دانشگاه قم
دانشکده حقوق
پایان نامه برای دریافت درجه کارشناسی ارشد«MA»
رشته حقوق جزا و جرم شناسی
عنوان:
بررسی حقوقی- جرم شناسی زورگیری مطالعه ی موردی در همدان« ملایر»
استاد راهنما:
دکتر محمد خلیل صالحی
نگارنده:
پوریا آیینه
زمستان 92
سپاس نامه
در ابتدا حمد و سپاس می گویم خداوند متعال را که همواره لطف بیکران خود را در تمامی عرصه های زندگی شامل حال این بنده حقیر کرده است و سپاس گذاری می کنیم از استاد محترم جناب دکتر محمد خلیل صالحی که مرا در نوشتن این پایان نامه یاری فرمودند.
چکیده:
زورگیری یکی از جرایمی است که به شدت امنیت و اسایش عمومی را سلب می کند زورگیری منبع اصلی ترس در میان مردم است .چرا که قربانیان با یک تهدید جانی و یک تهاجم روبرو می شوند که حتی ممکن است به از دست دادن زندگی شأن منجر شود این در حالی است که قانون ما در خصوص زور گیری صراحت ندارد .علل و عواملی که مجرمین را به سوی زورگیری سوق میدهد چیست ؟راه کارهای پیشگیری از زور گیری کدام است؟نتایجی که در مطالعات موردی به آن دست یافته ایم کدامند ؟روش تحقیقی که نگارنده از آن سود برده است کتابخانه ای و میدانی است .در مطالعه موردی از روش میدانی استفاده شده است در مطالعه موردی حدود بیست پرونده زورگیری را که در چند سال اخیر در همدان ارتکاب یافته است ،نگارنده برسی کرده و در پایان با تحلیل اماری به اطلاعات و نتایجی در خصوص مجرمین ،قربانیان ،زمان و مکان زورگیری دست یافته است.
در پیشگیری از زور گیری می توان از پیشگیری کیفری و غیر کیفری و خصوصاً پیشگیری وضعی سود –جست . از جمله علل زورگیری می توان به علل مربوط به قربانی همانند جذاب بودن ،اسیب پذیر بودن و …..علل مربوط به مکان و زمان اشاره کرد.
برخی از نتایج مهم تحقیق که در مطالعه موردی بودن پرداخته شده است عبارتند از :کمرنگ بودن نقش اعتیاد در زورگیری های خیابانی ،بیکار بودن قریب به همه ی زور گیران و کم سن و سال بودن زورگیران خیابانی است .
کلید‌واژه‌ها:پیشگیری، زورگیری، ، علل و عوامل، قربانیان.مطالعه موردی
فهرست مطالب
عنوان شماره صفحه
مقدمه1
تعریف مساله1
سوالات تحقیق1
سابقه و پیشینه تحقیق2
ضرورت انجام تحقیق2
فرضیه های تحقیق2
هدف و کاربردهای مورد انتظار از انجام تحقیق3
جنبه جدید و نو آوری طرح4
فصل اول: کلیات5
مبحث اول: مفاهیم6
گفتار اول: مفاهیم اصلی:6
الف) حقوقی:6
ب) جرم شناسی:7
ج) زور گیری:9
د) مطالعه ی موردی:13
گفتار دوم: مفاهیم مرتبط17
الف) سرقت مقرون به آزار یا تهدید:17
ب) محاربه:21
ج) اخاذی:28
مبحث دوم: تاریخچه:30
مبحث سوم: مبانی زور گیری:33
گفتاراول: مبانی حقوقی:33
گفتاردوم: مبانی جرم شناختی:35
الف) علل و عوامل (مرتبط با، دخیل در) زورگیری:35
1) عوامل مربوط به مجرم:41
2)عوامل مربوط به قربانی:43
3) عوامل مربوط به مکان «locations»:44
4)عوامل مربوط به زمان های خاص «routines»:46
ب) تدابیری پیشگیری از زورگیری:48
1) پیشگیری کیفری:48
2)پیشگیری غیر کیفری از زورگیری:51
2-1) پیشگیری رشد مدار از زورگیری:51
2-2) پیشگیری اجتماعی:54
2-3) پیشگیری وضعی:58
فصل دوم: بررسی حقوقی زورگیری69
مبحث اول: عنصر قانونی:70
مبحث دوم: عنصرمادی:71
مبحث سوم: عنصر روانی:72
مبحث چهارم: شروع به ارتکاب زورگیری73
مبحث پنجم: همکاری در ارتکاب زورگیری:77
گفتار اول: شرکت در ارتکاب زورگیری:77
گفتار دوم: معاونت در زورگیری:80
مبحث ششم: مجازات زورگیری81
گفتار اول: اجرای حدمحاربه:81
گفتار دوم: مجازات تغریری:83
فصل سوم : مطالعه موردی زودگیری85
مبحث اول: تحلیل آماری مربوط به تأهل :87
مبحث دوم: تحلیل آماری مربوط به سابقه کیفری :88
مبحث سوم: تحلیل آماری مربوط به اعتیاد :90
مبحث چهارم: تحلیل آماری مربوط به وضعیت اشتغال :91
مبحث پنجم: تحلیل آماری مربوط به تحصیلات :93
مبحث ششم:تحلیل آماری مربوط به سن بزهکارن :94
مبحث هفتم :تحلیل آماری مربوط به جنس بزه دیده :96
مبحث هشتم :تحلیل آماری مربوط به مقاومت در برابر بزه :97
مبحث نهم: تحلیل آماری مربوط به آسیب از بزه :99
مبحث دهم: تحلیل آماری مربوط به سن بزه دیده :100
مبحث یازدهم: تحلیل آماری مربوط به زمان بزه :101
مبحث دوازدهم:تحلیل آماری مربوط به مکان بزه :103
مبحث سیزدهم:تحلیل آماری در مورد سلاح مورد استفاده :104
نتیجه‌گیری107
پیشنهادات110
فهرست منابع:112
مقدمه
تعریف مساله
زور گیری به معنای گرفتن مال و اموال دیگری بدون حق قانونی و توسل به زور است به دیگر سخن زور گیری رفتار تعرض گونه بی دلیل و مکرر است که شامل حمله جسمانی کلامی روانی و نا برابری قدرت شده و به منظور ایجاد رعب و وحشت و صدمه زدن به قربانی صورت می گیرد اینگونه رفتار تعرض گونه که از روی عمد و قصد صورت می گیرد باعث آسیبهای روانی و جسمانی می گردند اساسا قانون ما اشاره ای به جرم زور گیری نکرده است .
در فرآیند انطباق سازی زور گیری با مواد قانونی می توان از مواد 617،185، و 652 قانون مجازات اسلامی کمک جست یعنی زور گیری در چارچوب اخاذی مذ کور در ماده 617زور گیری در چارچوب محاربه و زور گیری در چهار چوب سرقت مقرون به آزار
سوالات تحقیق
1-عناصر تشکیل دهنده جرم زور گیری کدام است ؟
2- علل و عوامل فردی و اجتماعی موثر در گرایش به زور گیری کدام است ؟
3_روشهای موثر کیفری و غیر کیفری در پیشگیری از زور گیری کدام است ؟
4- علل و عوامل زور گیری در شهرستان ملایر کدام است ؟
سابقه و پیشینه تحقیق
در خصوص مفاهیم مرتبط با زور گیری خصوصا سرقت مقرون به آزار و محاربه مطالب و تحقیقاتی نگاشته شده است اما کمتر تحقیقی را می توان یافت که زور گیری را به صورت مجزا و مستقل بررسی کرده باشد .
ضرورت انجام تحقیق
افزایش قابل ملاحظه ای که پدیده زور گیری خصوصاً در طی چند سال اخیر در سطح جامعه داشته است همچنین این مهم که محققان در خصوص این پدیده و علل آن کمتر به بحث پرداخته اند باعث شد که تحقیقی هر چند به طور اجمال در این خصوص لازم افتد متاسفانه این پدیده افزایش قابل ملاحظه ای نه تنها در پایتخت بلکه در شهرستان های نه چندان بزرگ داشته است .
فرضیه های تحقیق
1)جرم زور گیری با فعل تحقق می یابد و امکان ارتکاب آن با ترک فعل وجود ندارد این جرم بایستی با علم و اراده نه تحت تاثیر مستی خواب و یا هیپنوتیزم صورت بپذیرد .
همچنین سوء نیت خاص فرد زور گیر دایر بر سرقت و مورد دستبرد واقع قرار دادن قربانی ضروری است
عنصر قانونی این جرم مواد 617 ،185،652قانون مجازات اسلامی می باشد .
2)عواملی همچون بیکاری ، اعتیاد ، فقر اقتصادی ، فقر فرهنگی بی سوادی یا کم سوادی در گرایش به زور گیری موثر اند .
3)مجازات سنگین که از بازدارندگی و ارعاب کافی برخوردار است از جمله روشهای پیشگیری کیفری موثراست .
همین می توان از پیشگیری وضعی در خصوص مجنی علیه و پیشگیری رشد مدار با توجه به اینکه شخصیت فرد در دوران کودکی و نو جوانی شکل می گیرد کمک جست .
4)عواملی همچون بیکاری ، اعتیاد ،فقر، تمایل به تظاهر به قدرت نمایی ، وجود محله های جرم خیز و عدم نظارت بر این محله ها در گرایش به زور گیری موثرند .
هدف و کاربردهای مورد انتظار از انجام تحقیق
با توجه به افزایش قابل ملاحظه ای که این جرم داشته است بایست ابعاد ابن پدیده شوم به دقت بررسی شود چرا که این جرم از جمله جرایم خشن است که به شدت احساس امنیت در جامعه را تحت تاثیر قرار می دهد و باعث ناامنی می شود لذا بایست علل و عواملی که فرد را به ارتکاب این جرم خشن در انظار عمومی و حتی در روز روشن سوق می دهد بررسی شود و حدالامکان با ریشه یابی این جرم و حذف علل آن از وقوع چنین جرم خشن جلو گیری شود و یا از دامنه آن با ارائه پیشنهادات موثر به دست اندرکاران کاسته شود .
جنبه جدید و نو آوری طرح
مطالعه موردی زور گیری در شهرستان کوچکی مانند ملایر و حدالامکان ارائه آماری در این خصوص نشانگر این مهم است که زور گیری خاص پایتخت یا شهرستانی بزرگ نیست بلکه در شهرستانهای کوچک نیز رشد چشمگیری داشته است این مطالعه موردی به نو بودن موضوع می افزاید
فصل اول:
کلیات
مبحث اول: مفاهیم
گفتار اول: مفاهیم اصلی:
الف) حقوقی:
در زبان فارسی حقوق به معانی گوناگون به کار می رود که از جمله مهمترین آنهاست:
1) مجموعه قواعدی که بر اشخاص از این جهت که در اجتماع هستند، حکومت می کند. انسان موجودی است اجتماعی که میان همگنان خود به سر می برد. به حکم طبیعت، شخص در اجتماع کوچک خانواده زاده می شود و- در سایه ی مراقبت و تربیت گروه، نیازهای مادی و معنوی خویش را تامین می کند ولی پس از دوران کودکی او با دیگران زندگی می کند و با همکاری آنان به خواستهای خود می رسد. از طرفی دیگر، خواسته های آدمیان به حکم فطرت باهم شباهت زیاد دارد، کم وبیش همه یک چیزرا می خواهند. انسان دریافت که بقای اجتماع اوبا آشوب وزورگویی امکان ندارد وناچار باید قواعدی بر روابط اشخاص از جهتی که عضو- جامعه اند، حکومت کند وامروز مجموعه این قواعد را حقوق می نامیم.
2) برای تنظیم روبط مردم و حفظ نظم در اجتماع، حقوق برای هر کس امتیازهایی در برابر دیگران می شناسد و توان خاصی به او می بخشد. این امتیاز وتوانایی را حق می نامند که جمع آن حقوق است و حقوق فردی نیز- گفته می شود. حق حیات، حق آزادی شغل به اعتبار این معنی است.
3) حقوق معانی دیگر هم دارد: برای مثال وقتی سخن از حقوق کارمندان دولت یا حقوق- دیوانی می شود، مقصود دستمزد کارکنان و پولی است که دولت بایست ثبت اسناد رسمی از دو طرف معامله می گیرد1.
گاه مقصود از واژه ی حقوق، علم حقوق است، یعنی دانشی که به تحلیل قواعد حقوقی وسیر تحول وزندگی- آن می پردازد. شعبه های گوناگون حقوق مانند حقوق مدنی، اسامی از شایعترین موارد استعال همین معنی است.
ب) جرم شناسی:
اصطلاح جرم شناسی، ترجمه ی تحت الفضلی کلمه فرانسوی lAcriminologie و اقلیمی criminology است. اولین بار این عنوان به وسیله «توپنیار» فرانسوی در سال 1879 به کار رفت و چندسال بعد توسط «کاروفالو» ایتالیایی در کتاب جهت عنوان criminologyبکار برده شد. به تدریج این عنوان در تمام دنیا به یک اعتبار کم وبیش مشابه مورد استفاده قرار گرفت.
معنای لغوی کلمه جرم شناسی را باید در دو کلمه لاتین ویونانی ” crimen” به معنی «اتهام» یا جرم و کلمه logos به معنای علم جست وجو نمود. بنابراین تعریف لغوی این علم بررسی وشناخت پدیده بزهکاری است. در حقیقت ارائه یک تعریف جامع ومانع از جرم شناسی که در برگیرنده ی تمام زوایا وسائل مربوط به جرم ومجرم، – طریقه معالجه وپیشگیری آن باشد از یک طرف به دلیل تعدد واختلاف دید متخصیصین واز جهتی به علت توجه خاص محققین به یک عنصر وعدم توجه به کل مفاهیم تشکیل دهنده این علم، تاکنون جامه عمل به خود- نپوشیده است. برخی از دانشمندان جرم شناسی را علم بررسی و مطالعه پدیده جرم دانسته اند. گروه دیگری از اساتید، جرم شناسی را علم بررسی ومطالعه ی جرم ندانسته، بلکه دانشی است مبتنی بر بررسی مجرم یا بدهکار. این گروه بیشتر فرد بدهکار را به عنوان موجودی ناسالم می دانند وبه پدیده ی بدهکاری توجه ندارند. برخی از دیگر دانشمندان، جرم شناسی را نه بر محور جرم ویا مجرم، بلکه بر محور انگیزه وعلل بدهکاری متمرکز نموده اند. به نظر این دانشمندان جرم به مشابه ی یک پدیده اجتماعی معلول عللی است که بررسی وشناسایی آنان موضوع علم جرم شناسی است. گروه دیگر از متفکران جرم شناسی را صرفا بررسی جرم، مجرم، یا علل بزهکاری نمی دانند. بلکه مجموعه ای از تمام یا اکثریت آن هاست در عین حال عده ای از دانشمندان پا را فراتر گذاشته و معتقدند که جرم شناسی صرفا علم بررسی ومطالعه پدیده جرم، فرد بزهکار یا علل و انگیزه بزهکاری نیست. بلکه علمی ایست که ضمن شناسایی بزه وعلل آن، جهت درمان بزهکار ، ارائه روش نموده وراههای مختلفی را برای پیشگیری از وقوع احتمالی بزهکاری پیش بینی می نماید.
امروزه جرم شناسی نوین در برخورد با بزهکاری تنها به جرم ومجرم و عوامل جرم توجه ندارد، بلکه قربانی جرم را نیز مورد مطالعه قرار می دهد. جرم شناسی با این دید، علمی است از مجموعه علوم- که با یاری جستن از روشهای مطالعاتی وعلمی سعی در شناخت پدیده بزهکاری و علل ان داشته و ضمن کوشش در مداوای این بیماری هم خود را مصروف امحا علل جرم زا و پیشگیری از بزهکاری می نماید2 .
ج) زور گیری:
زورگیری به معنای گرفتن مال واموال بدون حق قانونی وتوسل زور است. به دیگر سخن زور گیری رفتارتعرض گونه، بی دلیل و مکرر است. که شامل جمله ی جسمانی کلامی، روانی و نابرابری قدرت شده وبه منظور ایجاد- رعب ووحشت و صدمه زدن بر قربانی صورت می گیرد. این گونه رفتار تعرض گونه که از روی عمد وقصد صورت می گیرد. باعث آسیب های روانی و جسمانی می گردد. در قانون ما اشاره ای به واژه ی زور گیری نشده است. در واقع این واژه اصطلاحی است عرفی، که در میان عامه ی مردم رواج پیدا کرده است. زورگیری یا سرقت به عنف در خیابان « street robbery». جرمی است که از ویژگی های زیر برخورداراست: مجرم قربانی را مورد هدف قرار می دهد، قربانی یک عابر پیاده یا غریبه است، مجرم تلاش می کند برای سرقت به عنف یا سرقت را انجام می دهد. مجرم از زور استفاده می کند یا تهدید به زور علیه قربانی، جرم در یک مکان عمومی یا معد برای حضور عموم اتفاق می افتد مثل، خیابان، کوچه، پارکینگ ماشین و …
نکته مهم آنکه اساساً جرم زور گیری نیاز به یک سلاح ندارد همچنین ضروری نیست که مجرم به قربانی آسیب برساند3.
جرم زورگیری نه تنها موجب ترس و وحشت خود قربانیان می شود. بلکه اساسا زندگی بسیاری را مختل می کند. چرا که بسیاری از قربانیان بالقوه نیز در مورد اینکه مورد زورگیری واقع شوند بسیار نگران هستند. زورگیران در نقاط خلوت قربانی خود را انتخاب وبا تهدید محتویات جیب اورا خالی می کنند در آمریکا یکی از متداول ترین سرقت هاست و کسی جرات ندارد شبها در نقاط خلوت ویا در آسانسورها حتی در روز تنها باشد زیرا احتمال دارد بوسیله سارقی غافلگیر و تمام پول، ساعت، انگشتر و اشیاء دیگر همراه خود را از دست بدهد4.
همان طورکه گفتیم: زورگیری یا سرقت به عنف در خیابان streetrobbery جرمی است که از زورگیری های برخوردار باشد: 1. مجرم قربانی را مورد هدف قرار می دهد. 2. قربانی یک عابر پیاده است 3. مجرم تلاش می کند یا سرقت را انجام می دهد.4. مجرم از زور استفاده می کند یا تهدید به زور علیه قربانی 5. جرم در یک مکان عمومی معد برای حضور عموم اتفاق می افتد. مثل خیابان، کوچه، پارکینگ و … جرم زورگیری نیاز به یک سلاح ندارد و همچنین ضروری نیست که مجرم به قربانی آسیب برساند در سال 1994، آمار زورگیری در ایالات متحده آمریکا، 238 مورد به ازای صد هزار جمعیت می باشد. این جرم در مناطق شهری بیشترین آمار را به خود اختصاص داده است شهرهایی که بیش از 250 هزار جمعیت دارند به ازای هر صدهزار نفر جمعیت، 727 مورد زورگیری وجود دارد. اساسا جرم زورگیری در هرسه مورد یک مورد از آن حداقل باعث می گردد که قربانی صدماتی هر چند جزئی را متحمل گردند. بیشتر از ده درصد از قتل ها در حین زورگیری اتفاق می افتد. این جرم و پروسه ی آن به طور خوبی مطالعه نشده است. در نتیجه کمتر در خصوص اینکه زورگیری چگونه در زندگی واقعی اتفاق می افتد وطرح ریزی می شود، اطلاع داریم. لذا ضروری است که ما دیدگاه و ذهنیت زورگیران را بدانیم؛ به خاطر همین هدف مطالعه ی در خصوص 87 زورگیر در انگلستان انجام شده است. 71 درصد از مجرمین، اعتراف کردند که بیش از ده فقره زورگیری در طی عمر خود، مرتکب گردیده اند. این در حالی است که 36 درصد باقیمانده اعتراف کردند که حدود 50 فقره زورگیری انجام داده اند. 85 درصد از زورگیران اعتراف کردند که آنان مرتکب زورگیری در خیابان شده اند. وتنها حدود 12 درصد از آنان مرتکب سرقت به عنف از اماکن تجاری شدند. این مطالعه ی موردی که در انگلستان انجام شده است بصورت واضح و عمده بر روی سرقت های خیابانی فوکوس می کند. این مطالعه ی تصویری جزئی از سرقت به عنف«زورگیری» با توجه به مجرمین حاضر ارائه می کند. انگیزه ی زورگیران چیست؟ چگونه اهداف خود را انتخاب می کنند؟ و چگونه جرم خود را انجام می دهند؟5
در واقع انگیزه معمول واصلی زورگیری، یک نیاز جدی و مهم برای پول است حدود چهل نفر از پنجاه ونه نفری که از آنها سوال شد که با پول بدست آمده از جرم چکار کردند؟ آنان جواب دادند که بیشتر پول خود را برای انجام فعالیت نامشروع خیابانی همانند نوشیدن الکل، مصرف مواد مخدر و قماربازی و … صرف کردند. اکثر مجرمینی که مورد مصاحبه واقع شدند بطور مزمن فقیر بودند و از یک بحران مالی رنج می بردند اما بیشتراین بحران ها ساخته ی خود آنها بوده است سرقت به عنف در خیابان، درصد قابل توجه ای از کل سرقتها را در بر می گیرد. در سال 2006، 46 درصد از سرقتهایی که به پلیس گزارش داده شده است سرقت در خیابان بودند.با این وجود، نرخ زورگیری درآمریکا، از اواسط سال 1990 کاسته شده است درسال 1994 نرخ زورگیری در خیابان، حدود 3/6 برای هر 1000 نفر است. به نظر می رسد این کاهش شامل همه ی کشورها نشود به عنوان مثال نرخ زورگیری در انگلستان در طی دهه های اخیر افزایش یافته است. به خصوص در طی سال های 2000 تا 2002.6
این جرم در اکثر اوقات کمتر منجر به کسب مقادیر زیاد پول می شود. مطالعه ای که نگارنده در خصوص پرونده های زورگیری انجام داده است، موید این نظر است. در پرونده ای که به نظر نگارنده جالب آمد، فردی 22 ساله مرتکب نه فقره زورگیری پرشده بود که اموال مسروقه توسط وی به شرح زیر است:
فقره اول: گوشی موبایل، وجه نقد«ارزشی معادل 150 هزار تومان »، فقره دوم: گوشی موبایل، وجه نقد « 130 هزار تومان»، فقره سوم: گوشی موبایل، وجه نقد «پنجاه هزار تومان» فقره پنجم: گوشی موبایل، حلقه انگشتری «یکصدوبیست تومان» فقره ششم: گوشی موبایل، وجه نقد«50 هزار تومان» فقره هفتم: گوشی موبایل، وجه نقد«نودونه هزار تومان» فقره هشتم: گوشی موبایل، انگشتر،گردبند«صدوپنجاه هزارتومان» فقره نهم: گوشی موبایل، وجه نقد«نودهزار تومان»
همان طور که مشاهده می کنیم، فرد زورگیر در هر فقره زورگیری مقدار بسیار کمی پول بدست می آورده است.
د) مطالعه ی موردی:
مطالعه موردی یا «case-study» به زبان ساده، روشی است که از منابع اطلاعاتی هرچه بیش تر برای بررسی نظام مند افراد، گروهها، سازمان ها ویا رویدادها استفاده می کند. مطالعه ی موردی هنگامی انجام می شوند که پژوهشگر نیازمند فهم با بستن یک پدیده است. واژه ی case در لغت به معنای مورد، نمونه، سرگذشت و حالت و study به معنای مطالعه، بررسی، پژوهش و تحقیق- آمده است در فارسی از case study با تعابیر مختلفی همجون مطالعه موردی، نمونه پژوهی، مورد پژوهی وقضیه پژوهی یاده شده است. مطالعه ی موردی یک نوع روش تحقیق رایج در علوم اجتماعی است و بر مبنای یک بررسی عمیق درباره یک فرد، گروه یا روایداد خاص است. مطالعه ی موردی ممکن است توصیفی یا تبینی باشد. نوع دوم برای کشف علت ومعلولی به منظور پیداکردن اصول اساسی استفاده می شود. مطالعه ی موردی بجای استفاده از نمونه ها و پیگیری مجموعه محدودی از قوانین برای بررسی تعداد محدودی از متغیرها، از روش- بررسی عمیق و طولی «در طی یک دوره زمانی طولانی» از نمونه یا رویداد خاص استفاده می کند. مطالعه ی موردی یک راه سیستماتیک از بررسی رویدادها، جمع آوری، تجزیه وتحلیل اطلاعات و گزارش دهی نتایج ارائه می دهد. به دیگر سخن آنکه مطالعه ی موردی یک کاوش تجربه ی است که از منابع وشواهد چندگانه برای بررسی یک پدیده موجود در زمینه واقعی اش در شرایطی که مرز بین پدیده و زمینه آن، به وضوح روشن نیست، استفاده می کند.
مطالعه ی موردی یکی از روش های تحقیق کیفی است و با توجه به این که یکی از ویژگی های عمده تحقیق کیفی، تمرکز آن بر مطالعه عمیق نمونه ی معینی از یک پدیده است. به همین دلیل گاهی به پژوهش کیفی، پژوهش موردی نیز گفته می شود7.
اگر چه این دو روش، مترادف یکدیگر نیستند. وجود این پژوهش موردی به عنوان یک رویکرد تخصصی از پژوهش علمی، به ویژه به عنوان واکنشی به درک محدودیت های پژوهش کمی تکامل یافته است. موضوع مورد نظر مطالعه ی موردی این است که چه باید پرسید. مطالعه ی موردی برای پرسش هایی که با “چطور”و “اگر” شروع می شوند، بسیار مناسب است. یک سوال تحقیق روشن و دقیق، تلاش های بعدی را در یک مطالعه ی موردی متمرکز می کند. موضوع دوم در طراحی مطالعات موردی این است که چه چیز را باید تحلیل کرد”مورد” ما چیست؟ بنابراین یک مطالعه ی موردی بر وضعیت، رویداد، برنامه یا پدیده خاص متمرکز می کند. از طرفی به فهم بهتر موضوع مورد مطالعه کمک می کند. کشف روابط متقابل، کشف چشم اندازهای تازه و کشف معانی جدید همگی از اهداف مطالعه موردی است. به دست آوردن انبوه اطلاعات، روبه روشدن با منابع بیشتر، از جمله مزایای مطالعه موردی است. قادر ساختن پژوهشگر به روبه رو شدن با طیف وسیعی از شواهد، اسناد، مصاحبه های نظام مند، مشاهده مستقیم و … از جمله نقاط قوت- و مزایای مطالعه ی موردی است یکی از دیگر نقاط قوت تحقیق موردی پرداختن به شناخت تمام ابعاد یک واحد اجتماعی است8. هر چند مطالعه ی موردی ابزاری ارزشمند است وبا استفاده از آن می توان متغیرهای معنا داررا کشف کرد. اما مکان تعمیم داده ها را فراهم نمی سازد. زیرا فقط بر روی یک مورد ودر یک مقطع زمانی خاص صورت می گیرد در بسیاری از مطالعات موردی، نظم و انسجام علمی رعایت نمی شود اغلب دیده شده که پژهشگر بی دقتی کرده واجازه نمی دهد که دیدگاههای مغرضانه بریافته ها اثر گذارد. این مطالعات روبط علی – را مورد شناخت قرار نمی دهند و بسیاری از دانشمندان آنرا برای مراحل ماقبل قجری تحقیق، مفید می دانند. به عنوان یک استراتژی، تحقیق موردی در زمینه هایی چون سیاست، علوم سیاسی، مدیریت جامعه شناسی، تحقیقاتی که در زمینه مدیریت و سازمان انجام می شود، تحقیقاتی که در زمینه برنامه ریزی شهری ومنطقه ای، مثل تحقیقاتی که در زمینه برنامه ها، کشورهای همسایه یا سازمان ها ونهادهای دولتی انجام می شود و مطالعات و تحقیقاتنی که به منظور پایان نامه های دوره های کارشناسی ارشد و دکتری «علوم اجتماعی» انجام می شود، به کار می رود. برای مطالعه ی موردی می توان از منابع زیر بهره چیست: 1) اسناد: به عنوان منبع غنی برای داده ها که شامل نامه، یاداشت، صورت جلسه، دستورکار، پرونده ها، بروشورها، کتابچه و غیره است.
2) مصاحبه: در برخی مطالعات موردی، می توان روش های پژوهش پیمایشی را به کاربرد و از پاسخ گویان در خواست کرد تا پرسش نامه هایی را پرکنند. 3) مشاهده مشارکتی: در این روش، پژوهشگر به میان مشاهده شوندگان رفته ودر رفتار تحت مشاهده مشارکت می کند و هم زمان به جمع آوری اطلاعات در محل تحقیق می پردازد.
گفتار دوم: مفاهیم مرتبط
الف) سرقت مقرون به آزار یا تهدید:
یکی از انواع سرقت های مشدد به لحاظ خشونت آمیزبودن عمل، سرقت مقرون به آزار یا تهدید است. بنابراین سرقت مقرون به آزار یا تهدید عبارت است از ربودن مال منقول متعلق به دیگری همراه با اعمال خشونت و توام با آزار یا تهدید متصرف مال یا دیگران است9. منظور از آزار، هر نوع آسیب یا صدمه ای است که توسط یکی از سارقین در جریان ارتکاب سرقت نسبت به شخص یا اشخاصی که در صحنه جرم حضور دارند اعمال شود. مانند بستن دست و پای صاحبخانه یا ایراد ضرب نسبت به افراد ناظر بر وقوع سرقت حتی وقتی آزار توسط یکی از سارقین به عمل آید. زیرا سرقت مزبور از کیفیات فشدده موضوعی است که به حساب همه ی سارقین گذارده می شود گرچه بعضی مبادرت به ایذاء و اذیت و آزار ما لباختگان ننموده باشد10. به کارگیری آزار یا تهدید عنف توسط سارق برای درهم شکستن مقاومت طرف مقابل ودر نتیجه رسیدن به خواسته های نامشروع خود از جمله کیفیات مشددی است. واژه ی عنف در لغت به معنای شدت و قساوت است وعنفا یعنی به طور تندی و درشتی واجبار11. در اصطلاح حقوق جزا منظور از عنف عبارت است از اقدام و واداشتن کسی به کاری بدون رضای او خواه توام با عمل مادی باشد خواه نباشد. این واژه به مفهوم درهم شکستن مقاومت شخص یا چیزی مانند دخول قهری در منازل اشخاص نیز به کار رفته است. البته عنف اعم است از این که استفاده از قوه ی مجریه نسبت به انسان باشد یا اشیاء. بنابراین عنف در موضوعات مختلف معاونی متفاوتی دارد. بنابراین اگر کسی بدون رضایت زنی با او نزدیکی کند تجاوز به عنف محسوب می شود، اگر کسی بدون رضایت شخصی از او نوشته یا امضایی بگیرد عنف تلقی می شود. آزار در جرم سرقت مقرون به آزار کلمه ای پهلوی بوده است ودر فارسی به معنای رنج، آسیب، گزند، بیماری، ناخوشی ودرد و مرض به کاررفته است12. معنای دیگر آن اذیت، تعب،اندوه،زیان،غم وظلم وستم است. با توجه به معانی فوق معلوم می شود که این واژه ها عرفا شامل، صدمات و آسیب هایی است که درد و رنج جسمی یا آزردگی روحی ایجاد کند بی آنکه عرفا ضرب وجرح اصطلاحی به شمار رود. مثل این که موی سر کسی را بگیرید و بکشند به حدی که طرف متالم شود.
به موجب ماده ی 8 از قانون جزای انگلستان، سرقت مقرون به آزار عبارت است از: دزدی و استفاده از زور- علیه شخصی، بلافاصله، قبل از دزدی یا حین دزدی وبه منظور انجام آن، یا تهدید یا قصد تهدید به استفاده از زور مجازات سرقت مقرون به آزار حسن ابد می باشد ودر صورتی که سرقتی به وقوع نپیوندد. سرقت مقرون به آزار هم وجود نخواهد داشت. برای تحقق سرقت مقرون به آزار باید برای تحصیل مال از زور عنف استفاده شود. اعمال زور علیه شخص ثالث همچون رهگذاری که ملاحظه می کند، کافی است13. مسلما استفاده از زور وتهدید به آن، به منظور سرقت برای تحقق این جرم لازم است در مورد یکه چند مرد جوان مرد جوان دیگری را بصورت تهدید آمیزی دوره کرده بودند و آن مرد جوان از ترس جان خود پولی را داد که از طرف آن ها پذیرفته شد، دادگاه مقرر نمود که عمل آنها سرقت مقرون به آزار نبوده است زیرا که تهدید تبرعاً انجام گرفته بود ونه به قصد سرقت14. در واقع عنصر خشونت مهم ترین قسمت جرم سرقت مقرون به آزار است اما تنها عنصر وعامل نیست. وجود سلاح ضروری است حتی اگر استفاده نشود. در حقوق انگلستان، عواملی وجود دارند که این عوامل جزء کیفیات مشدده در ارتباط با سرقت مقرون به آزارمحسوب می شوند: استفاده از سلاح، میزان ودرجه ی قدرت یا خشونت، آسیب پذیرتربودن قربانی مانند مورد هدف قرار دادن افراد پیر ویا بسیار جوان وآنان که از ناتوانی رنج می برند، انجام جرم بصورت گروهی چرا که میزان ترس وارده به قربانی در این حالت شدیدتر می باشد، ارتکاب جرم در شب و ساعات تاریکی چرا که در این مورد نیز ترس وارده به قربانی شدیدتر است و قربانی نیز آسیب پذیرتراست، پوشیدن نقاب قبل از سرقت ودر حین سرقت از جمله کیفیات مشدده در ارتباط با جرم «robbery» و یا سرقت به عنف در حقوق انگستان محسوب می گردد. جالب آنکه استفاده ی حساب شده از یک نوع خاص نقاب قبل از سرقت مهم تر است از استفاده ی فی البداهه از کلاه در هنگام سرقت چرا که نشان و حاکی از یک برنامه ریزی دقیق از جانب سارق است. در عوض عواملی چون، عدم برنامه ریزی در ارتباط با سرقت، داشتن نقش جزئی یا سطحی، جایی که سرقت بصورت گروهی انجام می پذیرد، بازگرداندن اختیاری اموال مسروقه ،ازجمله کیفیان محففه15 محسوب می شوند.
ویا چشم ودهان کسی را با دستمال ببندند. در این که آزار و صدمه تاچه حدی باید باشد که مشمول ماده مذکور قرار گیرد صراحت قانونی به نظر نمی رسد. مع هذا می توان گفت مقصود از آزار عبارت از هر نوع صدمه و آسیب اعم از جسمی یا روحی هرچند خفیف، است که سارق در جریان سرقت و ضمن آن وبرای انجام سرقت نسبت به متصرف مال یا شخص و اشخاصی که در صحنه ی جرم حاضرند، به عمل می آورد و لو این که صدمه و تعدی وارده موجب جراحت یا موجد آثاری در بدن نشود. مانند این که سارق با تابانیدن نور بسیار قوی چشم صاحبخانه را آزرده کند یا چشم و دست پای اورا می بندد یا به صورت صاحبخانه سیلی ای می زند امثال آن. پس هر نوع ایراد ضرب وجرح خفیف در حین سرقت آزار تلقی می شود. چنان که در حقوق انگلیس در دعوای داوسون در سال 1976 مقرر گشت که ایراد ضربه ای به قربانی به وسیله آرنج، به طوری که تعادل خود را از دست بدهد، برای تحقق استعمال زور کفایت می کند16. تهدید در جرم سرقت مقرون به آزار یا تهدید، کلمه ای عربی و مصدر از باب تفعیل است که در لغت به معنای ترسانیدن، بیم دادن و عقوبت دادن به کار رفته است17. وبه معنای وعده عقاب وزجردادن نیز استعمال شده است. خواه به صورت کتبی باشد. خواه شفاهی. در اصطلاح نیز مقصود از تهدید عبارت از هر نوع اعمال زور و قدرت برای ترسانیدن متصرف مال یا شخص و اشخاص دیگر حاضر در صحنه ی جرم در حین سرقت است. مثل این که سارق پس از حضور در صحنه ی جرم صاحبخانه را با سلاح کمری تهدید کند که اگر قصد خروج از صحنه و طلب کمک از دیگران را داشته باشد اورا هدف قرار خواهد داد. درمورد اعمال تهدیدآمیز باید خصوصیات طرف واوضاع و احوال واقعه از هر جهت در نظر گرفته شود. بدیهی است صرف داشتن خوف از سارق ربودن این که از طرف وی عملاً تهدیدی شده باشد. سرقت مقرون به تهدید تلقی نخواهد شد. بنابراین برای تحقق سرقت مقرون به آزار یا تهدید باید آزار یا تهدید در حین سرقت وبرای ارتکاب آن صورت بگیرد و لذا صورتی که سارق پس از ارتکاب سرقت ودر حین فرار در خیابان صاحب مال را آزار یا تهدید نموده باشد چون آزارو تهدید بعد از وقوع سرقت بوده، لذا سرقت مقرون به آزار نبوده است وبه عنوان جرم مستقل قابل مجازات است نهایتا تشخیص وجود آزار یا تهدید در حین سرقت با توجه به اوضاع و احوال واقعه و عرف متداول با دادگاه است18. نکته ی که بایست توجه داشت این است که هرگاه شخص ثالثی که آزار متوجه او می گردد کسی باشد که *تهدید یا آزار او تاثیر منفی بر صاحب مال ندارد مثل اینکه سارق همدست خود را کتک بزند تحقق شرط آزار بعید به نظر می رسد.
ب) محاربه:
واژه ی محاربه از ریشه حرب گرفته شده است که متضاد کلمه سلم به معنی صلح می باشد. محاربه در اصل به معنی سلب و گرفتن است و ازاین جهت در مورد کسی که برای جنگیدن با دیگران یا ترسانیدن آنها سلاح می کشد به کار می رود که وی قصد گرفتن جان یا مال یا امنیت دیگران را دارد19. محاربه واژه ای است عربی بر وزن مفاعله که مجرد آن حارب بر وزن فاعل از ریشه ثلاثی مجرد حرب به معنای جنگ، و غارت گرفته است. بنابراین می توان گفت: حرب عبارت است از اعمال و رفتاری که موجب ترس و خوف دیگران شود ومحارب یعنی کسی که با ایجاد خوف و ترس، آرامش و امنیت را از مردم سلب نماید وبدین ترتیب محارب مترادف با مقاتل نبوده، بلکه صرف سلب امنیت و آرامش به هر کیفیتی صدق عنوان محارب را در بردارد20. احکام مربوط به محاربه در آیه 33 از سوره ی مائده ذکر شده است، خداوند متعال در این آیه از قرآن کریم می فرماید:« انما جزاء الذین یحاربون الله و رسوله ویسعون فی الارض فسادا ان یقتلو او یصلبوا او تقطع ایدیهم و ارجلعهم من خلاف او ینفوا من الارض ذلک لهم خری فی لهم الدنیا ولهم فی الاخره عذاب عظیم » یعنی: همانا کیفر آنانی که با خدا او به جنگ بر می خیزند ودر زمین به فساد کوشند جز این نباشد که آن ها را به قتل رسانند یا بهدارکشند یا دست و پایشان به خلاف ببرند یا با نفی بلد وتبعید از سرزمین صالحان دورکنند این ذلت وخواری، عذاب دنیوی آن هاست و اما در آخرت باز به عذابی بزرگ معذب خواهند بود. در آیه مورد بحث علاوه بر محاربه با خدا و رسول از «افساد زمین » نام برده شده است. فساد ضد صلاح به معنای تباه، نابود و متلاشی شدن می باشد ودر معنی خروج چیزی از حالت اعتدال نیز به کارمی رود دلیل افزوده شدن قید فی الارض به فساد آن است که عمل ارتکابی حالت بسامان و اعتدال زمین را ازبین برده و آن را برای سکونت انسان نامناسب می سازد. به کار رفته شدن دوعنوان محاربه و افساد فی الارض در آیه این سوال را به ذهن متبادر می کند که آیه در مقام بیان دو عنوان جداگانه بوده است یا این دو عنوان به طور مترادف به کار رفته و بر موضوع واحدی صادق می باشند؟ یک نظر آن است که افساد فی الارض و محاربه دو تاسیس مجزا می باشند و افساد فی الارض تمامی گناهان را که دارای مفسده عمومی باشد از قبیل اشاعه ی فحشا و منکرات را در برمی گیرد. مطابق نظر دیگر آیه به دو فعل وفاعل مستقل اشاره نمی کند.
بلکه تنها به یک فعل که هم محاربه با خدا ورسول وهم سعی در ایجاد فساد در زمین است اشاره دارد. هرگاه دو عنوان و فعل مجزا مورد نظر می بود، باید کلمه «الذین» قبل از عبارت « ویسعون فی الارض فسادا» تکرار می گشت. بدین ترتیب می توان گفت که عبارت « و یسعون فی الارض فسادا» از باب توضیح معنی محاربه یا بیان علت تعیین مجازات برای آن به کار رفته است. درر تحریر الوسیله قصد ونیت « افساد فی الارض » لازمه شمول عنوان محاربه را دانسته است، المحارب هو کل من جرد السلاح او جهذه لاخافه الناس واراده الافساد فی الارض من بر او بحر، فی مصرا وفی غیره لیلا ونهاراً»21 بدین ترتیب کسی که برای تمرین و نمایش بدون قصد ارعاب مردم، سلاح می کشد محارب محسوب نمی شود هر چند که در عمل کار او باعث ترسیدن مردم شود: سلاح نیز به معنی هر وسیله کشنده ای است اعم از این که وسیله کشنده گرم یا سرد باشد. بدین ترتیب معلوم می شود که ماده ی 183 قانون مجازات اسلامی به تبعیت از نظر مشهور فقها تدوین شده است و در ممام تعریف محارب چنین مقرر داشته است که هر کس که برای ایجاد ورعب و هراس و سلب آزادی و امنیت مردم دست به اسلحه ببرد محارب است. به همین اساس می توان محاربه را بصورت زیر تعریف کرد« محاربه، عبارت از برکشیدن سلاح برای ایجاد رعب و هراس در بین مردم و سلب آزادی و امنیت آنان است»22 استفاده از واژه ی هر کس در ابتدای ماده 183 و عدم اشاره به زمان و مکان ارتکاب جرم بیانگر آن است که قانونگذار نظر مشهور فقها را که ارتکاب محاربه را از سوی زن یا مرد، در شهر یا خارج از آن ودر شب یا روز ممکن می دانند، پذیرفته است. استفاده از کلمه ی مردم نیز درماده دلالت برآن دارد که برای صدق عنوان محاربه وافساد فی الارض نوعی عمومیت وجود داشته باشد. همین امر در تبصره 2 ماده مورد تاکید قرار گرفته است که مطابق آن « اگر کسی سلاح خود را با انگیزه عداوت شخصی به سوی یک یا چند نفر مخصوص بکشد وعمل او جنبه ی عمومی نداشته باشد محارب محسوب نمی شود» سوالی که در پیش می آید این است که علاوه بر قصد مرتکب برای ایجاد رعب وهراس آیا ترسیدن یک یا چند نفر در عمل شرط لازم برای مشمول عنوان محاربه بر عمل مرتکب می باشد یا خیر؟ در این مورد دو نظر بین فقها وجود دارد برخی ایجاد خوف و هراس را شرط می دانند وبرخی آن را شرط نمی دانند23. تبصره «1» ماده ی 183 قانون مجازات اسلامی مقرر می دارد: کسی که بر روی مردم سلاح بکشد ولی در اثر ناتوانی موجب هراس هیچ فردی نشود محارب نیست ناتوانی که باعث عدم هراس دیگران می شود ممکن است ناتوانی جسمی ، روحی یا مهارتی باشد، مثل این که یک فرد ضعیف الجثه یا زبون یا ناآشنا به کاربردن سلاح آن را به روی دیگران نشانه رود در حالیکه همه می دانند که وی توان جسمی، و مهارتی لازم را ندارد و یا همه می دانند که سلاح وی اساسا خالی است و در نتیجه هیچ کس هراسی را از این کار مرتکب به خود راه نمی دهد. با توجه به لزوم ترسیدن مردم، ظاهرا سلاح باید ظاهر در معرض دید آنها قرار داشته باشد. بدیهی است باید به قصد مستقیم توجه کرد بدین ترتیب هرگاه قصد ونیت اولیه کسی از سلاح کشیدن بردن مال باشد یاربودن هواپیما باشد، همین که وی می داند که این کار وی باعث ترسیدن مردم خواهدشد، می توان گفت قصد ایجاد رعب وهراس مذکور در ماده 183 را داشته است. با نگاهی به قوانین می توان نتیجه گرفت که قانون گذار ایران برای شمول عنوان محاربه نسبت به عمل مرتکب بیش از آنکه به ضابطه ی دست به اسلحه بردن توجه داشته باشد به قصد مرتکب دایر بر مقابله نظام و یا آثار ناشی از اعمال وی در ضربه زدن به نظام توجه داشته باشد و به عبارت دیگر یکی از دو ضابطه نوعی و شخصی را برای
مقرر می دارد: کسی که بر روی مردم سلاح بکشد ولی در اثر ناتوانی و حب هراس هیچ فردی نشود محارب نیست (ناتوانی که باعث عدم هراس دیگران می شود ممکن است ناتوان جسمی، روحی یا مهارتی باشد. مثل این که یک فرد ضعیف الجثه یا زبون یا نا آشنا با کار بردن سلاح آن را به روی دیگران نشانه رود. در حالی که همه می دانند که وی توان جسمی، روحی یا مهارتی یا مهارتی لازم برای استفاده از سلاح را ندارد و یا همه ی می دانند که سلاح وی اساساً خالی است و در نتیجه هیچ کس هراسی را از این کار مرتکب به خود راه نمی دهد. با توجه با لزوم ترسیدن مردن ظاهراً سلاح باید ظاهر در معرض دید آنها قرار داشته باشد. بدیهی است باید به مقصد غیر مستقیم توجه کرد. بدین ترتیب هرگاه قصد و نیت اولیه کسی از سلاح کشیدن بردن مال باشد یا ربودن هواپیما و . . .باشد، هیمن که وی می داند که این کار وی باعث ترسیدن مردم خواهد شد، می توان گفت قصد ایجاد رعب و هراس مذکور در ماده 183 را داشته است. با نگاهی به قوانین می توان نتیجه گرفت که قانونگذار ایران برای مشمول عنوان محاربه نسبت به عمل مرتکب بیش از آنکه به ضابطه دست به اسلحه بردن توجه داشته باشد به قصد مرتکب دایر بر مقابه نظام و یا آثار ناشی از اعمال وی در ضربه زدن به نظام توجه داشته است و به عبارت دیگر یکی از دو ضابطه نوعی و شخصی را برای نشخیص عنوان سببییت برای فساد عامه، اخلال در امنیت عمومی، فساد و اخلال در نظام، شکست جبهه اسلام، اسارت یا تسلیم نیروهای خودی، تسلط دشمن بر اراضی، مواضع یا افراد خودی، وارد شدن تلفات جانی به نیروی خودی، ورود ضربه موثر به نیروهای مسلح و نفوذ بر آن.
یدین ترتیب هرگاه رفتار مرتکب در عمل موجب بروز یکی از نتایج سوء فوق گردد عمل وی از یک جرم ساده به جرم محاربه تغییر ماهیت خواهد داد. از سوی دیگر گاهی با اعمال یک ضابطه شخصی مرتکب به دلیل قصدی که در ایجاد اخلا و به هم زدن امنیت، مقابه با نظام را داشته باشد محارب محسوب می شود. بنابراین محاربه عبارت است از اخلال در امنیت عمومی بوسیله یا بدون آن خواه مقرون به غارت باشد یانه24. در مورد محاربه، جرم مطلق است یا قصد بین حقوقدانان اختلاف نظر وجود دارد برخی با توجه به مفهوم مخالف تبصره ی 1 ماده 183 ق.م.ا محاربه را جرم مقید دانسته اند25 و برخی معتقدند که این تبصره را نمی توان تشخیص عنوان محاربه کار برده است. ضابطه نوعی در قیودی مثل قیود زیر در قوانین انعکاس یافته است: سببیت برای فساد عامه، اخلال در امنیت عمومی، فساد واخلال در نظام، شکست جبهه اسلام، اسارت یا تسلیم نیروهای خودی، تسلط دشمن بر اراضی، مواضع یا افراد خودی، وارد شدن تلفات جانی به نیروی خودی، ورود ضربه موثر به نیروهای مسلح و نظایر آن.
بدین ترتیب هر گاه رفتار مرتکب در عمل موجب بروز یکی از نتایج سود فوق گرددعمل وی از یک جرم ساده به جرم محاربه تفسیر ماهیت خواهد دارد. از سوی دیگر گاهی با اعمال یک ضابطه شخصی مرتکب به دلیل قصدی که در ایجاد اخلال و به هم زدن امنیت، مقابله با نظام را داشته باشد محارب محسوب می شود. بنابراین محاربه عبارت از اخلال در امنیت عمومی بوسیله اسلحه یا بدون آن خواه مقرون به غارت باشد یا نه »26 در مورد اینکه محاربه، جرم مطلق است یا مقصد بین حقوقدانان اختلاف نظر وجود دارد برخی با توجه به مفهوم مخالف تبصره ی 1 ماده ی 183، ق.م.1 محاربه را جرم مقید دانسته اند27 و برخی معتقدند که این تبصره را نمی توان و دلیل مقید بودن جرم دانست واین تبصره نظر به افراد متوسط دارد واگر کسی به دلیل ناراحتیهای عصبی از حمل سلاح توسط دیگری هراس داشته باشد موجب نمی شود حمل کننده سلاح را محارب بدانیم زیرا این گونه ترسها عادی ومتعارف نیست واین تبصره به این معناست که اقدامات تهدید آمیز افرادی که دارای ضعف مفرط جسمانی هستند واصولا توان ایجاد قصد اخافه را ندارند نمی توان محاربه تلقی شود28 اما براین نظر ایراد وارد است که قصد واراده یک امر درونی است و شخصی هم که ناتوان است خودش را توانا می بیند و قصد ارعاب می نماید، بنابراین قصد ارعاب و ناتوانی مرتکب ملازمه ای با یکدیگر ندارد29.
ج) اخاذی:
گرفتن وجه یا چیزی از دیگری به زور و تهدید است. ممکن است پدری را تهدید به افشاء سر پسرش کرد واز پدر اخاذی نمود. امری که تهدید به افشاء آن شود ممکن است مطابق واقع باشد یا خلاف واقع باشد. مثل اینکه حکم محکومیت کیفری یا اداری علیه کسی صادر شده وفرد اخاذ اورا تهدید به انتشار آن حک کند30 تنها ماده ی قانونی که در آن از واژه ی احاذی نام برده شده است ماده ی 617 ق.م.1 می باشد که مقرر می دارد



قیمت: تومان

دسته بندی : پایان نامه ارشد

پاسخ دهید