باسمه تعالي
دانشگاه پیام نور
گروه مدیریت
عنوان تحقيق:
بررسی رابطه بين سرمایه اجتماعي واستراتژی های كارآفريني درون سازمانی در شرکت های دانش بنیان شهرک صنعتی شیراز
استاد راهنما:
نگارش:
شماره دانشجویی:
زمستان1393
فهرست مطالب
فصل اول: کلیات تحقیق
مقدمه8
1-2) بیانمساله9
1-4) اهدافانجامتحقيق11
1-5) تعريفواژههاواصطلاحاتتحقيق12
فصلدوم:ادبیاتوپیشینهتحقیق14
2-1- مقدمه15
2-2- سرمایه16
2-3- انواعسرمایه17
2-4- سرمایهاجتماعی18
2-5- تعریفسرمایهاجتماعی21
2-7- انواعسرمایهاجتماعی26
2-8- سرمایهاجتماعیبهمثابهیکیازمشخصههايجوامعوملتها26
2-9- منشأهايسرمایهاجتماعی28
2-10- الگوهاياندازهگیريسرمایهاجتماعی29
2-11- عواملتعیینکنندهپیدایشسرمایهاجتماعیدراینحیطه(سازمان)31
2-12- رویکردهایمفهومیاصلیبهسرمایهاجتماعی31
2-13- سنجشسرمایهاجتماعی32
2-14- کارآفرینی34
2-15- تاريخچهكارآفريني35
2-16- تعاریفکارآفرینی37
2-17- انواعكارآفريني40
– كارآفرينيمستقل41
– كارآفرينيدرونسازماني41
– كارآفرينيسازماني42
2-18-کارآفرینیدرون‍سازمانی43
2-19- مدلهايفرآیندكارآفرينيسازماني44
2-20- مدلكارآفرينيسازمانيكورنوالوپرمن45
2-21- مدلكارآفرينيسازمانيكوراتكوونافزيگر46
2-22- فرآيندكارآفرينياحمدپورومقيمي47
2-24- مدلکارآفرینیبارینگروایرلند48
2-25- مدلپیترزوپتلزبرگوعواملموثربرآن50
2-25-2- تکنیکهایایدهپردازی:53
2-25-3- بکارگیری(امکانسنجی) ایدهدرسازمان54
2-25-4- نتایجایده55
2-26- سرمایهاجتماعیوکارآفرینیسازمانی55
2-27- تحقیقاتانجامگرفته :59
2-27-1- داخلی:59
2-27-2- خارجی:60
فصل سوم:
3-1) مقدمه64
3-2) روشتحقيق64
3-2-1)تحقيقکاربردي65
3-2-2) تحقيقتوصيفي65
فرایندپژوهش:68
3-3) متغیرهایتحقيق68
3-4) روشهایجمع‌آورياطلاعات69
3-5) رواييوپاياييپرسشنامه70
3-5-1) تعيينپايايي (قابليتاعتماد) پرسشنامه70
3-5-2) تعييناعتبار (روايي) پرسشنامه71
3-6) جامعهونمونهآماري72
3-6-1) جامعةآماري72
3-6-2) قلمرومکانيتحقيق73
3-6-3) قلمروزمانيتحقيق73
3-6-4) نمونهآماريوروشمحاسبهحجمنمونه73
3-8) روشتجزيهوتحليلاطلاعات75
فصل چهارم:
4-1- مقدمه77
4-2- ویژگیهایجمعیتشناختیپاسخدهندگان77
4-3- تحلیلاستنباطیدادهها79
4-3-1-بررسینرمالبودنمتغیرها80
4-3-1-1- بررسینرمالبودنمتغیرهایگرایشکارافرینانه80
4-3-1-2- بررسینرمالبودنمتغیرسرمایهاجتماعی81
4-3-3- بررسیهمبستگیبینمتغیرهایمستقلووابسته81
4-3-3-1- همبستگیبینبعدساختاریوکارآفرینیدرونسازمانی81
4-3-3-2- همبستگیبینبعدشناختیوکارآفرینیدرونسازمانی82
4-3-3-3- همبستگیبینبعدروانیوکارآفرینیدرونسازمانی83
4-3-3-6- همبستگیبینگرایشکارآفرینانهوسرمایهاجتماعی83
فصل پنجم:
5-1- مقدمه86
5-2- مروريمختصربرهدف،مسئلهوچگونگيكار86
5-3- نتايجآزمونها87
5-3-1- تائیدیاعدمتائیدفرضیاتبااستفادهازمدلمعادلاتساختاریافتهخطی87
5-3-1 -1 آزمونفرضیهفرعی1: همبستگیمعنیداریمیانبعدساختاریوکارآفرینیدرونسازمانیوجوددارد..87
5-3-1 -2 آزمونفرضیهفرعی2: همبستگیمعنیداریمیانبعدشناختیوکارآفرینیدرونسازمانیوجوددارد88
5-3-1 -3 آزمونفرضیهفرعی3: همبستگیمعنیداریبینبعدروانیوکارآفرینیدرونسازمانیوجوددارد.88
5-3-2- آزمونفرضیهاصلی: گرایشکارآفرینانهبرسرمایهاجتماعیسازمانیتأثیردارد.89
5-4- نتيجهگيريوپيشنهاداتکاربردی90
منابعوماخذ97
مقدمه
تحولات قرن حاضر با شتاب فراوان تمامی رویکرد های سنتی به مفهوم سازمان به عنوان موضوع علم مدیریت را به کناری نهاده و با به هم ریختن قواعد کلاسیک مدیریت، مفاهیمی نوین را به تاریخ علم مدیریت تزریق می نماید . امروزه، منابع خلق ارزش با چرخشی آشکار ، از سرمایه های برون زا به سرمایه های درونی تغییر جهت داده است. سرمایه اجتماعی همچون ثروتی پنهان ( توسلی و همکاران ، 1382) ، به تولید دانش سازمانی منتهی می شوند و روش های قدیمی ایجاد ارزش همچون سرمایه های مادی و نیروی کار فیزیکی، جایگاه گذشته خود را از دست داده اند. يكيازانديشمندانمديريتبهناملينداگراتون(2003)برايترسيماينوضعيتجديدازاستعارهانقلابدموكراتيكدرمحيطهايكارياستفادهميكند .بهعقيدهوي،مفهومدموكراسيسازمانيحولچنداصلاساسيبوجودميآيد :ايجادشرايطيكهدرآنافرادبتوانندتواناييبالقوهوكيفيتهايمتمايزخودرابيانكنند، حمايتازاستفادهاختياريازقدرت،مداخلهافراددرتعيينشرايطارتباطشانباسازمانونهايتاتوسعهفرصتبرايدسترسيبهمنابعارزشمند.
در این میان ، کارآفرینیی به عنوان مفهومی جدید پا به عرصه مفاهیم علمی نوین می گذارد و با رشد روز افزون کاربرد کارآفرینیی در دنیای واقع ، توجه سیاست گذاران و کلان نگران را به خود جلب می نماید. از دیگر سو برای شناخت و تفسیر نحوه عملکرد ، کارآفرینیی به عنوان یک برنامه تحقیقات علمی جایگاه خود را در تئوری های مدیریت می گشاید و برای توجیه تاثیر آن بر روی توسعه جامع و همه جانبه ، به نظریه پردازی می پردازد .
برای پی بردن به اهمیت پرورش روحیه کارآفرینیی کافی است بدانیم که فقط بین سالهای 1999 تا 2000 در کشور آمریکا قریب به 8/10 میلیون شغل برخاسته از فعالیت های کارآفرینیانه به وجود آمده است که درمقایسه با حذف 3/8 میلیون شغل به واسطه سیاست های کوچک سازی و افزایش بهره وری ، اقدامات کارآفرینیانه به ایجاد 5/2 میلیون فرصت شغلی به طور خالص کمک کرده است و اثرات منفی بیکاری را برطرف ساخته است . (سلیمی فر و مرتضوی ، 1384 )
از دیگر سو همانگونه که مطرح شد، مدتی است که سرمایه سرمایه اجتماعی به عنوان منابع جدید سازمانی مورد توجه قرار گرفته است. بنابر مطالعه اشام و دیگران طی سال های دهه 1990 به این سو ، بیشترین ارجاعات در مجلات معتبر موجود در بانک اطلاعاتی « EonLit » مربوط به کلید واژه سرمایه اجتماعی بوده است . همین طور طبق مطالعات فاین بنا بر نظر سردبیر مجله «Quarterly Journal of Economics» از مجلات معتبر در حوزه اقتصاد رایج و غالب ، یک چهارم ارجاعات مجله در دهه 1990 مربوط به اثر 1993 پوتنام مربوط به تعریف سرمایه اجتماعی بوده است( دینی ترکمانی ، 1385).
بدین مناسبت با توجه به اهمیت موضوع ، لزوم پرداختن به مساله کارآفرینیی و بررسی تمامی جوانب و ابعاد آن در تحقیقات متعددی مدنظر قرار گرفته است . در این راستا پرداختن به سرمایه اجتماعی و نیز در تئوری های کارآفرینیی ، مورد توجه قرار گرفته است و مطالعات گسترده ای از ارتباط بین این متغیرها ، ارائه شده است . مبانی نظری کارآفرینیی در سازمان ، اهمیت سرمایه اجتماعی را در درک این که چگونه سازمان ها شبکه ها را خلق و آنها را مدیریت می کنند ، روشن می سازد . در سطح فردی نیز ، مطالعات صورت گرفته نشان می دهند ، شبکه های شخصی کارآفرینی ، امکان دسترسی به منابعی را که خود فرد به تنهایی قادر به دست یابی به آنها نیست ، فراهم می کند. اگر فردی توانایی و تمایل به خطرپذیری برای اقدام به کاسبی یا کارهای کارآفرینیانه را داشته باشد ، برای راه اندازی کسب و کار و کارهای کارآفرینیانه شانس مضاعف خواهد داشت . اگر چنین افرادی در کسب و کاری وجود داشته باشند ، به احتمال زیاد موفق خواهند بود( الوانی و عبدالله پور ، 1387).
1-2) بیان مساله
اين امر مسلمي است که پژوهش هاي کاربردي، مساله مدار هستند. بدين معني که تمام فرآيند پژوهش، از اولين گام هاي مشاهده تا آخرين مراحل استنتاج، مي بايد حول يک يا چند مساله يا مشکل دور بزند. بنابر اين، روشن کردن مشکل يا مساله در يک تحقيق علمي و کاربردي، يکي از ضروري ترين و اولين گام هاي پژوهش است. اگر مساله خوب روشن يا تبيين نشود، تمام مراحل بعدي فرايند تحقيق از قبيل: جمع آوري اطلاعات و استنتاجات يا نتيجه گيري، دچار مشکلات و نواقصي خواهد شد که ناشي از خود آن مراحل نيست، بلکه ناشي از روشن نبودن و بيان نادرست مساله است. بنابر اين شايد اغراق نباشد که بعضي از محققان معتقدند که خوب و درست روشن کردن مساله، معادل نيمي از فعاليت هاي پژوهشي است.
نگاه به كارآفريني در چارچوب ساختارهاي احاطه شده اجتماعي راه را براي يك چشم انداز وسيعي در مورد كارآفريني هموار مي سازد،‌ به طوري كه توجه را به سمت نكات مبهم و كم تر پرداخته شده يعني جنبه اجتماعي پديده اقتصادي-اجتماعي همچون كارآفريني سازماني جلب مي كند. اخيراً سرمايه اجتماعي باعث ايجاد تئوري هايي شده است كه پايه اي براي ساير مطالعات مديريت مي باشد. اين سرمايه از مفاهيم نويني است كه نقشي بسيار مهمتر از سرمايه فيزيكي و انساني در سازمان ها و جوامع ايفاء مي كند و امروزه در جامعه شناسي و اقتصاد و بتازگي در مديريت و سازمان به صورت گسترده اي مورد استفاده قرار گرفته كه به پيوند ها و ارتباطات ميان اعضاي يك شبكه به عنوان منابع با ارزش اشاره دارد و با خلق هنجاها و اعتماد متقابل موجب اهداف اعضاء مي شود. در غياب سرمايه اجتماعي ساير سرمايه ها اثربخشي خود را از دست داده و پيمودن راه هاي توسعه و تكامل فرهنگي و اقتصادي ناهموار و دشوار مي گردد (قلي پور و ديگران،‌ 1378).
در حالي كه فعاليت هاي كارآفريني نتيجه ساز و كارها و تعاملات اجتماعي مي باشند در موضوع كارآفريني بيش تر تحقيقات صرفاً‌ به وي‍‍ژگي هاي شخصيتي و ساختاري و موقعيت محيط پرداخته و سرمايه اجتماعي به عنوان مهم ترين عامل مورد توجه قرار نگرفته است (الوهي،‌2004).
1-3) ضرورت و اهميت انجام تحقيق
محيطيکهامروزهکسبوکارهادرآنفعاليتمي کنندمحيط جديدياستکهبهوسيلهنوآوريهايمستمر،توسعهفناوريهايارتباطي وديجيتالي،ارتباطهايشبکهايشکلسازمانها،گسترشعوامل تکنولوژيکورواجعواملنامشهودوسازمانيتوصيفمي شود.سرمايه اجتماعي مجموعه اي از شاخص هاي اجتماعي براي افراد است كه متشكل از شاخصهايي چون اعتماد مشاركت و هنجار است. افرادي كه داراي سرمايه اجتماعي بالاتري در جامعه هستند مي توانند در تعاملات اجتماعي از انباشت ذخيره سرمايه اجتماعي براي تسهيل در روابط اجتماعي و كاهش در هزينه هاي مبادله كمك بگيرند. بسياري از متغير هاي شخصيتي مثبت در افراد وجود داشته باشند، ولي آنان زماني مي توانند از اين متغيرها به صورت بهينه و با كمترين هزينه فرصت بهره بگيرند كه داراي تعاملات اجتماعي بالا همراه با هزينه فرصت پايين باشند و اين حالت تنها زماني رخ مي دهد كه افراد داراي سرمايه اجتماعي بالايي باشند تا بتوانند از ويژگي هاي شخصيتي نهفته در خود را بروز داده و باعث ايجاد كنش مثبت در جامعه شوند. كارآفريني نيز يك شاخصه دروني براي افراد است ولي تمام افرادي كه داراي شخصيت كارآفرين هستند نمي توانند در مرحله عملي كارآفرينان موفقي شوند. موفقيت در كارآفريني براي اين افراد تنها زماني رخ مي دهد كه داراي سرمايه اجتماعي بالاي بوده و بتوانند با استفاده از سرمايه اجتماعي خود در تعاملات و كنش هاي اجتماعي به موفقيت شاياني در امر كارفريني نائل شوند.
1-4) اهداف انجام تحقيق
اهداف انجام اين تحقيق را مي توان به صورت زيرخلاصه كرد:
اهداف علمی
1-شناخت وضعيت فعلي سرمایه اجتماعی و کارآفرینی سازمانی.
2-ارائه پيشنهادهاي مناسب به منظور بهبود کارآفرینیی.
1-5) تعريف واژه ها و اصطلاحات تحقيق
سرمایه اجتماعی: مجموعه ای از منابع واقعی و بالقوه است که در شبکه روابطی که زیر نفوذ فرد یا واحد اجتماعی است ریشه دارد،از طریق شبکه قابل دسترسی است و از همین شبکه ناشی شده است.
الف- بعد ساختاری: عنصرساختاريسرمايهاجتماعياشارهبهالگويكليتماسهايبينافراددارديعني، شمابهچهكسانيوچگونهدسترسيداريد. این بعد شامل: روابطشبكهايبينافراد، پيكربنديشبكهاي وسازمانمناسب . به طور کلی این بعد حوزهای را بررسی میکند که در آن افراد در سازمان به هم مرتبط میشوند، الگوهای ارتباطات میان کارکنان توصیف و سودمندی چنین ارتباطاتی مطالعه میشود .
ب-بعد ارتباطی: این بعد ماهیت روابط در یک سازمان را در بر میگیرد. به عبارت دیگر در حالی که بعد ساختاری بر این امر متمرکز است که آیا کارکنان در یک سازمان با هم در ارتباط هستند یا خیر، بعد ارتباطی بر ماهیت و کیفیت این روابط متمرکز میشود. در واقع این بعد به ارتباط موثر بین همکارانی که یکدیگر را دوست دارند، به یکدیگر اعتماد دارند و با هم هویت مییابند توجه دارد. این بعد شامل اعتماد، هنجارها، تعهدات و هویت میباشد .
ج-بعدشناختي: این بعد دربرگیرنده میزان اشتراکات کارکنان درون یک شبکه اجتماعی از راه زبان مشترک و مبادله سرگذشتهای مشترک تحقق مییابد. زبان و سرگذشتهای مشترک موجب افزایش سطح درک میان اعضای سازمان میشود و توانایی کارکنان را برای پیش بینی اقدامات سایر همکاران افزایش میدهد. این بعد مانند بعد ارتباطی به ماهیت ارتباطات میان افراد در یک سازمان میپردازد وشامل موارد زیر زبان و کدهای مشترک و روایتهای مشترک میگردد.
کارافرینی سازمانی: فرایندی است که در آن محصولات یا فرایندهای نوآوری شده از طریق القا و ایجاد فرهنگکارآفرینانه در یک سازمان از قبل تاسیس شده، به ظهور می رسند. کارآفرینی سازمانی در حیطهسازمان عمل می نماید و ساختارها، رویکردها، هنجارها ، تکنولوژ ی ها، خدمات و محصولاتفعلی سازمان را گسترش داده ، یا در مسیرهای جدید قرار م ی دهد.
فصل دوم:
ادبیات و پیشینه تحقیق
2-1- مقدمه
تغییرات سریع محیط، تشدید فضای رقابتی بین شرکتها، رشد سريع کسب و کارهای كوچك، کوتاه شدن چرخه حیات محصولات و افزایش روزافزون انتظارات جامعه نیاز به نوآوری را برای بقای سازمانها اجتناب ناپذیر کرده است. نوآوری فرآیند خلق چیزی جدید است و امری بنیادی در فرآیند کارآفرینی به شمار میآید (جعفری مقدم و همکاران،1388). از این رو در دهههای اخیر فعالیتهای کارآفرینانه به درون سازمانها راه یافت و کارآفرینی به طور فزایندهایی مورد توجه مدیران قرار گرفت تا آنها بتوانند به اختراع و نوآوری و تجاری نمودن محصولات و خدمات خود بپردازند (حسن مرادی،1385).
بسياريازانديشمندان،كارآفرينيرانوعيرفتاروشيوهيزندگيميدانند،گروهيديگرآنراكارهنريميانگارندوليپيتردراكر،كارآفرينيرابهمفهومجستجويدائميبرايتغيير،واكنشيدربرابرآنوبهرهبرداريازآنبهعنوانيكفرصتبيانميكند. ازطرفديگرشومپيتر،بهعنوانكسيكهبراينخستينباراينمقولهرادرنظرياتخودبهصورتعلميبيانكرد،كارآفرينيرافرايندتخريبخلاقميداند.كارآفريني،خلاقيتوكسبوكارهايمخاطرهآميز،سوختموتوراقتصادمدرنرافراهمميكنند . اهميتاينسهعنصرنميتوانداغراقآميزباشد. كارآفرينانكهدررأسكسبوكارهايمخاطرهآميزند،درجستجويفرصتهاهستند،وخلاقيتهااغلبابزاريبرايموفقيتآنهاتلقيميشوند. كارآفرينانبهعنصرتغييربهعنوانيكپديدهيمعموليمينگرندوهميشهدرجستجويتغييرميباشندوبهآنواكنشنشانميدهندوازآنبهعنوانيكفرصتمناسب،بهرهبرداريميكنند. همچنينكارآفرينانمنابعرابهحوزههاييكهدارايبهرهوريبالاترهستندتغييرمكانميدهند. كارآفرينانهمانكسانيهستندكهباويژگيهايدنيايامروزسازگارميباشند،پسبرايرشدوتوسعهاقتصادي،بقاوتداومفعاليتهابهاينافرادنيازمنديم. ازاينرواطلاقاصطلاحموتورتوسعهبهكارآفرينانچنداناغراقآميزنيست(مقيمي، 1383).
باظهورفرهنگكسبوكار،بيشازپيشپذيرفتهشدهاستكهكارآفرينيدربارهيايجادسازمانهايجديدياايجادارزشهايجديدبودهودرعينحال،بهمثابهموتورياستكهاقتصادرابهحركتدرميآورد. دراقتصادهايتوسعهيافته،شركتهايكوچكومستقل،اميداصليبرايتوسعهاقتصاديبهشمارميروند.برخلافساختارهايسنتي،درساختارهاياقتصادينوينوپيشرفته،ايجادشغلازوظايفدولتبهشمارنميرود. نقشدولتتنهاگسترشفرهنگكارآفرينيوتوسعهزيرساختارهايعموميوقانونيلازمبرايايجادوتوسعهفرصتهايشغليمناسباست،وظيفهياصليكشفوبهرهبردايازاينفرصتهاراكارآفرينانبرعهدهدارند (هزارجريبي، 1384).
سرمایهاجتماعیازمفاهیمنسبتاًجدیدياستکهتوانستهاستدرمدتزمانکوتاهیجایگاهمناسب درساختتوسعهپیدانمودهوسهمبسزاییدرتبیینمسائلتوسعهکسبنماید.ازمهمترینصاحبنظران سرمایهاجتماعیمیتوانجمیزکلمن،رابرتپاتناموکلاوساوفهاشارهنمودکهدرکتبومقالههامتعدد بهپروراندناینمبحثمبادرتورزیدهودردستگاههايتئوریکخودازآنبهرهجستهاند.دربینشاخص هايسرمایهاجتماعی،اعتماداجتماعیاستکهبهعنوانمهمترینمؤلفهخودرابرايتعاملاجتماعیو پیدایشحوزهوعرصهعمومیدرجامعهخواهدگشودوسببافزایشتعاملاتبینافرادودرنتیجهمشارکت خواهدگردید.دراینفصلابتدادربررسیمبانینظري،تعاریفلغاتکلیديومفاهیماولیهپژوهش،ابتدابه تعریفسرمایه اجتماعی و کارافرینی وانواعآنمیپردازیم.درادامهبهشرحوتوضیحمفهومسرمایهاجتماعی و کارافرینیپرداختهوسپسدرموردپیشینهپژوهشدردنیاوایرانموارديآورده خواهدشد.
2-2- سرمایه
ابتدابهماهیتسرمایهازنظرمتغیرهاياقتصاديپرداختهوسپسانواعسرمایهوشباهتهاوتفاوت هايآنهارابایکدیگرموردبررسیقرارمیگیرد.اصولاًمنابعدراقتصادبهسهصورتمورداستفادهقرارمی گیرند:
مصرفمیشوند.
ذخیرهمیشوند.
سرمایهگذاريمیشوند.
سرمایهمنبعیاستکهبرايایجادارزشافزودهسرمایهگذاريمیشود.بهمنابعیکهمصرفمیشوند ویابرايمصارفآیندهذخیرهمیشوند،سرمایهاطلاقمیشوند. مردمدنیابرايانجامامورمتداولزندگی خودشانازانواعسرمایهاستفادهمیکنند. اماآنچیزيکهبینمردمبهعنوانسرمایهتلقیمیکنند. در صورتیکهپولواوراقاعتباريتنهایکنوعازپنجنوعسرمایهاییاستکهدرچرخشاموراتاقتصاديو اجتماعیاستفادهمیشود.دراصطلاحعلمیایننوعسرمایهباعنوانسرمایهمالیشناختهشدهاست.
اقتصاددانان سرمایهرامعمولاًرابهمفهومداراییفیزیکینظیرماشینآلات،تأسیسات،ساختمانها،موجوديکالا وبعضاًارزشفعلیسرمایهگذاريانجامشدهدرنیرويانسانیوفنآوريبکارمیبرند. گروهی دیگرداراییهايمولدثروترا سرمایهمیپندارند.حسابدارانسرمایهرابهمفهوموجوهیکهدرطرفبدهیترازنامهنشاندادهمیشودومتعلقبهصاحبانواحداقتصادياست،میشناسند.درواقعانباشت منابعمالیدرداراییها،اعمازداراییهايفیزیکییامالیمفهومکلیترياز سرمایهموردنظراست،منابعمالیبهویژهمنابعمالیبلندمدتیاستکهبراياجرا،تکمیل،توسعه،بازسازيوراهاندازي واحدهاياقتصادي – صنعتیبهکارگرفتهشدهاست.
2-3- انواع سرمایه
بهطورکلیسرمایهدراقتصادبهسهصورتشناختهشدهاستکهعبارتنداز: سرمایهمالی- سرمایهفیزیکی،سرمایهانسانیوسرمایهاجتماعی.
1-سرمایهفیزیکی– مالی: ایننوعسرمایهکهدرعلماقتصادبسیارمتداولاستشاملداراییهايمالی،زیرساختهاییهمچونپلها،راههاوتجهیزاتساختمانیوفنیمیشوند. درتئوريهاياولیهرشدازسرمایهفیزیکیومالیبهعنوانموتوررشداقتصاديیادمیشود. سرمایهدراصطلاحاقتصاديمجموعهايازاجزاءگوناگونشاملانواعماشینآلات،ابزارکارخانهها،ساختمانها،موجوديانباروغیرهاست. تفاوتسرمایهوسرمایهگذارينیزمهماستنمود (سعادت، 1384).
سرمایهیکمتغیر (انباشت) استکهمیزانموجوديسرمایهرادرزمانموردنظرنشانمیدهد. درصورتیکهسرمایهگذاريیکمتغیرجریانی (روانه) طولیکدورهاست.
2-سرمایهانسانی: سرمایههايمولديکهدروجودانسانهاجمعشده،شاملمهارتهاوتوانائیهااندیشهها،سلامتیوغیرهاستکهناشیازسرمایهگذاريدرآموزشوبرنامههايکارآموزيومراقبتهايپزشکیاستوبهعنوانسرمایهتلقیمیشود. دراینتعریفنیزبرخیازسرمایههايانسانیکهبهطورمستقیمبرتولیداثرنخواهدگذاشتتصریحنشدهاست،بنابرایندرسرمایهگذاريهايانسانینبایدصرفاًافزایشتولیديرامدنظرقراردادکهقادربهمحاسبهواندازهگیريآنهستیم،بلکهجنبههايدیگريرانیزبایددنبالکرد.
تعریفسرمایهگذاريانسانی: ارتقائوبهبودظرفیتمولدافرادکهناشیازبهبودکیفیتنیرويکارمی باشد. ظرفیتافرادعبارتاستاز: استعدادهاوتوانائیهايبالفعلآمادهافرادجامعهمیباشد.
ظرفیتمولدافراد: آنبخشازظرفیتافراداستکهبرافزایشتولیدجامعهاثرمیگذاردکهایناثرگذاريیابهصورتمستقیمویاغیرمستقیم (اثراتخارجی) میباشد. بهتعبیردیگر،عاملیاستکهآنبخشازظرفیتافرادراکهدراثرعواملمختلفمستهلکمیشود،جبرانمینماید. ارتقاءظرفیت،ظرفیتبالقوهرابالفعلمینماید.همچنینیادآوريمیشودکهسرمایهانسانیهمانظرفیتافراداستوسرمایهگذاريانسانیبهبودوارتقاءآناست.
همانطورکهذکرشدسرمایهانسانیدارايابعادوسیعیاست،ولیبهجهتمحدودیتهايمحاسباتیو یامفهومی،درتعییناجزايآناختلافنظروجوددارد. دراینارتباطبهیکیازپیشنهادهاییکهتوسطکمسیونآمارسازمانمللمتحددررابطهباتعییناجزايانسانیارائهشدهاشارهمیشود:
اجزايسرمایهانسانیعبارتستازبهداشت،تغذیه،آموزش،اشتغال،شرایطکار،مسکن،امنیتاجتماعی،پوشاك،فراغت،آسایشخیال،آزاديهايفردي ( نیازي، 1379 )
3-سرمایهاجتماعی: سرمایهاجتماعییکواژهبینرشتهبینعلماقتصادوعلوماجتماعیاست. سرمایهاجتماعیازدوواژهسرمایهکهیکمفهوماقتصادياستوواژهاجتماعییکمفهومجامعهشناسیاستتشکیلشدهوبرشاخصهاياجتماعیاستواراست.
2-4- سرمایهاجتماعی
ازآنجاییکهسرمایهاجتماعینقشموثريدرکاهشهزینههايفعالیتهاوموفقیتافراددردست یابیبهاهدافخوددارد،یکیازموضوعاتپژوهشیمرتبطبانهادهاياجتماعیاست: فرضیهاساسیدرتبیینسرمایهاجتماعیایناستکهافرادخانوادهباگردهمآمدندرقابلیکنهاداجتماعی،سرمایهاجتماعیراشکلمیدهند،پاداشهايآندرشکلحمایتهايماديومعنويبهآنهادرزندگیاجتماعی بروزمیکند. درمجموعسرمایهاجتماعیبنیانتوسعهپایداروهمهجانبهراتشکیلمیدهد. تلاشبرايتشکیلتوسعهوتداومچنینسرمایهايکهکنارسایرانواعسرمایههاچونسرمایهطبیعی،تولیديوانسانی ضریبموفیتبرنامههايبلندمدتتوسعهرادوچندانخواهدکرد.اینمفهومبهدلیلماهیتومحتواییکهداردتقریباًباتمامموضوعاتومسائلمطرحدرحوزهانسانیواجتماعیارتباطپیدامیکند. اینارتباطوپیوندهرچندکهدرنوعخودبیانگراهمیتکارکرديسرمایهاجتماعیمیباشد. لیکنموجبپیچیدگی،گستردگیوتنوعموضوعنیزشدهاستکهبرآیندآنرامیتواندرچندوجهیبودن،اختیارنمودنسطوحوواحدهايتحلیلیمتعددوپیچیدگیمفهومیجستجوکرد.
شناختسرمایهاجتماعیدردرجهنخستمستلزمبررسیابعادمفهومیونظريسرمایهاجتماعیبهرغمتنوعقابلملاحظهآناستتاپایهومبناییبرايطرحابعادعلمیاتیفراهمشود.
مفهوم سرمایه اجتماعی در آغاز توسط جامعه شناسان معرفی گردید و در تحقیقات آنها مورد استفاده قرار گرفت . این مفهوم به تدریج توجه اندیشمندان سایر رشته های علوم اجتماعی را به خود جلب کرد و در دهه های اخیر علاوه بر اینکه در جامعه شناسی ، علوم سیاسی و اقتصاد مورد استفاده قرار گرفته است ؛ در رشته های سازمان و مدیریت نیز طرفداران زیادی پیدا کرده است. (درانی و رشیدی، 1387)
در اواخر دهة 1990 نسبت به اعتبار هدف سازمان های یادگیرنده تردیدهای فزاینده ای ایجاد شد. بسیاری از سازمان ها این اصطلاح را از بیانیه های راهبرد و گزارش سالانه رؤسای خود حذف کردند . به دلیل آن که مفهوم روشنی نبود و به نظر می رسید در مواجهه با بی رحمی موقعیت اقتصادی بسیار خام و سست است. با وجودی که استفاده از این فنون و نظریه ها در سازمان کم تر شده است، ولی سازمان ها هنوز می توانند به خود ببالند که افراد بزرگ ترین دارایی آنها هستند. روند جدید که به نظر می رسد برای رهبران کسب و کار جالب باشد ، استفاده از مفهوم سرمایه دربارة افراد ، و به ویژه اندیشه سرمایه اجتماعی است که توجه مدیران عالی سازمان ها را به خود جلب کرده است. چنین زمینه مساعدی از وجود مباحث اجتماعی در محدودة سازمان شرایط رویکرد به سرمایه اجتماعی را در سازمان ومدیریت فراهم کرده و بررسی سرمایه اجتماعی و استفاده از آن در مطالعات سازمانی نیز به سرعت افزایش یافته است. اهمیت سرمایه اجتماعی در مطالعات سازمان ها و تبیین موقعیت نسبی نقش آفرینان در بسیاری از حوزه های مورد توجه در تحقیقات سازمان تأیید شده است( فقیهی و فیضی،1385).
سرمایهاجتماعیمفهومنسبتاًجدیديدرعلوماجتماعیاستوبهطورخلاصهبهمعنايهنجارهاو شبکههاییاستکهامکانمشارکتمردمرادراقداماتجمعیبهمنظورکسبسودمتقابلفراهممیکند اینمفهومباشیوههاییهمچونسنجشسطحاعتماداجتماعیوسطوحعضویتدرانجمنهايمدنی، یامیزانموجوديرسمییاغیررسمیقابلاندازهگیرياست.سرمایهاجتماعیمفهومیترکیبیاستکه اینهنجارهاوشبکههارادریکجامعهودریکمقطعزمانیخاصتشریحمیکند. رابطهمتقابل،رفتارغیر خودخواهانهواعتماد،نمونههاییازاینهنجارهااست.
ازاینمنظورسرمایهاجتماعییکیازعناصرمهمقدرت جامعهمدنییاظرفیتجوامعبرايمدیریت خویشازطریقفعالیتهايگروهیغیررسمی،داوطلبانهیاغیردولتیوغیرانتفاعی است.
اصطلاحسرمایهاجتماعینخستینباردراثرکلاسیکجینجاکوبدرسال 1961 باعنوانمرگو زندگیدرشهرهايبزگآمریکا،بهکاررفتهاست.درآناثر،ایشانتوضیحدادهاندکهشبکههاياجتماعی فشردهدرمحدودههايحومهقدیمیومختلطشهري،صورتیازسرمایهاجتماعیراتشکیلمیدهندودر ارتباطباحفظنظافت،عدموجودجرموجنایتخیابانودیگرتصمیمهادرموردبهبودکیفیتزندگی،در مقایسهباعواملنهادهايرسمیمانندنیرويحفاظتیپلیسونیرويانتظامی،مسئولیتبیشتريازخود نشانمیدهند. گلنلورياقتصاددانهمچونایوانلایتجامعهشناس،اصطلاحسرمایهاجتماعیرادردهه1970 برايتوصیفاقتصاددرونشهريبهکاربرد.
ازطرفیدیگرواژهيسرمایهدلالتمیکندکهسرمایهاجتماعیهمانندسرمایهانسانییاسرمایه اقتصاديماهیتیزایندهومولددارد،یعنیماراقادرمیسازدارزشایجادکنیم،کارهاراانجامدهیم،به اهدافماندستیابیم،مأموریتهایمانرادرزندگیبهاتمامرسانیموبهسهمخویشبهدنیایییاريرسانیم کهدرآنزندگیمیکنیم.وقتیمیگوییمسرمایههاياجتماعیزایندهومولدهستند،منظورایناستکه هیچکسبدونآنموفقنیستوحتیزندهنمیماند.
در اينكه سرمايهانساني در موفقيت يك سازمان و يك ملت اهميت استراتژيك ويژهاي دارد‍، ترديدي نيست، ولي اين سرمايه زماني از اولويت بالاتري برخوردار است كه منسجم و يكپارچه باشد و اين يكپارچگي در سايه همبستگي،همكاري، تعاون و اعتماد متقابل به وجود ميآيد‍؛ در اين‍صورت است كه سرمايه به سرمايه اجتماعي مبدل ميشود و اين سرمايه استكه هم افزایی دارد. در غير اين‍‍‍‍‍‍‍صورت‍، سرمایههايانساني حتي اگر در سازمان و يا در كشور ماندگار شوند و فرار نكنند، به
نویسندگان تعاریفناهاپیت و گوشال(1998)سرمایه اجتماعی را مجموعه منابع واقعی و بالقوه ای می دانند که در شبکه روابطی که زیر نفوذ فرد یا واحد اجتماعی است ریشه دارد ،از طریق شبکه قابل دسترسی است و از همین شبکه ناشی شده است .فوكوياما(1999)سرمايه اجتماعي، مجموعه هنجارهاي موجود در سيستم‌هاي اجتماعي است كه موجب ارتقاي سطح همكاري اعضاي آن جامعه گرديده و پايين آمدن سطح هزينه‌هاي تبادلات و ارتباطات مي‌شود .
کوهنوپروساک (2001)سرمایه اجتماعی شامل اعتماد،شناخت متقابل،ارزش های مشترک و رفتارهایی است که اعضای شبکه های انسانی و اجتماعات را به هم پیوند می دهد و همکاری انها را امکان پذیر می سازد .واین بیکر(1382)سرمایه اجتماعی را منابعی می داند که از طریق شبکه های کسب و کار یا شبکه های فردی ،یا در درون آنها در دسترس قرار می گیرد.این منابع شامل اطلاعات ،اندیشه ها،راهنماییها،فرصت های کسب و کار ،سرمایه های مالی،قدرت و نفوذ،پشتیبانی عاطفی ،خیر خواهی ،اعتماد و همکاری است .بانكجهاني(2003)سرمايه اجتماعي را پديده‌اي مي‌داند كه حاصل تأثير نهادهاي اجتماعي، روابط انساني و هنجارها بر روي كميت و كيفيت تعاملات اجتماعي است و از طرف ديگر افزايش آن مي‌تواند موجب پايين آمدن جدي سطح هزينه‌هاي اداره جامعه و نيز هزينه‌هاي عملياتي سازمانها مي‌شود .قول آقاي رابينز، ايجاد سينرژي (هم افزایی) منفي ميكنند‍. اصطلاح “سرمايه” به ثروت انباشته، به‍ ويژه آنچه براي توليد ثروت بيشتر بهكار ميرود، اطلاق ميشود‍‍‍‍‍‍‍‍‍.كلمه “اجتماعی‍” در سرماية اجتماعي نشان  میدهد كه منابع موجود درون شبكه‍هاي كسب و كار يا شبكه هاي فردي دارايي‍هاي شخصي محسوب نمي شوند، و هيچ فردي بهتنهايي مالك آنها نيست.اين منابع درون شبكه هاي روابط قرار گرفتهاند. اگر سرمايهانساني آن چيزي باشد كه انسان مي‍داند (مجموع دانش، مهارتها و تجارب)، سرمايه اجتماعي روابطي است كه انسان با كساني كه ميشناسد برقرار ميكند؛ يعني اندازه، كيفيت و گوناگوني شبكههاي كسب و كار و شبكه هاي ارتباطي شخصي كه انسان در آن نقش دارد. اما فراتر از آن، سرماية اجتماعي به كساني كه انسان نمي‍شناسد نيز بستگي دارد، البته اگر بهطور غير مستقيم و بهوسيلة شبكهها با آنها در ارتباط باشد‍. مديران وكساني كه بتوانند در سازمان، سرمايه‍اجتماعي ايجاد كنند، راه كاميابي شغلي و سازماني خود را هموار می سازند. از سوي ديگر، سرمايه اجتماعي به زندگي فرد، معني و مفهوم مي‍بخشد و زندگي را سادهتر و لذت بخش‍تر مي سازد.
پورتز(‍1998)،سرمايه اجتماعي را بهعنوان توانايي كنش‍گران براي بهدست آوردن و حفظ كردن منابع ، بر اثر عضويت در شبكه هاي اجتماعي تعريف می كند.وي بيشتر بر روابط و شبكههاي اجتماعي در تحليل سرمايه اجتماعي تمركز دارد.فرانسيس فوكوياما‍‍سرمايه اجتماعي را بهعنوان مجموعة معيني از هنجارها يا ارزشهاي غير رسمي تعريف كرده است كه اعضاي گروهي كه همكاري و تعاون ميان‍شان مجاز است، در آن سهيماند. مشاركت در ارزشها و هنجارها بهخودي خود باعث توليد سرماية اجتماعي نمي شود، زيرا اين ارزش‍ها ممكن است ارزشهاي منفي باشند. برعكس، هنجارهايي كه توليد سرمايه اجتماعي مي‍كنند،‍اساساً بايد شامل سجايايي مانند صداقت، اداي تعهدات و ارتباطات دو جانبه باشد. براساس نظر كلمنسرمايه اجتماعي با كاركردش تعريف مي‍شود. سرماية اجتماعي شيء واحدي نيست، بلكه انواع چيزهاي گوناگوني است كه دو ويژگي مشترك دارند:
2-1  همة آنها جنبهاي از يك ساخت اجتماعي را در بر ميگيرند و كنشهاي معين افراد درون ساختار را تسهيل مي‍كنند.
2-2  مانند شكل‍هاي ديگر سرمايه مولد است، و دستيابي به هدفهاي معيني را كه در نبودن آن دست يافتني نخواهد بود، امكان پذير ميسازد.
2-5- تعریف سرمایه اجتماعی
تعاریفمختلفیازسرمایهاجتماعیبهعملآمدهاماتاحالایکتعریفمنسجماز سرمایهاجتماعیدردستنیست. بنابراینجهتآشناییبانظریههااندیشمندانسرمایهاجتماعیوهمچنین نظموتربیتتوالیزمانینظریهها،ابتدابهتعاریفبنیانگذارانسرمایهاجتماعیمیپردازیمودرادامهبه برخیازتعاریفمهموقابلتأملاشارهمیکنیم.
تعاريفمتعدديازسرمايهاجتماعيصورتگرفتهاست که باتوجهبهجديدبودناينمفهوم، عملاتعريفپذيرفتهشدهويكسانيبرايسرمايهاجتماعي وجودنداشتهودرادبيات علم مدیریت، تعاريفمختلفيبرايآنارائهشدهاست ومحققاناز زوايايگوناگونودرسطوحتحليلمتفاوتبهاينمفهومنگريستهاند . اهمیت سرمایه اجتماعی امروزه به طور قطعی شناسایی شده است و با توجه به ابعاد چند وجهی آن و نفوذ آن در علوم مختلف از جمله روانشناسی ، علوم رفتاری ، علوم سیاسی ، اقتصاد و مدیریت ، دامنه گسترده ای از پژوهشهای علوم انسانی را به خود اختصاص داده است . به طور کلی در رابطه با تعریف سرمایهاجتماعی دو رویکرد اصلی وجود دارد :
الف: تعریف سرمایهاجتماعی براساس کارکردهای آن .
ب: تعریف سرمایهاجتماعی بر اساس ساختار آن .
از نظر جیمز کلمن«سرمایهاجتماعی» با کارکردش تعریف میشود. از نظر وی سرمایه اجتماعی شیء واحدنیست بلکه انواع چیزهای گوناگونی است که دو ویژگی مشترک دارند: همه آنها شامل جنبهای از یک ساخت اجتماعی هستند و کنشهای معین افرادی را که در درون ساختار هستندتسهیل میکنند و دیگر اینکه مانند شکلهای دیگر سرمایه مولد هستند و دستیابی به هدفهای معینی را که در نبودن آنها دست یافتنی نخواهد بود را امکانپذیر میسازند ( کلمن، 1377). به نظر پوتنام(1993) نیز سرمایهاجتماعی جنبههای گوناگونی از یکسازماناجتماعی نظیر اعتماد، هنجار و شبکههاست که میتوانند از طریق تسهیل اقداماتهماهنگ،کارایی جامعه را بهبود بخشند . در مقابل فوکویاما(1379) به این نوع تعاریف انتقاد دارد و مدعی است که بسیاری ازاین تعاریف به جای خود سرمایهاجتماعی، اشاره به تجلیات سرمایهاجتماعی(اعتماد،شبکهها،جامعه مدنی و نظیر آن) که با سرمایهاجتماعی مرتبط هستند دارند.فوکویاما خود سرمایهاجتماعی را به عنوانوجود مجموعه معینیاز هنجارها یا ارزشهای غیررسمی تعریف میکند که اعضای گروهی کههمکاری و تعاون میانشان مجاز است، در آن هم سهیم هستند. هنجارهایی که تولیدسرمایهاجتماعی میکنند اساساً باید شامل سجایایی از قبیل صداقت،ادای تعهدات وارتباطات دو جانبه باشند. تعدادی از تعاریفی که توسط اندیشمندان مدیریت در زمینه سرمایه اجتماعی ارائه شده است در جدول قابل مشاهده است:
سرمایهاجتماعیمنبعیاجتماعی – ساختارياستکهداراییوسرمایهافرادمحسوبمیشود. این داراییشئواحدينیست،بلکهویژگیهاییاستکهدرساختاراجتماعیوجودداردوباعثمیشود افرادباسهولتبیشتريواردکنشاجتماعیشوند. ایننوعسرمایهدرروابطبینافرادتجسممییابدکهمی تواندفعالیتهايبابازدهیبالاتسهیلکند
سرمایهاجتماعیوجوهگوناگونساختارهاياجتماعینظیراعتماد،هنجارهاوشبکههاییاستکه میتوانندباایجادوتسهیلامکاناتهماهنگیوکاراییجامعهرابهترکنند. سرمایهاجتماعیبهارتباطبین افراد،شبکههاياجتماعیوهنجارهايعملمتقابلونیزقابلیتاعتمادپذیريکهازاینارتباطاتناشیمی شود،برمیگردد
فوکویامانیزسرمایهاجتماعیرااینگونهتعریفمیکند: سرمایهاجتماعیمجموعهمعینیاهنجارهاو ارزشهايغیررسمیاستکهاعضايگروهیکههمکاريوتعاونمیانآنهامجازاست،درآنسهیمهستند(فوکویاما،1379).
تعاریفدیگريدراینارتباطارائهشدهاستکهبهبرخیازآنهااشارهمیشود:
سرمایهاجتماعیروابطبینگروههاراتوضیحمیدهد.
فلوراوجدانجمعیرابهعنوانسرمایهاجتماعیمیدانندواعتمادمتقابلرابهعنواننرموجدان جمعیمعرفیمیکنند.
سرمایهاجتماعیتواناییوهنرافراددرانجامنقشخوددرشبکههاياجتماعییاساختارهاي اجتماعیاست.
سرمایهاجتماعییکجامعهعبارتاستنهادها،روابط،عقایدوارزشهاياستکهروابطبینمردم رامدیریتمیکندودرتوسعهاقتصاديوتوسعهاجتماعینقشاساسیدارد.
سرمایهاجتماعیبهمفاهیمارزشمنديازقبیلشبکههاياجتماعی،روابطمتقابل،اعتمادعمومی، تعهد،اطلاقمیشود. سرمایهاجتماعیموقعیانباشتمیشودکهمردمارتباطمتقابلدردرونخانواده، محلکار،روابطهمسایگیوارتباطاتمردمیدرانجمنهايمحلی،وعمومیپیدامیکنند.
کاواچیوهمکارانشانعقیدهدارندسرمایهاجتماعیمیزانهمگونیتوزیعسلامتدرنواحی جغرافیایییکمنطقهاستوبحثویژگیسلامتیسرمایهاجتماعیریشههاي تاریخینیزدارد. امیلدورکیمدرمطالعاتخودنشاندادهاستکههمگراییجوامعبانرخخودکشیجوامع رابطهمعکوسدارد
وینترعنوانمیکندکهیکتوافقمعقولدرتعریفمفهومسرمایهاجتماعیوجوددارد. اویکتعریف کاربرديازسرمایهاجتماعیارائهمیدهد: سرمایهاجتماعیمنافعدوجانبهروابطاجتماعیاستکهبهوسیله هنجارها،اعتمادوتعاملمتقابلایجادمیشود(تاجبخش،1384).
تعاریفبالاتنهابخشیازتعاریفعنوانشدهدرادبیاتسرمایهاجتماعیاست.اینمسألهنشانمیدهدکهشاخصهغیرقابلمشاهدهبودنسرمایهاجتماعی،باعثشدهاستکههرمحققیبابرداشتنسبیکهاز سرمایهاجتماعیدارد؛اقدامبهتعریفاینپدیدهجدیدبنماید. امااینامربهمفهومایننیستکهتعاریف مذکوردرمقابلهمهستندونکاتمشترکیبینتعاریفمذکوروجودندارد. بلکهباکمیتوجهمیتوان فهمیدکهاتفاقاًهمهتعاریفبهیکنکتهاشارهمیکنندوبراساسهمیننکتهمشترك،میتوانیکتعریف جامعازسرمایهاجتماعیعنواننمود(سعادت، 1384).
سرمایهاجتماعی،پتانسیلنهفتهدرروابطبینومیانافرادیکجامعهاستکهباعثانجامکارايامورآنجامعهمیشود.
مطابقتعریفناهاپیتوگوشال(1998) کهمجدداتوسطبولینووترنلی(2002) بکارگرفتهشدهاست،سرمایهاجتماعیعبارتاستاز؛مجموعمنابعوارزشیکهدرداخلشبکهایازروابطفردیوسازمانیموجوداستوازآننشاتمیگیرد. دراینخصوصلاکیلی(2005) عنوانمینمایدشبکههایارتباطیبهعنوانمنبعیارزشآفرین(سرمایه) برایافرادیاسازمانهامحسوبمیشود.
سرمایهاجتماعیبهصورتمیانفردییامیانسازمانیاست. سرمایهاجتماعیفردیدرشبکههایارتباطیمیانافرادایجادمیشوددرحالیکهسرمایهاجتماعیسازمانی،ناشیازشبکههایارتباطیمیانسازمانهااست. استون(2001) سرمایهاجتماعیمیانفردیراشاملمنابعسازمانیموجوددرمیانشبکههایانسانیمیداندکهتوسطاعتمادوهمکاریمیانآنانپشتیبانیمیشود(الوانی،ناطق، 1386).
2-6- تفاوتسرمایهاجتماعیباسایرسرمایهها
سرمایهاجتماعی،هنگامیبهوجودمیآیدکهروابطمیانافرادبهشیوهایدگرگونمیشودکهکنشراتسهیلمیکند. سرمایهفیزیکیکاملاًملموساست،وبهصورتمادیقابلمشاهدهبودهوتجسمیافتهاست. سرمایهانسانیکمترملموساستودرمهارتهاودانشیکهفردیکسبکردهاست،تجسممییابد. سرمایهاجتماعیمیزانملموسیتکمتریبرخورداراست،چوندرروابطمتقابلمیانکنشگرانمتجلیمیشود. بدینترتیبمیتواندریافتکهسرمایهاجتماعیدارایخصوصیاتویژهایاستکهسبباختلافمفهومیاینسرمایهباسایرسرمایههایشناختهشدهمیشود.
ازتفاوتهایعمدهسرمایهاجتماعیباسایرسرمایههامیتوانبهمواردزیراشارهکرد:
1- برخلافسرمایهفیزیکیکهاستفادهازآنموجباستهلاکوکاهشارزشآنسرمایهمیشود،استفادهازسرمایهاجتماعی(مانندسرمایهانسانی) موجبانباشتروزافزونآنخواهدشد. پاتنامبااشارهبهآلبرتهیرشمن،فیلسوفعلوماجتماعی،سرمایهاجتماعیرامنبعاخلاقیمیداند؛یعنیبرخلافسرمایهفیزیکی،بهتبعاستفاده،نهتنهادچارکاستینمیشود،بلکهافزایشمییابدوبرعکس؛درصورتاستفادهنشدن،نابودمیشود.
2- برایآنکهسرمایهاجتماعیایجادویافعالشودبایدحداقلدوفرددرجامعهوجودداشتهباشند. بنابراینبرخلافسرمایهانسانی،کهبرعاملیتفردیتأکیددارد،سرمایهاجتماعیبرشبکههاوروابطبینآنهامتکیاست. درحالیکهسایراشکالسرمایهحتیدریکجامعه؛تکنفری،اثراتخلاقانهخودرابهصورتبالقوهدارامیباشد.
3- سرمایهاجتماعیدرجریانتشریکمساعینیازبهگذشتوسعهصدردارد . سرمایهاجتماعیخصوصیتکالاهایعمومیرادارامیباشدومانندسایرکالاهایعمومیافرادبدلیلعدمتواناییدربهرهبردایکاملازآثارخارجیمثبتآن،تمایلبهتولیدآنندارند. بههمیندلیلاستکهسازمانهاونهادهاییکهدارایارتباطاتافقیهستند(کهمشخصهآنتساویقدرتمیاناعضااست) درتولیدسرمایهاجتماعیموفقترهستند. زیراافراددراینسازمانهابهدلیلاینکهشانسمساویبرایکسبمنافعحاصلازاینسرمایهدارند،علیالقاعدهمشارکتبیشتریدرتولیدآنمینمایندوامتیازبیشتریکسبمیکنند(برهانیزدان، 1383).
4- الگویسرمایهانسانیرویکردیمستقیموخطیداردکهسرمایهگذاریدرزمانویاباپولمیشودوسوداقتصادیهممستقیمبهدستمیآید. سرمایهاجتماعیخیلیکمبهرویکردخطیومستقیمتوجهدارد،بلکهبیشترنوعیپراکندهوکمیهمابهامآمیزبهنظرمیرسد(رنانی،دلیری، 1388)
تفاوتالگویسرمایهانسانیوالگویسرمایهاجتماعیرامیتوانبهتمایزبینآموزش،مثلاًیکمهارتکهنتایجوعوایدزودرسداردوتحصیلاتکهگستردهتراستونتایجغیرمستقیمولیگوناگونیمیتواندداشتهباشد،تشبیهکرد.
مشاهداتنشانمیدهدکهسرمایهاجتماعینیزمانندسایرانواعسرمایه،انباشتهویامستهلکمیشودویاحتیازبینمیرود. انبارهسرمایهاجتماعیباتغییربلندمدتدرتعدادتعاملاتاجتماعی،افزایشخواهدیافت. بهعنوانمثالدریکروستاباکاهشفاصلهمکانیخانوارها،تعاملاتاجتماعیبینآنهاافزایشیافتهوتشکیلسرمایهاجتماعیتسهیلمیشود. امانکتهمبهمدرموردسرمایهاجتماعیتولیدشدنآناست. سرمایهفیزیکیازطریقسرمایهگذاریایجادوتولیدمیشودوفرایندتولیدآننیزکاملاًعینیومحسوساست. سرمایهانسانینیزدریکاقتصادتوسطآموزشهایضمنیویاحتیصریحتولیدمیشود. امابهندرتدیدهشدهاستکهسرمایهاجتماعیبهصورتبرنامهریزیشدهتولیدشود،بلکهاغلبآثارخارجیسایرفعالیتهاییکهبهمقاصدومنظورهایدیگرانجاممیگیرند،طبقهبندیمیشود(البتهدرادامهتوضیحدادهخواهدشدکهدرحالحاضرنیزقسمتهاییازسرمایهاجتماعیبهصورتبرنامهریزیشدهدرحالشکلگیریاست). تحقیقاتانجامشدهبررویسرمایهاجتماعینشاندادهاستکهاصطلاحسرمایه،درواژهسرمایهاجتماعی،بیانگریکمفهوماستعاریاستونمیتواندازنظراقتصادیتمامخصوصیاتسرمایهراداراباشد . بهعنوانمثال،سولوبهاینمطلبخردهمیگیردکهتعریفحاضرازسرمایهاجتماعیرانمیتوانمانندانواعدیگرسرمایه،دریکنظامحسابداریگنجاند.
دریکنظاماجتماعی،تقابلمیانکنشگران،پایهواساسنظامبهشمارمیرود. برمبنایکنشهایهدفمند،اینتقابلدرراستایتأمیناهدافنهاییکنشگراناست .تقابلدرمبادلاتدائمیکالاوخدماتبینافرادوگروههادرهرتشکلسادهایازیکجامعهدیدهمیشودواین،جامعهراازیکطرفدرتولیدهنجارهایمشترک،هویتمشترک،اعتمادواطمینانوازطرفدیگرروابطاقتصادیقویبایکدیگرمتحدمیسازد.
بدینترتیب،سرمایهاجتماعیمیتواندچهارنوعخدمتارائهدهد:
1- خدماتاقتصادی: دراینحالتمیتوانگفتفقدانسرمایهاجتماعیدرجامعهسببمیشودافرادکنشهایخودخواهانهایدرمصرفداشتهباشندولیباوجودسرمایهاجتماعی،تابعمطلوبیتافرادعلاوهبروجودمصرفخودشخص،حاویمیزانمصرفسایرافرادیکهباآنهاوابستگیاجتماعیدارند،قرارمیگیرد.
2- خدماتاجتماعی: احساسنیازبهانتقالتجربهدرانسانهایکنیازضروریاستواینحالتتنهازمانیبهوجودمیآیدکهبینافرادکنشهایمبتنیبراعتمادمتقابلبرقرارشود.
3- اعتباریاب: روابطیراکهشمابهعقایدفردمقابلاحترامبگذاریدودرعوضفردمقابلنیزبهعقایدشمااحترامبگذارد،سببایجادیکپشتوانهقویبرایخویشتنشناسیوآیندهنگریخواهدشد. اینعملمیتواندسببتشکیلسرمایهاجتماعیشدهودرآیندهفردازاینسرمایهخود،برایرسیدنبهمقاصدمختلف،بهرهبرداریکند.
4- خدماتاطلاعاتییاانعکاسی: هرشخصینیازداردتاخودراازنگاهدیگرانببیند،دراینحالتفردبهیکدلگرمیبرایانجامکارخواهدرسید. وجودروابطاجتماعیبینافراداینامکانرابهآنانمیدهدکهبتوانندخودراازمنظردیگرانببینند.
2-7- انواعسرمایهاجتماعی
سرمایهاجتماعیرامیتوانبهشرحزیرتقسیمنمود: (مرجایی، 1384)
1- سرمایهاجتماعیگروهی: ایننوعسرمایهاجتماعیاغلبدربیناعضايیکخانوادهویادرمیاناعضايیکگروهمذهبیوجودداردو شبیهیکنوع« چسب » وتعلقاجتماعیاست کهاعضايگروهرابههمپیوندمیدهد.
صلهرحم،دیدوبازدیدهايخانوادگیوهمچنینجلساتمذهبیوبرگزارياعیادومراسممذهبیازکارکردهايایننوعسرمایهاجتماعیاست.
2- سرمایهاجتماعیبینگروهی: توسطگروههايعرضیولیضعیفترازسرمایهاجتماعیگروهی،مشخصمیشود. مشارکتهايفعالیتی،آشناییبادیگران،دوستیبیناعضايگروههايمختلفدرحقیقتمیتوانایننوعسرمایهاجتماعیرابینگروهی (گروههايقويمثلخانوادهوگروههايمذهبی) قلمدادکرد.
3- سرمایهاجتماعیارتباطی: کهبهتوسطارتباطبینافراديکهبهطبقاتمختلفقدرتویامنزلتاجتماعیمتفاوتیتعلقدارندمشخصمیشوند. ارتباطبیننخبگانومردمعاديوهمچنینارتباطبینافرادازطبقاتمختلفاجتماعیبایکدیگرازایننوعسرمایهاجتماعیمحسوبمیشود. ایننوعسرمایهاجتماعیابتداتوسطولکاك (2003) پیشنهادشد.
طبقهبنديفوقبراساسقوتوضعفگروههاياجتماعیصورتگرفتهاست. سرمایهاجتماعیملی میتواندازترکیبیازهمهنوعسرمایههايفوقباشدکهدریکمدلتجمیعیباهمترکیبشدهوسرمایهملیراشکلمیدهند. یکجامعهایدهآلجامعهاياستکهسرمایهملیاجتماعیآنجامعهدرتمامیابعادفوقحداکثرباشدیعنیاعتمادوفداکاريوایثاروتعاونوهمکاريدربیناعضايخانوادهویابینگروههاوبیناعضايمختلفازطبقاتقدرتومنزلتاجتماعیدرحداکثرکارکردممکنخودباشد.
2-8- سرمایهاجتماعیبهمثابهیکیازمشخصههايجوامعوملتها
برايبردیو،کلمن (1990) ودیگرجامعهشناسان،پیوندهاياجتماعیبدینجهتمهماستکهمنافعیرابهصورتانتظاراتقابلاعتمادنصیبافرادمیکنند. هنگامیکهمفهومیبهسایررشتههايعلمی میرود،تغییراتنامحسوسوظریفیدرآنصورتمیگیرد. مثلسرمایهاجتماعیکهمشخصهصرفاًاجتماعیپیداکردهاست. دراینکسوتجدید،منافعسرمایهاجتماعیبهمقدارزیاديعایدفردنمیشود،بلکهبیشتربهصورتکاهشنرخجرموجنایت،تنزلرشوهخواريدولتیوبهبودادارهحکومتنصیبجمعمیگردد.اینانعطافپذیريمفهومی،کهتوسطرابرتپوتنامعالمسیاسیمعرفیشد،بحثوگفتگودرمورداثراتساختاريوتبعیگسترشسرمایهاجتماعیراممکنساخت. سرمایهاجتماعیبهعنانحقوقشهروندانیاملتهابهلحاظکیفیازنوعفردياشمتمایزومتفاوتاست. نکاتمتعدديدربارهایندوحوزه–جمعیوفرديوجودداردکهدرخورتوجهدقیقاست.اولاًگذارمفهومسرمایهاجتماعیازمنافعفرديبهسويمشخصههايجمعییاملی،هیچگاهبهطورواضحتئوریزهنشدهاست. اینمسئلهباعثشدهکهاینکدرموردمعناياینواژهحالتسردرگمیوپریشانی بهوجودآید.دریکجامعه،سرمایهاجتماعیبهمعنايمنافعخانوادههايدرارتباطباهمآوردهمیشد،درجامعهدیگر،سرمایهاجتماعییکیازمشخصههايشبکهتاجرانوبازرگاناناستودرجامعهبعديسرمایهاجتماعیتبیینمیکندکهچراهمهشهروندانبایدبهخوبینظارتوکنترلشوندوچراآنهابهلحاظاقتصاديدرحالپیشرفتهستند. هنگامیکهبیمآنمیرودمفاهیمومعانیمختلفسرمایهاجتماعیبا یکدیگروباتمامیمفاهیمیکهدرزندگیاجتماعیمطلوبومفیدهستند،مترادفشود،آنگاهارزشراهبرديآنمفاهیمسرمایهاجتماعیدچارلطمهوزیانمیشوند.
هنگامیکهاینحالتسردرگمیبهترقابلمشاهدهاستکهماباتعاریففرديوجمعیازاینمفهوممراجعهکنیم. هرچندکهاینتعاریفدربرخیازمواردهماهنگوموافقبایکدیگرند،ولیدربقیهمواردباهمبیگانهاند.
برايمثال ،حقخویشاوندياجازهمیدهدتاافرادخاصیبهقراردادهايکارعمومیومنفعتدستیابندوقوانینیراکناربزنند،قوانینیکهدیگرانبهرعایتآنمجبورند (تاجبخش، 1384)
سرمایهاجتماعیفرديدراینمثالبهطوردقیقمشتملبرتضعیفومترلزلکردنسرمایهاجتماعی تعریفشدهوبرپایهبهکاربستنبی « اخلاقشهروندي » جمعیاست. سرمایهاجتماعیجمعیبهعنوانطرفانهومنصفانهحقوقاستوارمیگردد. بهعنوانمثال،پیوندهايبسیارقويومستحکمیکهدرمیان خانوادههايمافیاریشهدواندهویامنافعوحمایتهاییکهباندتبهکارانمحملههايقدیمیشهرازفرداعضايگروهبهقیمتنظموامنیتعمومیانجاممیدهند.
ثانیا،عللوتبعاتسرمایهاجتماعیبهعنوانیکیازمشخصههايجوامع،چندانروشنوواضحنیست.بلکهاینعللوتبعاتبهاستدلالهايدوريمنجرشدهاند. نظریهپردازيهايپرزحمتودشواريکهتوسطبردیووشاگردانشانجامگرفت،مانعازاینشدهاستکهسرمایهاجتماعیتنهابهعنوانیکخصیصهفرديمطرحشود. بلکهمنشأئسرمایهاجتماعیآشکاراباشبکههاییازافراددرارتباطاست،افراديکهبهطورواضحودقیقبراياهدافآنشبکهکنارهمجمعشدهاند.
2-9- منشأهايسرمایهاجتماعی
باتوجهبهآنچهکهتاکنونبیانشدمیتواننتیجهگرفتمعیاراصلیدرشناختسرمایهاجتماعی،روابطاجتماعیافرادونحوههمزیستیآنهادریکجامعهاست. لذااینعاملمرتبطباحوزهجامعهشناسی استوعللوعواملتشکیلآنرابایددرعللوعواملیجستجوکردکهدرساختفرهنگ،آدابوسنن،معیارها،هنجارهاوارزشهاوحتیقوانینرسمییکجامعهاثرگذاربودهوشکلکنونیآنرارقمزدهودرجهايازسرمایهاجتماعیرابهارمغانآوردهاند.
تعریفسرمایهاجتماعیبهعنوانتواناییاکتسابمنافع،بهواسطهعضویتدرشبکههاياجتماعییاساختارهااجتماعیبزرگ،قابلقبولترینامروزياینواژهاست. البتهاینتعریفهمخالیازاشکالنیست.اولاًجهتگیريمعمولیايبرايبرهمزدنتواناییاکتسابمنابع،ازطریقخودشبکههاوجوددارد. اینمنابع،ازطریقخودشبکههاوجوددارد. اینتعریفبهراحتیمیتواندبهیکگزارههمانگویانهمنجرشود،درحالیکهاینتعریفتبعاتمفیدوسودمندراباوجودسرمایهاجتماعیلزوماًرقممیزند. تبعاتمنفیرابافقدانسرمایهاجتماعیبههمراهدارد (سعادت،1384).
ثانیأ،آثارونوشتههايکهبهاینموضوعمیپردازدبیشتربررويتبعاتمفیدوسودمندپیوندهاياجتماعیتأکیدورزیدهاندوتبعاتنامطلوبشرااستثنامیکنندباانهمهسرمایهاجتماعیمیتواندمثلدیگرمکانیسمهايمشابهبهمجموعهايازتبعاتمنفیبرايجامعهمنجرمیشود. مطالعاتجدیددرموردسرمایهاجتماعی،حداقلچهارپیامدمنفیآنراروشنمیسازند: محرومکردنافرادخارجازگروه،محدودکردنآزاديهايفرديوکاهشهنجارهايفرديوکاهشهنجارهايبرابروهمسطح. برايمثال،روابطداخلییکگروهاعضايگروهراقادرمیسازدتادستیابیبهمنابعیکسان،محرومسازدمعمولأترجیحأاختصاصیکهبهیکحلقهیاگروهدوستیاعطامیشود،بهضررحقوقی عمومیدیگرانپایانمییابد.
ثالثاً،تعریفسرمایهاجتماعیکهدربالابداناشارهشده،انگیزههايکمککنندگانرادراینمبادلاتوهمکاریهانادیدهگرفتهوآنراتئوریزهنکردهاست. ازنگاهکمکشوندگان،منابعیکهبهخاطرپیونددارد. درحالیکهدراینبینموضوعمهمو « پیشکشیوبخشش » اجتماعیبهدستمیآورند،خصلتمسئلهسازترانگیزههايکمککنندگاناست.ازمشاهداتومطالعاتدورکهایم،مارکس،وبروسیملبررويدینامیکگروهها،ماباچهارمنشأسرمایهاجتماعیآشنامیشویم. سرمایهاجتماعیبهخاطروجودوعدمساختارهايگستردهوفراگیرياجتماعیایجادمیشودوآنهاویژگیاینمبادلاتوهمکاریهارامشخصمیکنند. منشأهاينوعدوستانهسرمایهاجتماعیعبارتنداز(سعادت، 1384)
1-بخشیدنامکاناتمالیخارجازوظایفاخلاقیبهدیگران(مثلاًبخشهايوالدینبهفرزندان،دادنخیراتبهفقیران). اینمواردبراثرارزشهاییکهافراددرخلالفرایندهايجامعهپذیريفرامیگیرند،بنیانیافتهاست.
2-بخشیدنامکاناتمالیبهدیگرانخارجازهمبستگیايکهمیاناعضايیکجامعهبهخاطرسرزمین،اخلاقیامذهبیکسانوجوددارد (همبستگیهايقومیوپابرجا). اینمنشأمبتنیبرارزشهايعمومیوهمگانینیست،بلکهبراساسوفاداريهايخصوصیبنایافتهاستکهدرداخلیکگروهشکلمی گیرند. (مثلاًاعطايکمکهزینهتحصیلیبرايجوانانهمنژاد،هدیهکردنزمانبیشتريبرايبازپرداختوامبهاتحادیههمکاران).
منشأابزارانگارانهسرمایهاجتماعینیزبهدوقسمتتقسیممیشود(سعادت، 1384)
1-سرمایهاجتماعیمثلمعاملهايدوجانبهومتقابلکهگروهمنتفع،حداکثرسودوعایديمناسبراانتظارمیکشد (رابطهمتقابلساده).
2-سرمایهاجتماعیمبادلهمنافعدرساختارعظیماجتماعیاست،ساختاراجتماعیکهبازپرداختطلبهايکمککنندگاهراتضمینمیکند. فرقینمیکندکهکمککنندهازگروهمنتفع،یابهطورکلیازجامعهباشد (اعتمادعملی). براياینمنشأمثالمیزنیم: پرداختوامهايبدونوثیقهبهاعضايیکجامعه،بااینتوقعکهاهرمهايکنترلیاجتماعیبازپرداختاینوامهاراضمانتخواهندکردوبهعلاوه،اینوامهاموقعیتومنزلتاجتماعیخاصرابرايکمککنندگانبهارمغانخواهدآورد .
2-10- الگوهاياندازهگیريسرمایهاجتماعی
سنجشوتعیینشاخصمربوطهبهسرمایهاجتماعیبهماننددیگرمفاهیممتأثرازتعریفمفهومی اختیارشدهبرايسرمایهاجتماعی،بینشنظريمحقق،سطحتحلیل،واحدمشاهده،دادههايموجودویاقابلجمعآوري،ساختاروشرایطتاریخیوحوزهموردمطالعهمیباشند. یکیازانتقادهايصورتگرفتهبهکسانیکهسعیدرتوسعهمفهومسرمایهاجتماعیدرمباحثاقتصاديدارنداینستکههنوزالگوهايکمیمناسبیبراياینامرارائهنگردیدهاست. بهطوريکلی میتوانگفتکهپیچیدگیمفهوموتاثیراتاقتصاديآنازجهتکاهشهزینههايتعاملاتاجتماعی واقتصاديبپردازداماالگوهاينیزوجوددارندکهسعیدارندبااستفادهازشیوهخود،تحلیلیکمیازسرمایهاجتماعیارائهکنند . عمومأتحلیلراجعبهسرمایهاجتماعیمیبایستبردوحوزهمتمرکزشود:
اولأ: تحلیلتئوریکرویکرد « توانایی » کهآماریتاسمطرحکرده،تابفهمکهفضايبرنامهریزيافرادچگونهشکلگرفتهاست.
ثانیأ: بایستدرتحلیلبهدروننهادهابنگریم،یعنیبهجايشمارشتعدادنهادها،ویژگیهايآنهاراموردبرسیقرارمیدهم.
سرمایهاجتماعی،بهنوبهخود،هنگامیبهوجودمیآیدکهروابطمیانافرادبهشیوهايدگرگونمیشودکهکنشراتسهیلمیکندسرمایهفیزیکیکاملأملموس. ودرمهارتهاودانشیکهفردکسبکردهاستتجسممییابد،سرمایهفیزیکیوسرمایهانسانیفعالیتتهسیلیراتولیدمیکنند،وسرمایهاجتماعینیزهمانندآنهاعملمیکنندمثلأگروهیکهاعضایشزیادبهیکدیگراعتمادمیکنند،خواهندتوانستکارهايبسیاربیشترازگروه هايکهفاقدآناست،انجامدهد.
اعممحورهايمعیارهايوشاخصهاياندازهگیريسرمایهاجتماعیبهشرحزیرمیباشد (علوي، 1385)
عضویتدرمجامعوباشگاههاوانجمنهاوگروههاياجتماعی
تمایلبهفعالیتدرمتناجتماعوهمکاريهاياجتماعی
دسترسیبهاطلاعاتومیزاناطلاعرسانیومیزاناطلاعرسانیدرسطحجامعه (ماهواره،اینترنت،رسانهها)
تحملپذیرينسبتبهتنوعوتکثر
ارزشمنددانستنزندگی
آگاهیعمومی
پایبنديحکومتبهقانونومقررات
احترامبهیکدیگر
احساسوفاداريبهکشور
تفکرعقلانی
نظمپذیري
کارآمديحکومت
فساددرسطححاکمیتوجامعه
شرکتدرانتخابات
روزنامهخواندن
اعتمادومیزانآنبینشهروندانوحکومتونهادهايبرآمدهازآن
احساسامنیت
تعاملاتاجتماعی،شامل: روابطهمسایگی،روابطخویشاوند،روابطدوستی،روابطکارينهادهايعمومیومدنی
شبکههايتلویزیونهايخصوصی
الگوهاییکهبراياندازهگیريسرمایهاجتماعیارائهشدهاندوابستهبهرویکرديهستندکهمحققانمربوطهدربررسیاینپدیدهداشتهاند. برخیصرفاًآنراازمنظراجتماعی،فرهنگیوسیاسیموردتوجهقراردادهوبرخیدیگرآنرابراساسمحوراقتصاديموردبحثقراردادهاند(علوي، 1385).
2-11- عواملتعیینکنندهپیدایشسرمایهاجتماعیدراینحیطه(سازمان)
استفادهنادرستازحسابداریخلاقکهدرتحریفاطلاعاتمالیمشهوداست،و تجاربناموفقبازیگرانمتعدددربازارهایجهانی،وعواملینظیراین،زمانحالوچشم اندازهایتوسعهاقتصادیکنونیرامبهمنمودهاست.
ضمناَشرایطدیگرینیزنقشسرمایهاجتماعیراافزونکردهاستکهمیتوانبهصورت زیرعنواننمود:
افزایشمستمرتفاوتبینارزشاسمیشرکت،باارزشبازاریآن،کهبیشتربهوسیله ارتقایارزشدارائیهاینامشهودتوصیفمیشود؛
فقدانتوافقتئوریکیدرمجامعحرفهایوآکادمیک،دربارهاصولاندازهگیریو مدیریتدارائیهاینامشهود.
کساداقتصادیناشیازبحرانهایمشهوداقتصادنوین.
ارتباطهاتنهابهصورتقراردادهایرسمینیستکهبروشنیبرمدلهایمالیایمبتنی باشدکههدفآنهاحداکثرنمونسودسهامداراندرکوتاهمدتباشد؛بلکهبهصورتغیررسمی(مبتنیبراطمینان،وفاداریواخلاقیات) میباشد.
2-12- رویکردهایمفهومیاصلیبهسرمایهاجتماعی
سرمایهاجتماعیماهیتیچندبعدیدارد.اینسرمایه،دارایکاربرد وسیعبودهومیتوانآنرادرزمینههایمختلفمورداستفادهقراردارد. برخینویسندگان،آنرا مفهومیمیدانندکهبرایبیشترافرادمعنادارمیباشد.باوجوداینکه بهنظرمیرسدسرمایهاجتماعیبهطورکلیموردقبولواقعشدهاست،سردرگمیهایفراوانی دربارهمعناوسنجشوتاثیراتآنوجوددارد . طبقنظرلوینوهیریچ؛سرمایهاجتماعیدراولینگامچرخهزندگیاشقراردارد؛لذارویکردهایمختلفیظهورمیکنند،کهدرزیربهرویکردهای تئوریکیاصلیدرموردسرمایهاجتماعیاشارهشدهاست:
۱. رويکرديکهبرگرفتهازتئوريتوسعهاقتصادياست؛
۲. رويکردمسؤوليتاجتماعيواصولاخلاقي؛
؛۳. ضوابطمديريتشرکتي
۴. رويکردسرمايهفکري.
2-13- سنجشسرمایهاجتماعی
امروزهیکیازپرمناقشهترینموضوعاتدربیناندیشمنداناجتماعیایناستسرمایهاجتماعیراچگونهتعریفواندازهگیریکنند . اینمسألهبحثوانتقاداتزیادیرادرمحافلدانشگاهیبههمراهداشتهاست . برایاینکهدراندازهگیریسرمایهاجتماعیدقتزیادمفهومسرمایهاجتماعیکهمبناییبرایچارچوبتجربیتئوریکیحاصلنماییم،درکصحیحاست،ضروریبهنظرمیرسد. بیشترتحقیقاتجهتسنجشسرمایهاجتماعی،بهاندازهگیرینتایجسرمایهاجتماعیمتکیبودهتاشاخصهایخودسرمایهاجتماعی . سنجشهنجاراعتمادبانتایجرفتاریآنهنجارمتفاوتمی باشد.عملیاتیکردن،بادرکسرمایهاجتماعیبهعنوانشبکههاییازهنجارهایاعتمادوروابطمتقابل،وتعیینساختارروابطاجتماعیعاملینشروعمیشود. شبکههاممکناستبهعنوانعناصرساختاریسرمایهاجتماعیتلقیشوند. « محتوای» اینشبکههادراصطلاحسرمایهاجتماعیبههنجارهایاعتمادوروابطمتقابلمربوطاستکهدرداخلاینساختارهاعملمینمایند. ازآنجاکهدرعملیاتیکردنسرمایهاجتماعی،بایدتعاریفوابعاداینسرمایهرابدقتموردبررسیقراردادهودرکنماییم،بهبررسیومداقهابعادسرمایهاجتماعیازدیدگاههایمختلفخواهیمپرداخت:
یکی از بررسیهای مفید برای شناخت سرمایهاجتماعی در حوزه کسب و کار، پژوهش ناهاپیت و گوشال(1998) با عنوان «سرمایه اجتماعی،سرمایه فکری1 و مزیت سازمانی است» . این نویسندگان برای سرمایهاجتماعی سه بعد ساختاری،رابطه ای و شناختی در نظر گرفته اند:
بعدساختاریسرمایهاجتماعی،
بعدارتباطیسرمایهاجتماعی،
بعدشناختیسرمایهاجتماعی
که در ادامه توضیح مختصری داده می شود.
الف- بعد ساختاری: عنصرساختاريسرمايهاجتماعياشارهبهالگويكليتماسهايبينافراددارديعني، شمابهچهكسانيوچگونهدسترسيداريد. این بعد شامل: روابطشبكهايبينافراد، پيكربنديشبكهاي وسازمانمناسب . به طور کلی این بعد حوزهای را بررسی میکند که در آن افراد در سازمان به هم مرتبط میشوند، الگوهای ارتباطات میان کارکنان توصیف و سودمندی چنین ارتباطاتی مطالعه میشود .
ب-بعد ارتباطی: این بعد ماهیت روابط در یک سازمان را در بر میگیرد. به عبارت دیگر در حالی که بعد ساختاری بر این امر متمرکز است که آیا کارکنان در یک سازمان با هم در ارتباط هستند یا خیر، بعد ارتباطی بر ماهیت و کیفیت این روابط متمرکز میشود. در واقع این بعد به ارتباط موثر بین همکارانی که یکدیگر را دوست دارند، به یکدیگر اعتماد دارند و با هم هویت مییابند توجه دارد. این بعد شامل اعتماد، هنجارها، تعهدات و هویت میباشد .
ج-بعدشناختي: این بعد دربرگیرنده میزان اشتراکات کارکنان درون یک شبکه اجتماعی از راه زبان مشترک و مبادله سرگذشتهای مشترک تحقق مییابد. زبان و سرگذشتهای مشترک موجب افزایش سطح درک میان اعضای سازمان میشود و توانایی کارکنان را برای پیش بینی اقدامات سایر همکاران افزایش میدهد. این بعد مانند بعد ارتباطی به ماهیت ارتباطات میان افراد در یک سازمان میپردازد وشامل موارد زیر زبان و کدهای مشترک و روایتهای مشترک میگردد.
2. ابعادسرمایهاجتماعیسازمانیازدیدگاهلیناووانبورن
وابستگی
اعتماد
3.ابعادسرمایهاجتماعیازدیدگاهبوردیوبهصورتزیرمیباشد:
اندازهگروهیاشبکه،
حجمسرمایهایکههرکدامازاعضایشبکهدارایآنهستند.
۴. کلمن،سهبعدزیررابرایسرمایهاجتماعیدرنظرمیگیرد:
تعهدات،انتظاراتواعتمادمتقابل،
کانالهایارتباطی،
هنجارهاوضمانتهایاجراییمؤثر
5. ابعادسرمایهاجتماعیازدیدگاهگروه کندیدردانشگاههاروارد:
اینگروه،هشتبعدزیررامطرحکردند:
1) اعتماد، 2)مشارکتسیاسی، 3) مشارکتورهبریمدنی، 4) پیوندهایاجتماعیغیررسمی، 5) بخششوروحیهداوطلبی، 6) مشارکتمذهبی، 7) عدالتدرمشارکتمدنی، 8)تنوعمعاشرتهاودوستیها (الوانیوسیدنقوی، 1380)
6. ابعادسرمایهاجتماعیازنظرموسسهمطالعاتاسترالیا
همانطورکهاشارهشد،عملیاتیکردن،بادرکسرمایهاجتماعی،بهعنوانشبکههاییازهنجارهایاعتمادوروابطمتقابل،وتعیینساختارروابطاجتماعیعاملینشروعمیشود . دراینتحقیقباتوجهبهمدلهایوابعاداشارهشدهبرایسرمایهاجتماعی،وبهمنظورسنجشسرمایهاجتماعیازابعادمختلفواجتنابازسنجشتکبعدیآن،ازابعاداشارهشدهلاکلی( 2005 )واستون ( 2001) کهعبارتندازبعدشناختی (کیفیت) وبعدساختاری،استفادهشدهاست.
2-14- کارآفرینی
بسیاری از مطالعات بر اهمیت کارآفرینی به عنوان یک مزیت بنیادین رقابتی برای خلق ارزش تاکید کرده اند . هیت و آیرلند(2002) از کارآفرینی سازمانی به عنوان مزیتی رقابتی برای خلق ارزش درون سازمانی نام می برند و باومل (2002) کارآفرینی را به عنوان مزیت جدید رقابتی معرفی می نماید. رشد و توسعه اقتصادی مستلزم شناسایی و خلق فرصتهای کارآفرینی میباشد. به عبارت دیگر، کارآفريني به عنوان يک پديده نوين در اقتصاد نقش موثري را در توسعه و پيشرفت اقتصادي کشورها دارد.کارآفريني در اقتصاد رقابتي و مبتني بر بازار امروزه داراي نقش کليدي است. در يک اقتصاد پويا، ايده ها، محصولات و خدمات همواره در حال تغيير ميباشند و در اين ميان کارآفرين است که الگويي براي مقابله و سازگاري با شرايط جديد را به ارمغان ميآورد.از اين رو در يک گستره وسيع تمام عناصر فعال در صحنه اقتصاد (مصرف کنندگان، توليد کنندگان، سرمايه گذاران) بايد به کارآفريني بپردازند و به سهم خود کارآفرين باشند. به دليل نقش و جايگاه ويژه كارآفرينان در روند توسعه و رشد اقتصادي، بسياري از دولتها در كشورهاي توسعه يافته و درحال توسعه تلاش ميكنندباحداكثر امكانات و بهرهبرداري از دستاوردهاي تحقيقاتي،شمار هر چه بيشتري از جامعه را كه داراي ويژگيهايكارآفريني هستندبهآموزش درجهت كارآفريني و فعاليتهاي كارآفرينانه تشويق و هدايت كنند.كارآفرينان با مهارتي كه در تشخيص فرصتها و موقعيتها و ايجاد حركت درجهت توسعه اين موقعيتها دارند،پيشگامان حقيقي تغيير در اقتصاد و تحولات اجتماعي محسوب ميشوند.آنها تصديق ميكنند كه موفقيت و بقا در چشم اندازهاي برخواسته از فردا، نيازمند چالاكي، قوه ابتكار و خلاقيت است.علاوه بر اينكارآفريني به ريسك پذيري،نوآوري و كنش كارآفرينانه هم نياز دارد.
لیائو و ولش (2005) مطالعات انجام شده روی سازمانها را به سه دسته طبقه بندی می کنند : شاخه اول مطالعات بر « فرد » و« تمایل » و « توانایی » کارآفرین برای کارهای مخاطره آمیز تاکید می کند. مطالعات بسیاری در مورد تمایل به کارآفرینی و توان کارآفرینان توسط دانشمندان انجام گرفته اند. مطالعات صورت گرفته درمورد تمایل به راه اندازی کسب و کار جدید که خود نوعی مخاطره محسوب می شود و نیز تمایل به انجام کارهای کارآفرینانه و پر مخاطره بر ویژگی های رفتاری و روان شناختی کارآفرین تمرکز می کنند. معروف ترین این مطالعات عبارتند از: « نیاز به موفقیت » ، « قابلیت نوآوری » ، « اعتقاد به اعمال نفوذ و دخالت در سرنوشت خود و محیط اطراف » و« ریسک پذیری »( الوانی و عبدالله پور ، 1387 ).
2-15- تاريخچهكارآفريني
كارآفرينيابتدا،درحوزهيموزيكمطرحبودهاستوكارآفريندرفرهنگلغت”آكسفورد” رئيسومديرمؤسسهمليموزيكتعريفشدهاست،يعنيكسيكهسرگرميهايموزيكالراتداركميبيند(صمدآقايي،1378).
درواژهنامهيدانشگاهيوبستركارآفرينكسياستكهمتعهدميشودخطرهاييكفعاليتاقتصاديراسازماندهي،ادارهوتقبلكند.كارآفرينيمفهومجديدينيست.ريشهآنبهقرنهيجدهمبازميگردد،يعنيزمانيكهريچاردكانتيلونعواملاقتصاديرابهسهدستهتقسيمكرد: -1مالكانزمين-2عواملاقتصاديدستمزدبگيرو – 3آندستهازعواملاقتصاديكهباقبولخطردربازاربورسفعاليتميكنند.
ژانباتيستسيحدودسال 1800 ميلادي كارآفرينيرامختصفرديميدانست،كهمنابعاقتصاديراازيكحوزهبابهرهوريوسودپايين،بهحوزههاييبابهرهوريوسودبالامنتقلكند(مقيمي، 1384).ورينصاحبنظرفرانسوي،دركتابخود،كهراجعبهكارآفرينيدرسال 1982 ميلاديبهرشتهتحريردرآوردهاست بيانميكندكهواژهيكارآفرينيبرگرفتهازكارواژهيفرانسوي آنترپرونخرميباشدكهبهمعني انجامكاريرابرعهدهگرفتناست. جنينگزنيزدرسال 1994 ميلاديدركتابخودتحتعنوانديدگاههايچندگانهازكارآفرينياينموضوعراموردتأييدقرارميدهد
پژوهشدرحوزهيكارآفريني،دردهههاي 1950 و 1960 ميلاديرايجگرديد،امادردهههاي 1970 و1980 ميلاديباسكونمواجهشدوازاواخردهه 1980 ميلاديمجدداًتوجهاترابهسويخودمعطوفنمود.ازاوايلدههي 1990 ميلاديشاهدتحولاتيدربخشدولتيكشورهابودهايم،بهگونهايكهساختارسلسلهمراتبيوبوركراتيكادارهاموردولتيكهدراكثرسالهايقرنبيستمحالتمسلطراداشتدرحالتبديلبهنوعيمديريتدولتيقابلانعطافوكارآمداست. اينتغييروتبديليكتجديدنظرسادهويكتغييرجزييدرمديريتنيست،بلكهتغييريهمهجانبهاستكهپاراديمجديديتحتعنوان«مديريتكارآفرينانه » آنراحمايتميكند (مقيمي، 1384).
دردهه 1990 ميلاديشاهداحيايتحقيقاتوعملياتكارآفرينيبودهايمكهآنرا انقلابكارآفرينانهنامگذارينمودهاندواينانقلابهنوزهماستمراردارد. بهغيرازرشدخيليسريعادبياتعلميوحرفهايكارآفرينيوسرمايهگذاريهايكارآفرينانهدرپهنهجهاني،شايدواضحترينمدركدراينخصوصتوجهمجددبهكارآفريني،ظهوررشتههايدانشگاهيدرزمينهكارآفرينيبودهاست . درسال 1993 ميلاديبيشاز 400 دانشگاهودانشكدهازايالاتمتحدهآمريكادارايرشتههايتحصيليكارآفرينيبودهاند(مقيمي، 1384). اينواژهدرادبياتفارسيابتدابهمعنايكارفرماوسپسكارآفرينترجمهشدهاست . البتهاينترجمهجامع،مفيدوبهمعنايدقيقواژهنيست. درواقعاگراينواژه ارزشآفرينترجمهميشدبهنظررساتربود (احمدپوردارياني، 1383).
درايرانكارآفرينيومطالعاتمربوطبهآنسابقهطولانيندارد،مؤسسهكاروتأميناجتماعي،سازمانآموزشوپژوهشوابستهبهوزارتكارواموراجتماعي،باترجمهمقالاتدربارهياشتغالآزادوخوداشتغالي،باهمكاريدفتربينالملليكارنخستينبارطرح آموزشكارآفرينيدرفروردينماه 1367 رامطرحكرد. دراينرابطهشورايعاليآموزشوپرورشبراياجرايطرحهايخوداشتغاليدرسال 1368 دروسكارآفرينيرادربرخيازرشتههاپيشنهادنمود.ازسال 1379 برنامههاييبرايآموزشكارآفريناندردانشگاههاتدوينشد. دراينسالمبحثكارآفرينيدربرنامهيتوسعهباعنوانطرحكاراد (طرحتوسعهيكارآفرينيدردانشگاههايكشور ) گنجاندهشد . مسئوليتپيگيري،اجراءوامورستاديآنازطرفوزارتعلومتحقيقاتوفناوري،بهسازمانسنجشمحولگرديد.هماكنوناينطرحدر 12 دانشگاهدرحالاجراميباشد.
باتوجهبهاينكهدربرنامهتوسعهسومبهاهميتكارآفرينيدرسطحجامعهتوجهگرديدهاست،وهماكنون12 دانشگاهكشوردورههاييبرايتوسعهكارآفرينيايجادنمودهاند،بااينحالنظامآموزشعالينتوانستهاستكهرسالتخودرادرجهتتحققاهدافكارآفرينياجراءنمايد (حقيقي، 1385)
كارآفرينيموضوعجديديدرعلوماجتماعينيست. مفهومكارآفرينيدرعرصهيوسيعيازچشماندازهايعلميدررشتههايمختلفيازروانشناسيگرفتهتااقتصاد،بهطورعميقموردمطالعهقرارگرفتهاست. درعلوممديريتعلمي،كارآفرينيراتمركزبر 4 عاملتصميمگيري،استراتژيوعملكرد،طراحيسازمانوخطرپذيريميدانند.فعاليتكارآفرينيشاملتغييرشكلوتحولكالايازقبلتوليدشده،بهوسيلهنوآوريازمحصولويانوآوريدرروشتوليدمحصولات،بافنآوريقديمياستكههمانمحصولبافنآوريجديدتربهبازارعرضهشود. دراينحالتدسترسيبهمنابعجديدمواداوليهامكانپذيراستوباايجادنمايندگيهايفروشجديدبرايمحصولات،ميتوانپايهريزييكصنعتجديدراانتظارداشت (شوميتر،بهنقلازاحمدپوردارياني، 1379).
2-16- تعاریفکارآفرینی
با توجه به تعاریفی مختلفی که ازطرف دانشمندان علوم اجتماعی‍، روانشناسی، اقتصاد و مدیریت از کارآفرینی شده می‍توان گفت که کارآفرینان محور توسعة اقتصادی در هر کشور هستند و با تخریب روش‍های قدیمی و ناکارآمد قبل و جایگزینی آنها بهوسیله شیوه های جدید و نوین و خلاقانه به سیستم اقتصادی پویایی و حیات میدهند.در میان تمام تعاریفی که از کارآفرینی شده است‍،، تعریف رابرت هیسریچ از جامعیت بیشتری برخوردار است:”کارآفرینی فرایند خلق چیزی جدید و با ارزش است از طریق راه ندازی یک کسب و کار و با اختصاص زمان و تلاش مورد نیاز، با در نظر گرفتن ریسک های مالی فروانی و اجتماعی، به منظور رسیدن به رضایت شخصی، پاداش مالی و ارضای نیاز استقلال طلبی. بنابر تعريف واژهنامه وبستر كارآفرين كسي است كه متعهــــــد ميشود مخاطره يك فعاليت اقتصادي را سازماندهي اداره و تقبل نمايد»‍. رابرت هيسريچ كارآفريني فردي را فرايند خلق چيزي نو مي‍داند كه توام با صرف وقت و تلاش بسيار و پذيرش مخاطرات مالي، روحي، اجتماعي براي بهدست آوردن منابع مالي، رضايت شخصي و استقلال است، كه نتيجه اين فرآيند از فعاليت هاي منظمي حاصل ميشود كه خلاقيت و نوآوري را به نيازمندي‍ها و فرصت هاي بازار پيوند ميدهد. صمدآقايي ميگويد:‍آنچه يك سازمان را كارآفرين مي‍سازد، تعهد قوي نسبت به نوآوري محصول، نوآوري تكنولوژيكي، ريسكپذيري و پيشتاز بودن است.
تامپسون (2000 ميلادي) كارآفرينيرافراينديمي‌داندكهدرآنبتوانبااستفادهازخلاقيت،عضوجديدراهمراهباارزشجديدبااستفادهاززمان،منابع،ريسكوبه‌كارگيريديگرعواملبهوجودآورد. دیده‌بانجهانیکارآفرینی GEM،کارآفرینیرابهعنوانهرتلاشیتعریفمیکندکهبهوسیلهافرادبرایراه‌اندازیبککسبوکار (دارایکمتراز 100 نفرکارمند) وخوداشتغالیصورتمیگیرد(گزارشبرنامهسال 2008 GEM ایران، 1387)
درنتیجهکارآفرینیرابصورتعاممیتواناینگونهتعریفنمودکه؛کارآفرینیعبارتاستازایجادکسبوکارجدیدکهباخطرپذیریوعدمقطعیتهمراهاست.
باورایننکتهکهکارآفرینییکحوزهتفکربینارشتهایاستونظریههاوتئوریهایآنشکلیافتهتابهنسلجدیدانسانهادرهزارهسوم،نگاهمتفاوت،تفکرمتفاوتوبهعبارتدیگرزیستنمتفاوتیرانشاننماید،یکانگارهوتفکرتازهاستچراکهدرعصرحاضرادامهحیاتوتداومزندگیدرمیدانرقابتامکانپذیرمیگرددوکسیکهدراینمیدانپیروزباشدمیتواندادامهحیاتدهد. فزونیجمعیت،ورشکستگیکسبوکارهایکوچکومتوسط،بحرانهایشدیداقتصادی،ارتقاءسطحانتظاراتمشتریانو … همگیمواردیهستندکهادامهحیاتوموفقیتدرتمامعرصههایزندگیرادردنیایامروزینبارقابتهایمستمرمواجههنمودهاستوکارآفرینیمیتواندراهیبرایبرونرفتازاینمعضلبزرگباشد.
دربارهتعريفكارآفرينيوشخصكارآفرين،تعاريفگوناگونیازسويصاحب‌نظرانارائهشدهبودكهباتوجهبهوسعتسيطرهكارآفرينيدررشته‌هاوعلوممختلف،تنوعتعاريفنيزامريغيرقابلكنترلوناگزيراست،كهدراينجابااقتباسازگفتههارولدكونتزازواژهجنگلتعاريفاستفادهمی‌کنیم. درنتیجهارائهتعريفكاملوجامعيكهبتوانباارائهآن،اجماعدیدگاه‌هایصاحب‌نظرانراجلبكرد،سختوگاهغيرممكنمي‌نمايد. درايننوشتارسعيشدهاستبیشترازتعاريفیاستفادهشودكهازدیدنگارنده،مفهومینووچالشیدارند؛البتهاينبدانمعنانيستكهاينتعاریفبرتریبهسايرتعاریفداشتهيادارد.
درجهتارائهتعاریفکارآفرینیمیتواناینتعاریفرابهدوبخشتقسیمنمودوسپسدرخصوصهربخشبهصورتمجزابهبررسیوارائهاینتعاریفخواهیمپرداخت. دربخشنخستتعاریفعامکارآفرینیوسپسدردیگربخشتعاریفخاصکارآفرینیارائهشدهاست.
واژه كارآفريني از كلمه فرانسويEntrepreneurبه معناي «متعهد شدن» نشات گرفته است (حسن مرادی،1385). ريشه كارآفرين (Entrepreneurship) به مفهوم امروزی به قرن ۱۸ باز ميگردد، يعني زماني كه ريچارد كانتيلون عوامل اقتصادي را به سهدسته تقسيم كرد: مالكان زمين، عوامل اقتصادي مزد بگير و آن دسته از عوامل اقتصادي كه با قبول خطر در بازار بورس فعاليت ميكنند. مفهوم سنتی کارآفرینی بر تلاشهایی تأکید دارد که طی آن یک فرد بینشی را به کسب و کاری موفق تبدیل مینماید. اما اخیراً کارآفرینی به عنوان فرایندی که توانسته است در سازمان های گوناگون بدون در نظر گرفتن نوع و اندازه رخ دهد، تعریف شده است (مقیمی، 1384). مفهوم سنتی کارآفرینی، عمل یکباره برای خلق کالا یا خدمات جدید و یا ایجاد یک کسب و کار جدید بود که این کار به کنار گذاشتن محصولات یا خدمات موجود و روابط بازار منجر میگردید. اما امروزه کارآفرینی به جای اینکه یک رویداد یا حادثه تلقی شود، بیشتر به صورت یک فرایند دیده میشود که ریشه در فرهنگ سازمانی دارد، و به دنبال ایجاد ارزش بوسیلۀ منابع موجود، از طریق بهرهبرداری از فرصتها است.
بر این اساس، کار آفرینی یک مفهوم گستردهایی است که تعاریف گوناگونی برای آن وجود دارد. در ادامه برخی از این تعاریف را بیان میکنیم.
اکولز و نیک2(1998) بیان کردهاند که كارآفرينيفرآيندي است كه با نگاه فرصت گرايانه كارآفرين آغاز ميشود و نتيجه آنعرضه خدمات و محصولات جديد و ايجاد اشتغال و رفاه در سطح جامعه است.
رابرت هیستریچ3 (1385) ، فرایند کارآفرینی را خلق چیزی نو میداند که توأم با صرف وقت و تلاش بسیار و پذیرش خطرات مالی، روحی و اجتماعی برای بدست آوردن منابع مالی، رضایت شخصی و استقلال است، که نتیجۀ این فراینداز فعالیتهای منظمی حاصل میشود که خلاقیت و نوآوری را به نیازمندیها و فرصت بازار پیوند میدهد.
بایگریو چنین اظهار داشته است که کارآفرین فردی است که از خود ابتکار، خلاقیت، نوآوری و انعطاف نشان داده و مایل است که به شکل ذهنی بیاندیشد و تغییرات را به عنوان یک فرصت در نظر گیرد (جوانمرد و مردانی، 1388).
پیتر دراکر معتقد است کارآفرین کسی است که فعالیت اقتصادی کوچک و جدیدی را با سرمایه خود شروع کند. کارآفرین ارزشها را تغییر میدهد و ماهیت آنها را دچار تحول مینماید. همچنین مخاطرهپذیر است و به درستی تصمیمگیری مینماید. برای فعالیت خود به سرمایه نیاز دارد ولی هیچگاه سرمایهگذار نیست، کارآفرین همواره به دنبال تغییر است و به آن پاسخ میدهد و فرصتها را شناسایی میکند. به عقیدۀاو کارآفرینی همانا به کار بردن مفاهیم و فنون مدیریتی، استانداردسازی محصول، به کارگیری ابزارها و فرایندهای طراحی و بنا نهادن کار بر پایۀ آموزش و تحلیل کار انجام شده است. وی کارآفرینی را یک رفتار میانگارد و نه یک صفت خاص در شخصیت افراد(هزارجريبي، 1384).
در تعاريف مربوط به كارآفريني جنبه هاي مشتركي در همه تعاريف وجود دارد كهعبارتند از: ريسك پذيري، خلاقيت، نوآوری استقلال و پشتکار (احمد پور و مقیمی، 1385).
(ريچاردكانتيلون، 1725): كسيكهريسكراميپذيردباكسيكهتامينكنندهيسرمايهاستفرقميكند.ريچاردكانتيلون عواملاقتصاديرابهسهدستهتقسيمكرد: مالكانزمين،عواملاقتصاديوابستهبهمؤلفههايماليشاملدستمزدبگيرانوآندستهازعواملاقتصاديكهباقبولخطردربازاربورسفعاليتميكنند (مقيمي، 84 ).
(آداماسميت، 1775): نقشكارآفرينرادرصحنهفعاليتوفراگيرياقتصاديبسيارجزئيميدانست. ويمعتقدبودكهكارآفرينسرمايهفراهمميكنداماهرگزنقشپيشرووهدايتگرانهندارد.فرانسواكنهونيكلاسزمينرايگانهسرچشمهثروتميدانستندوكشاورزانراكارآفرينميخواندندوبرايكارآفرينجايگاهويژهايقائلبودند(احمدپوردارياني، 1380) در تعاريفي كه از كارآفريني ارائه شده است تفاوتهاي مغاير و متناقضي به چشم ميخورد.وجود اين تفاوتها در تعريف كارآفريني از سويي نشان دهنده گستردگي و اهميت موضوعاست كه ميتواند از زواياي مختلف مورد بررسي قرارگيرد و از سوي ديگر نشان دهندهپويايي موضوع است كه زمينه ارائه مدلها، تئوري ها و نظرات متفاوتي را فراهم ميآورد.
2-17- انواع كارآفريني
با مروري بر ادبيات كارآفريني در مي يابيم كه بحث تقسيم بندي كارآفريني در طي دورههاي مختلف، تكامل چشمگيري داشته است بطوريكه انواع جديدي از كارآفريني در دوران هاي مختلف به منصه ظهور رسيده است. در شکل (2-13) انواع کارافرینی نمایش داده شده است. مطالعات در زمينه كارآفريني، معمولا اين واژه را در سه زمينه و قالب كلي زير شكل ميدهد:
در قالب افراد آزاد و غير وابسته به سازمان (كارآفرينان شخصي – كارآفرينان مستقل).
در قالب كاركنان سازمان ( كارآفرينان سازماني – كارآفرينان درون سازماني).
در قالب سازمان ( سازمان كارآفرين – كارآفريني سازماني).
– كارآفريني مستقل4
انگيزههاي متفاوتي در افراد وجود دارد كه سبب ميشود به طور مستقل كار كنند، يكي از اين انگيزهها استقلالطلبي است كه از قويترين نيازهاي فرد كارآفرين ذكر شده است، او ميخواهد كارها را به شيوه خود انجام دهد و كار كردن براي ديگران براي او سخت است؛ زيرا او همواره اعتقاد دارد كه بهتر از هر كس ديگري ميتواند از عهده كار بر آيد و همچنين نياز به پيشرفت و احتياج به رضايتمندي شغلي از انگيزه هايي است كه شخص را به ايجاد يك بنگاه اقتصادي مستقل و يا يك فعاليت مستقل تحريك و ترغيب مينمايد.
هنوز يك تعريف جامع از كارآفريني مستقل، كه مورد توافق كليه يا اكثريت صاحب نظران باشد، وجود ندارد؛ اما ميتوان كارآفرين مستقل را به صورت زير تعريف كرد:
كارآفرين مستقل ، فردي است كه يك سازمان مستقل را تاسيس كرده و يا نمايندگي آن را بدست مي گيرد (مقيمي، 1384).
کارآفرین مستقل فردي است كه مسئوليت اوليه وي جمعآوري منابع لازم براي شروع كسب و كار است و يا كسي كه منابع لازم براي شروع و يا رشد كسب و كاري را بسيج مينمايد و تمركز او بر نوآوري و توسعه فرآيند، محصول و يا خدمات جديد ميباشد (احمد پور، 1387).
کارآفرین مستقل كسي است كه فرصتها را كشف ميكند و تقاضا را پيشبيني ميكند و خطر ناشی از نوسانات آن را به عهده ميگيرد. در فرآيند توليد، عامل سازماندهي و مسئول تصميماتي از قبيل اينكه « چه توليد شود؟ چقدر توليد شود؟ و يا با چه روشي توليد شود؟» ميباشد (صمد آقايي، 1387).
با توجه به تعاریف بالا به طور کلی میتوان گفت کارآفرینی مستقل، فرایندی است که کارآفرین از ایده اولیه تا ارائه محصول خود به جامعه، کلیۀ فعالیتهای کارآفرینانه را با ایجاد یک بنگاه اقتصادی جدید، به طور مستقل طی میکند.
– كارآفريني درون سازماني5
رقابت تنگاتنگ و شديد بين شركتها و سازمانها، كاهش درآمدي مديريت سنتي در اين عرصه و رشد سريع شركت هاي كوچك، سبب شد كه سازمانها اهميت ويژهاي براي نوآوري قائل شوند؛ زيرا نوآوري را تنها تضمين خود براي بقا در عرصه رقابت ميدانستند، از اين رو سعي كردند افراد خلاق و كارآفرين را كه پديد آورندگان اصلي محصولات و خدمات نو در سازمان بودند، تشويق و ترغيب كنند كه در سازمان بمانند و ايده هاي خود را در سازمان محقق سازند. پينكات6 اين افراد را كارآفرينان سازماني نام نهاد. پينكات در سال 1985 واژه Entrepreneur را ابداع نمود و كارآفرين درون سازماني را فردي تعريف كرد كه در سازمانهاي بزرگ همچون يك كارآفرين مستقل فعاليت مينمايد و فعاليت وي، ايجاد واحد هاي جديد در سازمان، ارائهي محصولات، خدمات و فرآيندهاي جديد ميباشد كه شركتها را به سوي رشد و سودآوري سوق ميدهد (احمد پور، 1378).
تعريفي كه پينكات ارائه ميدهد شباهت زيادي با كارآفريني مستقل دارد؛ تنها تفاوت آن در اين است كه در داخل سازماني كه از قبل بوجود آمده است انجام ميپذيرد.
شومپتر عمده فعاليتهاي كارآفرينان سازماني را شامل توسعهي كالا و خدمات جديد، معرفي روشهاي جديد توليد، تشخيص بازارهاي جديد، پيدا كردن منابع جديد و توسعه و بهبود سازمان ميداند ( صمد آقايي، 1378).
در واقع كارآفريني درون سازماني فرآيندي است كه در آن محصولات يا فرآيندهاي نوآوري شده از طريق القاء و ايجاد فرهنگ كارآفرينانه در يك سازمان از قبل تاسيس شده به ظهور ميرسند (خانيجزني،1384).
– كارآفريني سازماني7
امروزه شركت ها و سازمان ها سعي ميكنند خود نيز كارآفرين باشند تا بتوانند نسبت به تغيير و تحولات انعطاف داشته و فرصت هاي موجود در بازار را از دست ندهند. آنها تلاش ميكنند كارآفريني سازماني را تا حد ممكن افزايش دهند تا سبب افزايش بهرهوري، جلوگيري از خروج افراد نخبه و افزايش توانايي رقابت بين المللي شوند، سازمانهاي امروزي متعهد ميشوند كه محصولات جديد، فرآيندهاي جديد و نظامهاي سازماني نوين ايجاد نمايند. و براي اين منظور انقلاب جديدي به سوي تسهيل، تسريع و گسترش فرآيند سازماني دارد. اين نوع كارآفريني، فرآيندي است كه سازمان طي ميكند تا همه كاركنان بتوانند در نقش كارآفرين انجام وظيفه كنند و تمام فعاليتهاي كارآفرينانه فردي و گروهي بطور مستمر، سريع و راحت در سازمان مركزي يا شركت تحت پوشش خود مختار به ثمر ميرسد (صمد آقايي، 1378).
فراي معتقد است كارآفريني شركتي زماني در يك سازمان ايجاد ميشود كه بالاترين مقام اجرايي نسبت به مفهوم كارآفريني متعهد شود و بعد از آن كل سازمان كارآفريني را بپذيرد تا يك ساختار زنده و پويا در سازمان ايجاد شوند و همچنين بخش محصولات جديد براي رهبري توليدات، تشكيل شده تا شركتهاي فرعي بتوانند پيشنهادهای افراد را پذيرفته و به طور مستقل بر روي آنها سرمايهگذاري كنند. بخشي هم در توليد منابع انساني سعي كند، به آموزش كاركنان و مديران مبادرت ورزد. و بالاخره اينكه توسعه فرهنگ كارآفريني و شناسايي استعدادهاي كارآفرينانه و پاداش به كارآفريني سازماني، از عمده كارهايي است كه يك شركت براي كارآفرين شدن بايد انجام دهد (احمد پور، 1378).
لازم به توضیح است که تفاوت کارآفرینی بین سازمانی با کارآفرینی سازمانی در نوع راهبردی است که جهت ایجاد تحول در شرکتها به کار میبرند. در کارآفرینی بین سازمانی يك فرد سر منشاء نوآوري و تحول و كارآفريني سازمان ميشود. اما در کارآفرینی سازمانی تمامي اعضاء شركت و سازمان داراي روحيه كارآفريني ميباشند. اين روحيه نوآور بودن، در جاي جاي سازمان وجود دارد
امروزه کارآفرینی سازمانی به عنوان یک راهبرد مجزا و یکی از شاخه های مدیریت راهبردی مطرح است که سازمان در این راهبرد، بر اهداف پویا و اشباء ناپذیر تأکید میورزد. و بر همین اساس است که کارآفرینی نه تنها در راهاندازی یک کسب و کار جدید، نه صرفاً در کسب و کارهای کوچک و متوسط، بلکه در کسب و کارهای بزرگ نیز زمینۀ ظهور خواهد داشت. و در این دسته از کسب وکارها میتواند پادزهری قدرتمند برای بیطراوتی و رخوت، کمبود نوآوری، ایستایی رشد مدیران ارشد و سکونی باشد که اغلب دامنگیر شرکتهای بزرگ و بالغ میشود (زیودار، 1387)
با توجه به مطالب اشاره شده در بالا و ضرورت اهمیت فعالیتهای کارآفرینانه در سازمانهای در حال فعالیت، این پژوهش در پی آن است تا کارآفرینی را در سطح سازمانی مورد توجه قرار دهد. از این رو با توجه مطالب فوق کارآفرینیسازمانی، فرایندی است که یک شرکت طی میکند تا همۀ افراد آن به کارآفرینی تشویق شده و تمام فعالیتهای کارآفرینانۀ فردی و گروهی به طور مستمر، سریع و راحت در شرکت انجام پذیرد. در این فرایند هر یک از کارکنان در نقش کارآفرین انجام وظیفهمیکنند.
2-18-کارآفرینی درون‍سازمانی
فرایندی است که کارآفرین تحت حمایت یک سازمان فعالیت‍های کارآفرینانه خود را به‍ثمر میرساند. با وجود این که کارآفرینی درون سازمانی بهعنوان یک مفهوم، اخیراّ در ادبیات مدیریت وارد شده، مفهومی است که بهرویکرد کارآفرینی یک سازمان مرتبط بوده، ریشه در ادبیات کارآفرینی دارد‍. فرای معتقد است که کارآفرینی درون سازمانی، فرایندی است که محصولات(خدمات) یا فرایندهای نوآورانه بهوسیله خلق فرهنگ کارآفرینانه در یک سازمان ایجاد میگردد[30]. فرایندی است که در آن محصولات یا فرایندهای نوآوری شده از طریق القا و ایجاد فرهنگ کارآفرینانه در یک سازمان از قبل تاسیس شده، بهظهور میرسند.کارآفرینی سازمانی در حیطه سازمان عمل مینماید و ساختارها، رویکردها، هنجارها، تکنولوژی‍ها، خدمات و محصولات فعلی سازمان را گسترش داده‍، یا در مسیرهای جدید قرار میدهد.‍ کارآفرینی درون سازمانی برای موفق بودن، باید از منظر مدیریت استراتژیک تحقق یابد‍. کارآفرینی درون سازمانی باید بخشی از طرح های گسترده استراتژیک یک سازمان و بخش مکمل اجرای این طرح باشد. برای تحقق کارآفرینی درون سازمانی از منظر مدیریت استراتژیک، سه دلیل وجود دارد:
4-1 نخست:‍ کارآفرینی درون سازمانی بر عملکرد بلند‍مدت سازمانی بویژه انطباق و بقا بیش‍ترین تأثیر را دارد.از آن‍جا که این ها معیارهایی هستند که زیربنای مدیریت استرتژیک را شکل می‍دهند و باید فرایند کارآفرینی در یک سازمان را در سطح استراتژیک آغاز کرد، یک رویکرد کارآفرینی مدیریت استراتژیک به سازمان اجازه می‍دهد تا با آمادگی بهتر به تغییر در محیط بیرونی واکنش نشان دهد، در طول زمان سازگار شده، ادامه حیات دهد.
4-2 دوم:‍  هر رویه سازمانی که نیازمند پذیرش گستردهای باشد، باید مورد قبول مدیریت ارشد سازمان قرار گیرد.ادغامکارآفرینی درون سازمانی و فرایند مدیریت استراتژِیک ، به ایجاد یک نوع تعهد کمک می‍کند. اگر قرار است کارآفرینی موفق باشد، باید در تمام سطح سلسله مراتب سازمانی مشهود باشد.
4-3 سوم:‍کارآفرینی درون سازمانی در برگیرنده اعمالی است که بخشی از طرح‍های استراتژیک یک سازمان محسوب می‍شود.‍توسعه محصولات و خدمات جدید، نوآوری در محصولات و خدمات و همچنین ایجاد واحد و شعبات جدید، همگی نتایج سازمان کارآفرین است. کارآفرینی سازمانی یا در اصطلاح آنچه که متناوباً فعالیت اقتصادی شرکتی نامیده می شود، بدون مانع و مشکل نیست. موانع و محدودیت های متعددی برای حرکت به سوی کارآفرینی در شرکت ها وجود دارد، هرچند بسیاری از این موانع ناخواسته هستند و آنها را پیامد و بازخورد حاصل از به کارگیری فنون مدیریت سنتی می دانند. در برخی از موارد اینگونه موانع به قدری مخرب اند که افراد ترجیح می دهند از رفتار کارآفرینانه در شرکت اجتناب نمایند.  
2-19- مدلهاي فرآیند كارآفريني سازماني
همانطوری که بیان شد، مفهوم سنتی کارآفرینی بر تلاشهایی تأکید دارد که طی آن یک فرد بینشی را به کسب و کاری موفق تبدیل مینماید. اما اخیراً کارآفرینی به عنوان فرایندی که توانسته است در سازمانهای گوناگون بدون در نظر گرفتن نوع و اندازه رخ دهد، مفهوم پردازی شده است (مقیمی، 1384). مفهوم سنتی کارآفرینی، عمل یکباره برای خلق کالا یا خدمات جدید و یا ایجادیک کسب و کار جدید بود که این کار به کنار گذاشتن محصولات یا خدمات موجود و روابط بازار منجر میگردید. اما امروزه کارآفرینی به جای اینکهیک رویدادیا حادثه تلقی شود، بیشتر به صورت یک فرایند دیده میشود که ریشه در فرهنگ سازمانی دارد، و به دنبال ایجاد ارزش بوسیلۀ منابع موجود، از طریق بهرهبرداری از فرصتها است.صاحب نظران مختلف چارچوبهاي علمي و كاربردي متعددي را براي فرایند کارآفرینی ارائه دادهاند كه در ادامه برخي از اين مدلها مورد بررسي قرار ميگيرند:
2-20- مدل كارآفريني سازماني كورنوال و پرمن
شكل (2-14) چارچوب سازماني را نشان ميدهد كه مبناي رويكرد مديريت استراتژيك است. اطلاعات حاصل از محيط دروني و بيروني سازمان سرآغاز فرآيند كارآفريني سازماني است. اين اطلاعات از ارزيابي گزينههاي استراتژيك بدست ميآيد و هنگامي كه يك طرح استراتژيك تعيين شد بايد اجرا شود. عوامل فردي، گروهي و سازماني كه براي يك سازمان كارآفرين الزامي هستند بايد موضوع ارزيابي و اجراي يك طرح استراتژيك قرار گيرند و نتايج طرح استراتژيك براي كنترل و ارزيابي مورد استفاده قرار گيرد. تغيير در اين طرح را ميتوان در هر مرحله از اين فرآيند و براي افزايش عملكرد و كارايي انجام داد
.
2-21- مدل كارآفريني سازماني كوراتكو و نافزيگر
كوراتكو، نافزينگر و همكارانش معتقدند كه فرآيند ايجاد كسب و كار جديد حاصل تعامل بين عوامل مختلف است. اين مدل، تعامل بين فعاليتهاي مختلف را به عنوان علت كارآفريني در سازمانها معرفي ميكند. بر اساس اين مدل تصميم به اقدام كارآفريني سازماني حاصل تعامل عواملي چون ويژگيهاي سازماني، مشخصات فردي و برخي دیگر از تسريع كنندههاست. شكل (2-15) اين عوامل را به طور دقيق نشان ميدهد.
2-22- فرآيند كارآفريني احمد پور و مقيمي
مهم ترين اجزاي فرآيند كارآفريني از نظر احمد پور دارياني و مقيمي (1385) شامل ۵ مرحله است كه در شكل (2-16) آمده است.
* كارآفرين: فردي است كه به صورت آگاهانه تصميم ميگيرد كسب و كار مخاطره آميز جديدي را آغاز كند و كليديترين جزء فرايند كارآفريني است.
* فرصت: فرصتهاي زيادي در جامعه براي كسب و كار وجود دارد؛ ولي كارآفرين با تجزيه و تحليل وشناسايي موقعيتهاي بازار، فرصتهايي را كه از ظرفيت بالايي بر خوردارند، براي شروع كسب و كار خود بر ميگزيند.
* ساختار: كارآفرين براي انجام كسب و كار خود بايد مشخص سازد كه در قالب چه نوع ساختار ي ( به صورت فردي، شراكتي يا شركتي) ميخواهد فعاليت خود را آغاز كند.
* منابع: منابع مالي و انساني شناسايي و حمايت سرمايهگذاران مشخص ميشود.
* استراتژي و برنامهي كسب و كار: اهداف كلي، استراتژيها و برنامههاي تفصيلي كسب و كار تعيين ميشوند (احمد پوردارياني و ميقيمي،1385).
2-23- مدل هیستریچ و پترز
هیستریچ و پترز (1385) در دیدگاهی جدید فرایند کارآفرینی را به چهار مرحله تقسیم کرده اند: شکل(2-17)
شناسایی و ارزیابی فرصتها: فرآیندی که به وسیله آن کارآفرین فرصتی را برای شروع کسب و کار مطرح میکند.
تدوین برنامه تجاری: فرآیندی که در آن جهتگیریهای آینده کسب و کار توصیف میشود.
تامین منابع مورد نیاز: فرآیندی که در آن منابع مورد نیاز برای شروع کسب و کار مشخص و جمع آوری میشود. این فرآیند با برآورد منابع فعلی کارآفرین آغاز میشود.
مدیریت کسب وکار- فرآیندی که در آن کارآفرین باید برنامه تجاری را به مرحله اجرا در آورد.
2-24- مدل کارآفرینی بارینگر و ایرلند
بارینگر و ایرلند (1388) برای فرآیند کارافرینییک مدل بنیادی ارائه نمودند شکل (2-6):
مدیریت و رشد یک سازمان کارآفرینحرکت از یک ایده به سوی یک موسسه کارآفرینایجاد یک ایده موفق کسب وکارتصمیم گیری درباره کارآفرین شدنمسائل منحصر بفرد بازاریابی
اهمیت دارایی های فکری
ارزیابی و اماده شدن برای چالشهای رشد
استراتژی هایی برای رشد شرکت
گرفتن حق امتیاز

کسب سرمایه یا تامین مالی
نوشتن



قیمت: تومان

دسته بندی : پایان نامه ارشد

پاسخ دهید