باسمه تعالي
دانشگاه پیام نور لارستان
گروه مدیریت
عنوان تحقيق:
ارزیابی جایگاه استراتژیک مدیریت دانش در دانشگاه پیام نور و آزاد لارستان
استاد راهنما:
آقای مسعود بیرجندی
نگارش:
رضوان بلوچی
شماره دانشجویی:
خرداد 1393
فهرست مطالب
فصل اوّل: کلیات تحقیق7
مقدمه8
بیان مساله9
اهمیت و ضرورت انجام تحقیق10
سؤالات تحقیق11
-سؤالات اصلی تحقیق:11
اهداف تحقیق11
– هدف اصلی12
– تعریف واژه ها و اصطلاحات12
فصل دوم: :پیشینه و ادبیات تحقیق14
مقدمه15
گذری بر مدیریت دانش16
دانش17
روابط داده، اطلاعات و دانش19
تفاوت اطلاعات و دانش19
داده20
اطلاعات21
طبقه بندی انواع دانش24
منابع دانشی سازمان27
ضرورت و اهمیت مدیریت دانش31
دلايل اهميت به كارگيري مديريت دانش32
اهداف مديريت دانش33
تعاريف مديريت دانش34
مزاياي بكارگيري مديريت دانش35
فرآيندهاي مديريت دانش36
مدلهای مدیریت دانش:40
مدل عمومی دانش در سازمان41
مدل ادل و گراسیون42
مدل هالس45
مدل امگا47
مدل ترزا و همكاران48
مدل چن و چانگ48
مروري بر تحقيقات انجام شده50
فصل سوم روش شناسی تحقیق53
3-1- مقدمه54
3-2- روش تحقيق54
3-3- جامعه و نمونه آماري55
3-6- ابزار جمع‌آوري داده‌ها56
3-8- روش جمع‌آوري داده‌ها56
3-7- شرح پرسشنامه57
3-9- روش تجزيه و تحليل داده‌ها60
فصل چهارم: تجزیه و تحلیل داده ها62
-1-4 مقدمه62
4-2- تجزیه و تحلیل های توصیفی63
4-2-1- مطالعات جمعیت شناختی نمونه مورد مطالعه63
4-2-2- مطالعه توصیفی نمونه آماری با توجه به متغیر جنسیت64
4-2-2- مطالعه توصیفی نمونه آماری با توجه به وضعيت تاهل64
4-2-3- مطالعه توصیفی نمونه آماری با توجه به متغیر سن65
4-2-4- مطالعه توصیفی نمونه آماری با توجه به متغیر میزان تحصیلات65
4-2-5- مطالعه توصیفی نمونه آماری با توجه به متغیر سابقه کاری66
4-2-6- مطالعه توصیفی نمونه آماری با توجه به متغیر دانشگاه66
4-3- تجزیه و تحلیل استنباطی67
4-3-1- بررسی پایایی تحقیق67
4-3-2- وضعیت نرمال بودن متغیرهای ، خلق دانش، تبدیل دانش، اکتساب دانش، ذخیره سازی دانش، توزیع دانش، به کارگیری دانش68
4-3-3- آزمون فرضیه ها69
آزمون مربوط به مناسب بودن موقعیت دانشگاههای لارستان از لحاظ شاخص سطح مدیریت دانش69
آزمون مربوط به مناسب بودن موقعیت دانشگاههای لارستان از لحاظ شاخص سطح خلق دانش70
آزمون مربوط به مناسب بودن موقعیت دانشگاههای لارستان از لحاظ شاخص سطح تبدیل دانش71
آزمون مربوط به مناسب بودن موقعیت دانشگاههای لارستان از لحاظ شاخص سطح اکتساب دانش73
آزمون مربوط به مناسب بودن موقعیت دانشگاههای لارستان از لحاظ شاخص سطح ذخیره دانش74
آزمون مربوط به مناسب بودن موقعیت دانشگاههای لارستان از لحاظ شاخص سطح توزیع دانش75
آزمون مربوط به مناسب بودن موقعیت دانشگاههای لارستان از لحاظ شاخص سطح بکارگیری دانش77
فصل پنجم: نتیجه گیری و پیشنهادات80
مقدمه80
نتایج آزمون ها81
نتایج آزمون مربوط به مناسب بودن موقعیت دانشگاه های لارستان از لحاظ شاخص سطح مدیریت دانش81
نتایج آزمون مربوط به مناسب بودن موقعیت دانشگاههای لارستان از لحاظ شاخص سطح خلق دانش82
نتایج آزمون مربوط به مناسب بودن موقعیت دانشگاههای لارستان از لحاظ شاخص سطح تبدیل دانش82
نتایج آزمون مربوط به مناسب بودن موقعیت دانشگاههای لارستان از لحاظ شاخص سطح اکتساب دانش82
نتایج آزمون مربوط به مناسب بودن موقعیت دانشگاههای لارستان از لحاظ شاخص سطح ذخیره دانش83
نتایج آزمون مربوط به مناسب بودن موقعیت دانشگاههای لارستان از لحاظ شاخص سطح توزیع دانش83
نتایج آزمون مربوط به مناسب بودن موقعیت دانشگاههای لارستان از لحاظ شاخص سطح بکارگیری دانش84
نتیجه گیری و پیشنهادهای حاصل از تحقیق84
پیشنهادها برای تحقیقات آتی86
فصل اوّل:
کلیات تحقیق
مقدمه
امروزه با تأكيد فزاينده بر سازمانهاي دانش محور به جاي سازمان هاي توليد محور، دانش از عوامل مهم در سازمان ها به حساب مي آيد، و برخورداري از دانش و اطلاعات روزآمد براي ادامه حيات سازمان ها به يك ضرورت انكارناپذير تبديل شده است. بنابراين مديريت سازمانها بايد با تكيه بر دانايي برتر، اتخاذ تصميمات معقولتر در موضو عهاي مهم و بهبود عملكردهاي مبتني بر دانش را پيدا كند(یعقوبی و دیگران، 1389). واژهی مدیریت دانش در دنیای مدیریت موضوعات مختلفی را در بر می گیرد. علت ایجاد این نگرش به دلیل انتقال وحرکت سیستم های اقتصادی و تولیدی به سوی جوامع دانش محور است. در این نگرش دانش در کنار منابعی مثل زمین، کار و سرمایه به مدیریت دانش، به عنوان یک دارایی مطرح می شود(رجایی پور و رحیمی، 1387).
در دنياي پيچيده امروز، دانش سازماني به سرعت درحال تبديل شدن به مزيت رقابتي اصلي سازمان ها است. توجه به مديريت دانش و حمايت از آن، شرايط مطلوبي را براي هر سازماني به وجود مي آورد؛ تا علاوه بر اين که در محيط پيچيده رقابتي حيات مستمر داشته باشد، بتواند گوي سبقت را از سايرين ربوده و پيشتاز عرصه هاي مختلف فعاليت باشد. دانش سازماني، در دنياي پرشتاب معاصر، فرصت مناسبي است براي سازمان هايي که به خوبي آن را مي شناسند و مديريت مي کنند و در عين حال تهديدي جدي براي سازمان هايي است که به تحولات محيطي کم توجه بوده و آن را نمي شناسند. در حال حاضر، مديريت دانش يک مفهوم جديد و پرطرفدار محسوب مي مي شود و فرايندي است که به سازمان ها کمک مي کند تا اطلاعات و تخصص هاي مهمي که قسمتي از حافظه سازمان هستند و معمولا به يک حالت بدون ساختار در سازمان وجود دارند، را شناسايي، انتخاب، سازماندهي، توزيع و منتقل نمايد. همچنين، گرايش سازمان ها به سمت تيم سازي و طراحي ساختار مبتني بر کار تيمي از رويکردهاي جديدي است که علاوه بر افزايش مشارکت، انعطاف پذيري و رضايت مندي مشتريان، مي تواند با تسهيل و تقويت فرايند مديريت دانش بر موانع خلق، انتقال و يکپارچگي دانش فايق آيد و سازمان را در عرصه پويا و پيچيده رقابتي ياري رساند(لاجوردي و خانبابايي، 1386).
بیان مساله
بر خلاف رويکردهاي سنتي كه موفقيت سازماني را در گرو توجه و تاکيد بر عوامل بيروني مي دانستند، در ادبيات اخير مديريت استراتژيك، تمرکز بر روي منابع داخلي، علي الخصوص نيروي انساني مي باشد. از اين روي، مقوله دانش سازماني مورد توجه روز افزون سازمان ها قرار گرفته است و حتي برخي از نويسندگان نظير گرنت (۱۹۹۶)، نوناكا( ۱۹۹۶) و نوناكا و ديگران (۲۰۰۱) اظهار نموده اند كه دانش سازماني، منبع عمده مزيت رقابتي پايدار است. مديريت دانش نيز به عنوان فرايندي تلقي شده است که طي آن دانش سازماني از دانش اعضاي موسسه به وجود مي آيد (لاجوردي و خانبابايي، 1386).
ایجاد نوآوریها و در نتیجه خلق دانش جدید از دیرباز از مهمترین کارکردهای مؤسسات دانشگاهی به شمار می آمده و در این راستا بیشترین اهتمام جامعه دانشگاهی در ارتقا دانش و تقویت سرمایه های فکری با بهره مندی از منابع موجود بوده است. لازم به ذکر است که مؤسسات دانشگاهی به عنوان مراکز تولید و اشاعه دانش بیش از هر سازمان دیگری نیازمند اجرای مدیریت دانش هستند. با اینکه دانشگاهها خود مخازن دانش هستند، تاکنون توجه کافی به سرمایه های فکری و دانش تولید شده بوسیله جامعه دانشگاهی مبذول نشده است. این ضعف مدیریتی سبب شده است که بسیاری از سرمایه های ارزشمند موجود برای همیشه ناشناخته بمانند. از سوی دیگر عدم توجه به دانش تولید شده در داخل و فقدان یک رویکرد تجاری دانشگاهها را به لحاظ مادی نیز متضرر نموده و سبب شده است که بسیاری از این دانشها، آثار و تحقیقات علمی اساتید توسط ناشران خصوصی منتشر و در قالب منابع اطلاعاتی دوباره به خود دانشگاهها فروخته شود(حاضری و دیگران، 1385). البته تردیدی نیست که گسترش فنآوری های پیشرفته اطلاعات و ارتباطات از جمله اینترنت در سالهای اخیر کمک فراوانی به این مهم نموده و مدیریت اثربخش کلیه منابع را در تمامی بخشها امکانپذیر ساخته است.
اهمیت و ضرورت انجام تحقیق
در دسته بندي كه از سوي صاحب نظران كسب و كار ارايه گرديده، دهه ١٩٨٠ را دهه جنبش كيفيت (تاكيد بر اين كه براي دستيابي به كيفيت برتر، همه كاركنان بايد از قدرت فكري خود بهتر استفاده كنند)، دهه ١٩٩٠ را دهه مهندسي مجدد (استفاده از فناوري براي بهبود فرايندهاي كسب و كار و كاهش هزينه ها) و دهه ٢٠٠٠ را دهه مديريت دانش لقب داده اند(لاجوردي و خانبابايي، 1386). مدیریت دانش ابزاری است که امکان بهره گیری مؤثرتر از دانش در راستای اهداف و برنامه های سازمانها فراهم آورده و رقابت پذیری یک سازمان را ممکن خواهد ساخت. امروزه حضور دانشگاهها و مؤسسات آموزش عالی در بازار دانش و استفاده از مدیریت دانش در جهت تحقق اهداف سازمانی، به عنوان یک امر ضروری شناخته شده است. توسعه آموزشها در یک ساختار مناسب هر چند می تواند مفید باشد، اما اگر دانش کسب شده مدیریت نشود و توسعه دانش در راستای نیازهای جامعه نباشد نمی تواند مشکلات زیادی را حل کند. بدین منظور باید این تفکر بین محققان و دانشگاهیان القا شود که آنچه باعث ماندگاری و پیشرفت علمی می شود، تسهیم و به اشتراک گذاشتن دانش تولید شده با دیگران است، نه عدم انتشار آن. بر این اساس برای دستیابی به پیشرفت های سریع علمی کشور و برای دستیابی به قدرت برتر منطقه طبق چشم انداز بیست ساله نظام جمهوری اسلامی ایران، هم افزایی در تحقیقات و فعالیتهای دانشگاهی و کم کردن شکاف علمی با کشورهای پیشرفته تنها در نتیجه توجه به مدیریت دانش میسر خواهد بود. در صورت ایجاد چنین رویکردی می توان از کلیه منابع به طور مستمر و بهینه در جهت دستیابی به اهداف مورد نظر استفاده نمود و از دوباره کاریها و پرداختن به کارهای موازی جلوگیری کرد، و دانش ذهنی ایجاد شده در نزد پژوهشگران به دانش عینی تبدیل می گردد و ضمن جلوگیری از از بین رفتن تجربیات و اطلاعات، نشر آن امکانپذیر می شود و شرایط لازم برای ماندگاری و موفقیت دانشگاهها در عرصه رقابتی فراهم خواهد بود. باید به این باور دست یافت که تمام دانشگاههای رقیب، از پیش به چنین اقدامی متوصل شده اند و این امر یک نیاز مبرم برای تمام مدیران نظام آموزش عالی کشور محسوب می شود. بنابراین بررسی وضعیت موجود دانشگاهها از لحاظ میزان برخورداری از مدیریت دانش یک فعالیت مقدماتی و مهم می باشد.
سؤالات تحقیق
هر تحقیقی با سؤالی در ذهن محقق شروع می گردد که این سؤال از مشاهده مسائل و مشکلات موجود ناشی می شود. در صورتیکه با توجه به بررسی ادبیات موضوعی تحقیق نتوان جهت خاصی را برای توصیف، بیان رابطه و یا بیان تفاوت بین متغیرها، پیش بینی کرد، باید به بیان سؤال ویژه پرداخت (سرمد،بازرگان و حجازی،1384). تحقیق حاضر در پی پاسخگویی به سؤالات زیر می باشد:
-سؤالات اصلی تحقیق:
مدیریت دانش در دانشگاه ها در چه سطحی قرار دارد؟
اهداف تحقیق
هر محقق و پژوهشگری از انجام تحقیق و پژوهش خود اهدافی دارد که کلیه فعالیتهای محقق در جهت آن صورت می پذیرد. لذا در تحقیق حاضر می خواهیم سطح مدیریت دانش دانشگاه ها را با استفاده از ابعاد ششگانه مدیریت دانش و گویه های مربوط به این ابعاد مورد بررسی و ارزیابی قرار دهیم. در واقع در این تحقیق میزان مدیریت دانش در دانشگاه ها با توجه به شاخصهای مشخص شده برای الگوی سیستم مدیریت دانش مورد ارزیابی قرار گرفت.
– هدف اصلی
ارزیابی مناسب بودن سطح مدیریت دانش در دانشگاه ها
.تعریف واژه ها و اصطلاحات
دانش سازماني: ترکيب سيالي از تجربيات، ارزشها، اطلاعات موجود و نگرش هاي کارشناسي نظام يافته است که به فرايندهاي کاري و حل مسايل يک سازمان کمک مي کند(لاجوردي و خانبابايي، 1386).
دانش ضمنی: دانشی است که ما در ذهن خود داریم و ممکن است به سختی قابل ارائه و نشان دادن باشد.
دانش صریح: دانشی رسمی و نظام یافته بوده و به آسانی قابل به کارگیری مشترک است، از قبیل مشخصات محصولات، دستورالعملها و برنامه های کامپیوتری.
مديريت دانش: فرايند شناسايي، در اختيار گرفتن، سازماندهي و پردازش اطلاعات براي خلق دانش مي باشد که پس از آن توز يع و منتقل مي شود و در دسترس ديگران قرار مي گيرد تا براي خلق دانش سازماني بيشتر به کار گرفته شود(لاجوردي و خانبابايي، 1386).
اکتساب دانش: درک و شناخت روابط بین اجزا، عناصر و عوامل مختلف بواسطه طبقه بندی، مرتب سازی، ارزیابی تطبیقی و مقایسه ای، شهود ذهنی و ادراکات حسی، بحث و گفتگو و … را می گویند.
خلق دانش: عبارت است از ايجاد ايده ها و راه حلهاي نوين و مفيد(لاجوردي و خانبابايي، 1386).
ذخيره: معرفي حافظه يكي شده در مخزن دانش با انواع الگوهاي آن(زعفريان و دیگران، 1387).
تبدیل دانش: اشاره به فعالیتهایی دارد که در ارتباط با جریان دانش از یک بخش یا یک نفر به بخش یا نفری دیگر را شامل میشود و شامل ارتباطات ترجمه، تبدیل، تفسیر و تصفیه دانش می شود.
توزیع دانش: انتقال ایدهها، اطلاعات و دانش صریح و ضمنی بین کارکنان یک سازمان و بین سازمانهای همکار بوسیله ارتباطات رسمی و غیر رسمی حاصل از شبکه سازی، آموزش رسمی، گزارشات کاری، مصاحبه تخصصی، کارگاههای آموزشی، تیم سازی، جلسات گفتگو و … را توزیع دانش می گویند.
بکارگیری دانش: بهبود یا نوآوری در سیستمهای موجود اعم از سیستمهای مادی (مثل ماشین آلات و ابزارها و …) و سیستمهای غیر مادی (مثل ساختارهای سازمانی، قوانین و مقررات و …) با هدف سعادت و رفاه زندگی بشر را گویند. از شاخص های بکارگیری دانش میتوان به سطح نوآوریهای شرکت (مثل تعداد محصولات جدید ابداعی) و میزان بهره وری سازمانها نیز از شاخصه های مرتبط با سطح بکارگیری دانش می باشد.
فصل دوم:
پیشینه
و
ادبیات تحقیق
مقدمه
مديريت دانش سازماني يكي از مهم ترين عوامل موفقيت شركت ها در شرايط رقابتي و عصر اطلاعات است. اهميت اين موضوع به حدي است كه امروزه شماري از سازمان ها، دانش خود را اندازه گيري مي كنند و به منزلهي سرمايه فكري سازمان و نيز شاخصي براي درجه بندي شركتها در گزارش هاي خود منعكس مي كنند. اين مؤسسه ها، استقرار مديريت دانش در سازمان را، به عنوان بخشي از راهبرد سازمان، ضروري مي دانند. مديريت دانش، به مثابه بخشي ضروري و اساسي در موفقيت سازمان، دامنه ي گسترده اي از ايده هاي سازماني، شامل نوآوري هاي راهبردي، اقتصادي، رفتاري و مديريتي را دربر مي گيرد. در جهان امروز كه توليد كالاها و ارائه ي خدمات به شدت دانش مدار شده اند، دانش دارايي كليدي براي كسب مزيت رقابتي به شمار مي رود(زعفريان و دیگران، 1387). در گذشته دارائي فيزيكي از اهمیت ویژه ای برخوردار بود، اما فاكتورهايي از قبيل جهاني شدن، نيازهاي گوناگون مشتريان، فشار شديد رقابت، تغيير شديد تكنولوژيكي و فن آوري اطلاعات و ارتباطات منجر به يك تعريف مجددي از دانش به عنوان يك فاكتور استراتژيك براي موفقيت سازمانها شده است. از این رو، تحقيقات گوناگون نشان مي دهند كه در شرايط رقابتي، نوآوري سازمانها از طريق افزايش مقدار دانش موجود سازمانها افزايش مي يابد. از اين رو دانش موجود در سازمان به عنوان یک منبع ارزشمند نيازمند مديريت مناسب مي باشد تا از طريق آن سازمان بتواند ایده پردازی کند و عملكرد نوآوري خود را افزايش دهد و به مزیت رقابتی پایدار دست پیدا کند.
در این بخش، با توجه با بررسی مطالعات کتابخانه ای انجام شده، به مرور مبانی نظری تحقیق می پردازیم.
گذری بر مدیریت دانش
تبديل داده به اطلاعات و سپس به دانش، محور اصلي مديريت دانش است و با اين فرضيه اساسي آغاز مي شود كه گردآوري داده تحت تأثير ارزش هاي اصلي سازمان (واحد يا تيم ) قرار دارد و داده ها از طريق برخي فرايندهاي تعامل انساني و فناوري اطلاعات به عنوان اطلاعات معنا مي يابند. سپس از طريق فرايندهاي موجود در زمينه (محيط )، تجمع داده ها، معنا دادن (به اطلاعات)، تركيب، تفكر و تأمل، به دانش مرتبط با تصميم گيري در سازمان تبديل مي شود(زعفریان و دیگران، 1387).
به همراه اهمیت یافتن کسب و بکارگیری دانش در نوآوری و مزیت رقابتی پایدار، در سالهای اخیر، سازمانها و شرکتهای مختلف، پیوستن به روند دانش را آغاز کرده اند و همچنین مفاهیم جدیدی چون کار دانش محور، کارکنان دانش محور، مدیریت دانش و سازمانهای دانش محور، خبر از شدت یافتن این روند می دهند. پیتر دراکر، با بکارگیری این واژگان خبر از ایجاد نوع جدیدی از سازمان می دهد که در آنها به جای قدرت بازو، قدرت ذهن حاکمیت دارد. بر اساس این نظریه، در آینده جوامعی می توانند انتظار توسعه داشته باشند که از دانش بیشتری برخوردار باشند. به این ترتیب برخورداری از منابع طبیعی نمیتواند به اندازه دانش مهم باشد. سازمان دانش محور به توانمندیهایی دست مییابد که قادر است از نیروی اندک قدرتی عظیم بسازد. اینگونه سازمانها با چالشهای نوینی روبرو هستند. امروزه شرایط و فضای رقابتی سازمانها بیش از پیش پیچیده و متغیر شده است. این فضا به سرعت در حال تغییر است به گونه ای که برای بیشتر سازمانها این سرعت به مراتب بیش از سرعت پاسخگویی و توان تطبیق آنهاست. تغییرات مستمر دانش نیز وضعیت عدم تعادل جدیدی برای سازمانها به وجود آورده است(الوانی، 1380). جریان بی پایان دانش، بازارها را در حالت تغییر مداوم قرار داده که این امر سازمانها را ملزم به تغییرات مستمر می کند. در این بین مهمترین نقشی که میتوان به مدیریت دانش داد این است، که آن را به عنوان یک متدلوژی تغییر در نظر بگیریم. مدیریت دانش از یک طرف با جذب دانش های جدید به درون سیستم و از طرفی دیگر با اداره مؤثر آن دانش ها می تواند مهمترین عامل تغییر یک سازمان باشد.
دانش
از زمان پيدايش كلي دانش تاكنون تعاريف گوناگوني براي اين مفهوم ارايه شده كه هر يك ابعادي از موضوع را نمايش مي دهد. دامنهي تعاريف ارايه شده درباره دانش از كاربردي تا مفهومي و فلسفي و از نظر هدف، از محدود تا گسترده را شامل مي شود . برخي تعاريف مربوط به دانش به شرح زير است:
دانش سازماني به اطلاعات پردازش شده از جريان هاي عادي و مراحلي كه قابليت اقدام دارند و نيز دانش به دست آمده ي سيستم هاي سازماني، مراحل، توليدات، قوانين و فرهنگ اطلاق مي شود.
دانش شامل حقايق و باورها، مفاهيم و انديشه ها، قضاوت ها و انتظارات، روش شناسي يا علم اصول و نحوهي انجام فنون است(زعفریان و دیگران، 1387).
يکي از مشکلاتي که سازمانها با آن مواجه مي شوند هنگام معرفي کردن مديريت دانش است زيرا که اين معرفي به کارکنان کمک مي کند تا فهم مشترکي راجع به دانش و مديريت دانش داشته باشند. علي رغم بسياري از دارايي هاي ديگر، دانش چيزي نيست که انسان بتواند آنرا لمس کند، يا آنرا احساس کند و به همين دليل جزء داراييهاي ناملموس و نامشهود است. بعضي از دانش ها در خارج از ذهن انسان، درون فرمتهاي متني قراردارند، اما درصد عمده ای از دانش در مغز افراد وجود دارند. يکي ديگر از ويژگيهاي مشکل بودن درک دانش، اينست که ارزش دانش تا حد زيادي زمينه اي است.
دانش از اطلاعات و اطلاعات از داده ها ریشه می گیرند. تبدیل اطلاعات به دانش در عمل بر عهده خود بشر است(داونپورت، پروساک، 1379). دانایی عبارت است از افکار و پندارها، فهم و درس های آموخته شده در طول زمان دانش فهمیده می شود و فرد آن را از طریق تجر به، استدلال، بصیرت، یادگیری، خواندن و شنیدن بدست می آورد. هنگامی که دیگران دانش خود را با افراد سهیم می شوند، دانش گسترش می یابد و هنگامی که دانش فرد با دانش دیگران ترکیب می شود، دانش جدیدی به وجود می آید. دانش، ماهیتی فردی دارد؛ زیرا با ارزش ها و باورهای افراد و ادراک آن ها از جهان و دیگران، در ارتباط متقابل قرار دارد /به علاوه دانش در بافت و زمینه روابط بین فردی ظاهرمی شود. دانش غنی تر و معنادارتر از اطلاعات است (نوروزیان ،1384).
دانش در سازمان ها نه تنها درمدارک و ذخایر دانش بلکه در رویه های کاری، فرایندهای سازمانی اعمال و هنجارها نیزمجسم می شود. دانش در درون افراد وجود دارد و بخشی از پیچیدگی ندانسته های انسانی است. بنابراین، دانش ترکیب سازمان یافته ای از داده ها است که از طریق قوانین، فرایندها و تجربه حاصل شده است. به عبارت دیگر دانش معنا و مفهومی است که از فکر پدید آمده است و بدون آن داده و اطلاعات تلقی می شود. تنها از طریق این مفهوم است که اطلاعات حیات یافته و به دانایی تبدیل می شوند(نوروزیان ،1384). دانش از اطلاعات و اطلاعات از داده ها ریشه می گیرند. تبدیل اطلاعات به دانش در عمل بر عهده خود بشر است(داونپورت، پروساک، 1379).
اکثر مردم، به طور شهودی فکر میکنند که دانش، وسیعتر، عمیقتر و غنیتر از دادهها و اطلاعات است. مردم معمولاً هنگام گفت وگو درباره صاحبان دانش، تصویر کسانی را ارائه میدهند که در زمینه ای خاص دارای اطلاعاتی زیاد، عمیقتر و قابل اعتماد بوده و اشخاصی هوشمند و تحصیل کردهاند. مردم لفظ دانشمند یا دانشور را برای یادداشت، کتاب راهنما و یا پایگاه های اطلاعاتی به کار نمیبرند، حتی اگر این موارد بوسیله افراد صاحب دانش تدوین شده باشند (داونپورت، پروساک، 1379). از این رو در ادامه، جهت درک بهتر از مفاهیم داده، اطلاعات و دانش، روابط بین آنها بحث میشود.
روابط داده، اطلاعات و دانش
روابط قابل ملاحظهاي بين دانش و مفاهيمي شبيه داده و اطلاعات وجود دارد. داده، اطلاعات و دانش نميتوانند به عنوان موجوديتهاي جداگانه در نظر گرفته شوند بلکه در طول يک طيف قرار دارند. به عنوان مثال، داده از هر نوع زمينه اي مستقل است منتها اگر داده در يک زمينه قرار گيرد، ما کم و بيش ميفهميم رابطهاي بين آنها وجود دارد که اطلاعات را تشکيل ميدهد. يک مفهوم مهمي که اينجا وجود دارد اينست که دانش شامل تشخيص يا فهم الگو ها است و موقعيکه يک الگو در ميان اطلاعات وجود دارد، الگو، استعداد ارائه دانش را دارد.
نگاه به اطلاعات و دانش بر اساس يک رابطه تعاملي و پويا مناسبتر است زيرا اطلاعات توسعه دانش را تسهيل ميکند، باعث ايجاد دانش شده و آن را عميق تر و بيشتر ميکند. در ادامه روابط بین داده، اطلاعات و دانش تشریح میشود.
تفاوت اطلاعات و دانش
اطلاعات، داده های پردازش شده موجود در رایانه ها هستند که به دلیل تأثیر گسترده فنآوری اطلاعات و جهانی شدن، به طور فزایند های برای همگان قابل دسترس است. اما درباره مفهوم اطلاع تعابیر ضد و نقیض زیادی وجود دارد و صاحب نظران، این اصطلاح را به عنوان یک فرایند، کالا، صنعت و … نیز به کار برده اند.
بلکر اطلاع را به این صورت تعریف می کند: چیزی که به کمک آن می توانیم از میان مجموعه امکاناتی که نسبت به آنها چیزی نمی دانیم، دست به انتخاب بزنیم. اما دانش، درک، آگاهی یا شناختی است که در خلال مطالعه، تحقیق، مشاهده یا تجربه و در طول زمان به دست می آید و یک گام بعد از اطلاعات قرار دارد، یعنی داده ها(اطلاعات خام) با پردازش در رایانه به اطلاعات تبدیل می شود که این اطلاعات برای همه مساوی و یکسان است و در مرحله بعد، برداشت و استفاد های که از این برونداد یا اطلاعات می شود، دانشی است که تولید می شود. پس دانش متکی به اطلاعات است و امروزه اگر به دانش توجه بیشتری می شود به دلیل تولید زیاد و گسترده اطلاعات است که برای غلبه، کنترل و استفاده صحیح از آن، راهی جز تبدیل آن به دانش نیست، چرا که افراد در رویارویی با انفجار اطلاعات، به راحتی نمی توانند به اطلاعات صحیح و مناسب خود برای دانش ورزی و خردورزی در زمان مناسب دست پیدا کنند. پس دانش را می توان این گونه تعریف کرد:
دانش، درک، آگاهی یا شناختی است که در خلال مطالعه، تحقیق، مشاهده یا تجربه نسبت به جهان بیرونی در فرد ایجاد می شود.
داده
داده ها واقعیت های عینی و مجرد در مورد رویدادها هستند(داونپورت و پروساک، 1379). داده، منشا تشکیل دانش است و منعکس کنندۀ تعاملات و مبادلات کامل، واحد و منسجمی هستند که تحت عنوان جزء ناچیز از آنها یاد می شود(حسینی، 1385). سازمان های نوین، معمولا داده ها را در یک سامانه فن آوری اطلاعات ذخیره می کنند. شرکت ها، مدیریت داده ها را از نظر کمی بر حسب ظرفیت سرعت و هزینه ارزشیابی می کنند، همه سازمانها به انواع داده ها احتیاج دارند. داده ها مواد خام و عناصر مورد نیاز برای تصمیم گیری به شمار می آیند(داونپورت و پروساک، 1379).
داده ها اولین سطح دانش را تشکیل می دهند و عبارتند از ارقام، اعداد، نمودارها و نظایر این ها، که به خودی خود تولید معنی، نمیكنند.
سازمانهای نوین، معمولاً داده ها را در یک سیستم اطلاعاتی ذخیره میکنند. این داده ها توسط واحدهایی نظیر واحد مالی، حسابداری و بازاریابی به سیستم تزریق میشوند. پاسخگویی به نیاز مدیران و دیگر بخشهای سازمان، تاکنون بر عهده واحدهای مرکزی اطلاعات سازمان بوده است. سازمانها و شرکتهای مختلف، مدیریت داده ها را از نظر کمی بر حسب ظرفیت، سرعت و هزینه ارزیابی میکنند. چه هزینههایی برای بازخوانی یک واحد داده به مصرف میرسد؟ با چه سرعتی می توان داده را به سیستم منتقل کرد؟ ظرفیت سیستم چقدر است؟ وقتی به داده ها نیاز است آیا به موقع در اختیارمان قرار میگیرد؟ آیا نیازهای ما را تامین میکند؟
همه سازمانها به انواع دادهها احتیاج دارند. نگهداری سوابق و بایگانی، نقطه کانونی فرهنگ داده به شمار میرود و مدیریت مؤثر داده ها در موفقیت آنها نقش بسزایی دارد.
بعضی از سازمانها به اشتباه فکر میکنند، دادههای بیشتر نسبت به داده های کمتر از حالت مطلوبتری برخوردارند و با استفاده از آنها می توانند تصمیمات بهتری را اتخاذ کنند. این وضعیت به دو دلیل نادرست است: اول اینکه داده های زیاد، کار تشخیص داده های مربوط و درک آنها را دشوار میکند. دلیل اساسیتر، اینکه داده ها فاقد معنی قابل استفادهاند، یعنی تنها بخشی از واقعیت را نشان داده و از هر نوع قضاوت، تفسیر و مبنای قابل اتکا برای اقدام مناسب، تهی هستند. داده ها را می توان مواد خام عناصر مورد نیاز برای تصمیم گیری به شمار آورد، چرا که نمی توانند عمل لازم را تجویز کنند. داده ها نشانگر ربط، بی ربطی و اهمیت خود نیستند، اما به هر حال برای سازمانها و مخصوصاً سازمانهای بزرگ اهمّیت زیادی دارند (داونپورت و پروساک، 1379).
اطلاعات
واژه inform در انگلیسی به معنای”شکل دادن” بوده و information نیز به معنی “شکل دادن و بینش و دید دریافت کننده اطلاعات است”( داونپورت و پروساک، 1379). اطلاعات داده های ترکیبی و مرتبط همراه با زمینه و تفسیر آن است. ارتباط داده ها ممکن است بیان کننده اطلاعات باشد، ممکن است صرف ارتباط داده به اطلا عات منجر نگردد مگر اینکه موجب درک مفهوم آنها باشد. اطلاعات در حقیقت داده های خلاصه شده را در بر می گیرد که گروه بندی، ذخیره، پالایش، سازماندهی و تحلیل شده اند تا بتوانند زمینه را روشن سازند .میتوان با بررسی اطلاعات به اتخاذ تصمیمات پرداخت. اطلاعات معمولا شکل اعداد و ارقام، کلمات و گزاره های انباشته شده را به خود می گیرند؛ اعداد و گزاره ها را به صورت خلاصه شده ارائه می کنند(نوروزیان، 1384). در سازمان ها، اطلاعات از طریق شبکه های نرم افزاری و سخت افزاری جابجا و توزیع می شوند. اطلاعات برخلاف داده ها، معنی دار هستند؛ به قول پیتر دراکر: داشتن ارتباط و هدف، ویژگی اطلاعات است. اطلاعات، نه تنها دارای قابلیت تأثیرگذاری بر گیرنده است، بلکه خود نیز شکل خاصی دارد و برای هدف خاصی سازماندهی می شود. داده ها زمانی به اطلاعات تبدیل می شوند که ارائه دهنده آنها معنی و مفهوم خاصی به آنها ببخشد.با افزودن ارزش به داده ها، در واقع آنها را به اطلاعات تبدیل می کنیم(داونپورت و پروساک، 1379). ویژگی اطلاعات آن است که می توان آن را به صورت مستندات مکتوب یا فایل های موجود در پایگاه داده ها نگهداری کرد. اطلاعات برخلاف داده ها، معنی دار هستند .پیتر دراکر یادآور شده است که داشتن ارتباط و هدف ویژگی اطلاعات است. اطلاعات یعنی “داده های مربوط “. به بیانی دیگر، از نظر او داده ها به تنهایی ” مربوط ” و” هدف دار” نیستند. داده ها زمانی به اطلا عات تبدیل می شوند که ارائه دهنده، به آنها معنا و مفهوم خاصی ببخشد. با افزودن ارزش به داده ها، در واقع آنها را به اطلاعات تبدیل می کنیم(داونپورت و پروساک، 1379).
دومین سطح دانش را اطلاعات تشکیل میدهد. این سطح، داده های کمی خلاصه شده را در بر می گیرد که گروه بندی، ذخیره، پالایش و سازماندهی شدهاند تا بتوانند معنیدار شوند. این دادهها هم، دانش را نشان نمی دهند. آنها نشانگر آغاز مدیریت اطلاعات هستند، اطلاعاتی که مدیر می تواند به کار گیرد تا کاری بیش از پردازش مراوده فردی را انجام دهد. اطلاعات غالباً تشکیل اعداد و ارقام، کلمات و گزاره های انباشته شده را به خود گرفته و معنایی را ارائه میکند که بزرگتر از آن چیزی است که از داده های خام مکشوف میگردد. ولی نظریه پردازان و دست اندرکاران دانش همگی بر این باورند که این اطلاعات است و نه دانش. اگرچه خط و مرز بین دانش و اطلاعات روشن نیست، لیکن چند ویژگی وجود دارد که این دو را از هم جدا می کند.
1- سطح ظرافت: اطلاعات غالباً به موقعیتها، شرایط، فرآیندها و یا هدفهای خاص اشاره دارد. در این صورت در برگیرندهی سطحی از ظرافت و دقت است که آن را برای کار مورد نظر مناسب میکند. ورای موقعیت یا کار خاص، اطلاعات تا زمانی که به دانش تبدیل نشود، کم ارزش خواهد بود. برای مثال، اطلاعات در خصوص محصول الف چیزهای زیادی در خصوص محصول ب آشکار نمی کند. ولی دانش، کاملاً انتزاعی است و به گونه ای طراحی شده که بتواند ظرافت خاص را از بین برده و کاربرد وسیع تری داشته باشد.
2- زمينه: اطلاعات معادل داده ها در متن است. زمینه ممکن است محصول، مشتری یا فرآیند کسب وکار باشد و شکل اولیه دادهها را تا سطح اطلاعات ارتقا دهد. زمینه، اطلاعات را برای مدیریت جهت تصمیم گیری و برنامه ریزی مفید میکند. مدیر نتایج معناداری را در خصوص معاملات با بررسی و بازبینی داده ها استخراج میکند. برای اینکه داده مفید واقع شود، باید در درجه اول در زمینه قرار گیرد.
3- دامنه: دامنه اطلاعات کلاً محدود به زمینه ای است که در آن ایجاد میشود. اطلاعات فروش به مدیران در خصوص فروش، مطالبی ارائه میدهد، دانش در این خصوص فراتر عمل می کند و در موقعیت های گوناگون کاربرد دارد.
4- به هنگام بودن: اطلاعات بر زمان مبتنی است و بنابراین، به طور مداوم در حال تغییر است. به مجرد اینکه داده جدید، اخذ شود، اطلاعات جدیدی مورد نیاز خواهد بود، به عنوان مثال اطلاعات ماه اسفند با اطلاعات ماه فروردین، به احتمال زیاد، متفاوت خواهد بود زیرا داده های تشکیل دهنده ی آنها تغییر پیدا کرده است. دانش به علت بار معنایی زیاد خود، حساسیت زمانی کمتری دارد. دانشی که از اطلاعات دیروز و امروز به دست آمده، می تواند برای درک اطلاعات فردا به کار رود (Rading, 2005).
دانش به واسطه نزدیکی به تصمیم ها و اقدامات سازمانی به مراتب بیش از داده ها و اطلاعات می تواند باعث بهبود عملکرد شده و در نتیجه کیفیت خدمات سازمانها را به طور عام و سازمانهای دولتی را به طور خاص بهبود ببخشد. در شكل(2-1) توالی اثر اطلاعات و دانش بر تصميم گيري آمده است.
طبقه بندی انواع دانش
دانش پدیده ای پیچیده و چند بعدی است و برای مدیریت مطلوبتر، نیازمند درک ویژگیهای پیرامون آن میباشد. مجزا ساختن انواع متفاوت و در عین حال مهم دانش در مدیریت و کاربرد آن به طور اثر بخش در چارچوب سازمان ضروری و مهم به نظر میرسد. زیرا انواع مختلف دانش دارای کاربردهای گوناگونی در مدیریت دانش هستند و همچنین مستلزم بکارگیری مدلهای بخصوص در مدیریت دانش میباشند. با مقایسه انواع دانش میتوان درک بهتری از دانش به وجود آورد.
معروفترین طبقه بندی از دانش، توسط نوناکا و تاکوچی (1995) انجام گرفته است، که این طبقه بندی، مبتنی بر نگرش پولانی (1962) در خصوص دانش مي باشد. نوناکا در این طبقه بندی، دو نوع دانش را معرفی می کند که عبارتند از:
1- دانش صریح (آشکار یا عینی):
2- دانش ضمنی (نهان یا نهفته):
نوناکا دانش ضمني را دانشي تعريف ميکند که به صورت واضح بيان نشده است در حاليکه پولاني (Polani ,1996) اين نوع دانش را، دانشي ميداند که نميتوان به صورت صريح بيان کرد. شکاف بين اين دو تعريف را کيم و همکاران(2003) با ارائه دانش مفهومي پر ميکند و آن را به صورت دانشي تعريف ميکند که به صورت غير صريح و دروني وجود دارد ولي با صرف هزينه و زمان ميتوان آن را به صريح تبديل کرد.
دانش ضمني، شکلي از دانش است که از تجربيات و اعمال مستقيم و معمولا از طريق مکالمات تعاملي خوب ميتواند به اشتراک گذاشته شود. دانش ضمني، دانشي است که احساس يا درک ميشود اما نمي تواند به صورت مکتوب، بيان شود. مشکلات کدگذاری و شفاهی بيان کردن، از ويژگي‌هاي آن (دانش ضمني) است. دانش ضمني توليد مي‌شود اما از افرادي که مالک آن هستند جدا نيست و به عنوان مهارت و خبرگي انساني که در ذهن افراد ذخيره شده و از طريق تجربه و تعامل با محيط بدست مي‌آید، میباشد.
بخشی از دانش که در داخل سازمان توليد مي‌شود، دانش صريح است که به آساني قابل ذخيره و انتقال است. دانش صريح به آساني قابل تشخيص است، نوشته و کد گذاري ميشود و مستندکردن، اخذ و توزيع آن در فرمت‌هاي گوناگون آسان است، بنابراين مي‌تواند در سراسر سازمان در شکل قوانين و رهنمودها بيان شود
سيستم هاي مبتني بر دانش، دانش صريح را کدگذاري و قابل استفاده مي کنند اما سيستم هاي مديريت دانش بايستي با هر دو دانش صريح و ضمني کار کنند. کوشش براي کدسازي همه دانش اشتباه است (تبديل به صريح کردن) و باعث مي شود که بيشتر دانش ضمني از دست برود، همچنين انتقال و پخش دانش ضمني مشکل است و تنها از طریق تعاملات مستقیم بین افراد توزیع میشود. ویژگی های هر یک از انواع دانشهای ضمنی و صریح در جداول (2-1) و (2-2) به صورت خلاصه بیان شده است.
مشخصات دانش صریحدانش صریح:
– درباره آگاهی است
– دانش رسمی و عینی است.
– قابل تدوین است.
– به سهولت روی پایگاه داده و اینترنت شبکه بندی میشود.
– به آسانی به دیگران از طریق نامه، ایمیل، اینترنت و … منتقل میشود.
– به طور آگاهانه قابل دسترسی است.
– اطلاعات مرئی است.
مشخصات دانش ضمنیدانش ضمنی:
– در باره چگونه دانستن است(دانش رویه ای)
– به طور اجتماعی، سازماندهی شده است.
– دو رشته دارد: 1. دانش فنی یا چگونه دانستن و 2. دانش شناختی
– در ذهن افراد ذخیره شده است
– میتواند دانش ماهرانه از یک مهارت باشد.
– شامل ارزشها، احساسات، عواطف، نمادها، تصورات، بینش ها و… است.
– رمز گذاری و نگهداری آن در پایگاه داده ها و اینترنت دشوار است
– ارتباط و نشر آن دشوار است.
– تنها از طریق افزایش تعاملات تسهیم می شود.
– با ارزش و سرشار از تجربه و یادگیری است.شناسه زاده(1385)
از سوی دیگر، علوی و لیدنر (2000) در طبقه بندی دانش را به چهار دسته طبقه بندی کردهاند:
1- دانش ضمنی(نهفته) که در زمینه اقدامات و تجارب افراد دارد و تشکیل دهنده ی مدل های ذهنی افراد است.
2- دانش صریح (آشکار) که در مقایسه با دانش ضمنی عمومیت بیشتری داشته و به راحتی قابل انتقال است.
3- دانش فردی که در وجود فرد نهفته است و ریشه در اقدامات فردی او دارد.
4- دانش گروهی دانشی است که در سیستم های اجتماعی و فرهنگی یک سازمان نهفته است. کوک نیز طبقه بندی مشابهی از دانش ارائه داده است. مطابق نظر کوک میتوان دانش را به انواع چهارگانه صریح، ضمنی، فردی و گروهی تقسیم نمود . بررسی طبقه بندیهای ارائه شده در خصوص دانش این نکته را آشکار می کند که فصل مشترک اکثر صاحبنظران در مورد انواع دانش حول محورهای دانش ضمنی، دانش صریح، دانش فردی و دانش گروهی متمرکز شده است. بنابراین دانش میتواند صریح، ضمنی، فردی یا جمعی(سازمانی) باشد.
منابع دانشی سازمان
بعضي از منابع دانشي مستقل از سازمانی هستند که در آن قرار دارند و بعضي ديگر براي وجودشان به سازمان وابسته هستند. چارچوب هايي براي طبقه بندي منابع دانشي توسط محققين ارائه شده که در ادامه به آنها اشاره خواهد شد. هولسپال و جوشي دسته بندي از نويسندگان مختلف، در مورد منابع دانشي ارائه کرده اند که در جدول(2-3) آمده است.
مولفمنابع دانشيLeonard- Barton, 1995دانش کارکناندانشي که در سيستم هاي فيزيکي وجود دارد؟Petrash , 1996سرمايه انسانيسرمايه سازماني(فرهنگ ، ساختار، فرهنگ)سرمايه مشتريSveiby, 1997ساختار خارجي(مشتريان)ساختار درونيقابليت کارکنانHolsapple and Joshi, 2001
کيم و ديگران دانش سازماني را از لحاظ منشاء به دو دسته تقسيم ميکنند (Kim et al, 2003):
دانش تجربي: حاصل تجميع تجربيات افراد يا سازمان در انجام وظايف و کسب و کارخود میباشد.
دانش تحليلي: از تحليل اطلاعات و داده هاي بدست آمده در عمليات و تراکنش هاي سازماني حاصل ميشود که الگوها و مدلها به اين دسته تعلق دارند.
چه نوع دانشي را بايد در سازمان مديريت کنيمTT؟
اگر هر اطلاعاتي را گرفته و با هم مقایسه و تطبيق دهيم، به زودي در اطلاعات غرق خواهيم شد و اضافه باري اطلاعات به زودي شروع خواهد شد و قادر به تشخيص اطلاعات و دانش با ارزش، قابل اعتماد و مفيد از دانش مشکوک و کم ارزش نخواهيم بود. يکي از چالش‌هاي سازماني اينست که تعيين کند کدام دانش در سازمان بايستي به صريح تبديل شود و کداميک به طور ضمني باقي بماند و يک موازنه برقرار شود، که اين کار با توجه به عملکرد سازمان و ويژگي هاي دانش موجود در سازمان انجام ميشود.
جوشي و هولساپل (2001) دانش را از زواياي مختلف بررسي کرده و بسياري از ويژگي هاي دانش را ذکر کرده اند. چارچوب ويژگيهاي دانش موجود به سازمان کمک ميکند که بتواند درک بهتري از وضعيت موجود داشته باشد و بر اساس آن بتواند زمينه هايي را که درآن کمبود دارد بهتر شناسايي کند و براي دانش موجود با توجه به ويژگي آن کاربرد مناسب را کشف نماید (جدول2-4). مدیران به عنوان تصميم‌گيرندگان در سازمان، بايستي بدانند منابع دانشي در دسترس جهت انتخاب براي «دانش درست» کدام ها هستند(Holsapple and Whinston, 1996).

ويژگي شــــــــــرحسطح مفهوميسطح شناختي دانش، عمل گرايي، هدف گذاري سيستماتيک، ايده آليکاربرد و محتويدانش در مورد موضوعات معين (مشتريان، عرضه کنندگان، بازارها) و زمينه مسئله ، جائيکه دانش مي تواند استفاده شود.درجه انتزاعطيفي از انتزاعي تا واقعيدرجه قابليت کاربردچگونه دانش به طور گسترده مي تواند در سطح (محلي، جهاني) بکار برده شوددرجه قطعيتسطح اعتماد در اعتبار دانشدرجه جزئياتحدود عمق و گسترشدرجه اهميتدانش برای ايجاد ارزش در رابطه با اطمينان از شايستگي سازماندرجه قابليت سنجشمسئوليت دانش براي سنجشدرجه کاراييتخصص و خبرگي که در دانش وجود دارددرجه برگشتدانش، متا دانش، متا متا دانش و ….وضعيت دانشپيشرفت وضعيت هاي دانش: داده، اطلاعات، دانش، بينش، فهم، قضاوتمحلمکاني که دانش در آنجا قرار دارد(بر اساس منابع دانشي، موقعيت فيزيکي)سطح مديريتسطح مديريتي که در آن دانش بکار مي رود(عملياتي، کنترل و استراتژيک)وجهطيفي از ضمني به صريحقابلیت برنامه پذيرحدي که در آن دانش قابل انتقال است و به آساني مورد استفاده مجدد قرار مي گيردکيفيتاعتبار و سودمندي دانشمنبعمنبع دانشموضوعدانش يک حوزه کاربردي، خود حوزه يا ديگر حوزه هازمان/ طول عمرجنبه هاي موقت دانشنوعتوصيفي، رويه اي، و دلايلي که به ترتيب با “چه “، “چگونه”و “چرايي” جنبه هاي دانش سروکار دارد.کاربرداستفاده براي استفاده عملي، فکري، سرگرمي، معنوي، حرفه ای يا غير حرفه ایقابليت تغییرحدي که درآن دانش استعداد تغيير را دارد
ضرورت و اهمیت مدیریت دانش
مدیریت دانش بدین دلیل اهمیت دارد که روشی را برای درک روشن و جامع از ابتکارات مدیریت و رویه ها ارائه می دهد. زمانی که شرکت ها در بکارگیری سرمایههای ملموس با شکست مواجه میشوند. سرمایههای دانشی میتوانند علارغم دشواری در کمی شدن، برای رشد، نوآوری، عملکرد و بقای بلند مدت سازمانها حیاتی باشند. شناسه زاده(1380)، براین باور است که به دلالیل زیر، امروزه سازمانها باید به مدیریت دانش بیش از گذشته توجه کنند.
– انفجار اطلاعات و افزایش دانش در جامعه
– پیچیدگی محصولات و تنوع خدمات در جامعه
– محیط بازار، به طور فزایندهای رقابتی شده است و نرخ نوآوری در حال افزایش است.
– فشار رقابتی میزان نیروی کار را کاهش میدهد و این دانش ارزشمند است، که کسب و کار را نگهداری میکند.
– گرایش به بازنشستگی زود هنگام و افزایش نقل و انتقال نیروی کار، منجر به هدر رفتن دانش شده است.
– تغییرات در راهبرد، ممکن است باعث از دست دادن دانش در حیطهای خاص شود.
– امروزه ضرورت مدیریت دانش برای سازمانهای کوچکتر مهمتر شده است. زیرا آنها امکانات و منابع سازمانهای بزرگ را ندارند و بیش از آنها باید منعطف باشند و درست تصمیم بگیرند. در غیر این صورت کوچکترین اشتباه میتواند برای آنها گران تمام شود.
– امروزه بیشتر سازمانها در حال ورود به بازارهای جهانی هستند. فعالیت فراملی مستلزم ارتباطات سازمانی قوی و توانایی نگهداری دانش است، که این به یادگیری فردی و سازمانی و هماهنگی فرهنگی وابسته است.
– امروزه سازمانها بر مبنای دانش رقابت میکنند و با کاربرد دانش منابع بیشتری کسب میکنند.
– کاربرد مدیریت دانش منجر به افزایش سریع تر حل مسئله، پاسخ به تغییر و انطباق با آن ، انعطاف پذیری و … میشود.
دلايل اهميت به كارگيري مديريت دانش
از مهمترين عللي كه موجب شده تا سازمان ها به موضوع مديريت دانش تمايل نشان دهند آن است كه مديريت دانش:
– موجب افزايش بهره وري وسوددهي مي شود.
– همكاري را تقويت مي نمايد.
– موجب بروز و رشد خلاقيت مي شود.
– موجب تشويق و نوآوري مي شود.
– به برقراري و تسريع جريان انتقال دانش از توليد كننده به دريافتكننده كمك مي كند.
– موجب تسهيل اشتراك اطلاعات بين كاركنان مي شود.
– از دوباره كاري مي كاهد.
– توان سازمان را براي مقابله با پديده تورم اطلاعات افزايش مي دهد.
– دانش كاركنان را پيش از ترك احتمالي سازمان گردآوري و ذخيره مي نمايد.
– كيفيت ارائه خدمات به مشتري را بهبود مي بخشد.
– و از طريق افزايش سطح آگاهي سازمان نسبت به راهكارها، محصولات و عملكرد سازمان هاي رقيب به سازمان كمك مي كند تا از گردونه رقابت خارج نشود(دهقان نجم، 1388).
اهداف مديريت دانش
مديريت دانش شامل فرآيند تركيب بهينه دانش و اطلاعات در سازمان و ايجاد محيطي مناسب به منظور توليد، اشتراك و به كارگيري دانش و تربيت نيروهاي انساني خلاق و نوآور است. هدف مديريت دانش ايجاد يك سازمان يادگيرنده و شراكت با ايجاد جرياني بين مخازن اطلاعات ايجاد شده توسط افراد قسمت هاي مختلف شركت (مالي، عملكرد،هوش رقابتي، وغيره) و مرتبط كردن آن ها با يكديگر است. به عبارت ديگر هدف نهايي مديريت دانش ارتقای ارزش افزوده دانش موجود در سازمان به منظور توسعه و بهبود خلاقيت، بهره وري و ايجاد مزيت رقابتي براي سازمان است(دهقان نجم، 1388).
مفهوم مدیریت دانش
پیچیدگی مفهوم دانش و همچنین وجود رویکردهای مختلف در مورد مدیریت دانش باعث شده است تا نگرش واحدی در خصوص مدیریت دانش شکل نگیرد. سوکنانان (2001) می گوید برخی تعاریف از مدیریت دانش به گونه ای است که آن را حتی تا سطح مدیریت داده ها تنزل داده است.
اما مدیریت دانش چیست؟ از کجا نشأت می گیرد؟ باکويتز و ویلیام مديريت دانش را فرايندي می داند که سازمان از طريق آن به ايجاد سرمايه حاصل از فکر و انديشه اعضاء و دارايي مبتني بر دانش ميپردازد. مديريت دانش به عنوان يك استراتژي با استفاده از افراد، فرايندها و تكنولوژي در پي تسخير و سازمان دادن دانش است، به صورتي كه ظرفيت هاي سازماني را جهت رقابت و توليد ارزش ارتقا بخشد. از این رو باید بدانیم که مدیریت دانش صرفاً درباره فناوری نیست، بلکه در مورد فرایندها، افراد، رفتارها، جریانهای کاری و سایر عوامل دیگری است که صرفاً بر حسب فناوری اطلاعات تعریف نمیشوند. درست است که در این خصوص به فناوری اطلاعات نیازمندیم، اما نمی توانیم بگوییم که مدیریت دانش را صرفاً از طریق اجرای این برنامه ها میتوان انجام داد.
تعاريف مديريت دانش
همانگونه که عنوان شد مدیریت دانش، مفهومی پیچیده و گسترده است و به همین دلیل صاحبنظران مختلف از زوایای گوناگون به آن نگریسته اند. درراستاي تعريف مديريت دانش تاكنون تعاريف زيادي صورت گرفته است كه مختصراً در ذيل به آن ها اشاره مي گردد.
پرز (1999) معتقد است: مديريت دانش عبارت است از گردآوري دانش، قابليت هاي عقلاني و تجربيات افراد يك سازمان و ايجاد قابليت بازيابي براي آن ها به عنوان يك سرمايه سازماني.
ازديدگاه نيگل كينگ(1999) مديريت دانش عبارت است از فرآيند ايجاد، سازماندهي، اشاعه وحصول اطمينان از درك اطلاعات مورد نياز براي انجام يك كار.
نيومن در سال 1991 براين باور بود كه مديريت دانش مجموعه اي از فرآيندهايي است كه پديد آوري، اشاعه و به كارگيري دانش ذهني و عيني در يك سازمان را در بر مي گيرد.
از



قیمت: تومان

دسته بندی : پایان نامه ارشد

پاسخ دهید