آسايش و ارامش )كه در آن فرد توانايي هاي شخصي خود را شناخته مي تواند با فشارهاي طبيعي زندگي مقابله كند مي تواند بهره وري و ثمردهي شغلي داشته باشد و قادر است درجامعه نقش مهمي داشته باشد (در جامعه مشاركت معني داري داشته باشد)
شاغل بودن :کار و پیشه ای که شخص را مشغول می کند.(فرهنگ فرسی عمید )
1-6-2- تعریف عملیاتی
سلامت رواني : منظور از سلامت رواني نمره اي كه فرددر پرسشنامه آزمون سلامت رواني 4scl90كسب كرده است اين پرسشنامه داراي 9مولفه است كه عبارتند از پرخاشگري – وسواس – اضطراب – افكار پارانوئيدي – حساسيت در روابط بين فردي – افسردگي – شكايت جسماني – فوبيا – روانپريشي
اشتغال مادر: مشغول بودن مادر به کارهای اجتماعی و عدم حضور او در منزل به مدت 8 ساعت يا بيشتر است
فصل دوم
پيشينه پژوهش
در اين فصل سعي شده ابتدا تاريخچه‌ء تعريف متغيرها وسپس مختصري در مورد رويكرد هاي نظري و رابطه بين متغييرها براي هركدام از متغرهاي سلامت رواني واشتغال مادران شاغل و غير شاغل بياوريم در آخر نيز به نزديكترين پژوهش هاي انجام شده با موضع در داخل و خارج از كشور پرداخته ايم.
2-1- تاریخچه بهداشت رواني
بهداشت روان را می‌توان یکی از قدیمی ترین موضوعات به شمار آورد. زیرا بیماری های روانی از زمان‌های قدیم وجود داشته، بطوریکه  بقراط در حدود 400 سال قبل از میلاد عقیده داشته که بیماران روانی را مانند بیماری جسمی باید درمان کرد. تقریبا از سال 1930 یعنی بعد از تشکیل اوّلین کنگره بین المللی بهداشت روان بود که این رشته بصورت جزئی از علوم پزشکی درآمد و سازمان های روانپزشکی و مراکز پیشگیری در کشورهای مترقی یکی بعد از دیگری فعالیت خود را شروع کردند.
در سال 1930 اوّلین کنگره بین المللی بهداشت روان با شرکت نمایندگان پنجاه کشور در واشنگتن تشکیل شد و مشکلات روانی کشورها و مسائلی از قبیل تاسیس بیمارستان ها، مراکز درمان سرپائی, مراکز کودکان عقب مانده ذهنی و نظایر آن مورد مطالعه قرار گرفت. ولی در 18 سال بعد یعنی در سال 1948 در سومین کنگره بین المللی بهداشت روان که در لندن تشکیل شد اساس فدراسیون جهانی بهداشت روان بنیان گذاری شد و در همان سال این فدراسیون به عضویت رسمی سازمان یونسکو و سازمان بهداشت جهانی درآمد بطوریکه سازمان جهانی بهداشت در ژنو نقش رهبری رسمی فدراسیون جهانی بهداشت روان را به عهده گرفت. از آن تاریخ به بعد هر سال یک جلسه بین المللی و هر چهار سال یکبار کنگره جهانی تشکیل شده و می شود. در نتیجه تلاش و کوشش های پیگیر روز 18 فروردین مطابق با هفتم آوریل روز جهانی بهداشت اعلام گردیده در سراسر جهان مسائل بهداشتی کشورها مورد بررسی قرار می‌گیرد. از مسئولین بهداشتی کشورهای مختلف خواسته شده تا برنامه های بهداشت روانی را جزء برنامه های بهداشت عمومی قرار دهند.
در کشور ایران نیز علیرغم آنکه از زمان محمدبن زکریای رازی و بعد, ابوعلی سینا به بیماران روانی (دیوانگان آن زمان) توجه داشته و برای آنها از دستورات مختلف داروئی و روش های گوناگونی همچون تلقین استفاده می‌کردند، ولی بطور رسمی در سال 1336 برنامه های روانشناسی و بهداشت روان از رادیوی ایران آغاز شد و در سال 1338 اداره بهداشت روانی در اداره کلّ بهداشت وزارت بهداری وقت، تشکیل گردید. اگرچه از سال 1319 تدریس بیماری های روانپزشکی دانشگاه تهران آغاز شده بود با قبول استراتژی P.H.C توسط جمهوری اسلامی ایران و ایجاد شبکه های بهداشتی درمانی, در کشور, موضوع بهداشت روان به منزله جزء نهم خدمات اوّلیه بهداشتی پذیرفته شد و در حال حاضر نیز از موضوعات بسیار ضروری در کشور, مورد توجه قرار دارد.
2-2-مفهوم سلامت روان
فرهنگ روانپزشکی کمپل این اصطلاح را در احساس رضایت بهبود روانی و تطابق کافی اجتماعی با موازین مورد قبول هر جامعه تعریف کرده است‌)پورافکاری،‌ ۱۳۷۳‌) اما برای این اصطلاح از سوی صاحب نظران تعاریف متفاوتی ارائه شده است بطور مثال : کارل منینجر8 ‌: سلامت روان را سازش فرد با جهان اطرافش با حد اکثر امکان به طوری که باعث شادی و برداشت مفید و مؤثر گردد، تعریف می کند. واستون9: رفتارهای عادی را که از سوی افراد عادی سر می زند را نشانه ای از سلامت روانی می داند. کینز برگ10 ‌: سلامت روان را تسلط و مهارت در ارتباط صحیح با محیط به ویژه در سه فضای مهم زندگی، عشق، کار و تفریح می داند. به نظر وی استعداد یافتن در ادامه کار، داشتن محیط خانوادگی خردسند، فرار از مسائلی که با قانون درگیری دارد، لذت بردن از زندگی و استفاده درست از فرصتها ملاک تعادل و سلامت روان است (میلانی فر،1370) سازمان بهداشت جهانی سلامت روان چنین تعریف می کند « سلامت روانی در درون مفهوم کلی بهداشت جای می‌گیرد و سلامت روانی یعنی توانایی کامل برای ایفای نقشهای اجتماعی روانی و جسمی بهداشت تنها نبود بیماری یا عقب ماندگی نیست (حمزه گنجی، ۱۳۷۶)
2-3- كليد سلامت روان
سلامت روانی به نحوه تفکر، احساس و عمل اشخاص بستگی دارد. به طور کلی افرادی که از سلامت روانی برخوردار هستند، نسبت به زندگی نگرش مثبت دارند. آماده برخورد با مشکلات زندگی هستند. در مورد خود و دیگران احساس خوبی دارند. در محیط کار و روابطشان مسئولیت پذیر می باشند. زیرا وقتی از سلامت روانی برخوردار باشیم انتظار بهترین چیزها را در زندگی داریم و آماده برخورد با هر حادثه ای هستیم. ممکـن اسـت این سئوال در ذهن شما متبادر شود که چرا باید در مورد سلامت روانی بدانیم؟ بدون تأمل می توان گفت ما با آموختن ویژگی های سلامـت روانی بهتر می توانیم به روح و روان متعادل و شاد دست یابیم. سلامت روانی در بسیاری از موارد مانند سلامت جسمی است و باید به آن توجه کافی داشت. بسیاری از مردم برخی اوقات احساس افسردگی می کنـند همـان طـور که بسیـاری از آن ها دچار سرماخوردگی می شوند. از همین رو، نمی توان از همه ناراحتی های روحی جلوگیری کرد، همان طور که از بروز همه بیماری های جسمی نیز نمی توان ایمن بود. سلامت روانی و جسمی هر دو برای خوشبختی انسان ضروری اند. رسیدن به سلامت روانی به هیچ وجه تصادفی نیست، نیل به این هدف با صرف زمان و زحمت محقق می شود. همچنین نباید فراموش کرد که اعتماد به نفس، کلید سلامت روانی است. وقتی که اعتماد به نفس بالا باشد از زندگی رضایت دارید، هدف های زندگی را مشخص می کنید و به آنها می‌رسید، برای حل مشکلات به خود اتکا می کنید، روابط سالم و قوی ایجاد می نمائید، ناملایمات و پستی و بلندی های زندگی را می پذیرید. بر عکس هنگامی که اعتماد به نفس پایین باشد احساس می کنید زندگی از کنترل شما خارج شده است و استرس برایتان طااقت فرساست.درانتظارشکست هستیدونهایتاً شکست می خورید و از مشکلات زندگی فرار می نمائید. برای رسیدن به تعادل روحی می توانید” اعتمادبه نفس ” خود را بسازید. راه صد ساله را در یک شب نمی توان پیمود ولی شما با پشتکار می توانید به نتیجه برسید. برای این منظور تمایل به پیشرفت داشته باشید
2-4- علایم سلامت روان
طبق تحقیقات انجام شده، عامل پیدایش بسیاری ازنا سازگاری ها و نابهنجاری های روانی ناشی از تضادهای ارزشی و عدم استقرار یك نظام ارزشی سازمان یافته در فرد ذكر شده است و یكی از شرایط لازم : جهت دست یابی به سلامت روان، برخورداری از یك نظام ارزش منسجم می باشد اسلام ویژگی های شخصیت نابهنجار و بیمار و به تعبیر اسلامی «فی قلوبهم مرض را در بعد عقیدتی، عاطفی، عقلانی، شناختی و خصوصیات بدنی بیان كرده است دراین جابه تعریف سلامت روانی و به7 ملاک داشتن روانی سالم از نظر ونتیز اشاره می کنیم در آستانه قرن بیست و یكم، انسان مضطرب، افسرده و بحران زده ی عصر حاضر، بیش از هر زمان دیگری خود را درگیر سؤال هایی اساسی می یابد. می توان بر این نكته تأكید كرد كه ارزش‌ها، اساس و بنیان یكپارچگی شخصیت سالمند. در حقیقت، ارزش ها، سازمان دهنده های اصلی اعمال و فتارهای شخصیت رشد یافته به شمار می روند و سلامت روان، بی تردید، محصول چنین شخصیتی است. با توجه به روابط موجود بین ارزش ها و سلامت روان، معیارهای سلامت و بیماری روانی از دیدگاه اسلام مورد بحث و بررسی قرار می گیرد. اما پیش از این، تعریفی از سلامت روانی ضروری به نظر می‌رسد.
2- 5- تعریف «سلامت روان
تاكنون تعاریف متعددی از «سلامت روان» ارائه شده كه همگی بر اهمیت تمامیت و یكپارچگی شخصیت تاكید ورزیده اند. گلدشتاین11، سلامت روانی را تعادل بین اعضا و محیط در رسیدن به خود شكوفایی می‌داند چاهن12 (1991 (نیز سلامت روانی را وضعیتی از بلوغ روان شناختی تعبیر می كند كه عبارت است از حداكثر اثربخشی و رضایت به دست آمده از تقابل فردی و اجتماعی كه شامل احساسات و بازخوردهای نسبت به خود و دیگران می شود. در سال های اخیر، انجمن كانادایی بهداشت روانی، «سلامت روانی» را در سه بخش تعریف كرده است بخش اول بازخوردهای مربوط به «خود» شامل الف. تسلط بر هیجان های خود؛ ب. آگاهی از ضعف هاي خود – ج. رضایت از خوشی های خود بخش دوم: بازخوردهای مربوط به دیگران علاقه به دوستی های طولانی و صمیمی؛ ب. احساس تعلق به یك گروه؛ ج. احساس مسئولیت در مقابل محیط انسانی بخش سوم: بازخوردهای مربوط به زندگی شامل الف. پذیرش مسئولیت‌ها؛ ب. ذوق توسعه امكانات و علایق خود؛ ج. توانایی اخذ تصمیم های شخصی؛ ذوق خوب كار كرد چاهن به ذكر پنج الگوی رفتاری در ارتباط با سلامت روان مبادرت ورزیده است: حس مسئولیت پذیری: كسی كه دارای سلامت روان است، نسبت به نیازهای دیگران حساس بوده و در جهت ارضای خواسته ها و ایجاد آسایش آنان می كوشد. حس اعتماد به خود: كسی كه واجد سلامت روانی است، به خود و توانایی‌هایش اعتماد دارد و مشكلات را پدیده ای مقطعی می انگارد كه حل شدنی است. از این رو موانع، خدشه‌ای به روحیه او وارد نمی‌سازد هدف مداری: به فردی اشاره دارد كه واجد مفهوم روشنی از آرمان های زندگی است و از این رو، تمامی نیرو وخلاقیتش را در جهت دست یابی به این اهداف هدایت می كند
ارزش های شخصی: چنین فردی در زندگی خود، از فلسفه ای خاص مبتنی بر اعتقادات، باورها و اهدافی برخوردار است كه به سعادت و شادكامی خود یا اطرافیانش می انجامد و خواهان افزایش مشاركت اجتماعی است.
فردیت و یگانگی: كسی كه دارای سلامت روان است، خود را جدا و متمایز از دیگران می شناسد و می‌كوشد بازخوردها و الگوهای رفتاری خود را توسعه دهد، به گونه ای كه نه همنوایی كور و ناهشیارانه با خواسته ها و تمایلات دیگران دارد و نه توسط دیگران مطرود و متروك می شود
2 -6- ملاك های سلامت روان
ونتیز13 (1991 )سلامت روان را وابسته به هفت ملاك می داند كه عبارتند از:
1- رفتار اجتماعی مناسب؛ -رهایی از نگرانی و گناه؛ – فقدان بیماری روانی – كفایت فردی و خودمهارگری؛ – خویشتن پذیری و خودشكوفایی؛ – توحیدیافتگی و سازماندهی شخصیت؛ -گشاده نگری و انعطاف پذیری.
سلامت روان و ضرورت توجه به آن سلامت روان مفهومي است که چگونگي تفکر، احساس و عملکرد ما را در مواجهه با موقعيت هاي زندگي نشان مي‌دهد و به درک ما از خود و زندگي‌مان بستگي دارد.
   همچنين بسته به ميزان برخورداري از سلامت روان عملکرد ما در کنترل استرس، برقراري ارتباط با ديگران، ارزيابي ها و انتخابمان متفاوت است  در حقيقت سلامت روان چيزي بيش از عدم وجود بيماري روحي است. بدين معني که صرفا به لحاظ نداشتن بيماري روحي نمي توان سلامت روان را در يک فرد صددر صد تاييد كرد اينکه بسياري ازما از بيماري خاص روحي قابل تشخيص رنج نمي بريم اما واضح است که برخي از ما به لحاظ روحي سالم تر مطالعه ويژگي هايي که سلامت روان را مي سازند تحت عنوان ” روانشناسي مثبت” نام گرفته است
 انچه مسلم است حفظ سلامت روان نيز مانند سلامت جسم حائز اهميت است. شايد اقداماتي در اين زمينه صورت گيرد اما خدمات بهداشت روان عمدتا به گروه کوچکي ازافراد که مشکلات جدي و آشکار دارند اختصاص مي يابد و به همه کساني که از مشکلات طولاني رواني طولاني مدت رنج مي برند يا افرادي که معمولا افسردگي و اضطراب را تجربه مي کنند، کمک نمي کند
ممکن است تشخيص و ريشه يابي مشکلات مربوط به سلامت روان دشوار باشد اما متخصصان بهداشت روان با آگاهي از علائم، اين مشکلات را تشخيص مي دهند مسلما عدم درمان هر يک از مشکلات مربوط به سلامت روان مانند اضطراب و افسردگي بر شدت آن مي افزايد و به اين ترتيب درمان دشوار تر شده و احتمال پيدايش مشکلات عميق تر وجود خواهد داشت.  تحقيقات نشان داده است که اکثر بيماري هاي روحي از اوائل زندگي (نيمي از همه موارد تا 14 سالگي) آغاز مي شوند
شروع بسياري از موارد با علائم خفيف که براحتي قابل رفع هستند مانند اضطراب کم يا خجالت دائمي است اما در صورت عدم درمان مي توانند بسرعت به افسردگي شديد، ترس هاي ناتوان کننده يا اضطراب باليني تبديل شوند
اينکه موارد زيادي از اين بيماري ها در زمان جواني افراد (سه چهارم تا 24 سالگي) آغاز مي شود ابهام آميز است و بر تلاش بيشتر براي تشخيص و درمان در مراحل اوليه تاکيد دارد.
بنابراين اگر عضوي از خانواده شما، يا يكي از همكاران و دوستانتان اغلب احساس عصبي بودن و اضطراب مي‌كند بايد نگران او باشيد و در برخي موارد به او پيشنهاد كنيد براي بررسي بيشتر به مراكز درماني مراجعه كند.در اينجا به برخي ويژگي هاي سلامت روان اشاره مي شود
توانايي لذت بردن از زندگي : توانايي لذت بردن از زندگي براي داشتن سلامت روان ضروري است. جيمز تيلور مي نويسد “راز زندگي لذت بردن از گذشت زمان است “.
تمرين مديتيشن و آرامش ذهن يکي از راههاي پرورش توانايي لذت بردن از زندگي است. البته ما بايد براي آينده برنامه داشته باشيم و نيز بايد از گذشته درس هايي را بياموزيم اما بسياري از اوقات اغلب ما زمان حال را در نگراني آينده و يا حسرت گذشته از دست مي دهيم.
سازگاري : توانايي خارج شدن از پريشان حالي تحت عنوان سازگاري گفته شده است. مدتهاي مديدي است که مشخص شده برخي افراد استرس را بهتر از ديگران کنترل مي کنند. علت آنکه عده اي با وجود شرائط نامطلوب خانوادگي افراد موفقي مي شوند و عده اي ديگر در اين شرائط زندگي ناموفق ديگري را تکرار مي کنند اين است که گروه اول با استرس هاي موجود کنار مي آِيند و درست تصميم گيري مي کنند.
تعادل : بنظر مي رسد حفظ تعادل در زندگي منجر به ارتقاء سلامت روان مي شود. براي مثال همه ما بايد زماني را که صرف امور اجتماعي مي کنيم با مدت زماني را که به خود مي پردازيم هماهنگ کنيم.
کساني که همه وقتشان را درتنهايي مي گذرانند ممکن است برچسب “گوشه گير” به آنها زده شود و شايد بسياري از مهارت هاي اجتماعي را از دست بدهند انزوا گرائي مفرط حتي مي تواند منجر به جدايي از واقعيت شود. کساني هم که از نياز به کمي انزوا طلبي غافل مي شوند بهمين ترتيب ممکن است دچار چنين جدايي شوند. تعادل بين اين دو مهم است. ديگر حوزه هايي که بنظر مي رسد تعادل حائز اهميت باشد شامل هماهنگي بين کار و تفريح، تعادل بين خواب و بيداري، هارموني بين استراحت و ورزش، و حتي تعادل بين زمان سپري شده در خانه و محيط بيرون است.
انعطاف پذيري : با افرادي که شديدا بر ايده هاي خود پافشاري مي کنند آشنايي داريم. هيچ بحثي قادر به تغيير نظر آنها نيست.
چنين افرادي اغلب با انتظارات سختي که دارند، خود را در معرض استرس بيشتر قرار مي دهند. تمرين منعطف تر نمودن توقعات مي تواند به بهبود سلامت روان کمک کند.
 افرادي که از سلامت روان برخوردارند طيفي از احساسات را تجربه نموده و اين احساسات را بروز مي‌دهند. برخي افراد احساسات خاصي را سرکوب مي کنند و آنها را غير قابل قبول تلقي مي کنند. اين عدم انعطاف احساسي ممکن است آنها را در معرض مشکلات مربوط به سلامت روان نمايد.
خود شکوفايي : از مواهبي که در اختيارمان نهاده شده چه ساخته ايم؟ برخي از افراد توانايي هايشان را شکوفا مي کنند و عده اي هم آنچه را در اختيار دارند بر باد مي دهند. ما بايد ابتدا داشته ها و مواهبي را که به ما ارزاني شده بشناسيم و اين روند تشخيصي بخشي از راهي است که به سوي خود شکوفايي بايد طي کنيم.
2-7- سلامت روان از دیدگاههای مختلف
2-7-1- از نظر آمار دانان
کسانی که با آمار سر و کار دارند برای تعریف افراد بهنجار از میانگین یا منحنی توضیع عمومی استفاده می‌کنند و افراد جامعه را با خصویات افراد میانگین مقایسه می‌کنند این روش جنبه آماری دارد و فاقد جنبه‌ی بالینی و درمانی است برابر این دیدگاه کسانی که از میانگین جامعه انحراف دارند از بهداشت روانی بهرمند نمی باشند ( احمدوند،‌ ۱۳۸۲).
2-7-2- از نظر پزشکان
پزشکان سالم بودن را نداشتن علایم بیماری تلقی می کنند. این استدلال در مورد برخی از بیماریهای جسمی نظیر بیماریهای عفونی ممکن است صدق کند ولی در مورد بیماریهای روانی قابل تعمیم نیست (میلانی‌فر،1370).
2-7-3- روانپزشکان
اکثر روانپزشکان توانایی سازش با محیط، انعطاف پذیری، قضاوت عادلانه و منطقی در مواجهه با محدودیتهای و فشارهای روانی را ملاک سلامت و تعادل روان می دانند و هدف اصلی از درمان بیماران روانی نیز قادر کردن آنها به زندگی در خانواده و اجتماع و به اصطلاح سازش با محیط است (احمدوند، ۱۳۸۲)
روانپزشکان فردی را از نظر روانی سالم می دانند که بین رفتار و کنترل او در برخورد با مشکلات اجتماعی تعادلی وجود داشته باشد. انسان و رفتارهای او در مجموع یک سیستم تلقی می شود. برابر این نگرش سیستمی عوامل متنوع زیستی انسان برعوامل روانی اجتماعی او اثر گذاشته و برعکس از آن اثر می پذیرد. از این رو در بهداشت روانی آنچه مورد بحث قرار می گیرد پدیده های است که در اطراف انسان وجود دارد و بر کل سیستم او تأثیر می گذارند و یا از آن متأثر می شوند ( میلانی فر، ۱۳۷۰)
2-7-4- نظرروانکاوان
روانکاوان که روی شخصیت ایده آل تکیه دارند «من»  را واسطه بین خواسته های « نهاد»  و کنترل نظارت « من برتر»  دانسته و سلامت روان را میانجیگری درست و منطقی بین دو قدرت «نهاد » و «من برتر » تلقی می کند‌( میلانی فر، 13701).
من باید بتواند بین تعارضهای نهاد و من برتر تعادل ایجاد کند و چناچه از عهده برقراری تعادل لازم بر نیاید بهداشت روانی به هم می خورد و شخص دچار مشکل روانی می گردد(



قیمت: تومان

دسته بندی : پایان نامه ارشد

پاسخ دهید